دوستان از کف داده شده

من از داغ نهان چون لاله در صحن چمن سوزم
به شب چون شمع بزم عشق در هر انجمن سوزم

هميشه بر حرير اشک دل با سوزن مژگان
پي پيروزي رزمندگان من پيرهن دوزم

مرا قول و قراري بود با آزادگان روزي
از آن چون شعله جاويد در هر انجمن سوزم

برم نامي از آنهائي که جان کرده نثار ما
چو خون جامه در پيمانه شعر و سخن سوزم

دل " حافظ " نمي گردد شکيب از درد ياري ها

مگر روزي که بهر دشمنان شان کفن دوزم