فصلنامه زنان دور اول شماره پانزدهم حوت ١٣٩٠ ( مارچ ٢٠١٢ )

 

افتتاحیه محفل 8 مارچ 2012
                                                                             
هلا! همراه درد آلوده برخیز                                     که دود از دید روزنها بگیریم
بیا تا غم شریک باغ گردیم                                      و تاوان از تبرزنها بگیریم
                                                                                 ********       
حضار نهایت گرامی و ‌مهمانان عزیز تشریف آوری تان را در محفل امروزی مان خوش آمدید میگوییم. خوشحالیم از اینکه دعوت ما را پذیرفته و با آمدن تان به محفل ما صفا و صمیمیت دوستانه بخشیدید.
بار دیگر هشتم مارچ روز جهانی زن فرا رسید. امسال میخواهیم در کنار شما و دست در دست شما ، هم گام ، هم راه و هم صدا شویم!
میخواهیم در صدو یکمین سالگرد روز جهانی زن ، رویاهای هزاران ساله زنان برای آزادی و برابری را با شما فریاد کنیم!
میخواهیم فریاد کنیم که مبارزات زنان نشانه اتحاد و همبستگی و ادامه مبارزه آنان علیه هر گونه تبعیض و اشکال ستم بر زن است!
8 مارچ به حضور همه زنان احتیاج دارد! چرا که بدون شركت فعال زنان هيچ انقلابی به پيروزی نميرسد.
زنان مبارز و انقلابی برای رهايی از قيد ستم و گسستن زنجيرهايی كه در جامعه و خانواده دست وپای آنان را بسته ومانع شركت شان در عرصه های مختلف اجتماعی ميشود بايد جدا مبارزه نمايند واز مبارزات خلقها و زنان انقلابی جهان بياموزند و آنرا درجامعه خود به كار برند و از اين طريق برای متشكل شدن و دوشادوش مردان مبارزه كردن بپا خيزند تا زمينه برپائی يك جنبش انقلابی گسترده و نقشه مند عليه ستم برزنان را فراهم آورند.
محفل امروزی مان توسط اعضاء و فعالین "دسته هشت مارچ زنان افغانستان" و ‌با همکاری جمع دیگری از دوستان مان که همیشه با ما همکاری داشته و دارند، ‌تدارک دیده شده که مشتمل ‌بر مقاله ها ،‌دکلمه ها و ترانه هائی است که به سمع شما خواهد رسید.
"دسته هشت مارچ زنان افغانستان"‌از کلیه عناصر ملی و دموکرات دعوت می نمایند در این امر خطیر ملی و سایر مسئولیت های مبارزاتی مان که جزء منافع اولیا و فوری مردمان مان چیز دیگری نیست ،‌ما را همکاری نمایند.
تشکر،‌ این شما و این داشته های برنامه ما !‌
" دسته 8 مارچ زنان افغانستان"
19 حوت 1390

 " تو ای همرزم و همزنجیر و همسنگر"
درود گرم ما را از حصار تیره زندان پذیرا شو
که ما امشب بنام فتح تو ، از ساغر امید
مل ازادگی بار دگر نوشیم
که امشب هم بنام رزم تو، از گلشن جاوید
گل وارستگی، بار دگر بوئیم
من ای دخت دلیر و قهرمان خلق میدانم
که زنجیر اسیران ستم ، مردانه بشکستی
و با آهنگ رقص آتش اندر کاخ ددخویان این مامن
به پاس رنج مردم – اخگر افگندی!

مهمانان عزیزالقدر و حضار نهایت گرامی مقدم شما را به محفل تجلیلیه روز جهانی زن در شهر هرات خیرمقدم عرض میدارم.
همانطوریکه در افتتاحیه محفل نیز یادآور شدیم، محفل امروزی مان را تدارک دیدیم تا صدای در گلو خفته زنان ستمدیده این دیار را با مسئولیت هر چه بیشتر به گوش جهانیان برسانیم و توانسته باشیم حداقل دین خود را اداء نماییم.
به این خاطر بیشتر ازین شما را منتظر نگه نمیداریم و در آغاز محفل از خواهر عزیز خود .............. جان  تقاضا میکنم که ، تاریخچه " 8 مارچ " را به خوانش بگیرد. تا آمدن شان تشویق بفرمایید.
************************
تاریخچه هشتم مارچ روز جهانی زن
روز هشتم مارچ 1857، زنان کارگر نساجی در امریکا، در مخالفت علیه شرایط وحشتناک کار و زندگی، ساعات طولانی کار، استثمار شدید، دستمزد کم و محرومیت از هر گونه امکانات رفاهی، دست به مبارزه زدند. آنها تظاهرات کردند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط کار شدند. این مبارزه نقطه عطفی در تاریخ مبارزات زنان و کارگران بود، مبارزه ای که مقاومت زنانی را انعکاس میداد که بخاطر حرکت پر شتاب سرمایه داری به عرصه تولید و کار خارج از خانه کشیده می شدند. این مبارزه در ذهن زنان آزادیخواه در امریکا حک شد.
نیم قرن بعد، زمانیکه مبارزات زنان برای تامین حقوق سیاسی و اجتماعی شان اوج گرفته بود، تظاهراتی به مناسبت پنجاهمین سالگرد هشتم مارچ 1857، توسط زنان برگزار گردید. در سال 1907 که این تظاهرات برپا شد، جنبش انقلابی کارگری به یک پدیده بین المللی تبدیل گشته بود و زنان کارگر و روشنفکر انقلابی به تعداد زیاد در صفوف این جنبش مبارزه می کردند. در میان آنها پیشگامانی بودند که به درستی بر ضرورت مبارزه مشخص علیه ستم جنسی و مبارزه برای برابری اجتماعی و اقتصادی زنان ومردان انگشت گذاشتند. آنها مبارزه می کردند تا نشان دهند که این امر، یک جزء غیر قابل چشم پوشی از مبارزه برای رهایی همه ستمدیدگان دنیا است. آنها به درستی معتقد بودند که این مبارزه نباید به تاخیر افتد. اساس و پشتوانه تلاش آنها، مبارزه در حال گسترش توده زنان در امریکا و اروپا بود که مسئله زنان را بمثابه یک مسئله حاد و در دستور کار مطرح می کرد.
در روز 23 فبروی 1909 دو هزار تن از زنان نیویورک، با شعار حق رای دهی برای زنان دست به تظاهرات زدند. آنها در پشت این مطالبه، به رسمیت شناسانیدن هویت انسانی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خود را جستجو میکردند، هویتی که در نظامهای طبقاتی مرد سالار برای قرنها نادیده گرفته شده است. زنان تظاهر کننده پیشنهاد کردند که هر سال در روز یکشنبه آخر فبروری تظاهرات سرتاسری در امریکا بمناسبت روز زن برگزار شود....
زنان انقلابی اتریش قبلاً روز اول ماه می را به عنوان روز جهانی زن پیشنهاد کرده بودند که مورد پذیرش کنفرانس قرار نگرفته بود.  زنان انقلابی آلمان روز 19 مارچ را پیشنهاد کردند. در چنین روزی بود که در اثر مبارزات انقلابی توده های مردم در سال 1848، رژیم شاهی پروس، وادار به عقب نشینی های معینی گردید. یکی از این عقب نشینی های حکومت در مورد مطالبات زنان بود. دومین کنفرانس انقلابی زنان، تاریخ برگزاری اولین مراسم روز جهانی زن را 19 مارچ 1911 تعیین کرد. تصمیم گیری نهایی برای تعیین روز جهانی زن به بعد موکول گردید.
هنگامیکه 19 مارچ 1911 فرا رسید جاده های شهر های آلمان، اتریش، سویس، دنمارک و سایر کشورهای اروپایی در اثر تظاهرات زنان به لرزه در آمد. تعداد زنان تظاهرکننده در اتریش به سی هزار نفر می رسید. در این روز نیروهای پولیس بالای تظاهر کنندگان حمله نموده و به لت و کوب زنان پرداختند و عده ی را دستگیر کردند. از همان ابتدای مراسم روز جهانی زن روشن شد که میان زنان مبارز و حاکمان ستمگر، سازشی نمی تواند در کار باشد.
در سال 1913، دارالانشاء بین المللی زنان، هشتم مارچ را با خاطر مبارزه زنان کارگر نساجی در امریکا به عنوان روز جهانی زن انتخاب کرد.
در سال 1914، به دلیل آغاز جنگ جهانی اول – که جنگی بود میان کشورهای سرمایه داری – روز جهانی زن برگزار نگردید. زنان انقلابی در اروپا تلاش نمودند که تظاهرات هشت مارچ سال 1915 و 1916 را تحت شعار "علیه جنگ امپریالیستی" برگزار کنند. اما تاثیرات دوام جنگ باعث گردید که برگزاری روز جهانی زن به صورت سرتاسری انجام نیابد.
تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد روسیه علیه گرسنگی و جنگ و علیه حکومت در هشتم مارچ 1917 جرقه آغاز انقلاب بود. کارگران شهر، در پشتیبانی از این تظاهرات اعلام اعتصاب عمومی کردند. هشتم مارچ 1917 به یک روز فراموش ناشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد. 
کنفرانس انقلابی زنان در سال 1921 روز هشتم مارچ را به عنوان روز جهانی زن به تصویب رسانید. کنفرانس مذکور، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظام حاکم و برای بدست آوردن خواسته های شان دعوت نمود.
در اواسط دهه 1930 برگزاری تظاهرات روز جهانی زن در کشور هاییکه تحت سلطه فاشیزم بودند غیر قانونی اعلام شد. با وجود این ممنوعیت، در هشت مارچ 1936 ، زنان برلین که از گرسنگی و فلاکت و بیکاری به تنگ آمده بودند، دست به تظاهرات زدند. در همان روز سی هزار زن رزمنده در اسپانیا با شعار آزادی و صلح، تظاهرات بزرگی برپا نمودند. پس از جنگ جهانی دوم، مبارزات انقلابی و ملی در سراسر جهان شگوفا شد. در امریکا و اروپا زنان علیه سنن و قیود مرگبار قوانین مردسالارانه و احکام اسارتبار به پا خاستند.
دست آوردهاییکه زنان در مبارزات شان در طی سالها بدست آوردند مانند حق طلاق، کاهش ساعات روزانه کار، منع آزار جنسی و غیره در برخی از کشورها تثبیت گردید.  در دهه 1960، جنبش رهایی زنان در پیوند با جنبش عمومی انقلابی در اروپا و امریکا به پیش رفت. سازمان ملل متحد در سال 1975، هشتم مارچ را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخت. از آن پس روز جهانی زن توسط اکثریت حکومت های کشورهای مختلف جهان نیز تجلیل میگردد.
و اما تجلیل از هشتم مارچ روز جهانی زن، تجلیل از مبارزات زنان علیه ستم و تجلیل از قربانی هایی است که آنها در این مبارزه محتمل گردیده اند. فرا رسیدن روز هشت مارچ را به تمام زنان و دختران افغانستان و سایر کشورهای جهان تبریک می گوییم و مبارزات آنها علیه ستم را هر چه شگوفان تر می خواهیم.
************************
با تشکر از خواهر عزیز ما .............. جان  !
ای که شامت ز شب تیره من تیره تر است!                              تو مپندار که این شام سیه بی سحر است
به امید نظر بخت به کنجی منشین                                          کین نشستن نه پسندیده زمرد هنر است
زآستین دست جوان مردی و همت بدر آر                                کین سلاح تو زهر اسلحه برنده تر است
سوخته جان من وتو زآتش جان سوز نفاق                              سوز ما سوختگان جملگی از یک شرر است
هدف غائی ما در همه احوال یکی است                                              پس چرا پای تو پوهنده راه دیگر است؟
درین قسمت از محفل از خواهر عزیز خود  .............. جان  تقاضامندم تا دکلمه  ای را که آماده نموده است خدمت شما ارائه بدارد. تا آمدن شان تشویق بفرمایید.  
************************
من یک زنم
پروانه قاسمی
من زن صد ساله ام
صد ها هزار ساله ام
زنی که تمامی رنجها را از هزاران سال پیش کشیده است
در قرون وسطا، مرا چون جادوگری به آتش کشیدند
گاهی بخاطر زن بودنم ، در کودکی زنده بگورم کردند
در جای جای این کره خاکی ، گاهی بخاطر عشق ، آتشم زدند، سنگسارم کردند
برای رشادتهایم
برای مبارزاتم
برای آزادی
بخاطر اینکه کارگرم
دهقانم
برای مادر بودنم
برای خواهر بودنم
بخاطر زن بودنم
بدارم کشیدند و تیربارانم کردند
حتی وقتی جلادان میخواستند مرا به د ار بکشند ، شکنجه ام کردند ، تجاوزم کردند و بعد بدارم کشیدند
من زنم ، زنی که به اندازه این کره خاکی عمر دارم و رنجها کشیده ام
فریادهایم قرنهاست دل همگان را به درد می آورد
من سفیدم ، سیاهم ، قرمز و زردم
به هر رنگی که باشم یک زنم !
زنی که دیگر نمیخواهد به سان گذشته زندگی کند
زنی که میخواهد دیگرگون کند ، زنی که دیگر پایبند قوانین شما نیست!
زنی که میخواهد آزاد و رها باشد و دیگران را نیز رها سازد و دیگران را نیز رها سازد  
تشکر
************************
با تشکر از خواهر عزیز ما .............. جان  !  
 اگر پرسند از من زندگانی چیست؟ خواهم گفت :
همیشه جستجو کردن ، جهان بهتری را آرزو کردن ...                                 
من از هر وقت دیگر بیشتر امروز هشیارم
به بیداری پر از اندیشه ام ، در خواب بیدارم
زمان را قدر میدانم ، زمین را دوست میدارم.
چنان از دیدن هر صبح روشن میشوم مشتاق، که گوئی اولین روز من است این
آخرین روزاست
درود شادیم با درد بدرودم در آمیزد
میان این دوآوا یک هماهنگی مرموز است
درین غوغای افسونگر
چو مرغان بهاری بی قرار هستم
دلم میگیرد از خانه ، دلم میگیرد از افکار اسوده و از گفتار طوطی وار بیهوده !
دلم میگیرد از اخبار روزانه ! گر از بازار گرم و جنگ سرد این و آن باشد
نه از راز شکوفائی نیروهای انسانی ،
فضای باز میخواهم که همچون آسمانها بیکران باشد....
و دنیائی که از انسان نخواهد قتل و قربانی !
درین قسمت از محفل از خواهر عزیز خود .............. جان تقاضا میکنم که تشریف آورده و مقاله ای که آماده نموده به سمع شما برساند. تا آمدن شان تشویق فرمایید.
************************
زنده باد هشتم مارچ!
هشتم مارچ، روزجهانی زن را به تمام زنان آزادیخواه تبریک عرض میکنم. ما امروز گرد هم جمع شده ایم تا ازین روز خجسته تاریخی تجلیلی به عمل آوریم. ما درین روز تاریخی میخواهیم از مبارزات آنعده زنانی که بخاطر تامین حقوق و آزادی های شان قربانی ها داده اند ، تجلیل به عمل آوریم. ما هشتم مارچ را تجلیل می کنیم تا مسئله زنان به صورت وسیع در سطح ملی و بین اللملی مطرح گردد. مسئله زنان و ستم بر آنان یک مسئله بسیار عمیق و تاریخی است و با یک سلسله اقدامات فرمایشی و نمایشی حل نخواهد شد.
تبعیض جنسیتی از همان آوان کودکی در درون اکثریت عظیم خانواده ها بر اطفال تحمیل میگردد. دختران از همان روز اولی که تولد میشوند ، تحت ستم قرار میگیرند و مورد چنین تبعیضاتی واقع میشوند. جای تاسف است که اکثریت مادران هنگام تولد نوزادشان که دختر باشد اشک میرزند. اکثریت خانواده ها ، پسران شان را ارجحیت داده و در صورتیکه نوزاد متولد شده پسر باشد بیشتر شادمانی میکنند. دختران خانواده حتی از نگاه تعلیم و تربیه نیز در بعد درجه دوم قرار گرفته و نسبت توجه والدین بین پسران و دختران درین بخش کار نیز قابل رویت است.
دختر هنوز خرد سال است که در جامعه ما با تبعیض مواجه شده و از همان کودکی بصورت مستقیم و غیر مستقیم مورد تلقین اطرافیان خویش قرار گرفته تا خود را پایین تر از پسران بداند. از همان اوان کودکی مکلف است تا تقسیم کار اجتماعی را طبق معیارهای گذشته و به ارث رسیده از پدران و مادرانشان به پیش برند و بر طبق سنن گذشته عمل نمایند. همکنون هستند دخترانی که آرزو دارند ای کاش پسر به دنیا می آمدند و دلیل چنین آرزوئی همانا مشکلات اجتماعی و تبعیضات تحمیل شده بر دختران است.
هنگامیکه دختران جوان شوند ، معمولا به دلخواه خود نمیتوانند ازدواج کنند. متاسفانه پیشکش یک عرف و عنعنه جامعه ما گردیده که قیمتی میانگین بین 5 تا 10 لک افغانی ( معادل 10 تا 20 هزار دالر) روی دختران گذاشته میشود و چنین برداشت میگردد که اگر قیمت دختر بالاتر باشد گویا خوبی های او بیشتر است و هرقدر این مبلغ کمتر گردد به همان پیمانه خوبی هایش کمتر است.
رسم دیگر این است که دختران را بدل میکنند ، یا اینکه دختران جوان شان را به مردان پیر یا بخاطر سرمایه شان و یا بخاطر اینکه در خارج از افغانستان زندگی میکنند میدهند، همچنان رسم دیگر جامعه ما این است که دختر را دربدل خون نیز میدهند و موضوع قتل را با جرگه قومی حل و فصل نموده و با دادن دختر بعنوان " دختر خون"  طرف مقتول از دعوای خود میگذرد. رسم دیگر این است که یک عده از خانواده ها دختران صغیرشان را به شوهر میدهند و یا اینکه زن بیوه مال موروثی خانواده شوهر فوت شده محسوب میگردد و حق و اختیار زندگی خود را ندارد.
در سطح ادارات دولتی اگر دیده شود ، رژیم جمهوری اسلامی افغانستان یک تعداد زنان را به پای صندوق های رای کشانید ، و یا اینکه یک عده را وارد پارلمان رژیم نمود و یک تعداد چوکی های دولتی را به زنان اختصاص داد و یا عده ای را وارد صفوف پولیس نمود . اینها اقداماتی است که گویا با تطبیق آنها حقوق زنان تامین شده است. و رژیم جمهوری اسلامی افغانستان میخواهد وانمود کند که زنان به حق و حقوق خود رسیده اند.
متاسفانه اگر بخواهیم روی ابعاد وسیع قتل های ناموسی ، خودسوزی ها ، فرار از منازل ، حق تلفی ها، تبعیضات جنسی ، ملیتی ، لسانی و غیره بحث کنیم، نمیتوان ابعاد وسیع این ظلم و ستم جاری بر زنان را در یک ساعت ویا دو ساعت بیان کرد. خلاصه ظلم و ستمی که بالای زنان و دختران اعمال می گردد ابعاد بسیار وسیعتری دارد و از بین بردن آن مستلزم یک مبارزه جدی و طولانی است.
به پیش در راه سازماندهی هرچه بیشتر و شکوفا تر چنین مبارزه ای !
تشکر

