به یاد رفیق پویان
یابود اجتماعی از یک شخصیت اجتماعی


هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما


تاریخ گویای حقایقهر عصر و زمان بوده و میباشد. بیان تاریخ، ترسیم عملکرد شخصیت ها و افراد یک جامعه برای نسل های آینده آن میباشد که به وضاحت آشکار و در بستر تاریخ بنام قهرمانان زمان در ابعاد گوناگون اجتماعی ظهور کرده و هر کدام برای خویش وثیقه خاص را رقم زده و میزنند و این شخصیت ها در حقیقت به حمایت مردم دوران خود، در مرتبه قهرمانی با دشمنان توده ها، در سنگر پیکار و مبارزه به تقابل پرداخته و می پردازند.
در شرایط گذشته بین سالهای 1340 تا کودتای 7 ثور و بعد از آن ، در کشور ما تحولات و تغییرات اوضاع سیاسی روند خاص خود را داشت و شخصیت های سیاسی پا به عرصه دوران گذاشتند. یکی ازین شخصیت ها که در همان سالها پا به عرصه وجود گذاشت و زندگانی خود را وقف حیات اجتماعی نمود، شخصی بنام ، هادی فرزند حبیب الله بود که در یک خانواده متوسط شهری د رناحیه دوم فعلی شهر هرات در سال 1333 خورشیدی ، متولد گردید. وی در سال 1340 به مکتب ابتدائی جامی هرات شامل شد و در سال 1352 از لیسه جامی هرات فارغ التحصیل گردید و بعد از فراغت به حیث مامور به ولسوالی زنده جان ولایت هرات به کتابت پرداخت. بعد از کودتای ننگین 7 ثور تحت تعقیب گشتاپوی خاد قرار گرفت و به مدت 18 شبانه روز زندگی مخفی را سپری نمود ولی نهایتا دستگیر گردید و به زندان هرات منتقل شد. مدتی بعد که از زندان هرات رهائی یافت به زندگی مبارزاتی خویش روی آورد و مبارزه خود را ادامه داد.
هادی شخصی بود ، مترقی و دموکرات؛ معتقد به ایدئولوژی انقلابی بود و سلاح ایدئولوژی را بر همه امور ترجیح میداد. شعار او دایما این بود که :" هیچ جنبش انقلابی نمیتواند بدون تئوری انقلابی باقی بماند." بیان او حامل مقولات شخصیت های انقلابی و پیشوایان انقلابات کبیر جهانی بود. او شخصیتی بود که در مقابل تسلیم طلبی و فرار طلبی از مبارزه سیاسی، ایستادگی مینمود و دیگران را رهنمود میداد که هیچگاه تن به سازش ندهند و خودش نیز هیچ گاه حاضر به سازش با دشمنان قسم خورده مردم و مرتجعین نبود. مبارزه قهرآمیز را سرلوحه زندگی مبارزاتی خویش میدانست. وی در پرتو سخنان خود همیشه از انقلاب دموکراتیک نوین تحت رهبری یک جنبش انقلابی   یادآوری مینمود و همیشه در بیانات خود مبارزات پارلمانتاریستی را به شدت محکوم میکرد.
او با وقار کامل زیست و تا هنگامیکه در افغانستان زندگی کرد ، خانه اش مرکز تجمع دوستان همپای او را تشکیل میداد و در ساختارسازی تشکیلاتی و مطالعه روزانه همراه دوستان هم کیشش به تحقیق و پژوهش ، مطالعه و بررسی می پرداخت؛ دوستانش او را " پویان" صدا میکردند ، طوریکه او ملقب به پویان شده بود.
دیری نگذشت که کودتای ننگین 7 ثور، توسط باند رویزیونیست و مزدور سوسیال امپریالیستهای شوروی صورت گرفت و باند وابسته سوسیال امپریالیستها بر اریکه قدرت تکیه زد. آنها بعد از به قدرت رسیدن ،  دست به کشتار بیرحمانه توده های ستمدیده این دیار زدند. کشتار بیرحمانه مردم بی دفاع و جوانان پیکارجو و انقلابی زمینه را برای مهاجرت و اوارگی مردمان ستمدیده این دیار هموار ساخت و عده زیادی از مردم که قربانی نیرنگ های شوم باند " خلق" و پرچم شده بودند و درین رابطه قربانی ها و تلفاتی را نیز متقبل گردیده بودند اجبارا تن به مهاجرت دادند. یک عده ازین گروه که به مهاجرت روی آوردند به این فکر بودند که میتوان در خارج از افغانستان  ترتیب یک تشکل ملی و انقلابی را پی ریزی نمود. پویان با چنین طرز بینش و اندیشه ای راه مهاجرت را پیش گرفت. وی بعد از مهاجرت به دنبال حلقات و گروه هایی بود که در خور توانائی مبارزاتی و انسجام تشکیلاتی باشند و حتی به دنبال حلقات و دسته جاتی میگشت که از چنین حسن تشکیلاتی ملی ، انقلابی برخوردار باشند تا بتواند به آنها ملحق شود و به کار ایدئولوژیک – سیاسی و مصاف با دشمنان قسم خورده مردم برود.   

بعد از حملات یازده سپتامبر که تجاوز و لشکرکشی امپریالیستهای یانکی به افغانستان مساعد گردید، این کشور باردیگر مورد تهاجم و لشکر کشی امپریالیستهای غربی به سردمداری امپریالیزم لجام گسیخته امریکا قرار گرفت. جنبش انقلابی جوانان افغانستان که در آن هنگام حول مسوده پلاتفرم جنبش ... فعالیت مینمود، چنین جنگی را، جنگ تجاوزکارانه خواند و کشور را نیمه فئودالی – مستعمره بیان نمود؛ اما یگانه چیزی که در دیار مهاجرت رنج و آزارش میداد ، دوری از میهن و مردمان میهن اش بود. همین دوری چون موریانه فکر و وجودش را خورد میساخت و فشارش را بالا میبرد.  استرالیا ، سرزمین بیگانه و نا آشنا برایش ، با همین غم و اندوه و عدم توان برگشت به سرزمین ، سرزمین ابدی اش گشت و اوایل سایل 1389 خورشیدی بدرود حیات گفت.


یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!

این هم متن مختصری از نامه دست نوشته رفیق پویان ( هادی) که به یکی از رفقای همرزمش به رشته تحریر در آورده بود:

دوست گرامی ..................جان سلام  !
امیدوارم که همراه با فامیل محترم صحتمند و سلامت باشید
...............جان حدودا دو ماه میشود که به استرالیا در شهر سیدنی آمدم ، بعد از سال ها در ایران شرایط روز به روز نامساعد تر میشد و سرنوشت هیچ کس معلوم نبود. دراین جاهم در تار و پود زندگی مردم سیاست های انگلیس را احساس میکنی. در عین اینکه فکر میکنی آزادی وجود دارد اما همه چیز زیر ذره بین قرار دارد. تا اکنون هیچ کس را نمی شناسم و امیدوارم تا درین نزدیکی ها انسان های را که قابل رفت و آمد باشند پیدا کنم. هر کار و خدمتی داشته باشی در خدمت حاضرم.
هادی
14 – 10 – 1388
خدمت محترم .................... جان هم سلام  جداگانه تقدیم میدارم. امیدوارم صحت و سلامت باشند. هادی