به پیش در راه برپائی مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی
علیه اشغالگران امپریالیستی و رژیم دست نشانده


با فرا رسیدن 7 اکتوبر 2009 ( 15 میزان 1388 )، کارزار تجاوزکارانه و اشغالگرانه امپریالیستی به سردمداری امپریالیست های امریکایی بر افغانستان، هشتمین سال پر از جنایت و فریبکاری اش را پشت سر گذاشت : هشت سال کشتار ، ویرانی و تجاوز به حقوق ملی و تمامیت ارضی کشور، هشت سال بمباران های وحشیانه و بکارگیری مدرنترین تجهیزات نظامی و ویران کردن مزارع و روستاهای کشور ،هشت سال تحمیل فرهنگ شوم مستعمراتی درتمام ابعاد سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ، هشت سال گسترش مواد مخدر و ادعای دروغین مبارزه علیه آن،هشت سال بیکاری ، فقر ، دربدری ، ظلم و ستم بر تمامی توده ها اعم از زنان و مردان و کودکان.... چیز دیگری نبوده است. بلی، همه اینها حاصل تجاوز نظامی و لشکر کشی شوم امپریالیستهایی به افغانستان بوده که در قالب " مبارزه علیه تروریزم " و " آزادی زن و دموکراسی " صورت گرفته است.
اما حقیقت امر این است که " مبارزه علیه تروریزم" ، " آزادی زن " و " دموکراسی" بعنوان روپوشی برای اشغال افغانستان قرارگرفته است. درحالیکه دلایل اصلی تجاوزنظامی به افغانستان را باید در اهمیت جغرافیایی و جئوپلیتیک آن درمنطقه دید. افغانستان در قسمت شرقی و جنوبی دارای مرز مشترک با پاکستان و دربخش غربی  با ایران است. ازسویی نزدیکی مرزی با کشور چین و ارتباط با جمهوریهای نفت خیز سابق شوروی اهمیت استراتژیک افغانستان را دو چند میسازد. بیش از یک پنجم نفت جهان برابر با 270 میلیارد بشکه ذخیره نفتی در کشورهای اطراف دریای خزر قراردارد. درهمین منطقه قریب به یک هشتم گاز طبیعی جهان موجود است. ازاین رو باید اشغال افغانستان را در چهارچوب ایجاد پایگاههای نظامی در این کشور و کنترل مواد خام در جمهوریهای آسیای مرکزی و محاصره روسیه، چین و ایران دانست. اشغال افغانستان به منظور کنترل منابع نفت و گاز، در آسیای مرکزی و اعمال هژمونی بر سایر رقبای تازه نفس امپریالیستی صورت گرفت. موضوع اسامه بن لادن و یا امارت اسلامی طالبان و مبارزه علیه تروریزم و  ستم برزن در افغانستان وسیله ای برای فریب افکارعمومی بوده است که متاسفانه تا حدود زیادی درمیان توده های امریکایی و اروپایی نقش فریبنده ای بازی کرده است. زمانیکه کمپانی نفتی یونیکال برای انتقال لوله نفت از آسیای مرکزی از طریق افغانستان با شکست روبرو شد و از طرفی امارت اسلامی طالبان در سال 1997 ناکارآمد تثبیت گردید، پنتاگون تصمیم به سرنگونی طالبان و جایگزینی آن با یک حکومت گوش بفرمان و دست نشانده گرفت. واقعه 11 سپتامبر 2001 یک بهانه خوبی برای امپریالیزم امریکا بود تا با سرنگونی فوری طالبان و تهاجم نظامی و لشکرکشی اشغالگرانه به افغانستان موقعیت استراتژیک خود را به جلو راند و حلقه را بر سایر رقبا در منطقه تنگ نماید.