 

************************
با تشکر از خواهر عزیز ما .............. جان! 
برای آغاز یک جنبش مترقی در جامعه و تقویت و تحکیم آن ، قبل از همه به تدارک فکری نیاز است. این آمادگی فکری از طریق تبلیغ و ترویج اندیشه نوین در جهت ارتقاء سطح آگاهی فکری و سیاسی توده های مردم و ایجاد یک تشکیل انقلابی ودموکرات مردمی میسر است. زیرا بدون چنین تدارکی نمیتوان مبارزات ملی و طبقاتی توده های مردم را به جهت درست و اصولی رهبری کرده و آنرا به فرجام پیروزمند آن رساند. " دسته هشت مارچ زنان افغانستان" باورمند است که ازین طریق میتوان برای تحقق اهداف انقلابی گام برداشت. 
درین قسمت از محفل توجه شما عزیزان را به مقاله ای که توسط خواهر عزیز ما .............. جان  تهیه شده جلب میدارم. لطفا تشویق شان نمایید !
************************
زنده باد مبارزات برحق زنان !
                                                                                                                      
هشتم مارچ، روز جهانی زن را به تمامی زنان و مردان آزادیخواه این سرزمین ، بویژه شرکت کنندگان این محفل تبریک میگویم.
هشتم مارچ بار دیگر فرارسید و ما با فرارسیدن چنین روزی به تجلیل آن گردهمائی را تشکیل داده ایم و دور هم جمع شده ایم. ولی حقیقتا چه میخواهیم و چه میکنیم؟ مفهوم تجلیل مراسم هشتم مارچ چیست؟ و چگونه باید تجلیل شود؟ اینها سوالاتی است که باید بدان جواب گفت.
اگر هشتم مارچ و تجلیل مراسم چنین روزی صرفا به مفهوم اجرای مراسم سالانه باشد درست نیست. اگر بخواهیم صرفا با تجلیل مراسم سالانه ارزش تاریخی آنرا درین حد پایین آوریم بازهم درست نیست. ما باید هشتم مارچ را تجلیل کنیم ولی نه به مفهوم پایین آوردن ارزش تاریخی و یا به مثابه یک مراسم سالانه ! بلکه تجلیل از مراسم هشت مارچ، تجلیل از مبارزات برحق زنان است که در راه تامین حقوق شان به پا خاسته اند و مبارزه میکنند. تجلیل مراسم هشت مارچ تجدید عهد و پیمان مبارزاتی زنان است که درچنین روزی گرد هم جمع شده و دست در دست یکدیگر میگذارند تا بار دیگر به مردم دنیا ثابت بسازند که هستند زنان مبارزی که برای تامین خواسته های برحق زنان ستمدیده این دیار صدای در گلوی خفته زنان تحت ستم این کشور را به گوش جهانیان میرسانند. تجلیل مراسم هشت مارچ اعلام تصمیم جدی تر و قاطعانه تر ماست که از قبل برای پیشبرد مبارزات زنان تدارک دیده شده است.
ای نور چشم " رابعه "، ای دختر " یما"
پهنای زندگی ،
چون سینه تنگ نظران تنگ وتار نیست
هر ذره زین جهان :
چون هوش رهنمای
روشن ستاره ایست به صحرای زندگی
باری، زخود برای ! ....
در انجمن در آی ! ..... (2)
کاینجاست آزمونگه نیروی مردمی !

بله ، ما نباید هشت مارچ را به عنوان یک مراسم سالانه تجلیل کنیم ،و نباید تجلیل آنرا در سطح یک رواج سالانه پایین آوریم و همچنان نباید مبارزات برحق زنان را به تجلیل هشت مارچ خلاصه کنیم! ما باید تمامی زنان و دختران غیور این خطه را تشویق کنیم تا در چنین مراسمی سهم بگیرند و هشتم مارچ روز جهانی زن را در جامعه ای که هنوز برای عده ای از زنان این سرزمین یک روز ناشناخته به شمار می اید ، به تصویر کشیده و معرفی کنند.
روز هشتم مارچ ،روز تجدید عهد و پیمان مبارزاتی زنان است. درین روز زنان و دختران باید دست در دست یکدیگر گذاشته و همصدا شوند و تجلیل از هشت مارچ را درخدمت مبارزات دایمی زنان و در خدمت پیشرفت و ترقی این مبارزات قرار دهند.
توقع ما از آنعده مردانی که در چنین مراسمی اشتراک نموده اند، این است که نباید همسویی شان با مبارزات زنان را صرفاً در حد یک مراسم سالانه و یک روزه خلاصه نمایند. بلکه آنها باید بصورت مداوم درین مبارزه سهم ارزنده گرفته و زنان و دختران را به پیگیری این مبارزات تشویق نمایند. و همچنان در قدم نخست علیه امتیازات مردانه شان در درون خانواده ودر سطح جامعه مبارزه کنند و زنان و دختران شان را به مبارزه علیه این امتیازات تشویق نمایند.
راه باز است و جاده دراز !
امیدواریم که در کنار هم و دوشادوش هم ، بتوانیم عرصه تنگ زندگی و ذلت و خاری را از جامعه ریشه کن نماییم.
به امید چنین روزی ! 
تشکر 
************************
با تشکر از خواهر عزیز ما .............. جان  !
با مشت و لگد معنی امنیت چیست؟
با نفی بلد ناجی امنیت کیست؟
با زور مرا مگو که امنیت هست
با ناله ز من شنو که امنیت نیست!

درین قسمت از محفل توجه شما را به دکلمه ای که توسط خواهر عزیز ما .............. جان تهیه شده جلب میدارم.لطفا تشویق شان کنید.
************************
خانم ها و آقایان تشریف آوری شما را درین محفل از جانب خود و دسته هشت مارچ زنان افغانستان خیر مقدم میگویم و به آن دلاورمردانی که در راه آزادی میهن جان خود را فدا نمودند درود میفرستم. شعری تهیه نموده ام تحت عنوان "بگذار این وطن دوباره وطن شود" که خدمت شما تقدیم میکنم:

بگذار این وطن دوباره وطن شود

بگذارید این وطن دوباره وطن شود.
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
بگذارید پیشاهنگ دشت شود
و در آنجا که آزاد است منزلگاهی بجوید.
(این وطن هرگز برای من وطن نبود).
بگذارید این وطن رویایی باشد که رویا پروران در رویای
خویش داشته اند.-
بگذارید سر زمین بزرگ و پرتوان عشق شود
سرزمینی که در آن, نه شاهان بتوانند بی اعتنایی نشان دهند نه
ستمگران اسبابچینی کنند
تا هر انسانی را, آن که برتر از اوست از پا در آورد.
(این وطن هرگز برای من وطن نبود).
آه, بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن, آزادی را
با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمی آرایند.
اما فرصت و امکان واقعی برای همه کس هست, زنده گی آزاد است
و برابری در هوای است که استنشاق می کنیم.
(در این "سرزمین آزاده گان" برای من هرگز
نه برابری در کار بوده است نه آزادی).
بگو, تو کیستی که زیر لب در تاریکی زمزمه می کنی؟
کیستی تو که حجابت تا ستاره گان فراگستر می شود؟
مهاجری هستم چنگ افکنده به امیدی که دل در آن بسته ام
اما چیزی جز همان تمهید لعنتی دیرین به نصیب نبرده ام
که سگ سگ را می درد و توانا ناتوان را لگدمال می کند.
من جوانی هستم سر شار از امید و اقتدار, که گرفتار آمده ام
در زنجیره ی بی پایان دیرینه سال
سود, قدرت, استفاده,
قاپیدن زمین, قاپیدن زرع
قاپیدن شیوه های بر آوردن نیاز,
کار انسان ها, مزد آنان,
و تصاحب همه چیزی به فرمان آز و طمع
من کشاورزم – بنده ی خاک –
کارگرم, زر خرید ماشین.
من مردمم: نگران, گرسنه, شوربخت,
که با وجود آن رویا, هنوز امروز محتاج کفی نانم.
هنوز امروز درمانده ام . – آه, ای پیشاهنگان!
من آن انسانم که هرگز نتوانسته است گامی به پیش بردارد,
بینواترین کارگری که سال هاست دست به دست می گردد.
با این همه, من همان کسم که در دنیای کهن
در آن حال که هنوز رعیت شاهان بودیم
بنیادی ترین آرزومان را در رویای خود پروردم,
رویایی با آن مایه قدرت, بدان حد جسورانه و چنان راستین
که جسارت پر توان آن هنوز سرود می خواند
در هر آجر و هر سنگ و در هر شیار و شخمی که این وطن را
سر زمینی کرده که هم اکنون هست.
آه, من انسانی هستم که سراسر دریاهای نخستین را
به جستجوی آنچه می خواستم خانه ام باشد در نوشتم
و آمدم تا "سر زمین آزاده گان" را بنیان بگذارم.
آزاده گان؟
یک رویا –
رویایی که فرا می خواندم هنوز اما
آه, بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود
-سرزمینی که هنوز آن چه می بایست بشود نشده است
و باید بشود! –
سرزمینی که در آن هر انسانی ازاد باشد.
سرزمینی که آز آن من است.
-از آن بینوایان,
که این وطن را وطن کردند,
که خون و عرق جبین شان, درد و ایمان شان,
در ریخته گری های دست هاشان, و در زیر باران خیش هاشان
بار دیگر باید رویای پر توان ما را باز گرداند.
آری, هر ناسزایی را که به دل دارید نثار من کنید
پولاد ازادی زنگار ندارد.
آن کسان که زالووار به حیات مردم چسبیده اند
ما می باید سرزمین مان را بار دیگر پس بستانیم.
آه, آری
آشکارا می گویم,
این وطن برای من هرگز وطن نبود,
با وصف این سوگند یاد می کنم که وطن من, خواهد بود!
رویای آن
همچون بذری جاودانه
در اعماق جان من نهفته است.
ما مردم می باید
سرزمین مان, معادن مان, گیاهان مان, رودخانه ها مان,
کوهستان ها و دشت های بی پایان مان را آزاد کنیم:
همه جا را, سراسر گستره ی این مملکت سر سبز را –
و بار دیگر وطن را بسازیم!
************************
با تشکر از خواهر عزیز ما .............. جان  !
 ای خصم تو را مجال کین توزی نیست
در کشور ما امید فیروزی نیست
با ما زدر صلح و صفا بیرون آی
کامروز جهان ، جهان دیروزی نیست!
درین قسمت از محفل از گروه سرود ، تقاضا میکنم ترانه زیبایشان را به سمع شما برسانند. تا آمدن شان تشویق فرمایید.
************************
درود ما ، درود ما به آن زنان
به آن زنان انقلابی جهان
درود ما ، به هشت مارچ به روز زن
به آن نبرد انقلاب بی امان
به انقلاب آتشین و بی امان
بی امان
به سوی یک هدف شویم همه روان
ما روان
هو هووووووو
" به اتفاق و با همی و یکدلی
روانه ایم و میرویم و میرسیم
هو هووووو
به اتفاق و با همی و یکدلی
روانه ایم و میرویم و میرسیم"
درود ما ، درود ما به آن زنان
به آن زنان انقلابی جهان
درود ما ، به هشت مارچ به روز زن
به آن نبرد انقلاب بی امان
***
شعار ما، مبارزات بی امان
برای جنبش رهائی زنان
ندای ما ، " در اتحاد و یکدلی
برای کافه ملل برابری "
خموش باد، ظلم های ظلم ها
ظلم ها
" مباد زنده امتیاز رنگها
رنگها "
هو هوووووووو
" یکی شویم برادران و خواهران
برادران و خواهران یکی شویم
هو هووووووو
یکی شویم برادران و خواهران
برادارن و خواهران یکی شویم "
درود ما ، درود ما به آن زنان
به آن زنان انقلابی جهان
درود ما ، به هشت مارچ به روز زن
به آن نبرد انقلاب بی امان
***
مبارزاااااات، مبارزات با دوام
به سرنگونی کنونی نظام
ندای ما ، " در اتحاد و یکدلی
برای کافه ملل برابری "
نبرد های ما زنان این زمان 
این زمان
زخشم توده ها نهفته جانیان
جانیان
" هو هوووووو
یکی شویم برادران و خواهران
برادارن و خواهران یکی شویم
هو هووووووو
یکی شویم برادران و خواهران
برادارن و خواهران یکی شویم "
درود ما ، درود ما به آن زنان
به آن زنان انقلابی جهان

درود ما ، به هشت مارچ به روز زن
به آن نبرد انقلاب بی امان  ---- 3

************************
با تشکر از گروه سرود!
 با علم و عمل اگر مهیا نشویم                                                                     همدوش به مردمان دنیا نشویم
نادانی و بندگیست توام به خدای                                                        ما بنده شویم اگر که دانا نشویم

درین قسمت توجه شما را به مقاله ای که توسط خواهر عزیز ما .............. جان تهیه شده جلب میدارم. لطفا تشویق شان نمایید.
************************
من ای شاهین آزاده
که پرواز فلکسای تو نیرنگ کهن بشکسته،
میدانم که زنجیر اسیران ستم
مردانه بشکستی !
اگر پرسان شود که جامعه چیست؟ هرکس به راحتی میگوید که جامعه عبارت است از : تجمع عده ای از مردم که دارای اهداف مشترک ، فرهنگ مشترک ،زبان مشترک و سرزمین و تاریخ مشترک هستند.
انسان از ابتدای پیدایش جوامع اولیه به صورت گروهی زندگی را سپری نموده است و بعد از زمان فروپاشی نظام اولیه، اولین تقسیم طبیعی کار و به دنبال آن تقسیم اجتماعی کار بوجود آمد و انسانها را به دو دسته جدا از هم تقسیم نمود و بر مبنای همین تقسیم کار اجتماعی بود که خانواده شکل گرفت. پدر، مادر و فرزندان شان که با هم در یک خانه زندگی میکنند ، کوچکترین اجتماع بشری نام نهاده شد. به همین پیمانه مکتب یک اجتماع کلانتری نسبت به خانواده ، قریه یک اجتماع وسیعتری نسبت به مکتب ، شهر و تشکیل ولایات و نهایتا کشوری با حدود اربعه مشخص به نوبه خود اجتماع وسیعتری را در بر گرفت. این اجتماع بزرگ را جامعه انسانی میخوانند. 
از کوچکترین اجتماع بشری که بنگریم ، دیده میشود که ،  زن ، نیم پیکر آنرا تشکیل میدهد. زنان جامعه هستند که چرخ اجتماع را به حرکت در می آورند و در جامعه ای که زندگی میکنند دارای حق و حقوقی هستند که متاسفانه در طول تاریخ جوامع بشری این حق از آنها گرفته شده و حقوق زن در جوامع طبقاتی همیشه پایمال گردیده است. وقتی بحث از حق و حقوق به میان می آید گفته میشود که چون تمام انسانها آزاد به دنیا می ایند بناء دارای حقوق برابر هستند. حقوق انسانها را بدون درنظر داشت اینکه در کجا زندگی میکنند، به کدام زبان سخن میگویند، به کدام مذهب عقیده دارند و به کدام قوم و نژاد تعلق میگیرند، را باید مراعات نمود. به این خاطر است که ما در روز تجلیل مراسم هشتم مارچ ، روز جهانی زن میخواهیم تا پیرامون حق و حقوق پایمال شده زنان ستمدیده کشور خود صحبت نماییم. میخواهیم صدای خود را با فریادهای هزاران هموطن خویش یکجا کنیم. میخواهیم برای تثبیت هویت اجتماعی و انسانی خود که نیم پیکر جامعه را تشکیل میدهیم حرکتی انجام داده و دین خود را در قبال ستمدیدگان و پاترک خوردگان این خطه اداء کرده باشیم و دست در دست یکدیگر داده ، به حرکت در آمده تا صدای در گلو خفته هزاران زن ستمدیده افغانستانی را که از ظلم و شقاوت و بدبختی در رنج  و عذاب اند  در جهان امروزی طنین انداز کنیم.
یقین کامل داریم که درین راه تنها نخواهیم بود و هزاران هموطن خود را در کنار خود با خود و همراه خود خواهیم داشت! زنده و جاودان باد روز جهانی زن !
تشکر !
************************
با تشکر از خواهر عزیز ما .............. جان  !
بشکنید  ویران کنید دیوار استبداد را !
بر کنید ازبیخ وبن گهنامه بیداد را
پا  گذارید بر  جبین خادم بیداد گر
فاش سازید خدعه ونیرنگ هر شیاد  را
آتش اندازید بکاخ ظلم  ببر کاغذین
بر زمین آرید  قهرا، باره شداد  را

