آهسته آهسته

نسيم صبح دم گردد وزان آهسته آهسته
گشايد غنچه در گلشن دهان آهسته آهسته

مسيحاي بهاران بر تن افسرده گيتي
ديگر باره دمد روح و روان آهسته آهسته

زچشمانم صراحي وار خون دل شود جاري
جفا ها چون شود بر من عيان آهسته آهسته

سخن گر نا رسا باشد ز ياران عفو مي خواهم
رسا گردد زبان کودکان آهسته آهسته

نصيب اين سياه کيشان بي فرهنگ و آدم کش
شود نفرين مردم در جهان آهسته آهسته

عزيزان خون يک ميليون جوان کشور افغان
شود آتش به قلب قاتلان آهسته آهسته

مشور کوشا به يک شب منزل ما طي نمي گردد
به منزل ناقه راند ساربان آهسته آهسته

بکن کوشش ولي " حافظ " مشو مايوس پيروزي
که آيد دامن شب را زيان آهسته آهسته