جنبش انقلابی جوانان افغانستان از همان آغازحمله نظامی اشغالگران امپریالیستی به مبارزه برخاست و با موضع روشن و قاطع، طرح امپریالیستی و اضلاع متحده امریکا را درهجوم وحشیانه به این کشور را قویا محکوم نمود و مرعوب تبلیغات امپریالیستی و رژیم پوشالی نگردید. جنبش انقلابی جوانان افغانستان با انتشار ده ها مقاله تحلیلی پرده ازین سیاست استعماری برداشت و مخالفت خود را به تجاوز نظامی به افغانستان ابراز نمود و همواره تاکید به عمل آورد که سرنگونی رژیم ارتجاعی طالبان وظیفه خلق ستمدیده این کشور است و اقدام امپریالیستهای امریکایی و شرکاء نقض روشن حق تعیین سرنوشت توده های افغانستانی است. ما ازهمان آغاز تهاجم نظامی بارها یادآورشده ایم که برای امپریالیستهای اشغالگراستفاده ازمدرن ترین تجهیزات نظامی و ویران کردن هزاران روستا درکشور و کشتار بیرحمانه مردم بیگناه ... عین دموکراسی و آزادی است اما اگر همین مردم با سنگ و چوب و فداکردن جان خود ازکشور و موجودیتشان به دفاع برخیزند به سخت ترین وجه سرکوب شده و  آشوبگر، دزد و رهزن خطاب میشوند.
کشور افغانستان کماکان درچنگال امپریالیستهای اشغالگر امریکایی قراردارد ، و رژیم دست نشانده یک حاکمیت گوش به فرمان امپریالیستهای اشغالگر بوده که درخدمت بقاء و دوام اشغال نقش بازی میکند. در شرایط فعلی برپائِي و پِيشبرد مقاومت ملِي ، مردمِي و انقلابِي همه جانبه علِيه اشغالگران و دست نشاندگان شان ، بر محور مبارزات قهرِي براِي اخراج قوت هاِي اشغالگر امپرِيالِيستِي از کشور و سر نگونِي رژِيم دست نشانده یکی از مهمترین وظایف تخطی ناپذیر همه ماست . غِير از اِين ، راه دِيگرِي بر اِي خروج کشور و مردمان کشور ، منجمله جوانان ، از بدبختِي و فلاکت هول انگِيز کنونِي وجود ندارد.
محوری ترین شعار جنبش انقلابی جوانان افغانستان شعار خروج فوری و بی قید و شرط تمامی اشغالگران ازخاک کشوراست. از این رو تمام نیرو و توان مبارزتی مان را باید برای طرد اشغالگران متمرکز نماییم. تنها دراین روند سیاسی است که می توان تمام خلق ستمدیده را علیه امپریالیزم و توطئه های استعماری بسیج کرد، توده ها را از زیر کنترول و اسارت نیروهای امپریالیستی - ارتجاعی خارج نمود و انقلاب ملی دموکراتیک نوین را به سرانجام رسانید. نیروهای انقلابی ملی و دموکراتیک افغانستان وظیفه سنگینی برعهده دارند و تنها آنها هستند که رسالت نهایی رهایی خلق از قید امپریالیزم و ارتجاع را دارا می باشند. راهی جزء خروج شجاعانه و رزمجوِيانه از زِير درفش اردو و پولِيس پوشالِي و همچنان ترک بِي تفاوتِي ها و فرارطلبِي ها از مبارزه و مقاومت علِيه اشغالگران و دست نشاندگان شان  متصور نیست.  فقط با تامِين استقلال و آزادِي کشور و مردمان کشور و پِيشروِي مداوم، در مسِير انقلاب ، فرداِي مان شگوفان ، پر بار ،  برِي از سلطه امپرِيالِيستها و مرتجعِين و سرشار از آزادِي و بهروزِي خواهد بود.


مرگ بر اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان شان !
به پیش در راه برپایی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی و انقلابی !
جنبش انقلابی جوانان افغانستان
هفتم اکتوبر 2009 ( 15 میزان 1388 )