درین قسمت از محفل توجه شما را به مقاله زیبای خواهر عزیز مان .............. جان  جلب میدارم. تا آمدن شان تشویق شان کنید.
************************
فرخنده باد هشتم مارچ ، روزجهانی زن
زنان و مردان رزمنده وانقلابي  سلام !
اولتر از همه روز جهاني زن را به زنان و مردان رزمنده و انقلابي که همواره خشم شان را به مبارزه عليه هرگونه ستم و استثمار و علیه قدرتهای اشغالگرتبديل نموده  و آماده اند تا با تمام قدرت و توان در جهت سرنگوني نظام های فاسد اجتماعی برزمند و زنان سراسر جهان، تبريک گفته و آرزومند تحقق آرمان هاي والاي انقلابي ما و شما در آيندهء نزديک هستم .
دوستان ! از نخستین روزی که هشتم مارچ بحیث روز جهانی زن نامگذاری گردید، یکصد و یک سال میگذرد. درطی این مدت زنان سراسر جهان مسیر پر فراز و نشیبی و پر پیچ و خمی را پیموده  و توانسته اند ثمرات درخشانی را ببار آورند. این مبارزات پشتوانه قوی مبارزات آزادیخواهانه زنان بوده و به رشد و تقویت جنبش های آزادیبخش زنان در نقاط مختلف جهان یاری رساند.
در افغانستان مبارزه زنان در یک صف با مردان در مرکز و ولایات مختلف کشور ، بخاطر دفاع از حقوق انسانی زنان ، بیش از چند دهه هست که با فراز و نشیب هائی همراه بوده ، ولی در طی این مدت به شکلی از اشکال سرکوب گردیده است. اینک که افغانستان تحت اشغال 49 کشور جهان قرار دارد و دولتی دست نشانده در آن حکم میراند به یقین کامل جائی برای حمایت ، حفاظت و حراست از حقوق زنان وجود ندارد. امریکا هنگام هجوم به افغانستان از "آزادی زنان" حرف زد اما با روی کار آمدن جمهوری اسلامی افغانستان اولین گام را برای اسیر نگه داشتن زنان برداشت، قانون " احوال شخصیه اهل تشییع" تثبیت شد و قانون های زن ستیزی را بناء نهاد که یکی پی دیگری وضعیت زنان را از قبل نیز بدتر ساخت. گرچه وزارت زنان را تشکیل داد و شامل شدن زنان در کورسی های بلند دولتی و نهادهای راجسترشده دولتی را روی دست گرفته؛ اما ، همه و همه در خدمت اهداف غارتگرانه اشغالگران و دولت فعلی قرار دارد. رسانه های خبری جهان بطور بی طرفانه گزارشاتی را به نقل از منابع داخلی انتشار دادند که جا دارد دو نکته ازین گزارشات را به سمع شما برسانیم. بی بی سی در گزارش تاریخ 5 مارچ پارسال خبری به این شکل انتشار داد:
" گزارشي که دوهفته پيش از سوي نهادي به نام «نوع زن» (Women Kind ) منتشر شد، نشان مي دهد که هشتاد درصد زنان افغان از خشونت هاي خانوادگي رنج مي برند، 60 درصد ازدواج ها اجباري است و نزديک به 57 درصد دختران، مجبور مي شوند در سنين زير شانزده سال ازدواج کنند."
وسخنگوي وزارت امور زنان افغانستان در بررسي سال 2007 خود به خشونت عليه زنان چنين اعتراف نمود و گفت:
"در ربع سوم امسال 2330 قضيه و در ربع چهارم 671 قضيه ( درخصوص زنان) را در مرکز و ولايات به ثبت رسانده ايم که رقم بالائي است. قضاياي خشونت به انواع مختلف وجود دارد که مي توان از آن جمله به لت و کوب، طلاق، خودسوزي، فسخ نامزدي، اختطاف، قتل، تجاوز جنسي و ازدواج اجباري اشاره کرد."
واقعيات وخيمتر، وحشتناکتر و به مراتب وحشيانه تر از اينها هم هست.  بي بند وباري هاي ناشي از عملکرد بيش از 60 هزار سرباز قواي اشغالگر و نيرو هاي دولتی، که در رأس اين جنايات قرار دارند و قانون باصطلاح اساسي کشور که برحاکميت نظام مردسالار مهر تأئيد زده است، عامل اصلي  تمام اين جنايات وحشتناک نسبت به مردمان ستمدیده افغانستان بخصوص زنان مي باشد. مؤسسات دولتي و ناظران ملل متحد هميشه به موارد سطحي وظاهري خشونت ها اشاره نموده و آنها را ناشي از بي بندو باري هاي قومندان سالاران قلمداد مي نمايند، ولي بر مردم افغانستان هر روزه ستمهاي بیشتری توسط قواي اشغالگر و مزدوران آنها اعمال ميگردد که ستم گري هاي قومندان سالاران بخشي از آنها بوده و توسط قواي اشغالگر، حمايت ميگردد.
بريدن گوش وبيني زنان، تجاوز وحشيانهء جمعي به آنها، فروش زنان و کودکان در داخل و خارج کشور ، سم پاشي مزارع به بهانه محو کشتزار مواد مخدر ، بمباردمان هاي خانمان سوز و تباه کن، اشاعه و گسترش اعتياد و امراض ساري، سنگباران و تيرباران و شکنجه و زنداني نمودن زنان در زندانهاي علني و خصوصي و دهها مورد ديگر که در رأس آنها مستعمره بودن افغانستان قرار دارد، عمدا از قلم ونظر اين «حاميان حقوق بشر» پنهان مانده  و به آنها توجهي صورت نمي گيرد. نه تنها به آنها بلکه به مواردي که اشاره هم مي نمايند هيچگاه تغيير اساسي وارد نمي شود و وضع زنان هر روز از روز قبل بد تر و بدتر مي شود. در اثر بي توجهي قواي اشغالگر و دولت جمهوری اسلامی افغانستان هزاران زن و مرد، طفل و جوان در برف باري هاي اخير از شدت سرما جان باخته اند که تعداد تلفات طبق گفته های مقامات دولتی از سیصد تن میگذرد و درین سرما و یخبندان بیش از دهها هزار مواشي تلف گرديده است، به هرصورت چه میتوان کرد و چه باید کرد؟ در شرایط کنونی که گرد هم جمع شده ایم ، لازم است با تجلیل هشتم مارچ، روز جهانی زن را به روز مبارزات برحق زنان علیه هرگونه تبعیض ، ستم ، استثمار  و درجهت برپائی یک مقاومت وسیع ملی ، مردمی وانقلابی سمت و سوء دهیم و هشتم مارچ را در هر روز سال زنده و ماندگار نگه داریم.
زنده باد مبارزات برحق زنان افغانستان و سراسر جهان !
تشکر!
************************
با تشکر از خواهر عزیز ما .............. جان  !
 بیا ای خسته خاطر دوست ! ای مانند من دلکنده و غمگین!
من اینجا بس دلم تنگ است
بیا ره توشه برداریم،
قدم در راه بی فرجام بگذاریم....
درین قسمت از محفل توجه شما را به مقاله زیبای خواهر عزیز مان .............. جان  جلب میدارم. تا آمدن شان تشویق شان کنید.
************************
فرخنده باد هشتم مارچ!
هشتم مارچ ، روز جهانی زن را امسال در شرایطی برگزار میکنیم که مبارزات عظیمی از مردم جهان علیه نظام سرمایه داری که عامل اصلی فقر و گرسنگی ، ستم و استثمار افسارگسیخته است، به پیش میرود. زنان در اکثر نقاط جهان درین روز و درین مبارزات ، حضور چشمگیر و شورانگیزی دارند و برای بدست آوردن آزادی و برابری خود مبارزه میکنند.
از آنجا که اصول عمده برای آزادی وبرابری زنان در کشورهای گوناگون جهان در روز هشتم مارچ برجسته میشود، زنان افغانستان نیز تلاش های خویش را باید برای برآوردن خواستهای برحق خویش متمرکز بسازند و بتوانند در کلیه امور زندگی ، همپا با مردان سهم ارزنده بگیرند. زنان افغانستان باید به این سطح از درک برسند که بدون مشارکت کامل آنان در زندگی اجتماعی و مدنی و دستیابی شان به برابری و عدالت ، پیشرفت واقعی در عرصه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی امکان پذیر نیست و نخواهد  بود.
در شرایط کنونی افغانستان که یک کشور مستعمره – نیمه فئودال محسوب میگردد و حدودا یازده سال است که حالت مستعمراتی آن را پشت سر گذاشته ایم با آنهم زنان کماکان از هزاران حادثه المناک و حیرت آور همانند خشونت عليه "سحرگل" در رنج و عذاب اند. هزاران زن ازطرف شوهر، پدر و يا برادر بقتل رسیده و میرسند، ازدواج های اجباری، خشونت های خانوادگی ، لت و کوب ، طلاق ، خودسوزی، فسخ نامزدی ، اختطاف ، قتل ، تجاوز جنسی، بریدن گوش و بینی ، تجاوز وحشیانه جمعی ، فروش زنان و کودکان در داخل و خارج کشور، اشاعه و گسترش اعتیاد و امراض ساری،سنگباران و تیرباران ، شکنجه و زندانی نمودن زنان در زندانهای علنی و خصوصی  و ده ها مورد دیگر که در راس آنها مستعمره بودن افغانستان قرار دارد ، دروغ های نفرت انگیز و تهوع آور امپریالیستها را به خوبی میتواند به تصویر بکشد.
هموطن من !
این رسالت بر دوش ماست  که چهره افراد هم طبقه خود را به طرف خود برگردانیم و بگوئیم نگاه کن این منم، همراه تو و بی حقوقتر از تو ، برخاسته ام تا بنیاد ستم را بر اندازم ، رهائی ما در گروی پیوند مبارزاتی ما و نابودی کل روابط اجتماعی موجود است. زیرا رهائی حقیقی زنان و پیروزی چنین انقلاباتی در روابط اجتماعی حاضر، ممکن نیست. ما برای رهائی خود و زنان ستمدیده این دیار ، چاره ای بجزء مبارزه ای سخت و چند جانبه نخواهیم داشت. زنان مبارز و انقلابی باید بخاطر نابودی تبعیض جنسی و هر آنچه تحقق آزادی، رفاه و زندگی انسانی را مانع میشود، حول منافع واقعی خود ، حول منفعت خیل عظیم زحمتکشان متحد شوند، دست به دست هم داده تا بنیاد ستم را بر اندازند. بگذار جنبش هشتم مارچ درهمه جا و ازجمله درافغانستان به پیروزی های درخشانی دست یابد!
به پیش در راه برپائی و پیشبرد هرچه اصولی تر، مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی !
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان "
8 مارچ 2012 ( 18 حوت 1390)

************************
با تشکر از خواهر عزیز ما .............. جان  !
زان تغافل گر کنون ناشاد باید زیستن
ای فراموشان به ذوق یاد باید زیستن
بلبلان هم بندش دامست اینجا هم قفس
بر علیه خاطر صیاد باید زیستن
من همی گویم به کلی از تعلق ها برآ
کاملاً زین درد سر آزاد باید زیستن
چون سپندم عمرها در کسوت افسردگی
بر امید تپش فریاد باید زیستن
هر سر مویت خم تسلیم چندین، جانکنی ست
با هزاران تیشه فرهاد باید زیستن
اینچنین بودن نباشد راحتی بهر نفس
در ره یک نو شدن با شوق باید زیستن

درین قسمت از گروه سرود تقاضا میکنیم تا آخرین سرود این محفل را پیشکش حضورتان نمایند. لطفا تشویق شان کنید.
*********************
همه تندر سرکش
خروشنده نهنگیم
هلا ! هلهله رابیم
که با ظلم بجنگیم !
ببین شوکت ما را
به پا خاسته کوهیم
                        به پا خاسته کوهیم
برین سایه ظلمت
ستیزنده پلنگیم
                        ستیزنده پلنگیم
گر از بام برانید
زدیوار برآییم
چو پتکیم ستم کوب
چو تیریم و خدنگیم
                        چو تیریم و خدنگیم
*****
زتقدیر بریدیم
زتردید گذشتیم
هلا رومی رومی
هلا زنگه زنگیم
                        هلا زنگه زنگیم -2
برین نظم ستم بار
بباریم چو رگبار
چو هنگامه بر آید
خشابیم و تفنگیم
                        همه تندر سرکش
                        خروشنده نهنگیم
                        هلا هلهله رابیم
                        که با ظلم بجنگیم
ببین شوکت ما را
به پا خاسته کوهیم
                        به پا خاسته کوهیم
برین سایه ظلمت
ستیزنده پلنگیم
                        ستیزنده پلنگیم
گر از بام برانید
ز دیوار بر اییم
چو پتکیم ستم کوب
چو تیریم و خدنگیم
                        چو تیریم و خدنگیم
*****
زتقدیر بریدیم
زتردید گذشتیم
هلا رومی رومی
هلا زنگه زنگیم
                        هلا زنگه زنگیم -2
برین نظم ستم بار
بباریم چو رگبار
چو هنگامه بر آید
خشابیم و تفنگیم
*********************
با تشکر از گروه سرود !
الحذر ای غافل از خشم بخود پیچیدگان
ای بسا کشتی که از توفان این گرداب رفت
عالمی از خشم مردان باخت رنگ اعتبار
پیکر چندین نیستان زین شرر بر آب رفت

درین قسمت از محفل توجه شما عزیزان را به قطعنامه " دسته 8 مارچ زنان افغانستان " جلب میدارم که توسط خواهر عزیز ما .............. جان به خوانش گرفته میشود. تا آمدن شان تشویق کنید لطفا.
***********************
قــطــعـنـامــه

ما کسانیکه در این روز پرشکوه به مناسبت صد و یکمین سالگرد روز جهانی زن گرد هم آمده ایم به صراحت اعلام میداریم که:

  1. تلاش و مبارزه پیگیر ما تا تامین عدالت اجتماعی در قسمت حقوق زن و مرد ادامه خواهد داشت.
  2. ما نکاح دختران کمتر از 18 سال ، بد دادن دختران ، محروم نمودن دختر از ارث و ازدواج های اجباری دختران که توسط هر شخص صورت بگیرد محکوم میکنیم.
  3. ما برخلاف آنانیکه آزادی را در بی بند و باری و پذیرش فرهنگ غرب می پندارند ، بر آزادی واقعی زن از قید اسارت واقعی تاکید میکنیم و خواهان آزادی عقیده و بیان برای تمام اقشار جامعه هستیم.
  4. ما روکش کردن زنان را به حساب تعداد، در نهادهای دولتی و مدنی بنام آزادی و رسیدن به حقوق مدنی و سیاسی زنان ، به رسمیت نمی شناسیم.
  5. ما دوشادوش مردان این جامعه در راه رفاه ، استقلال و تمامیت ارضی این خاک تا پای جان ایستاده ایم.
  6. بار دیگر ما ایجاد پایگاه های نظامی دایمی آمریکای ها در افغانستان را به شدت محکوم مینماییم و به صراحت اعلام میداریم که ایجاد چنین پایگاه هائی در افغانستان به هیچ وجه مشروعیت قانونی نداشته و برخلاف خواست و منافع مردم افغانستان خواهد بود.
  7. ما خواهان خروج بدون قید و شرط قوای خارجی از افغانستان هستیم.
  8. ما خواهان آزادی بدون قید و شرط آنعده از زنانی هستیم که قربانی ستم جنسی و خشونت های خانوادگی شده و کماکان در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی افغانستان در حبس اند.
  9. مبارزه ما علیه ستم جنسی ادامه می یابد . ما این مبارزه را بمثابه بخش ضروری و غیر قابل انصراف از کلیت مبارزات علیه اشکال گوناگون ستم و استثمار پیش خواهیم برد.
  10.  ما این مبارزه را در پیوند و ارتباط عمیق با مبارزه در راه استقلال و آزادی ملی مان پیش گرفته ایم و پیش خواهیم برد.
  11. تساوی میان ملیت های مختلف کشور و لغو هرگونه امتیاز طلبی ملی را خواهانیم.

 

ما یقین کامل داریم که برای یک حرکت موفق باید مبارزه زنان علیه کل نظام ارتجاعی حاکم بر جامعه را دامن زنیم و در پیوند تنگاتنگ آن مبارزه علیه ستم جنسی را نیز سوق دهیم. ما یقین داریم که برای دستیابی کامل زنان به حقوق حقه شان و تامین تساوی میان مردان و زنان ، باید نظام استثمارگر، ستمگر و ارتجاعی زن ستیز کنونی از ریشه ساقط گردد ، ازین رو مبارزه علیه ستم جنسی بدون مبارزه علیه نظام مردسالار کنونی یک حرکت ناکام خواهد بود.

زنده و جاودان باد مبارزات بر حق زنان!
زنده باد هشت مارچ !
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان "
18 حوت 1390
(9 مارچ 2012)

 

***********************
نازم آن مشتی که فرق زورمندان بشکند (2)
تف به آن دستی که دل های ضعیفان بشکند
کلبه ی درویش را هرکس توان سازد خراب
خادم آنم که درب کاخ سلطان بشکند
مهمانان عزیز و حاضرین محترم در تالار !
با ابراز سپاس و امتنان ازینکه دعوت ما را پذیرفتید و به محفل ما صفا بخشیدید.
" دسته 8 مارچ زنان افغانستان"  آرزومند است که نشست امروزی حرکت تازه ای و دریچه نوی باشد به سوی فرداهای بهتر !تعدادی از دوستان ما برای توزیع قطعنامه " دسته هشت مارچ زنان افغانستان" برای پذیرایی حاضرند، شما میتوانید هنگام خارج شدن از تالار به تعداد مورد نیازتان ازین قطعنامه دریافت نمایید. اگر با کمی و وکاستی ای درین محفل مواجه شدید، امیدواریم ما را ببخشید.
به امید موفقیت تمامی شما مهمانان عزیز ، ختم محفل امروزی را اعلام میکنم.
دعوتنامه
بمناسبت صدو یکمین سالگرد روز جهانی زن
روز جهانی زن 101 ساله شد ، امسال میخواهیم در کنار شما و دست در دست شما ، هم گام ، هم راه و هم صدا شویم! 
میخواهیم در صد و یکمین سالگرد روز زن ، رویاهای هزاران ساله زنان برای آزادی و برابری را با شما فریاد کنیم!
میخواهیم فریاد کنیم که مبارزات زنان نشانه اتحاد و همبستگی و ادامه مبارزه آنان علیه هر گونه تبعیض و اشکال ستم بر زن است!
هشت مارچ به حضور همه زنان احتیاج دارد!
برای حضور و نقش تان ارزش قائل شوید!
برای این روز تدارک ببینید!
دوستانتان را با خود همراه کنید!
با فعالین زنان در تماس شوید!
گسترده و انبوه بیایید! و در دل دشمنان هراس افکنید! 
از شما هموطن عزیزی که با چنین محافلی علاقه مندی نشان میدهید دعوت به عمل می آید درین محفل ، که محفل هر هموطن آزادیخواه میباشد ، شرکت نموده و با اشتراک خود این محفل را رونق بیشتر ببخشید.
زمان برگزاری محفل:
جمعه ، 19 حوت 1390 ( 9 مارچ 2012) 
از ساعت 2:00 بعد از ظهر تا ختم محفل
محل برگزاری محفل:
------------------------------------------------------------------------

 

گزارش تجلیل از روز جهانی زن در شهر ....

