سالروز تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی به افغانستان را
تقبیح نمائیم
و
مقاومت علیه اشغالگران کنونی و خائنین ملی دست نشانده شان را
اصولی، قاطع و سرتاسری سا
زیم !

تهاجم نظامي سوسيال امپرياليست هاي شوروي در6 جدي 1358 به افغانستان و اشغال كشور توسط آنها كه استقلال , آزادي ملي , منافع و حقوق خلق هاي كشور را زير چكمه هاي سربازان متجاوز پامال نمود , آن حركتي بود كه كشور ما را به يك مستعمره تحت اشغال مبدل كرد . در عين حال اين حركت سوسيال امپرياليستي تجاوزكارانه گامي بود در جهت نزديك شدن تزاران نوين به آبهاي گرم بحر هند و خليج فارس كه منافع بلوك امپرياليستي رقيب سوسیال امپریالیزم شوروي و نيرو هاي وابسته اش را در منطقه مورد ضربت جدي قرار داد .
مبارزه اي كه بعد از كودتاي هفت ثور عليه رژيم مزدور در افغانستان براه افتاد و مقاومت وسيع و سرتاسري اي كه عليه قواي متجاوز و اشغالگر سوسيال امپرياليستی در سراسر کشور براه افتاد, عمدتاً مبارزات و مقاومت هاي خود جوش توده هاي مردم را در بر مي گرفت كه در عين حال, تحريكات و مبارزات سياسي و نظامي نيروهاي ارتجاعي وابسته به امپرياليزم غرب و ارتجاع منطقه و مبارزات نيروهاي انقلابي و ملي را نيز شامل مي شد. تسلط فرهنگ فيودالي بر جامعه, موجوديت ماسك دروغين دموكراسي و ترقي خواهي بر چهره رژيم مزدور و ادعاهاي انقلابیگری كاذب سوسيال امپرياليزم شوروي , موجوديت رژيم هاي ارتجاعي در ايران و پاكستان و حمايت بي دريغ امپرياليست هاي غربي , سردمداران مرتجع چين و ارتجاع عرب , آن عوامل مساعدي بودند كه تسلط روز افزون نيروهاي ارتجاعي وابسته به امپرياليزم غرب و ارتجاع منطقه را بر مقاومت ضد سوسيال امپرياليستي در افغانستان باعث گرديدند . از طرف ديگر عدم مساعدت اوضاع در سطح بين المللي , منطقه و كشور براي نيروهاي انقلابي و ملي از يكسو و انحرافات و راه گمي هاي ايديولوژيك ـ سياسي انقلابیون كشور و به ويژه عدم موجوديت يك جنبش انقلابی پیشرو كه قادر به رهبري انقلابي مبارزات و مقاومت هاي توده ها باشد از سوي ديگر باعث گرديدند که نيروهاي انقلابي و ملي نتوانند نقش موُثر , مستقل , پيشرونده و رهبري كننده اي در مقاومت مردم بازي نمايند . اين نيرو ها عمدتاً به دنباله روي از مبارزات و مقاومت هاي خود  بخودي توده هاي مردم پرداختند و حتي در قبال نيروهاي ارتجاعي فيودالي مواضع تسليم طلبانه اي اتخاذ كردند .  اين امر اگر از يكجانب باعث ضربت خوردن پيهم و مداوم نيروهاي متذكره گرديد و نقش آنها را در مقاومت ضد سوسيال امپرياليستي از لحاظ سياسي و نظامي روز به روزكاهش داد , از جانب ديگر در پهلوي ساير عوامل مساعد بحال نيروهاي ارتجاعي وابسته به امپرياليزم غرب , زمينه مساعد ديگري نيز بوجود آورد تا آنها بتوانند بطور روز افزوني مبارزات و مقاومت هاي خود جوش توده هاي مردم را تحت تسلط خود قرار دهند .
در هر حال , مقاومتي كه سوسيال امپرياليزم شوروي در افغانستان با آن رو برو شد , فصل خونيني از مبارزات ملل  و خلق هاي تحت ستم عليه امپرياليزم جهاني را تشكيل داد . اين مقاومت از يكجانب ضربه پذيري و شكست پذيري سوسيال امپرياليست ها و امپرياليست ها را عليرغم توانايي هاي مهيب نظامي و تسليحاتي شان نشان داد و از جانب ديگر ظرفيت جانبازي بي همتاي مردمان كشور را در مقابله عليه يك ابر قدرت اشغالگر به نمايش گزاشت . سبعيت نظامي سوسيال امپرياليست ها در طول دوره تقريباً يك دهه اشغال و مقاومت عليه آن , در حدود دو ميليون كشته و معلول , شش ميليون آواره و تخريب هزاران روستا و چندين شهر را بر مردمان كشور تحميل نمود . اما مقاومت ضد سوسيال امپرياليستي عليرغم عدم موجوديت رهبري انقلابي در راُس آن , با فتور جدي مواجه نشد و فروكش نكرد , بلكه خروشان به پيش رفت و ضربات كاري بر پيكر اشغالگران وارد آورد.
