برای برپایی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی و انقلابی
با تمام توش و توان زمینه سازی نمائیم !
مقاومت علیه اشغالگران و خائنین ملی دست نشانده را

قاطع و سرتاسری سازیم !

 

با فرا رسیدن 7 اکتوبر 2007 ( 15 میزان 1386 )، کارزار تجاوزکارانه و اشغالگرانه امپریالیستی به سردمداری امپریالیست های امریکایی بر افغانستان، شش سال پر از جنایت و فریبکاری را پشت سر گذاشت. این آتش افروزی امپریالیستی پس از افغانستان عراق را فرا گرفت و اکنون می رود که دامن ایران را بگیرد و به دنبال آن احتمالا سوریه و پاکستان و ... را در کام خود فرو برد. ناگفته پیدا است که زخم کهنه شمشیر زهر آگین صهیونیزم درفلسطین و در جوار آن لبنان از قبل توده ها را زجر می داد و کماکان زجر می دهد.
ازینقرار " جهاد مقدس " امپریالیستی بوش و شرکاء که در هفتم اکتوبر 2001 با نعره های کاذبانه " جنگ علیه تروریزم " آغاز گردید، سلسله استراتژیک و طولانی ای است که اینک تازه در سالهای نخستین خود قرار دارد. بی گمان این سلسله منحوس و ضد انسانی در طی همین چند سال گذشته نیز دهشت های فراوانی آفریده است. عاملین و حاملین امپریالیست این سلسله شیطانی و پا دو های بومی شان، بر خلاف وعده های دروغین تکراری تامین صلح و امنیت و ترقی اجتماعی، هم اکنون در سرتاسر منطقه ای که کل خاور میانه و افغانستان و پاکستان را در بر می گیرد، فتنه و فساد وسیعی براه انداخته اند و برای آتش افروزی های بیشتر و پر دامنه تر زمینه سازی می نمایند.
در چنین شرایطی، خائنین ملی دست نشانده اشغالگران امپریالیست در افغانستان، که ذره ای از احساسات ملی ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی خارجی توده های افغانستانی را در خود ندارند و تقریبا در مجموع دست پروردگان دیروزی ارتجاع پاکستان هستند، برای کشانده شدن وسیع آتش جنگ امپریالیستی به پاکستان، با شعار های فریبنده و دروغین ملیگرایی به اصطلاح افغانی و حتی پشتونیستی، هیزم کشی میکنند. اینها بیشرمانه تلاش دارند اربابان امپریالیست شان را قناعت دهند که قبل از " پرداختن " به ایران و یا همزمان با آن، به طرف پاکستان " متوجه " شوند و برای برچیدن پایگاه های اصلی " تروریست ها " در این کشور ، که دیروز خود شان در آنها جای داشتند، اقدام کنند.
هر چند جنایات و دهشت آفرینی های اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان شان تا حال نیز کاملا بی پاسخ نمانده و با مقاومت های سخت و شدیدی مواجه شده است. اما باید توجه داشت که مقاومت علیه اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان شان با توسل به سلاح های ایدئولوژیک – سیاسی کهنه شده و تاریخزده، ولو اینکه علی العجاله ضرباتی بر آنها وارد آورد، نه تنها عاقبت خوشی ندارد، بلکه هم اکنون نیز تا حد زیادی شمشیر اشغالگری و تجاوز را دسته می کند. مبارزه و مقاومت علیه کارزار جاری امپریالیستی به سلاح ایدوئولوژیک – سیاسی ایکه تاریخا برتر و عالی تر از سلاح ایدئولوژِک – سیاسی اشغالگران و دست نشاندگان شان باشد نیاز دارد .
سلاح های ایدئولوژیک – سیاسی کهنه و تاریخزده، از لحاظ اجتماعی و میدان قابل گسترش نیز محدودیت های غیر قابل علاج دارند و در بهترین حالت فقط بخشی از اهالی یک ملیت مشخص ( در افغانستان پشتون ها، در عراق اعراب سنی، در فلسطین مسلمانان و در لبنان شیعیان) و آنهم منطبق با منافع قشر کوچک فئودالان و بورژواکمپرادوران مخالف تجاوز و اشغال امپریالیستی را -  که خود در نهایت با هزار و یک زنجیر وابستگی به امپریالیزم جهانی و قدرت های ارتجاعی خارجی وصل هستند -  در بر می گیرند.
کل مقاومت ارتجاعی در مقابله با اشغالگران کنونی، یک نقطه ضعف تاریخی دارد. نیروهای مختلف شامل در این مقاومت دست پروردگان دیروزی همین اشغالگران و متجاوزین کنونی هستند. طبیعی است که امکان بر گشت دست پروردگان دیروزی به دامان اربابان می تواند وجود داشته باشد. اشغالگران امپریالیست روی باالفعل شدن این احتمال حساب می کنند و توده ها نیز مکلف اند آن را در نظر داشته باشند.
اما در افغانستان یک موضوع مشخص دیگر نیز وجود دارد. رژیم دست نشانده اشغالگران رسما و بصورت نهادینه شده در قانون اساسی اش یک دولت تئوکراتیک و دینی است و شریعت مبنای تمامی قوانین این رژیم محسوب می گردد. طبیعی است که در چنین حالتی یک مقاومت ارتجاعی تئوکراتیک زمینه های مشترک ایدئولوژیک زیادی با رژیم دست نشانده دارد. تلاش هائیکه تحت عنوان راه اندازی مذاکره برای صلح در جهت کشاندن طالبان به سوی این رژیم به عمل می آید، از لحاظ ایدئولوژیک بر همین زمینه های مشترک اتکاء دارد.
بر پایی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی و انقلابی نه تنها تامین کننده قاطعیت و آشتی ناپذیری مقاومت در قبال اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان شان است، بلکه بدون آن، برپایی یک مقاومت سرتاسری و فراگیر ملی نیز ناممکن است. تنها یک مقاومت قاطع، آشتی ناپذیر، سرتاسری و فراگیر ملی قادر خواهد بود اشغالگران را از کشور اخراج نموده و رژیم دست نشانده را سر نگون نماید و افغانستان را در مسیر رهایی و آزادی حقیقی از چنگال امپریالیزم و بی عدالتی های اجتماعی رهنمون گردد.

 

مرگ بر اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان شان !

به پیش در راه برپایی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی و انقلابی !

جنبش انقلابی جوانان افغانستان

هفتم اکتوبر 2007 ( 16 میزان 1386