 

هشت مارچ امسال توسط اعضای دسته مارچ زنان افغانستان در شهر .... بصورت نیمه علنی تجلیل گردید. این محفل روز پنجشنبه مورخ 8 مارچ 2012 برگذار گردید و در آن بیشتر از 150 نفر شرکت نموده بودند که بیشتر از 95  فیصد آنرا زنان و دختران جوان تشکیل می داد.
محفل ساعت 2 بجه بعد از ظهر شروع گردید و ساعت 4 بعد از ظهر خاتمه یافت.
محفل با قرائت " افتتاحیه " توسط یکی از دختران جوان آغاز گردید. بعد از آن یکی دیگر از دختران جوان سندی در باره " تاریخچه هشت مارچ " را به خوانش گرفت. سپس چهار مقاله و سه قطعه شعر توسط سائر دختران جوان شرکت کننده در برنامه محفل قرائت گردید. همچنان در جریان محفل دو ترانه نیز توسط دختران خورد سال سروده شد. در اخیر، قطعنامه محفل توسط یکی از زنان میانسال شرکت کننده در برنامه محفل قرائت گردید.

این محفل سه خصوصیت ویژه خوب داشت:

اول -  برنامه محفل بطور مستقلانه و توسط خود اعضای دسته هشت مارچ ترتیب و تنظیم گردیده بود و تمام مقالات و اشعار خوانده شده و ترانه های سروده شده در محفل توسط خود دختران شرکت کننده نوشته و انتخاب شده بود.
دوم -  تمامی شرکت کنندگان در اجرای برنامه محفل را عمدتا دختران جوان تشکیل می دادند و تعدادی از دختران خورد سال و یک زن میانسال نیز در برنامه محفل شرکت داشتند.
سوم -  شرکت دختران و زنان جوان در محفل گسترده بود و بیشتر از 95 فیصد مجموع شرکت کنندگان محفل را دختران و زنان جوان و بقیه را دختران خورد سال و زنان میانسال تشکیل می دادند.

این محفل دارای یک محدودیت منفی نیز بود:
 
-  شرکت مردان در محفل خیلی اندک بود و می توان گفت که مردان تقریبا بطور کلی به محفل دعوت نشده بودند.

بطور کلی تمامی شرکت کنندگان محفل در قبال اعلامیه اخیر " شورای سرتاسری علمای افغانستان " یعنی شورای ملاهای جیره خوار اشغالگران و مداح رژِیم دست نشانده و بخصوص بخش مربوط به حقوق زنان در آن، به شدت موضع مخالف و مبارزه جویانه داشتند و در ضمن تا حدی ابراز تشویش می کردند.
قطعنامه
خواهران عزیز هشت مارچ امسال را در شرایطی تجلیل می کنیم که وضعیت زنان از سال های قبل بدتر و دشوار تر شده است. زنان هنوز ارزانترین قربانیان اجتماع هستند. خشونت علیه زنان رایج ترین و عام ترین خشونت ها هستند. احانت، ازار و اذیت، لت و کوب شکنجه، تجاوز و قتل زنان هنوز  امار بلند دارد. در کشور استبداد زده، فقیر و عقب مانده ما زنان بیشترین فشار را متحمل می شوند.
با تمام این مصایب وستم ها که بر زنان صورت می گیرد درد مضاف این است که در طول ده سال گذشته زیر نام "حقوق زنان" و "آزادی زنان" کشور ما مورد تجاوز و چپاول قرار گرفته است. هستی  مردم ما به تاراج گرفته شده و غرور انسانی شان لطمه ده و هویت ملی شان از ایشان گرفته شده است. ده سال است که حقوق زنان و آزادی زنان دست مایه کسانی قرار گرفته است که از این معامله به مقام و منصب رسیده است. ده سال است که از توانایی ها و انرژی زنان برای دست مایه حفظ نظام ضد زن و اشکال ستم بر زنان استفاده نموده اند. ده سال است که نقش زنان در عرصه ی سیاسی کشور عروسک های کوکی بوده اند.
اکنون که اشغالگران با نیروی مقاومت ارتجاعی وارد سازش و معامله شده است معامله بالای حقوق زنان نیز جدی تر شده است. در یک کلام حقوق انسانی زنان امروز وسیله معامله برای معامله گران گردیده است.
"دسته هشت مارچ زنان افغانستان" از کلیه زنان آگاه و مبارز جدا دعوت به عمل می نماید برای بیرون رفت از این وضعیت اسفبار کنونی در یک تشکل منظم و سازمان یافته گرد هم آیند. و بر انزواگرایی و فردمنشی تنگ نظرانه و نظرات عقب مانده که در میان زنان زیاد شیوع دارد فایق آیند. زنان فقط با داشتن یک سازمان منظم می توانند یک حرکت بنیادی و رادیکال در جهت تغییر سر نوشت و وضعیت شان ایجاد نماید. زنان نیروی عظیم و قوی هستند هرگاه بیتوانند بر عقبمانده گی های ذهنی و فکری شان فایق آیند، بدون شک آینده متفاوت خواهند داشت. زنان در یک تشکل منظم سیاسی که بتوانند ارمان و اهداف و خواسته های بر حق شان را انعکاس دهند، گردهم آیند می توانند بر شعور اجتماعی و دانش سیاسی شان بی افزایند و خود باوری و خود اعتمادی جنسی شان بالا ببرند. پس آنگاه است که زنان در عرصه های اجتماعی، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی احساس مسئولیت خواهند کرد و بر حاشیه نشنی و نقش تماشای شان خاتمه خواهند داد و به یک عضو مستقل و آگاه جامعه در خواهد آمد.
از آن جایکه وضعیت زنان در این مدت نه تنها تغییر نکرده است، بلکه بدتر و وخیم تر نیز شده است. " دسته مارچ زنان افغانستان"  یک بار دیگر بر طرح پیشنهادی که در محفل 28 اسد امسال ارایه نمود پافشاری دارد و آن را با کمی تغییرات دو باره مطرح می نماید.

  1. کسب استقلال مملکت و میهن بدون آزادی زنان نا ممکن سات.
  2. استقلال واقعی کشور منجمله زنان فقط دراثر اخراج بدون قید و شرط نیروهای خارجی ممکن است.
  3. مبارزه علیه تروریزم و آزادی زنان همه بهانه و روپوشی برای تجاوز به کشور است. به این اساس دست متجاوزین ومداخله گران تحت هر نام و بهانه ای از افغانستان کوتاه گردد.
  4. رژیمی که به حمایت نیروهای خارجی و اشغالگران به وجود آمده باشد، فقط یک رژیمی مزدور و مدافع نیروهای خارجی می تواند باشد نه مدافع حقوق زنان.
  5. کلیه زحمت کشان کشور اعم از زنان و مردمان بخصوص کارگران و دهقانان در وضعیت بسیار وخیم قرار دارد، به وضعیت فلاکت بار ایشان باید  پایان داده شود.
  6. ما خواهان تساوی کامل میان مردان و زنان در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در کشور بوده و خواهان لغو ازدواج اجباری می باشیم.
  7. ما خواهان بر قراری تساوی میان ملیت های مختلف کشور و لغو هرگونه امتیاز وبرتری طلبی هستیم.
  8. آزادی عقیده و بیان حقوق انسانی هر فرد هست، ایجاد محدودیت و سرکوب آن تحت هر بهانه ای مجاز نیست و یک حرکت ضد انسانی شمرده می شود.

افـتـتـاحـیـه

خانم ها و آقایان سلام!
تشریف آوری شما را در محفل امروزی خیر مقدم می گوییم. خوش وقتیم که امروز در اینجا با هم گرد آمده و روز جهانی زن را تجلیل می نماییم. امید واریم بتوانیم از این  روز خجسته بصورت شایسته تجلیل به عمل آوریم.
هشت مارچ روز جهانی زن است و زنان نیمی از پیکر یک جامعه را تشکیل می دهند. جامعه فقط و فقط با حضور فعال زنان می تواند پیشرفت اساسی نماید. بدون حضور فعال زنان تغییر و تحول مثبت اساسی در جامعه ناممکن است. زنان و مردان آزاده همه ساله این روز را تجلیل می نمایند تا تعهد شان را در مبارزه بخاطر دستیابی به جامعه و جهان فارغ از ستم جنسی و تمامی اشکال دیگر ستم محکم تر و استوار تر سازند؛ و ما علیه شرایط موجود در اقغانستان و پایمالی حقوق زنان در کشور شانه به شانه هم و در جهت حمایت از مبارزات زنان تلاش می کنیم.

لاله ای این چمن آلوده رنگ است هنوز
سپر از دست مینداز که جنگ است هنوز
های آسوده نشین لب ساحل بر خیز
که ترا کار به گرداب و نهنگ است هنوز
در آغاز محفل از دوشیزه " غ " خواهشمندم تا تاریخچه هشتم مارچ را برای شما عزیزان به خوانش بگیرد.
 

**********************************************************

تاریخچه هشت مارچ

توسط " غ "
                                                                                                                                   

************************************************************************

 

نقش ساختار اقتصادی – اجتماعی جامعه افغانستان در وضعیت زنان

توسط " ظ "

***
          

در گام نخست روز جهانی زن را به همه زنان تبریک عرض می کنم و امید وارم تجلیل از این روز نشان دهنده تعهد مان در مبارزه جهت بر آورده شدن و بدست آوردن حقوق انسانی مان باشد.

طوریکه می دانیم وضعیت اجتماعی زنان در هر جامعه نمودار وضعیت کلی اقتصادی – اجتماعی آن جامعه است. از اینرو پیش شرط پیشرفت و تعالی هر جامعه، تامین حقوق و آزادی زنان، از روابط خانوادگی گرفته تا تقسیم کار اجتماعی، در آن چامعه است. تا آنجا که تاریخ بیاد دارد زنان همواره علیه شرایط ناهنجار کار و زندگی خویش مبارزه کرده اند و تلاش کرده اند تا حقوق و ارزش های انسانی خویش را بدست بیاورند و درین راه موفقیت هایی نیز داشته اند. اما متاسفانه این مبارزات تا حال موفقیت های اساسی را بدنبال نداشته و به علل گوناگون، از محیط خانواده گرفته تا اجتماع، کماکان ستم بر زنان بیداد می نماید. با آن هم زنان بخاطر بدست آوردن حقوق و آزادی خویش همچگاه نا امید نشده اند و باور دارند که با فداکاری و ایثار می توانند به این هدف والا برسند.

دوستان عزیز! اگر بخواهیم به عنوان دسته فکری متعهد بخاطر آزادی و ارزش های انسانی مان مبارزه کنیم و مسئولیت تحقق این هدف را مشترکا تعهد کنیم باید بدانیم که منشا و علت اساسی خشونت علیه زنان چیست وچگونه می توانیم آگانه آن را نابود کنیم؟
بلی! زنان که نیم پیکر جامعه انسانی را تشکیل می دهند، در مسیر تاریخی جامعه، دستخوش تبعیضات وحشیانه قرار گرفته اند. ستم بر زنان ثمره ای از پیدایش طبقات و مالکیت خصوصی است. این ستم و خشونت بطور غیر انسانی در تمامی نظام های طبقاتی برده داری، فیودالی و سرمایه داری وجود داشته و دارد. در این گونه نظام ها زنان ملکیت مردان بوده و از حقوق اساسی خویش بی بهره اند. در اینجا بطور کوتاه وضعیت اقتصادی – اجتماعی زنان را در جامعه افغانستان بررسی می کنم.
طوریکه می دانیم جامعه افغانستان یک جامعه سنتی است و شرایط فرهنگی و اجتماعی آن وابسته به دیدگاه های سنتی مردم می باشد. بناء بحث های مربوط به زنان موضوع کاملا در گیر با فرهنگ جامعه است. یعنی شرایط فرهنگی جامعه همچون سایه شوم زندگی زنان را تحت شعاع قرار می دهد. از آنجاییکه جامعه افغانستان یک جامعه سنتی است، سنتی بودن آن شرایط ناگوار انسانی را برای زنان فراهم کرده است. رسم و رواج های غیر انسانی در لباس عنعنات قومی و ملیتی و سوء استفاده از باور های دینی مردم، وسیله پایمالی ارزش های انسانی زنان و سلب حقوق اساسی آنان و حتی حقوق ابتدایی شان همچون تعلیم و تربیه، انتخاب همسر و غیره گردیده است.

با آنکه تغییرات محدود در زندگی اقلیت زنان که خدمت گذاران اهداف غرب اند بوجود آمده است، اما این تغییرات بنیادی نبوده و عمدتا عوام فریبانه می باشد. متاسفانه مسئله حقوق زن در افغانستان وسیله ای جهت بر آورده شدن اهداف شوم دولت های غرب در افغانستان شمرده می شود و دولت خود ناقض حقوق زن می باشد. درینمورد به اعلامیه اخیر که از طرف علمای دینی دولت وابسته افغانستان به نشر رسیده است می توان اشاره کرد. بطور کلی وضعیت زنان در افغانستان درد آور و نگران کننده است. فقر و بیسوادی زندگی زنان را شدیدا تهدید می کند. در جامعه ما اکثریت قریب به اتفاق زنان فاقد استقلالیت اقتصادی اند و همین امر باعث می شود که ارزش های انسانی زنان زیر سوال برود. اساسا عدم استقلالیت زنان اقتصادی باعث گردیده است تا آنها تحت ستم نظام مرد سالار قرار بگیرند.
در شرایطی که کشورافغانستان تحت اشغال متجاوزین در آمده است و این کشور یک کشور مستعمره است نتنها وظیفه مردان بلکه وظیفه زنان نیز است که برای کسب آزادی کشور مبارزه نمایند.

**************************************************************************

 

ترانه سروده شده توسط دختران خورد سال

روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی را خوار و ابتر می کنیم

آسمان ها را بگو ما ستاره می شویم
بی کران ها را بگو ما شراره می شویم

روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی را خوار و ابتر می کنیم 

بزم پیروزی منم؛ شعر آزادی منم
خشم زندگی منم؛ عشق و دوستی منم

روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی خوار و ابتر می کنیم

زنهای آزاده را قدرتمندش می کنیم
زنهای بیچاره را سر بلندش می کنیم

روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی را خوار و ابتر می کنیم.

**************************************************************************

هشت مارچ و مسئله ستم بر زن

توسط " ف "

تو اي صياد ياد آور به دام افتاده قیدی را                            بكش از محنت زندان اسيري خسته زاري را
در مقدمه بايد گفت زن به عنوان يك انسان داراي حقوقي است كه بايد محترم شمرده شود. اين حقوق وي عبارت اند از: حق استقلال آقتصادی، حق تعليم، حق كار، حق تسلط بر سرنوشت، حق شرکت در فعالیت های اجتماعی و سیاسی و غيره. متاسفانه اين حقوق بنا بر عدم آگاهي و سوء فكر در جامعه، ناديده گرفته شده و باعثسلب آزاديهای زنان در عرصههاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي و تحمیل ظلم و ستم بر آنان ميگردد.
ستم بر زنان دقيقا از روز تولد دختر در خانه، كه باید محلی مملو از مهرباني و اخلاص باشد، آغاز می گردد. در همان اولین لحظات تولد دختر، شنیدن صدای گریه و شناسایی جنسی اش، قبل از همه پدر و حتی مادر کودک عکس العمل منفی نشان می دهند. از همین لحظه ببعد ستم بر این دختر آغاز می گردد. او پائین تر ار پسران خانه دانسته می شود، به كار درون خانه می پردازد، به مکتب فرستاده نمی شود، در چارچوب خانه اسیر می گردد، حق تصمیم در باره مسایل و امورات خانه و زندگی فامیلی را ندارد، ازدواج اجباری بر وی تحمیل می گردد و حتی به عنوان خون بها معامله می گردد.
ستم بر زنان ابعاد مختلف دارد. زن در خانه پدر تحت نظر پدر و مادر و برادر و در خانه شوهر تحت نظر شوهر قرار مي گيرد. در جامعه كنوني زنان مثل عصر برده داری در معرض خرید و فروش و چانه زنی قر ار می گیرند و حتی در میدان های قمار به دو گذاشته می شوند. زنان نظر به حرفه، شغل، شهرت و مقام پدر، برادر، فاميل،طايفه وغيره ارزشيابي مي شوند. آنان حق انتخاب شوهر را به شكل آزادانه ندارند. حق انتخاب در اين كشور عملا حق مردان است. مردان حق دارند در هر سن و سالی كه بخواهند با زنان و دختران دارای سن و سال مختلف ازدواج كنند. زنان نه تنها نه در خانه پدر و مادر بلکه در خانه شوهر نیز مالك كدام ثروت و ملكيتی نیستند، در تمام امور زندگي خود محتاج مردان هستند و خودشان مستقلانه هيچ كاري را كرده نمي توانند. حتي در جوامع سرمایه داری پیشرفته نيز بالاي زنان ظلم و ستم صورت مي گيرد .
يكی از سوء تفاهمات در میان مردم اين است كه ستم بر زنان را جلوه مذهبي مي دهند و تمام قوانين دولت را بر گرفته از دين می دانند. این سوء استفاده یکی از علل ظلم و ستم بر زنان را تشكيل مي دهد.  
براي از بين بردن ظلم و ستم بر زنان بايد چند نكته را در نظر داشت .

  1. -  چون فقدان آگاهي از حقوق زن بين مردم و حتي خود زنان متداول است بايد زمينه آگاه شدن را براي آنان فراهم كرد .
  2. -  ایجاد تغيرات بنيادي و ريشه یي در مناسبات حاكم اقتصادي  - سياسي

      3   -  از بین بردن طبقات در جامعه انسانی.