مقاومت افغانستان يكجا با ساير عوامل بين المللي و عوامل داخلي " شوروي " باعث گرديد كه سوسيال امپرياليست ها در چوكات استراتژي عمومي گرباچوف (پروستريكا و گلاسنوست ) در صدد عقب كشي از افغانستان بر آيند , اولين نشانه اين تصميم سوسيال امپرياليزم شوروي در افغانستان عبارت از تغيير مهره يعني به قدرت رساندن نجيب بجاي ببرك  و اعلام " مشي مصالحه ملي " از جانب رژيم مزدور كابل بود.
با سقوط رژیم وابسته به روسها تحت رهبری داکتر نجیب در سال 1371 ( 1992میلادی) باندهای ارتجاعی اسلامی برای داشتن دست بالا در حکومت به جنگ پرداختند. از مسعود و ربانی وابسته به امپریالیست های روسی و فرانسوی تا حکمتیارمزدور آی – اس – آی و سیا تا بنیاد گرایان شیعه حزب وحدت و وابسته به جمهوری اسلامی ایران و تا جنگ سالارانی مثل اسماعیل خان و جنرال دوستم، قلمرو های ویژه ای برای شان در مناطق مختلف افغانستان به وجود آوردند و حتی شهر کابل را به چند پارچه تقسیم نمودند. هر یک از آنها از یکطرف به سرکوب توده ها می پرداختند و از طرف دیگر جنگ های ارتجاعی خانمان سوز داخلی را ادامه می دادند. این دوره ، دوره جنگسالاران جهادی فیودالی، دوره ترور واختناق ، دزدی، چپاول و غارت اموال مردم و تجاوز گسترده به زنان بود. قدرت های امپریالیستی و کشورهای ارتجاعی منطقه تلاش میورزیدند تا با دادن پول وسلاح به باندهای وابسته خویش هرچه بیشتر به آتش جنگ داخلی دامن بزنند. این جنگهای خانمانسوز ارتجاعی داخلی در دوره طالبان نه تنها پایان نیافت بلکه ابعاد آن گسترده تر و خونریزی ها و تخریبات آن وسیع تر گردید.
امپریالیست های امریکایی با بهانه قرار دادن حادثه یازدهم سپتامبر 2001 کارزار جهانی تجاوزکارانه و اشغالگرانه شان را تحت نام " جنگ ضد تروریستی " براه انداختند و بخاطر راه اندازی این نقشه شان یک ائتلاف بین المللی امپریالیستی و ارتجاعی وسیع جهانی به وجود آوردند. آنها افغانستان را مورد تجاوز و اشغال قرار دادند و امارت اسلامی طالبان را که بصورت غیر مستقیم و مستقیم دست پرورده خود شان و متحدین انگلیسی و وابستگان منطقه یی شان بود، از میان بردند و رژیم دست نشانده شان را بر مسند قدرت پوشالی نشاندند.
اینک که یکبار دیگر افغانستان تحت اشغال قرار دارد و قوای اشغالگر و رژیم دست نشانده بر آن فرمان میرانند، ضرورت آن وجود دارد که خاطره تلخ و دردناک تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی به افغانستان و اشغال این کشور در ششم جدی 1358 و پیامد های گوناگون فاجعه بار آن، که از اذهان مردم زحمتکش کشور پاک نشدنی است، از یکطرف و خاطره افتخار آمیز مقاومت حماسی و جانانه در مقابل اشغالگران سوسیال امپریالیست و مزدوران شان از طرف دیگر، در خدمت به برپایی و پیشبرد مبارزه و مقاومت علیه اشغالگران کنونی و رژیم دست نشانده آنها بیشتر از پیش پرورانده شود. 
جنبش انقلابی جوانان افغانستان و دسته هشت مارچ زنان افغانستان سالروز تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی به افغانستان را تقبیح می کنند و ياد جانباختگان راه آزادي و استقلال را گرامي می دارند. ما یکبار دیگر تعهد ميبندیم كه براي بيرون راندن نيروهاي اشغالگر کنونی و سرنگوني رژيم دست نشانده آنها از هيچگونه ايثار وفداكاري دريغ نخواهیم كرد و درین مبارزه و مقاومت تا آخر از پا نخواهیم نشست . ما تمامی نیروهای ملی، مترقی و انقلابی و تمامی اقشار و طبقات مردمی جامعه اعم از زن و مرد را به اتحاد عمل مبارزاتی و مقاومت همسو و مشترک در چوکات مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه اشغالگران و رژیم دست نشانده فرا میخوانیم. ما برین باوریم که فقط با برپایی و پیشبرد موفقیت آمیز چنین مبارزه و مقاومتی قادر خواهیم شد اشغالگران را از کشور بیرون برانیم، رژیم دست نشانده را از میان برداریم و با ایجاد قدرت ملی مردمی و انقلابی در مسیر تامین خواست های اساسی ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی توده های مردم، به پیش گام برداریم.

به پيش درراه برپائي و پيشبرد مقاومت ملي مردمي وانقلابي عليه اشغالگران امپرياليست و خائينين ملي!

جنبش انقلابي جوانان افغانستان  -  دسته هشت مارچ زنان افغانستان
ششم جدی ۱۳۸۶