**************************************************************************
سلام دوباره

توسط " م "

 

نخست از همه هشتم مارچ روز جهانی زن را به تمام زنان جهان و به خصوص زنان افغانستان و به ویژه شما حضار گرامی تبریک و تهنیت عرض می داریم و سپس پارچه شعری را که در این مورد تهیه دیده ام، خدمت شما تقدیم می نمایم.

 

به آفتاب سلام دو باره خواهم داد
به آفتاب سلام دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکری های طویلم بودند
به رشد درد ناک سپیدارهای باغ که با من
از فصل خشک گذر می کردند
به دسته های کلاغان که مزرعه شبانه را برای من به هدیه می آورند
به مادرم که در آینه زندگی می کرد
و شکل پیری من بود
و به زمین، که شهوت تکرار من، درون ملتهبش را
از تخمه های سبز می انباشت – سلام دوباره خواهم کرد
می آیم، می آیم، می آیم
با گیسویم، ادامه بوهای زیر خاک
با چشمهایم، تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آنسوی دیوار می آیم، می آیم، می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که دوست می دارند
و دختری که هنوز آنجا
در آستانه پر عشق ایستاده؛ سلام دوباره خوا هیم کرد.

**************************************************************************
 
سنت های اجتماعی و خشونت علیه زنان

توسط " ر "

هشتم مارچ روزجهانی زن را به تمام زنان جهان و مخصوصا زنان ستمدیده افغانستان تبریک عرض می کنم.
خشونت علیه زنان در بسیاری از کشورهای در حال جنگ و در حال توسعه به گونه تکان دهنده بیداد می کند. زنان نیمی از نفوس جامعه بشریت را تشکیل می دهند که بگونه آشکار در سراسر جهان بطور گوناگون تحت ستم اند. در کشورهای عقب مانده و توسعه نیافته به یک شکل و در غرب بشکل دیگر. غرب زنان را به مثابه کلای تجارتی استعمال می کند و از زنان در تبلیغات تجارتی و غیره استفاده می کند. در افغانستان که در رده فقیرترین کشورهای جهان قرار دارد، تحت نظام طالبان، زنان در وضعیت بد ی قرار داشتند و اکنون نیز زنان تحت نظام ساخت امریکا در وضعیت بهتری قرار ندارند بلکه در بسا موارد وضعیت آنها بدتر شده است.
یکی از بهانه های اشغال افغانستان توسط امپریالیزم امریکا، تامین حقوق زن می باشد، در حالیکه صرفا یک تعداد زنان را در پوست های دولتی بصورت سمبولیک موقف داده اند، ولی در زندگی زنان بیچاره و زحمتکش که اکثریت بیشتر از 95 فیصد زنان افغانستان را تشکیل می دهند کدام تغییر جدی رونما نگشته است .
یکی از علت های دیگری که زنان افغانستان نمی توانند به حقوق شان نایل شوند، عدم آگاهی آنها از حقوق شان می باشد. زنان زحمتکش افغانستان در شرایط بد زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی قرار دارند و حتی تا هنوز در بعضی از مناطق افغانستان در بدل مواشی خرید و فروش می شوند. تعداد خود سوزی های زنان روزبروز زیادتر می شود  و تا هنوز ازدواج های اجباری در دهات و شهرهای افغانستان وسیعا رواج دارد. تمام این بی عدالتی ها در شرایطی صورت می گیرد که یک نظام دست نشانده خود را حامی و تامین کننده حقوق زن می خواند. وضعیت بد اجتماعی، زنان را بسوی خرید و فروش مواد مخدر، اعتیاد و فساد اخلاقی کشانده است که این حالت از سوی دسته های دولتی تقویت می شود.
بررسی هایی که در ولایات صورت گرفته است، وضعیت فلاکت بار زندگی زنان را بخوبی نشان می دهد. در هلمند بسیاری از زنان بخاطر تامین اقتصادی فامیل های شان در مزرعه های کوکنار مشغول کار می باشند و در اکثر موارد این زنان معتاد به مواد مخدر می شوند. در ولایت هرات هر سال آمار خودسوزی بیشتر می شود. در ولایات شمال تجاوزات جنسی از سوی قومندان های دولتی و زورمندان جهادی بالای زنان و دختران خورد سال صورت می گیرد.  در اکثر ولایات از سوی وزارت امور زنان رژیم پروژه های رفاهی نام نهاد ایجاد شده است که امکانات آن را فقط رئیس و چند نفر کارمند ریاست های ولایتی امور زنان حیف و میل می کنند. در ولایت نورستان و مناطق پشه یی نشین چند ولایت زنان مجبور اند از صبح تا شام کار شاقه نمایند در حالیکه مردان این مناطق کار نمی کنند و به سرگرمی های احمقانه مشغول می باشند.
شواهد نشانده این است که زنان در اکثر موارد به ستوه آمده و ناچار به دوایر دولتی و کمسیون حقوق بشر مراجعه می کنند. اما آنها نه تنها از درد زنان ستم دیده نمی کاهند بلکه اعضای فامیل این زنان را با مشکلات گوناگون مواجه می سازند.
خشونت ها، بی عدالتی ها و ظلم و ستم بالای زنان زمانی می تواند نابود شود که زنان به آگاهی اجتماعی و سیاسی دست یابند و در یک تشکیلات منظم سرتاسری علیه این بی عدالتی ها به مبارزه بپردازند.  
   
**************************************************************************        
خیز از جای و طلب کن حق خویش

توسط " ا "

 

خیز از جای و طلب کن حق خویش
خواهر من ز چه رو خاموشی

خیز از جای و طلب کن حق خویش
از کسانی که ضعیفت خوانند

از کسانی که به صد حیله و فن
گوشه خانه ترا بنشانند

تا به کی در حرم شهوت مرد
مایه عشرت و لذت بودن

تا به کی همچو کنیز بد بخت
سر مغرور به پایش سودن

تا به کی در پی یک لقمه نان
صیغه حاجی صد ساله شدن

خیز از جای و بکن ریشه ظلم
راحتی بخش دل پر خون را

جهد کن، جهد که تغییر دهی
بهر آزادی خود قانون را

**************************************************************************

ترانه سروده شده توسط دختران خورد سال

اسیران نغمه خوان با خوش نوایی                سرود و ساز شان بهر رهایی
 ســرایـد در قـفـس بـلبـل کـه شـایـد                صدایش تا به کوهساران براید
 قفس تنگ است و بال و پر بسوزد                روان وجان وتن یکسر بسوزد
 الا یــاران قــفــس بــهــر دریــــدن                بـود بـال و پـر از بـهـر پریـدن
 چه خوش پـرواز و قـل و قال آزاد                 فـضای بـاز بـوسـتان بـال آزاد

 

**************************************************************************

مـقـالـه

توسط " ل "

توسط " ن "

از راه دور می آید
              صدای غرش و توفان
و می راند ز گرداب جهالت؛
به ساحل کشتی بی نا خدا را
ز راه دور می آید
           صدای غرش و توفان
          و می پاشد با هر قطره
                  در جویبار خشک و گرما سوخته گردون
نم نم و باران آزادی
                        و زنجیر ها همه در انتظار صاعقه
آن نیلگون ابری که  رعد آسا
بانگ جرس در سینه دامان صحرا
می نوازد طبل آزادی
        و توفان با هیاهویش
        خس و خاشاک را از بین خواهد برد
از آنسو ها می آید صدای
   قهر
    عصیان
       خشم و
              نفرت
                  انز جار از ظلم
بهشت عنبرین جامه زر پوشان
و بند مانده از تاریخ بر دستان و پاهامان
همه نابود خواهد شد
و با شب آمده تاریکی و ظلمت 
چو صبح آید یکسر محو خواهد شد
و چون افسانه ی بر صفحه گیتی
یکی افسانه خواهد ماند

**************************************************************************

سرزمين خسته من
سرزمين آرزوها
چشمهايت را روي هم بگذار
بخواب ...          
بخواب تا شايد لحظه اي چند
درآنسوي پرده ها رويا را لمس كني
گوشهايت را با دستانت محكم بفشار
تا صداي بمب افگن هاي سياه
قلب زيبايت را نلرزاند
آشفتگي ات را پنهان كن
نسل غم را به باد فراموشي بسپار
سرزمين خسته من
ديروز مادرم سخت پريشان بود
امروزمن
وفردا طفلي كه دربطن من وتو پرورش مي يابد
چه بايد كرد؟؟؟
آيا مي توان درسوگ مرگ خورشيد شهرنشست؟
آيا ميتوان تكه هاي شكسته قاب عكس مهتاب را نظاره كرد؟
آيا ميتوان دستان بريده احساس مانرا دردست نگيريم؟
نه نميتوان...
نمي توان ازپشت شيشه
صداي نوحه پرندگان را شنيد
ديگرنمي توان پروبال شكسته كودكان را ديد وساكت نشست
سرزمين من ...
امروزمي خواهم
آستين هايم را بالا بزنم
وتمام تنديس هاي نفرين شده را
ازسرراهت بردارم
سرزمين خوب من
من با توهستم
تمام اين كبوتران عاشق با تواند
توتنها نيستي
من تنها نيستم كبوتراني هستند كه در راه آزادي پروبال مي گشايند
كبوتراني ازجنس من " زن"
كبوتراني ازجنس مخالف من " مرد"
ما تو را مي سازيم
آزادت مي كنيم
آبادت مي نمائيم
تنها ازتو مي خواهيم
تا آغوش گرم وقلب مقدست
حامي مان باشد ...

 

" فريبا فروغ"
افتاحیه
خانمها و آقایان سلام و درود بر شما
دسته هشت مارچ زنان افغانستان مانند سالهای گذشته امسال نیز هشت مارچ را تجلیل می نماید. تشریف آوری تمامی دوستان حاضر را در این محفل خوش آمدید می گوییم و آرزو مندیم تا ختم محفل ما را همراهی نمایید.
 محفل امروزی ما شامل: مقالات، اشعار و سرود می باشد که به سمع شما خواهد رسید. امید مورد توجه شما قرار گیرد. 
روزهشتم مارچ راهرچه باشكوه ترتجليل كنيد 
             
امروزهشتم مارچ سال2012ميلادي برابربا18حوت سال1390هجري شمسي است.
من اين روزرابه تمام زنان سلحشوروستمديده جهان وبخصوص زنان ستمديده افغانستان تبريك ميگويم،ويادجانباختگان اين روزرا گرامي ميدارم.وازتمام زنان ومردان آزاديخواه ايكه دراين محفل اشتراك نموده اظهارسپاس مي نمايم.نسل جديداززنان ومردان انقلابي امروزگردهم جمع ميشوند تا اين روزراگرامي داشته وازحقوق برابرميان زنان ومردان دفاع نمايند.درسرتاسردنيا زنان ومردان مبارزوآزاديخواه اين روز راجشن ميگيرندوبه خيابان ها ميريزند،تاازحقوق برابرميان زنان ومردان وهم چنان ازحقوق دموكراتيك همه مردم زحمتكش دفاع نمايند.ماهم امروزبه خاطردراينجا گرد
هم جمع شده ايم تا ازحقوق زنان ومردان ستمديده اين كشور دفاع نموده واين صدا را بلند نمائيم.
دشمن آتش به جان وباد پيما را بگو  خاك برسر كن كه آب رفته باز آمد به جو
زنان مبارز كشورما به اين نتيجه رسيده اند كه بدون اگاه نمودن توده زنان و بسيج نمودن آنها ومبارزه جدي و پيگير براي بيرون راندن نيروهاي اشغالگر نميتوان به آزادي دست يافت،زيرا اينها دشمنان زنان و كليه زحمتكشان اند.كه امروز درافغانستان ازخائنين،ميهن فروشان،قاتلان ومتجاوزين جنسي بطورجدي حمايت مينمايند.اينها اند كه ميخواهند زن ستيزان وقوانين و رسومي كه حقوق برابر ميان زنان و مردان را به رسميت نمي شناسند پا برجا نگهدارند.اينها اند كه از ستم برزن وستم بر مليت ها وخلاصه ستم بر توده هاي زحمتكش همه مليت ها سودهاي كلاني به جيب مي زنند.اينها اند كه ميخواهند با تمام توان و توش،توان و نيروي خلاق مبارزين راه آزادي را به تحليل برده و فاسد شان سازد و زنان را هرچه بيشتر فرودست سازند.بطور خلاصه تمام اينها ويژگي هاي جامعه طبقاتي است كه امپريالستها به شديد ترين وجهي از آن حمايت مي كنند.نابرابري جنسي درهمه جوامع طبقاتي وجود دارد،حتي دركشورهاي امپريالستي مردها دراقتصاد،سياست و زندگي روشنفكرانه برتراند و زنان نقش زيردست وفرمانبردار را بازي ميكنند.فقط چند سال است كه زنان دراين كشورها توانسته ان كه از آشپزخانه و كودكستان ها بيرون آيند،اما هنوز نابرابري اصلي پا برجاست.
اين نابرابري جنسي همانطوريكه درجامعه بردگي و فيودالي وجود داشت،درجامعه سرمايه داري نيزوجود دارد.درجامعه سرمايه داري فقط شكل آن تغيير كرده و زنان بخاطربهره كشي بيشتر وارد كارزار جامعه گرديده اند.اين شرايط را سرمايه داران براي زنان اعطا نكرده،بلكه زنان با تلفات و قرباني هاي بيشمار آنرا بدست آورده اند.اگر زنان سلحشور كشورما ميخواهند كه به اين وضيعت تاسف بار خاتمه داده شود و از حالت جنس درجه دوم بيرون شوند،بايد كه به مبارزه روي آورند و زنان را بسيج نموده و در جهت بيرون راندن نيروهاي اشغالگر و سرنگوني رژيم پوشالي همت گمارند.
زنان نه تنها بايد جرئت يابند،بلكه بايد با آمادگي و تجهيزات بيشتر درمبارزه براي بيرون راندن اشغالگران و نابودي سيستم كهنه و فرتوت كه آنها راجنس درجه دوم قلمداد نموده و فرودست نموده است به پا خيزند و براي ايجاد جامعه نوين وبهتر وارد ميدان شوند تا تمام توده هاي زحمتكش اعم از مرد و زن به آزادي رسيده و ازحقوق برابر برخوردار شوند.زيرا فرودست بودن زنان و تحميل ستم واستثمار بر توده هاي زحمتكش از سلطه و ستم امپريالستي و طبقاتي جدا نيست.به همين لحاظ بايد كه اين سيستم را واژگون ساخت وآنرا به يك جامعه كاملا نوين مبدل نمود.بنابراين زنان زماني ميتوانند كه ازحقوق برابر با مردان برخوردار شوند،حقوق كامل خود را بدست آورند و سرنوشت خود را از نو شكل دهند كه جز جدا نشدني انقلاب جهاني شوند.
                          به پيش در راه رهائي زنان و كليه زحمتكشان

(فاطمه)    
با عرض سلام من هم به نوبه خود 8  مارچ روز جهانی زن را به تمامی زنان ستم دیده و مردان آزادی خواه تبریک میگویم.

دختر قالین باف                         

توبا این خوردسالی خواهرم قالین می بافی
وپشت هر نخ و رنگش چه الافی ؟                                 

اگر یک لحظه فرصت میشود دستت توقف ده
که میخواهم بگیرم از شما خواهر بیوگرافی
 
چه میپرسی از احوالم؟ منم عصاره غمها
اگر تو نکته میدانی همین یک جمله ات کافی

تو یک دنیای مشکل پیشرو داری، اگر میشه
کمی با دستها و ذهن خود کن کاری صرافی!

تو حق زیستن داری به هر شکلی که میخواهی
فقط آزادی کم داری ، نه یک دنیای اشرافی

برای کسب آزادی کمی همت، کمی شورش
که تا آخر نمی ماند نه بن لادن، نه قذافی

(سير)

دلارامم ، به پایم دام کردند
دل طغیانگرم ، آرام کردند
به جرم زن بودن مردان جاهل
مرا بدنام خاص و عام کردند

صدای جنس زن فریاد کردم
دلم را با سرودن شاد کردم
به موسیقی ناب سرزمینم
ره و سبکی نوی ایجاد کردم

دمی که قریه ها لبریز غم بود
زمستان صحنه ی درد و الم بود
تسلای دل غم دیده ی من
دوتار و کاغذ و شعر و قلم بود

حضور سبزه ها سبز از دوتارم
غم ناگفته ی یار و دیارم
وحالا مهر بر لب دل پر از درد
اسیر غصه های روزگارم

دوتارم پرده های ساز دل بود
غزل های ترم آواز دل بود
سر انگشتان افسون ساز و تارم
همیشه عاشق و دمساز دل بود

بلند پرواز و عصیانگر دل من
غزل پرداز و غوغاگر دل من
اگرچه غنچه را با تیر بستند
نکرد پاییز خود باور دل من

دلم آنگه شود آرام گیرد
ز سبکم نسل نو الهام گیرد
گروهی با هنر در سیر تاریخ
ز من با نیک نامی نام گیرد

اگر رفتم دوتارم هست باقی
نوای دل شکارم هست باقی
صدای عشق دایم پایدار است
فقط این افتخارم هست باقی

فروغ
چرا زنان جنس درجه دوم محسوب میشوند؟
امروز همه و به خصوص مردم افغانستان بخوبی میدانند که ما در یک دوره پر از تنش و نا آرامی های فزاینده زندگی می کنیم. این تنش ها و نا آرامی های فزاینده مربوط به اشغالگری و تجاوز امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا در کشور ما می باشد. این تنش و نا آرامی در شرایط کنونی نه تنها دامنگیر افغانستان بوده و هست، بلکه این تنش ها و نا آرامی ها در اثر تجاوزات و مداخلات مستقیم امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا دامنگیر کشور های عربی نیز شده است.
و حتی کشور پاکستان بهترین یاور امپریالیزم یانکی نیز از این گزند بی نصیب نمانده است که نفرت و انزجار توده های مردم روز به روز نسبت به امپریالیستهای یانکی و رژیم های پوشالی دست نشانده مثل رژیم حامد کرزی شدید و شدید تر می گردد. این موج ناخشنودی در کشور ما در قالب تظاهرات، اعتصابات و تحریم انتخابات مضحکه به خوبیخود را نشان داده است. به همراه این موج نا خوشنودی و ستیزه جویی روحیه آزادیبخش زنان کشور ما نیز دوباره رو به غلیان است. پیشتازان جنبش های آزادیبخش زنان جوانی اند که سنت های دست و پاگیر خانه و خانواد که زندگی زناشویی را طبق احکام و قوانین رژیم های پوشالی محدود نموده زیر سوال می برند. این زنان با صدای رسا اعلام مینمایند که زنان از جنس درجه نبوده، بلکه سیستم رژیم های فرتوت مردسالاری است که زنان را به جنس درجه دوم تبدیل نموده است. زنان آزادیخواه می گویند زنان نیز مانند مردان دارای مغز و استعداد های خلاق اند. این سیستم منحوس است که زنان را از همه چیز عرصه های زندگی محروم نموده است. امروز زنان از روی غریزی حس می کنند که به اشکال و انواع گوناگون و با حیله و نیرنگ از سوی نیروهای ارتجاعی و سیستم منحط شان دچار قید و بند گردیده اند و به وضعیت پست تر رانده شده و جنس درجه دوم قلمداد می شوند. این زنان باید دقیقا درک نمایند که این وضعیت چه قسم بوجود آمده و به چه شکلی میتوان آنرا از میان برداشت. اکثریت عظیم زنان کشور ما نمی دانند که قبل از پیدایش طبقات این وضعیت اسفناک برای زنان وجود نداشت. زنان و مردان از حقوق مساوی برخوردار بودند، زمانیکه جامعه طبقاتی ظهور می کند زنجیر بردگی بر دست و پای زنان پیچیده می شود و زنان به برده مردان تبدیل می گردد. زنان باید این نکنته را به خوبی درک کنند که زیر دست بودن زنان به استقمار کشیدن گارگران و توده های زحمتکش و تبعضات نژادی، جنسی و ملیتی که امروز از طرف عده قلیل مشت خاین و میهن فروش اعمال میگردد همه وابسته به طبقات ستم طبقاتی و ستم امپریالیستی است. در شرایط کنونی هستند زنانی که اشغالگران امریکایی و رژیم پوشالی حامد کرزی را به دوران حکروایی جهادی ها و طالبان مقایسه می کنند و به این نتیجه غلط می رسند که رژیم حامد کرزی و امپریالیستهای اشغالگر آزادی را برای زنان به ارمغان آورده است! این ها زنانی اند که در میان بد و بد تر گیر کرده و از میان بد و بدتر یکی را انتخاب می کنند. هرگاه دو شی ناپاک رابا هم مقایسه کنید، حتما یکی از آنها ظاهرا یک ذره پاکتر به نظر می رسد. چنین نظرات م مقایساتی کاملا از ریشه غلز است. و حلاب مشکلات نیست. بحث های نابرابری جنسی را نمی توان بصورت مقایسوی رژیم های فرتوت و پوسیده به میان کشید، باید ریشه های تاریخی و اقتصادی آنرا نمایان ساخت. همانطوریکه گفته شد قبل از برقراری سیستم کنونی جامعه ایکه ما در آن قرار داریم، جامعه ای به گونه کاملا متفاوتی وجود داشت. آن جامعه (جامعه بدوی و بدون طبقه) بر اصل دمکراسی درست و برابری کامل از جمله برابری مرد و زن استوار بوده است. در آن جامعه نه ستم جنسی وجود داست و نه هم ستم طبقاتی. منشا کلیه ستم ها طبقات است، تا زمانیکه جامعه بر چنین سیستمی استوار باشد، امکان برقراری حقوق کامل و به خصوص برابری میان زن و مرد غیر ممکن است. هرگاه خواسته باشیم که دمکراسی اصیل و برابری حقوق میان زن و مرد برقرار کنیم باید به طور جدی و پیگیر علیه ستم طبقاتی مبارزه نماییم. مبارزه با ستم طبقاتی بدون مبارزه با ستم امپریالیستی چیزی به معنا است. زیرا در جامعه طبقاتی کلیه اشکال ستم به ستم طبقاتی گره خورده است و به همان ترتیب ستم طبقاتی با ستم امپریالستی پیوند تنگاتنگ دارد. امپریالستها در سطح جهانی حامی منافع طبقات حاکم ارتجاعی و قلدرمنشان حمایت نموده و جوامع را به شکل طبقاتی آن سرپا نگهدارند. لذا کلیه اشکال ستم به ستم امپریالستی گره خورده است. بدون بیرون راندن اشغالگران و سرنگونی رژیم پوشالی نه برابری درکار است و نه هم دموکراسی به معنی واقعی آن. زنان رفرمیست، تسلیم طلب که در کنار رژیم پوشالی و امپریالستهای اشغالگر استاده اند وعظه می کنند که اشغالگران و رژیم پوشالی حامد کرزی میتواند "آزادی" را برای زنان به ارمغان آورند! اما زنان آزاده و آزادیخواه می گویند که اشغالگران و رژیم حامد کرزی یه میخواهند و نه میتوانند که حامی آزادی زنان بوده و آنها را از قید اسارت و بندگی برهانند، بلکه بیشتر زنجیر های ستم را بردست و پای شان محکم می نمایند و قوانین ساخته وپرداخته شان بیانگر این مدعاست. اسن زنان تسلیم طلب به خوبی آگاهند که در پارلمان رژیم پوشالی اصلا نظرات زنان به هیچ گرفته می شود و هیچکس به نظرات شان ارزشی قای نیستند، چخ رسد به دیگر زنان جامعه ما. موغظه های زنان رفرمیست فقط به خاطر اغفال زنان ستمدیده و خوش خدمتی به درگاه رژیم پوشالی است. باید این پهره ها را افشا نمود در شرایط کنونی که کشور در تسلط اشغالگران قرار دارد، آمار خودسوزی و سورانده زنان توسط شوهرو یا پدر در افغانستان بالاترین ارقام در جهان را نشان می دهد. به همین ترتیب بالاترین آمار در جهان تجاوزات جنسی در افغانستان است. از ازدواج های بالاترین آمار در جهان تجاوزات جنسی در افغانستان است. از ازدواج های اجباری و شوهردادن دختران با مردان بزرگسال میگذریم. طبق گذارش کمسیون "مستقل حقوق بشر" افغانستان در ظرف شش ماه امسال 2439 قضیه خشونت علیه زنان ثبت شده است. طبق اعتراف این کمیسون اکثریت خشونت ها علیه زنان به آنها گزارش داده نشده و نمی شود و به همین ترتیب این کمسیون معترف است که خشونت علیه زنان امسال نسبت به سال گذشته دو برابر شده است، تا زمانیکه این سیستم وجود داشته باشد و افغانستان در تسلط امپریالستها باشدَ، علاوه بر اینکه برابری حقوق میان زنان و مردان امکان پذیر نیستَ، بلکه روز به روز به شدت وحدت آن می افزاید. برای برقراری حقوق برابر میان زنان و مردان فقط و فقط یک راه دارد، آنهم بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سرنگونی رژیم دست نشانده شان و استقرار حکومت دمکراتیک نوین. برای این کار زنان باید دست به دست هم داده، متشکل شوند و به صورت یک گروه فشرده دوشادوش مردان مبارز و انقلابی به حرکت درآیند و با پشتکار این مبارزه را ادامه دهند.

            تاريخچه هشتم مارچ روزجهاني زن

**************************************************************************

صدای غرش و توفان

 

اگر به تاريخ مبارزات نظراندازيم مي بينيم كه در صفحات آن روزهاي بياد ماندني وجود دارند،
روزهاييكه به عنوان نشانه و مظهرهرمبارزه درتاريخ مبارزات ثبت شده و به مظهر و فراخوان
مبارزه تبديل ميشوند.هشتم مارچ نيز يكي ازهمين روزهاي تاريخي است كه بنام روزجهاني زن
درتاريخ مبارزات جهان ثبت گرديده است.سرآغاز تاريخي روزجهاني زن،هشتم مارچ1858ميباشد.دراين روز زنان كارگر پارچه باف درامريكا عليه شرايط سخت كار،ساعات طولاني
كار،دستمزد اندك،استثمار شديد ومحروميت ازهر گونه امكانات رفاهي برعلاوه وظيفه نگهداري
و بزرگ كردن فرزندان و كار بردگي خانگي درخدمت شوهران ومردان خانواده به جاده ها ريختند و خواهان حقوق برحق شان گرديدند.پوليس اين تظاهرات را به شكل بيرحمانه سركوب نمود.عده زيادي زنان كشته شدند و تعداد زياد نيز دستگير گرديدند.خاطره اين تظاهرات پنجاه سال بعد درسال1907بازهم با گردهمايي گسترده تر زنان آزاديخواه وروشنفكر دوباره زنده گشت
ديدگاه گزينش روزي به عنوان "روز زن"نخستين بار درجريان مبارزات زنان نيويارك با شعار"حق راي براي زنان"مطرح شد و توانست توده وسيع زنان را ازاقشاروطبقات گوناگون
گردهم آورد و زنان درپشت اين شعار درتلاش به رسميت شناساندن هويت اجتماعي وانساني خويش بودند واقعيتي كه در نظامهاي طبقاتي مردسالار قرن ها ناديده گرفته شده بود.دومين كنفرانس زنان سوسيالست درسال1910به مسله تعيين روزجهاني زن پرداخت و كنفرانس تاريخ برگزاري نخستين مراسم"روز زن"را19مارچ1911تعيين كرد.تمام سرك هاي آلمان،اتريش،سويس ودنمارك به مارش قدرتمند زنان به لرزه درآمد.درسال1913"دبيرخانه بين المللي زنان"
هشتم مارچ را به ياد مبارزه زنان كارگر نساجي درامريكا به عنوان"روزجهاني زن"برگزيد در
همان سال زنان زحمتكش،روشنفكر و انقلابي در روسيه تزاري و سراسر اروپا؛مراسم هشتم مارچ را به شكل تظاهرات و همايش هاي وسيع برگزار نمودند.درسال1921كنفرانس زنان انترناسيونال سوم درمسكو برگزار شد و روز هشتم مارچ را بنام روزجهاني زن به تصويب رساندند.از اوسط دهه1930برگزاري تظاهرات روزجهاني زن دركشورهاي كه تحت سلطه فاشيزم بودند غيرقانوني اعلان شد و باوجود آن در هشتم مارچ1936زنان دربرلين وشهر مادريد هسپانيا تظاهرات كردند وجهانيان را به دفاع ازحقوق زنان فراخواندند.در دهه1960دركشورهاي آسيايي،افريقايي وامريكاي لاتين جنبش هاي رهايي بحش بپا خاسته بودند دركشورهاي سرمايه داري پيشرفته نيز جنبش ها و مبارزات انقلابي و ترقي خواهانه بالا گرفته بود.انقلاب فرهنگي درچين گام هاي عميق وگسترده كه درتايخ بي مانند بود درمسير رهايي زنان برمي داشت.درامريكا و اروپا؛زنان عليه سنن و قيود و قوانين مردسالارانه و احكام اسارت بار كليسايي به مبارزه برخاستند و موضوعاتي چون حق طلاق،حق سقط جنين،تامين شغلي،منع آزارجنسي،ضديت با هرزه گردي و كاهش ساعات روزانه كار مطرح گرديد.
مبارزات زنان توانست در برخي كشورها دستاوردهايي را كسب كند و در برخي كشورها ماندگار گردد.جنبش رهايي زنان نمي توانست از جنبش عمومي انقلاب جدا بماند درهشتم مارچ1969زنان امريكا در دانشگاه بركلي گردهم آمدند و عليه جنگ تجاوزكارانه يانكي هاي امريكايي درويتنام تظاهرات نمودند و درچنين شرايط دولت هاي سرمايه داري مجبوربودند درمقابل جنبش رهايي زنان به تدابيرو حيله گري ها متوسل شوند ودر نتيجه سازمان ملل متحد درسال1975هشتم مارچ را به مثابه روزجهاني زن به رسميت شناخت.

اما اجراي مراسم قلابي و فرمايشي"روز زن"وحركت هاي ديگري كه از آن پس،توسط ستمگران به اصطلاح درحمايت از زنان برگزار شده و مي شود هيچگاه نتوانسته و نخواهد توانست اهميت وجايگاه واقعي هشتم مارچ را بيان دارند.دركشور اشغال شده ما كه نيروهاي متجاوز خارجي با شعارهاي كاذب وفريبنده آزادي وحقوق زنان وغيره دولت دست نشانده
را تشكيل داده و هر روز برنامه هاي فريبنده درمورد مسايل زنان دارند جز فريب چيزي بيش نيست.دولت پوشالي موجود يكي از ضد زن ترين دولتي است كه از نگاه ماهيت اش هيچ فرقي با اسلاف اش چون امارت اسلامي طالبان ندارد.روزانه درگوشه و كنار كشور شاهد خشونت،قتل،خودسوزي،فراراز منزل،تجاوزجنسي وانواع شكنجه برزنان هستيم كه دولت پوشالي نه تنها
عاملين آنرا مجازات نميكنند بلكه قرباني اصلي زنان هستند.درچنين شرايط دولت مزدور دوزجهاني زن را نيز تجليل مي نمايد اما تجليل روزجهاني زن و نهادهاي وابسته به دولت جز
فريب وپوشانيدن ستم بر زن در كشورما چيزي بيش نيست.دولت در روزجهاني زن با اجراي نمايش هاي مضحك و دادن تحفه ها به چنب زن وابسته و مزدور ميخواهند نشان دهد كه زنان دراين كشور داراي حقوق و آزادي هستند.اما واقيعت به گونه ديگر هست.هشتم مارچ ومبارزه برحق زنان دركشورما در پرتو مبارزات برحق تمام توده هاي كشور براي بيرون راندن اشغالگران و رژيم پوشالي منعا و مفهوم واقعي خود را پيدا خواهد كرد.

                   "هر روز را هشت مارچ بسازيم و هشت مارچ را در هر روز سال زنده كنيم"

 

(ويدي)
ښځه څه ډول دویم جنس شوه

که د بشري ټولنې تاریخي اړخ ته ځیر شو نو د تاریخ یوه ستره برخه د مورواکي یا مادرسالاري په نامه یادیږی چه په هغې دورې کې اقتصادي واګی تر ډیر حده د ښځو په لاس وه. یعنی دا چه د بزګري، معماري او ټولو کارونو فعالینې ښځې وې او هغې دورې ډیر کلونه دوام وکړ. تر څو چه د کار لومړنی طبیعی ویش یعنی هغه ویش چه د جنس او سن پر اساس په طبیعی توګه موجود وه له منځه ولاِړل او د کار دوهم ویش منځ ته راغی. دا ویش د طبقاتی نظام سریزه وه چه د هغه پر بنسټ ورو ورو ښځې له بزګري او داسې نور کارونه چه تر سره کول ګوښه کړل شوې او صرف د ماشومانو روزل او د کور کارونه هغوی ته وسپارل شوه. نو دلته وه چه ښځې نه اقتصادي خپلواکي واخیستل شوه او نرواکي نظام منځ ته راغی او ښځه په دوهمه جنس بدله شوه. په دغه اساس په ښځې باندې د کړاونو بنسټ دطبقاتي ټولنې پیل وه.
ترنن پورې ښځه نه یوازې زموږ په ټولنه کې دوهم جنس ګڼل کیږي بلکه په ټوله نړۍ کې دوهم جنس ده خو په ښځو باندې د کړاونو کچه په هر هیواد کې توپیرلري. که موږ خپلې ټولنې ته راشو زموږ د ټولنې جوړښت پوره مستعمره او نیمه فیوډالي جوړښت دی. په داسې ټولنو کې جنسي کړاو له امپریالستي کړاو سره ټینګې اړیکې لري نو د دغه جوړښت پر بنسټ کولی شو چه دښځو په ټولنیزو او تاریخي ستونزو خبرې وکړو.
لکه څنګه چه مومخکې یادونه وکړه له پخواه نه ترنن پورې د ښځو ګوښه کیدل له اقتصادي چارونه نن هم ترټولو ستره ستونزه ده چه زموږ په هیواد کې هغوی ورسره لاس او ګریوان دي. د اقتصادی خپلواکي نشتون دښځو په ژوندون خورا ډیره بده اغیزه کړې ده اند تردې حده پورې چه یوه ښځه نشي کولی چه خپل د ژوند پریکړې پخپله وکړی او د یوه آزاد او خپلواک انسان په څیر په ټولنه کې ژوند وکړی. دلته دښځې واکدار نارینه دی ولې چه ټولنه نرواکې ټولنه ده. نو پدې اساس بد ورکول، ولور اخیستل، کونډه میراث ګڼل او په زورزیاتي سره واده کول زموږ دټولنې یوه برخه ګرزیدلې.
په افغانستان کې دښځو داغمیزه او ناورین څو اړخونه لري. ښځې په دغه جغرافیاېي محدوده کې له راز راز ستونزو څخه کړیدلي په کلیو او بانډو کې د پلار، ورور او میړه له لاسه په کورونو کې بندیانې شوي دي او د هغوی په لاسونو او پښو کې د رسمونو ولچک او زولنې پرتې دي. په ښارونو کې که څه هم ځینې ښځې داقتصاد له پلوه یو څه خپلواکې دي خو بیا هم دخپلو خولود پایلې پوره واک نلري. حتی هغی ښځې چې د لاس پوڅي رژیم کې هم په لوړو پوړونو کښې دنده ترسره کوی خو بیا هم دنارینه ترسیوري او واکمني لاندې ژوند کوی.
له پورتنی کرښو څخه دا نتیجه اخلو چه نسبی اقتصادي خپلواکي او تحصیل او لوړ دولتی پوستونه نشي کولای چه ښځه په حقیقي ډول واکمنه او خپلواکه کړی. ترڅو چې دا نړیوال نظام اودا نړیوالې اړیکې چې ټولې د ښځې په ضد دی موجود وي دا کړاوونه هم دوام ولری. یوازنی لار د دغه نظام پر ضد په ملی او بین المللی هغه مبارزه ده چه دا نظام له منځه یوسی او یو انسانی نظام چه د آزادی او مساوات بر بنسټ ولاړ وی منځ ته راوړی.

)آرزو)
خانم ها واقایان سلام، من هم به نوبه خود 8 مارچ روزجهانی زن را به تمامی زنان تبریک میگویم.

زندگی چیست؟

زندگی چیست شادکامی وعیش
بهر غارت گران وبدگهران
زندگی چیست ناتوانی ودرد
بهر زحمت کشان ورنج بران

زندگی جلوه دیگر گیرد
گرستم دیدگان به پاخیزند
برستم پیشه گان نبخشایند
بافرومایه گان درآویزند
صبح فردا كه موج جنبش خلق
بشكند تخته پاره هاي كهن
زندگی گلشن امید شود
چون فرو ریزد این بنای کهن

(زحل)

آتنگ دیگرو
شایسته
مودایم ټب موشی یده جنگ دیگرو
سرمو عادت کده قد سنگ دیگرو
تاتیس ره آر قدر منده ده یاد مو
وضو قد خو کدی ده بنگ دیگرو
کجایه شوق و اوماغ و خوشی مو
سوجی مو بوره ده آتنگ دیگرو
وطن آر خیل که دشت بیگانه چور کد
مو غیرت تو موشی ده ننگ دیگرو
اگه روشن نشو نه منزل و و رای مو
ده دشت میله الاغ لنگ دیگرو
نمیتنی روش بدی خوبی خود خو
چیمای موکوره ده خگچنگی دیگرو
لبای رنگ سرخ شو لبید خود خو
ناقی مو ملی مونډی ایل رنگ دیگرو
ده رنگ خو خو آر گل خوشنمایه
بلی خو تید نکنید از رنگ دیگرو
اگه غیرت بوده ده شیری آبی
وطن ره بورکنی از چنگ دیگرو
چگونه زنان فرودست شدند
(نصير)

هرگاه بخواهيم اين موضوع را از لحاظ تاريخي -اقتصادي بررسي كنيم،اين نتيجه بدست مي آيد كه قبل از جامعه ايكه ما فعلآ در آن زندگي ميكنيم،جامعه اي وجود داشت كه درآن هيچگونه تمايز واختيلافات جنسي وجود نداشت.در آن جامعه زن نقش تعيين كننده داشت و رهبري فرهنگي و توليدي جامعه در دستش قرارداشت.درآن جامعه هيچگونه محدوديتي از طرف مردان به آنها ايجاد نميگرديد.آن جامعه برپايه حقوق مساوي ميان زنان و مردان كه يكي ازآنها برابري جنسي بود بنا شده بود .در آن جامعه ازدواج به معني همزيستي زوجي يا خانواده   دونفره وجود داشت نه تك همسري .درآن جامعه چون زن عضو توليد كننده اقتصادي بود،نيازي به نقش ابزار حمايتي شوهرش نداشت.آن جامعه مادر سالاري بود.با آغاز جامعه طبقاتي و مالكيت خصوصي اين آزادي از ميان رفت و زنان به بردگان و اطاعت كنندگان مردان تبديل شدند.هم پاي آغازجامعه طبقاتي زنان به اندرون خانه كشيده شدند و از كار توليد در جامعه بركنار ماندند و استقلاليت خويش را در حوزه اقتصادي از دست داده ومحتاج نقش شوهر به عنوان ابزارحمايتي گرديدند.ازدواج هاي امروزي نيز همين معني و مفهوم را ميرساند. باايجاد طبقات و مالكيت خصوصي زن ديگر جزمايملك مرد به حساب آمد ومجبورگرديد كه تمام تن و روان خود را در اختيار مرد گذارد.زنان با اين ازدواج كنترول خويش را بربدن وذهن از دست داد،زيرا ديگر او جزمايملك شوهري بود كه تصميم اصلي را او ميگرفت و زن مجبور بودتا تصاميم شوهر را عملي سازد.اين ويژه گي ها نشان ميدهد كه عقل و هوش او ديگر پرورش نيافت واز نظرفرهنگي نيز صدمه ديد. به اين ترتيب زنان كنترول سرنوشت خود را از دست دادند و حتي از كامروايي جنسي و زندگي پرمهر شوهرنيز محروم شدند،زيرا با آغاز ازدواج تك همسري زنان با قانون سختگيرانه اي روبرو شدند با كوچكترين حركت مخالق خواست شوهر به تنبيه بدني روبرو مي شدند.اين تك همسري فقط براي زنان بود و براي مردان هيچگونه محدوديتي را در برنداشته و ندارد.مردان آزادانه ميتوانستند و مي توانند با ديگرزنان معاشرت نمايند و حتي همزمان داراي چندين زن"قانوني" باشند.در جامعه ايكه ما در ان زندگي مي كنيم به خوبي ديده مي شود كه زنان اعم از طبقات بالا و پايين در رنج اند.مردانيكه داراي توانمندي اقتصادي اند به مباشرت به ديگر زنان رجوع مينمايند و به انواع واشكال مختلف از ديگر زنان كامجويي ميكنند.باآغاز سرمايه داري و پيدايش طبقه كارگر،سرمايه داران بخاطر سود بيشتر زنان را وارد كار اجتماعي نمودند.در اين زمان بهره كشي از زنان دو ويا حتي سه برابرمردان بوده و هست.امروز كه شمار زيادي از زنان  بيرون از خانه كار ميكنند.هنوز بارسنگين كارهاي خانه و مسوليت ها را بردوش مي كشند.اين زنان در چنين شرايطي از دو ستم رنج ميبرند،يكي ستم كارفرما و ديگر ستم مرد سالاري.
امروز اشغالگران امپريالست داد و فرياد راه انداخته اند كه به افغانستان بخاطر"آزادي" زنان آمده اند.اين يك دروغ محض و عوام فريبانه است،زيرا آزادي تحفه اي نيست كه از طرف اشغالگران و رژيم پوشالي به زنان هديه گردد،اين آزادي از طريق مبارزه جدي وپيگيرزنان به منظور راندن نيروهاي اشغالگروسرنگوني رژيم دست نشانده و ايجاد جامعه دموكراتيك نوين بدست مي آيد
.تا زمانيكه جامعه به طبقات ستمگر و ستمكش تقسيم شده باشد،آزادي معني و مفهوم طبقاتي دارد،همانطوريكه دموكراسي اين مفهوم را با خود حمل ميكند.در چنين جامعه اي اشغالگران نه حامي آزادي زنان اند ونه ميتوانند و نه ميخواهند كه زنان را از قيد اسارت برهانند،بلكه حامي طبقات و نيروهاي مرتجعي اند كه ستم بر زنان را برسميت مي شناسند واين ستم را به شكل قانوني ان در اورده اند.زنان مبارز و انقلابي كه پيش تازان جنبش آزادي زنان اند به خوبي درك نموده اند كه زنان هيچگاهي به آزادي نميرسند،مگر اينكه ستم طبقاتي از ميان برداشته شود.در شرايط كنوني جامعه ما از بين بردن ستم طبقاتي بدون بيرون راندن نيروهاي اشغالگروسرنگوني رژيم پوشالي امكان پزير نيست. براي اين كار از همه اولتر بردن آگاهي ميان زنان و بسيج شان الزامي است.آنگاه زنان مبارز دوشادوش مردان انقلابي ميتوانند كه از طريق مبارزات جدي و پيگير يعني از طريق مقاومت ملي مردمي وانقلابي اشغالگران را از كشوربيرون رانده و رژيم پوشالي زن ستيز را بزير كشيده و جامعه ايكه حقوق برابر ميان زنان و مردان را به رسميت ميشناسد مستقر نمايند.
                                                          به پيش در راه بسيج زنان
                                                                    
                                                                زنده باد آزادي 


شعر از سارا

گاهی ضعیفه، گاهی سیاه‌سر شدی چرا؟
گاهی به جنس هرزه برابر شدی چرا؟
چاقوکشان عصر حجر را به سادگی
دمساز و هم‌ترانه و همسر شدی چرا؟
باغیرتان تازیانه به‌دست سخیف را
با عشق مادرانه‌یی، مادر شدی چرا؟
مردان زن‌ستیز رذالت‌سرشت را
در کوچه‌های حادثه خواهر شدی چرا؟
ملا و شیخ و شحنه و شیاد و شاب را
بی هیچ ترس و واهمه دلبر شدی چرا؟
بی‌زن همیش جامعه‌ٔ مرد، مرده به
نامرد را شگوفه‌ٔ احمر شدی چرا؟
هر اجتماع بدون تو زشت است و ناپسند
هم‌مسلک و شریک ستمگر شدی چرا؟
آزادی را به نرخ تنت باج می‌دهد
سامان انحصاری چادر شدی چرا؟
تقدیر خود به دست قدیرت رقم بزن
ابزار دست مرد جفاگر شدی چرا؟

قطعنامه دسته هشت مارچ زنان افغانستان

بیش از ده سال از حمله امپریالست ها به رهبری امپریالیزم امریکا و سر نگونی امارت اسلامی طالبان  می گذرد. این یکدهه گذشته کوته بینی کسانی را به نمایش می گذارد که پایان" امارت اسلامی طالبان" را آغاز دموکراسی، آزادی و بخصوص آزادی زنان از قید اسارت طالبان می پنداشته و می پندارند. امپریالیستهای اشغالگر شعارهای کاذبانه مبارزه "علیه توروریزم" "وآزادی زنان" از اقید اسارت طالبان را رو پوشی برای تهاجم و تجاوز به افغانستان ساختند یک عده ازعناصر میهن فروش و تسلیم طلب زیر این بیرق خزیده وتجاوز امپریالستها را به فال نیک گرفته وآنرا (بارقه امید در چشمان اشک بار ملت) افغانستان خواندند بخاطر منافع اشغالگران و رژیم پوشالی شعارهای کاذبانه امپریالیستها را به اشکال گوناگون به توده های زحمتکش و بخصوص زنان ستمدیده افغانستان توجیه نموده و می نمایند درحالیکه امپریالیستهای اشغالگر و رژیم پوشالی اش نه خواهان آزادی زنان اند و نه میتوانند زنان را از قید اسارت آزاد سازند، زیرا آزادی  زنان در گیرولغومالکیت  خصوصی است.
 محققین و علما در اثار متعددی که به جا گذاشته اند، اثبات نموده اند که پایه برد گی زن علل اقتصادی- اجتماعی دارد، وزیر دست بودن زن از روزی بوجود آمد که مالکیت خصوصی پا به عرصه وجود گذاشت . این پیش آمد از یکسو زن را وابسته به پدر وشوهر نمود، و از طرف دیگرصحه  به بردگی اجتماعی او گذاشت. زن برده ، دهقان، قابل خرید و فروش و بعد پرولتر شد تا زمانیکه این علل اقتصادی-اجتماعی که زن را فرو دست نموده از بین نرود، آزادی زنان امکان پذیر نیست.
 هرگاه با دید بصیرت به تاریخ نگاه کنیم به خوبی دیده میشود که امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا با زن ستیزان هیچ مشکلی به سر آزادی زنان نداشته و ندارند. چنانچه بعد از سقوط شاه ایران از رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی ایران پشتیبانی نمود وبه همین ترتیب جمهوری اسلامی عراق و جمهوری اسلامی افغانستان نشانه  بارزی از زن ستیزانی است که دست نشانده ومورد حمایت امپریالیزم امریکا و متحدینش قرار دارند.روابط امریکا با طالبان زمانی به تیرگی گرائید که طالبان دیگر نتواسته درراستای منافع امریکا گام بردارد.در شرایط کنونی امپریالیزم امریکا و متحدینش تا زمانی ازحامدکرزی حمایت می کند که بتواند منافع شانرا تامین کند،درغیر این صورت مهره را تغییر داده و زن ستزی را برچوکی دست نشاندگی خواهد نشاند که صدمرتبه ازحامدکرزی زن ستیز تر باشد.

امپریالیزم امریکا خواهان یک رژیم کاملا اسلامی گوش به فرمان ومطیع درافغانستان است،تا بهتر بتواند جنبش های آزادیبخش و بخصوص جنبش زنان را سرکوب نماید و زنان که نیمی از جامعه را تشکیل میدهد مطیع و فرمانبردار ساخته وازخشم ونفرت شان جلوگیری بمعل آورد.
همانطوریکه ستم بر زن منشأ طبقاتی دارد،این ستم به شدیدترین وجهی با ستم امپریالستی گره خورده است،بدون از بین بردن ستم امپریالستی نمیتوان به دیگرستم ها و بخصوص ستم برزن پایان داد.پس یگانه راه بیرون رفت زنان از قیداسارت و بردگی بیرون راندن نیروهای اشغالگروسرنگونی میهن فروشان و زن ستیزانی است که در خدمت امپریالستها درآمده اند.
زنان دسته هشت مارچ زنان افغانستان برای بهبود وضع زندگی زنان ودیگر اقشار زحمتکش خواهان آنست تا موارد ذیل که از جمله خواست های فوری و دموکراتیک زنان است عملی گردد.
1-اخراج بدون قید و شرط قوای اشغالگر.
2-لغو ازدواج های اجباری.
3- لغو نکاح صغیره.
4- تامین حقوق و آزادی سیاسی و مدنی افراد،هرفرد باید حق داشته باشد تا در هرمورد ابراز عقیده نماید.
5- مساعد ساختن زمینه های گوناگون عودت آبرومندانه آورگان به کشور.
6- ایجاد زمینه اشتغال به کارگران.تا مردم زحمتکش کشورما مجبور نگردند برای بدست آوردن لقمه نانی رهسپار کشورهای خارج شوند.
7- ایجاد زمینه اشتغال به محصلینی که از پوهنتون ها فارغ گردیده و میگردند.
8- تداوی مجانی مریضان درشفاخانه های دولتی.
9- ایجاد شرایط مساعد تحصیلی برای تمامی فارغان صنوف دوازدهم،تحت هیچ شرایط دولت نباید مانع ادامه تحصیل شان گردد.
10- ایجاد کودکستان های دولتی که بودجه آن از طرف دولت پرداخته شود.
11- مزد برابر درمقابل کار برابر.
12- فرصت شغلی و تحصیلی برای زنان و مردان.
13- اشد مجازات برای کسانیکه مرتکب تجاوزات جنسی می شوند،انهم بصورت محاکمه علنی.
14- محاکمه علنی آنعده کسانیکه به خشونت علیه زنان مبادرت می ورزند.
15--تساوی حقوق زن و مرد درهمه عرصه های اقتصادی،سیاسی و فرهنگی.
16-روز هشتم مارچ باید به عنوان يك روز قانوني به رسميت شناخته شود و رخصتي عمومي اعلان شود.

شانزده ماده فوق از جمله مطالب عاجل ودموکراتیک ما است.تا زمانیکه این خواست ها تحقق نیابد ما به مبارزات خود ادامه میدهیم.

خشم زنان را به مثابه نیروی قدرتمندی در امرانقلاب رها کنید.

زنده باد آزادی

دسته هشت مارچ زنان افغانستان
18حوت1390

 

(عاطفه)         

حضارنهایت گرامی تشریف اوری شمارا به محفل امروزی مان خوش آمدید گفته وهشت مارچ  روز جهانی زن رابه تمامی زنان جهان وبه خصوص زنان ستمدیده افغانستان و مران آزادیخواه این دیار تبریک میگویم.

هواپائیزی و بارانی ام من                
درون خشم خود زندانی ام من
چه فردای خوشی را خواب دیدیم
تمام نقشه ها بر اب دیدیم
چه دورانی، چه رویایی عبوری
چه جستن ها به دنبال ظهوری
من وتو نسل بی پرواز بودیم
اسیر پنجه های باز بودیم
همان بازی که با تیغ سرانگشت
به پیش چشم های من ترا کشت
همان بازی که با تیغ سرانگشت
به پیش چشم های من تراکشت
تمام آرزوها را فنا کرد
دودست دوستی مان را جدا کرد
تو جام شوکران را سر کشیدی
به ناگه از کنارم پر کشیدی
به دانه، دانه اشک مادرانه
به ان اندیشه های جاودانه
به قطره،قطره خون عشق سوگند
به سوز سینه های مانده در بند
دلم صد پاره بر خاک افتاد
به قلبم از غمت صد چاک افتاد
بگو
بگوانجا که رفتی شاد هستی؟
درانسوی حیات آزاد هستی؟
هوای نوجوانی خاطرت هست؟
هنوز هم عشق میهن در سرت هست؟                                                 
هوای نوجوانی خاطرت هست؟
هنوز هم عشق میهن در سرت هست؟
بگو،انجا که رفتی هرزه ای نیست؟
تبر تقدیرو سرو سبزه ای نیست؟
کسی دزد شعورت نیست انجا؟
تجاوز به غرورت نیست انجا؟
کسی دزد شعورت نیست انجا؟
تجاوز به غرورت نیست انجا؟
خبر از گورهای بی نشان هست؟
صدا ضجه های مادران هست؟
بخوان همدردمن هم نسل و همراه
بخوان شعر مرا با حسرت و آه
دوباره اول مهر است وپائیز
گلوی اسمان از بغض لبریز
من و میزی که خالی مانده ازتو(۲ بار)
و گلهای که پژمرده  سر میز

حالا ازخانم ويدي جان تقاضامندم که تاریخچه هشت مارچ را به سمع شما برساند.
ازخانم ويدي جان جهان سپاس

شعر من ای گوهر آفتاده از چشم زمان
شعر من ای گلبن پرورده در بستان رنج
شعر من ای غنچه پژمرده در مرداب غم
شعر من ای اشک سیمین خفته بر مژگان رنج
شعر من ای اه خوننین بر لب خاموش من
بلبل دستان سرای آشیان بردوش من
نغمه شادی به بزم سوگواران تابه کی
زندگانی درپناه نابکاران تابه کی
بال زیبای تو با زنجیر زرین بسته اند
شعر من ای بلبل دستان گر عشق و امید
شعر من ای شعله لرزان شب های سیاه
شعر من ای مهر عالم تاب فردای سپید
ناله شو، فریاد شو، فریاد رزم انگیز شو
نغمه جان سوز شو، آهنگ رستاخیز شو
پرده بی داد و زنجیر ستم را پاره کن
از هراس زورمندان پرده پوشی تابه کی؟
موج شو، سیلاب شو، سیلاب پر جوش وخروش
لرزه دردل ها پدید آور خموشی تا به کی؟

دراین قسمت محفل خواهرمان فاطمه جان مقاله ای تهیه نموده به خوانش میگیرد.
تشکرازخواهرمان فاطمه جان.

بلی فرودست بودن زنان و تحمیل ستم و استثمار بر توده های زحمتکش از سلطه و ستم امپریالستی و طبقاتی جدا نیست.

سلام ای خواهرم ! ای نور چشمم
مرا شاید پس از امشب نفس نیست
بگیر این بیل و این داسم بدستت
که در دور و برت کم خار و خس نیست
به دستانت مبندی دست بندی
مگر آزادی ات هرگز هوس نیست؟
مبادا حلقه در گوشت نمایی
ترا محکوم بودن هیچ بس نیست؟
مگر ای دختر دهقان نژادم
ترا این خانه، این دنیا قفس نیست
پر پراونه خواهد شعله شمع
و آتشبازی در ذهن مګس نیست
خودت تصمیم تغیر جهان گیر
که جز دست خودت فریاد رس نیست
بپاشان بزر یک دنیای نو را
که در آنجا ستم بر هیچ کس نیست

 

اینک برادرمان سیرجان شعر را که آماده نموده به سمع شما میرساند.
ازبرادرمان سیرجان سپاسگزاریم.

صورت می خپل واک یی دبل دی           صورته خاوری شی چی نور دی واک کوینه
دپښتون والی درانه پته                  زماپه خوله دی لاس نیو گونگه دی کړمه
خلکو دی کونډو پناگر شی                    چی میراث خوریی په لیوانو ودوینه
په نیمه شپه سوی ناری شوی                مورله لورانو بیلوی کوکی وهینه

ده خپرونی په دی برخه کی له میرمن آرزو څخه هیله کوم چی خپله مقاله تاسو ته وراندی کری.
له میرمن آرزو سخه مننه.

 هو په دغه جغرافیاېي محدوده کې ښځه له راز راز ستونزو څخه کړیدلي په کلیو او بانډو کې د پلار، ورور او میړه له لاسه په کورونو کې بندیانې شوي دي او د هغوی په لاسونو او پښو کې د رسمونو ولچک او زولنې پرتې دي.

مودايم ‌‌‌تپ موشي ده جنگي ديگرو                سرمو ادد كده قت سنگ ديگرو
اگه غيرد بوده ده شير آبي                      وطن ره بور كني از چنگي ديگرو

 

دراین قسمت از محفل خواهرمان شایسته جان شعر را آماده نموده خدمت شما تقدیم مینمایند
تشکر از خواهر مان شایسته جان

درون صخره های سخت و پهنای بیابان،
ودر آغوش توفانهای درد آگین و یاس آور
ویادر بستر گلهای رنگارنگ فرحتزا
درین گیتی،
از آن کوزشت یا زیبابود
حتی میتوان انکارکرد اما نشاید کرد مادر را
ازان رومی ستایم من ترا مادر
توای، پروردگار اولین حماسه های زندگی سازم
توای، آموزگار قلب من هرگز
زلوح خاطرم احساس گرم اشک سوزانت نخواهدرفت
وروح سرکشم از پهنه عصیان
فرود آرد سراندرپیشگاه مهربی پایان تو تازنده ام مادر
ومادربیا....
بیا یک لحظه در معراج هستی بخش انسانها
وبشنواین پیام خلق را کزجمله مادرها
درین کشور ودرهرگوشه دنیا
نخواهد گواه جز فرزندهای انقلابی را
وای مادر
من اینرا خوب میدانم
که درآینده مادرها
به فرزندان شان آموزش پیکار خواهند داد
ولی ، آیا
توهم این کار را با جهد خواهی کرد؟
آری
من اینرا خوب میدا نم...

دراین قسمت ازگروه سرود خواهشمندیم تاروی ستیژ تشریف آورده سرودی را که آماده نموده برای شما حضار گرامی هدیه نمایند.
از گروه سرود جهانی سپاس

دربطن ستم عمری بسر بردم و اینک
با مشت گره کرده و با عزم شکستن
دنیای پر از جبر و پر از ظلم کهن را
بنیاد ستم را
بر میکنم از ریشه که عمرش بسر آید
دیگر نبراید
بافکر نو و طرح نو، اندیشه عالی
دنیای نوین برجایش کنم ایجاد
دهقان ستمکش شود از بندگی آزاد
تا خنده  شود باردیگر مونس مردم
باموج ترنم
هر سفره پر از نان شود و فقر شود گم
با خوشه گندم
دنیای ستم گم شود از ریشه و بنیاد
دهقان شود آزاد
میهن شود آباد

حالا ازخواهرمان فروغ جان تقاضامندم مقاله ای راکه تهیه نموده به سمع شما عزیزان برساند.
 تشکر از خواهرمان فروغ جان.

من اي دخت دليرو قهرمان خلق ميدانم 
  كه زنجير اسيران ستم مردانه بشكستي
وبا آهنگ رقص، آتش اندر كاخ دد خويان اين مأمن
بپاس رنج مردم- اخگر افگندي

در اين قسمت محفل خواهر مان معصومه جان شعري را كه آماده نموده خدمت شما تقديم مينمايد
تشكر از خواهرمان معصومه جان

خواهرم بیدار شو تقدیر دنیا دست توست
دفن کن دیروز را آغاز فردا دست توست
گرچه تا امروز هم بستست دست و پای تو
موج طوفان خیز مردم مثل دریا دست توست
دشمن خونخوار ما ترفند ها دارد مگر
صخره سنگ مرگ دشمن کوه بابا دست توست
 داده نا مردان به دشمن خاک میهن را اگر
سنگر هر کوه و دره، دشت وصحرا دست توست
زندگی را در اسارت سر نمودن ذلت است
پاره کن زنجیر را دست توانا دست توست

اینک خواهرمان خوشي جان شعر در رابطه به زن تهيه نموده خدمت شما تقديم مينمايد.
تشکراز خواهرمان خوشي جان.

آفرین برراد مردی که آفت بیداد بود
پادشاهان را زقید بندگی آزادبود
دادمردی داد، پیکار با ارباب جور
زانکه بردوشش لوای اعتلای دادبود
بوسه بردست شه خود سرنزد لیکن به رزم          
باشهامت بوسه زن بر خنجر پولاد بود
آبروی خصم آتشخوی را بر خاک ریخت
آنکه عزمش همچوکوهی در مسیرباد بود

حالا ازبرادر مان نصیر  جان  تقاضامندم تا مقاله خویش را به سمع شما عزیزان برساند
ازبرادر مان نصیر  جان تشکر

بلی تا زمانيكه جامعه به طبقات ستمگر و ستمكش تقسيم شده باشد،آزادي معني و مفهوم طبقاتي دارد،همانطوريكه دموكراسي اين مفهوم را با خود حمل ميكند.

دلم انگه شود آرام گيرد
زسبكم نسل نو الهام گيرد
گروهي با هنر در سير تاريخ
زمن با نيك نامي نام گيرد

حالا خواهرمان نادره جان اختياري شعري را كه آماده نموده به سمع شما ميرساند.
تشكر از خواهرمان نادره جان.

هرگزدل مازخصم در بیم نشد
دربیم زصاحبان دیهیم نشد
ای جان به فدای آنکه پیش دشمن
تسلیم نمود جان و تسلیم نشد

بازهم از گروه سرود تقاضامندم که روی ستیژ تشریف آورده وسرود تهیه خویش را به شما تقدیم نماید.
با تشکراز گروه سرود

پیام بهار
عروس صبح می خیزید
نسیمی از فراز دره های دور
بسان رهروی سرمست می آمد
وبا خود
 هدیه کهسار-عطرتازه گلهای وحشی را
برای نو عروس صبح می آورد
ودست صبحگاهان
چهره زنگارشب را با لعاب روشنی می شست
درانجا ، درمیان کشتزاران
دل برزیگران بیتاب و نخل آرزوشان پرگل امید
وچشم و جان براه نوبهارانی که می آمد
 ورعد پرطنینش شعله- فرمان رستاخیز می آورد
عروس صبح می خیزید
نسیمی از فراز دره های دور
بسان رهروی سرمست می آمد
وباخود
هدیه کهسار-عطرتازه گلهای وحشی را
برای نوعروس صبح می آورد
پیام نوبهار رزم در گوش جهان میگفت
که پیکار نوین خلق آهنگ طرب دارد

دراین قسمت از محفل از خواهرمان زحل جان تقاضامندم تا شعر تهیه شده اش را خدمت شما تقدیم نماید.
تشکراز زحل جان

به بستر جوانی اندوهبارمن
عمری غبار تیره حرمان نشسته بود
مرغ شکسته بال و روان فسرده ام
از شاخسارخرمی الفت گسسته بود
*
امید روشنی ده اندیشه های من
راهی بسوی روشنی روزها نداشت
دردشت سارهای عطشناک خاطرم
چیزی به جز سراب فریبنده جانداشت
*
یک شب که ابر ظلمت وافسون ناکسان
پوشیده بود پهنه این کوهسار را
آن شب سپهر غمکده ام بی ستاره بود
می سوخت آتش، این دل اندوهبار را
*
ناگه برون شد از دل ویران روستا
موج غریوجنبش زدر آزمای خلق
درآسمان روح من آنگه، دمیده بود
خورشید سرخ واختر مهر آشنای خلق
*
اینک من و امید فروزان زندگی
رزم وستیز وجنبش وتوفان انقلاب
اینک من وامید به فردای توده ها
فردای سرخ و عصر شگوفان انقلاب

دراین قسمت ازمحفل خواهرمان عاطفه جان قطعه نامه دسته هشت مارچ زنان افغانستان رابه خوانش میگیرد.

محفل مانیز با قرائت قطعه نامه دسته هشت مادرچ زنان افغانستان به پایان میرسد واز شما حضار گرامی که تا این لحظه مارا همراهی نمودید جهانی سپاس.

 

میان اجتماع دیوار کردند
گپ عصر حجر تکرار کردند
علم داران جهل و زن ستیزی
جهان را سخت نا هنجار کردند

نمی فهمی ، نمی بینی ، حزینم
به ملک و خانه ام ، بی سرزمینم
به جرم زن بودن ، بسته دهانم
اسیرم طعمه ی ارباب دینم

کمال الدین که دین تکمیل میکرد
کمال خویش را تجلیل میکرد
برای ناقص العقلان دنیا
اصول ناقص اش تحلیل میکرد

کمال الدین شکر تقسیم فرمود
جهان را غرق جهل و بیم فرمود
به گودال جفا و زن ستیزی
زن بیچاره را تسلیم فرمود

جهان را شهد دین ناب دادند
زنان را بین آتش خواب دادند
گروه زن ستیز داس بر دست
گل بد بوی دین را آب دادند

مروری بر"مصوبه شورای علمای افغانستان"
حمله امپریالستهای اشغالگر به رهبری امپریالستهای امریکا با موج وسیعی از تسلیم طلبی و بخصوص تسلیم طلبی و خیانت ملی احزاب جهادی زن ستیزهمراه بوده و روز به روز این تسلیم پذیری شدید وشدید تر شده میرود. این احزاب تسلیم طلب نه تنها بحثی بر سر خروج قوای اشغالگر از کشور ندارند، بلکه بطور مکرر روی ضرورت امضای پیمان استراتیژیک بین افغانستان و امریکا تاکید می نمایند و تلاش دارند تا هرچه زودتر این پیمان امضا گردد و آنها در مورد موجودیت دراز مدت پایگاه های نظامی امریکا در افغانستان اطمینان حاصل نمایند.
" شورای علمای افغانستان " نیز بخش عمده ای از این تسلیم طلبان میباشد و در خدمت اشغالگران قرار دارد. چندی قبل آتش زدن کتب دینی اسلامی توسط نیروهای اشغالگر امریکایی، که در پایگاه بگرام به عمل آمد، خشم تودها را برانگیخت و توده ها در نقاط مختلف کشور علیه نیروهای اشغالگر به تظاهرات پرداخته و خواهان خروج قوای اشغالگر از افغانستان شدند. اما این تظاهرات از طرف اشغالگران امریکایی و رژیم دست نشانده با گلوله پاسخ داده شد. این سرکوبگری بیشتر از 250 نفر کشته و زخمی به جا گذاشت. اما " شورای علما " از مردم خواستند که از صبر و حوصله کار بگیرند و از خشونت علیه اشغالگران بپرهیزند. آنها با تعبیر ها و تفسیرهای گوناگون بخوبی توانستند حرکت توده ها را طبق خواست و منافع امپریالیزم امریکا مهار نمایند.
" شورای علمای افغانستان " برای خاموش نمودن آتش خشم و نفرت مردم علیه اشغالگران امریکایی مصوبه ای را به تاریخ 13 حوت 1390 ارائه نمودند که مورد تائید حامد کرزی این شاه شجاع سوم قرار گرفت. هدف اصلی مصوبه مذکور این است که آتش خشم و نفرت مردم علیه اشغالگران امریکایی فروکش نماید و یا به سوی مسایل دیگری منحرف گردد. به همین منظور از زمان طرح این " مصوبه " تا کنون میزگرد ها و گفتمان های زیادی براه افتاده است که هدف همگی شان منحرف نمودن ذهنیت توده ها از مشکل عمده کشور و مردمان کشور یعنی حالت اشغال افغانستان است.
" شورای علمای افغانستان " تعدادی از عالم نمایان را در بر می گیرد که دین و دنیای شان را به باداران اشغالگر خارجی شان فروخته اند و هر زمانی که منافع این اشغالگران ایجاب نماید از معتقدات دینی به عنوان حربه علیه مردم استفاده می نماید.
در شرایط کنونی افغانستان قدرت سیاسی در اصل بدست کسانی است که این کشور را به مستعمره خود تبدیل نموده اند. فیصله های رژیم دست نشانده بطور کل، به شمول فیصله های " شورای علمای افغانستان " فقط همانقدر می تواند ارزش و اعتبار واقعی و عملی داشته باشد که به منافع اشغالگران خدمت نماید. چنانچه در این فیصله ها نکاتی موجود باشد که تا حدی منافع اشغالگران را صدمه بزند، این نکات کاملا نادیده گرفته می شود و هیچگونه ارزش عملی نمی تواند پیدا نماید.
" شورای علما " در مصوبه خویش چنین مرقوم فرموده اند:
« جنایات نابخشودنی و عمل وحشیانه ضدانسانی ( توهین به قرآن عظیم الشان ) ... را شدیدا تقبیح می نماید...عاملین جنایت مذکورهرچه زود تر بطور علنی محاکمه و مجازات گردند و نیز امریکا و ناتو تضمین دهند تا در آینده کسی جرات توهین به مقدسات مسلمین را کرده نتواند...»
نخست اینکه پاسخ گوئی حقیقی به " جنایات نابخشودنی و اعمال وحشیانه و ضد انسانی" اشغالگران فقط مقاومت وسیع و سرتاسری توده ها علیه قوای اشغالگر در افغانستان است نه چیز دیگری، منجمله تقبیح خشک و خالی. اینکه " شورای علمای افغانستان " یک جنایت اشغالگران را تقبیح نماید، هیچ مشکلی از کشور را حل و فصل کرده نمی تواند؛ زیرا منافع این شـورا و منافع اشـغالگران با هم گرده خورده اسـت. به همین جهت شـورای متذکره  هیچ علاقه ای به خروج نیروهای اشغالگر نداشته و ندارد.
دوم اینکه " شورای علمای افغانستان" دقیقا میداند که در پیمان استراتیژیک نظامیان امریکایی در افغانستان از مصئونیت برخوردار خواهند بود، یعنی هر جرم و جنایتی که مرتکب شوند هیچ کس حق محاکمه شانرا در داخل افغانستان نخواهد داشت، بلکه طبق قوانین امریکا و در داخل کشور امریکا محاکمه خواهند شد. از نظر دولت امریکا و قوانین اش سوختاندن کتب دینی حتی انجیل جرم به شمارنمیرود. لذا خواست محاکمه مجرمین کتاب سوزی بانگ بی محلی است که " شورای علما " سر داده است. مجرمین این قضیه نه در افغانستان محاکمه می شوند و نه هم در امریکا.
این عمل عساکر امریکایی نه اولین بار است که از طرف آنها سر زده و نه هم آخرین بار شان خواهد بود. این عمل تا حال  چندین بار در سطح جهان حتی در داخل امریکا و زندان گوانتانامو از آنها سر زده و بار ها تکرار خواهد شد. خواست ضمانت از امریکایی ها هم حماقت محض است.
در اینجا ضروراست که از " شورای علمای افغانستان " پرسیده شود که آیا شب هنگام داخل شدن به خانه های مردم و تجاوز به زنان و بازرسی زنان توسط سربازان امریکایی، بمباران وحشیانه و قتل عام مردم بیگناه را نمی توان جنایات قابل نکوهش و قابل محاکمه دانست؟
" شورای علمای افغانستان " در مورد زنان نیز موضعگیری نموده است. البته این موضعگیری بخاطر پیشبرد پروسه صلح با طالبان است نه چیز دیگری.
در " مصوبه شورای علمای افغانستان " گفته شده که:
« اسلام به زنان حق مالکیت، تصرف و دادوستد را داده است.»
اما این مصوبه در ادامه مینویسد که:
« دوری جستن از اختلاط با مردان بیگانه در عرصه های مختلف اجتماعی، مانند تعلیم، تحصیل، بازار، دفاتر و سائر شئون زندگی.»
در صورتیکه حق مالکیت، تصرف و دادوستد به زنان داده شده باشد، زنان به هیچ عنوان نمی توانند که از اختلاط با مردان دوری جویند و در بازار نروند و با مردان وارد معامله نشوند. در صورتیکه زنان از اختلاط  با مردان منع  گردیده اند پس حق مالکیت، تصرف و دادوستد را ندارند. " شورای علمای افغانستان " در اینجا دچار تناقض گوئی شده است. از این دو موضوع فقط یکی می تواند صحیح باشد.
موضوع دیگر قابل مکث در مصوبه مطلب ذیل است: 
« اذیت، آزار رسانی، ضرب و شتم زنان بدون معاذیر شرعی به حکم صریح قرآن عظیم الشان ممنوع است و هر نوع تجاوز ناحق که از جانب اشخاص بالای زنان صورت میگیرد، شورای سرتاسری علمای افغانستان از ارگان های عدلی و قضائی کشور تقاضا به عمل می آورد تا مرتکبین همچو اعمال ناجایز را مطا بق حکم شریعت غرای محمدی(ص) و قوانین نافذه کشور مجازات نمایند.»
گرچه " شورای علمای افغانستان " تلاش دارد تا خود را طرفدار حقوق زنان و مدافع آنها قلمداد نماید اما در هر گامی که بر میدارد رگه های زن ستیزانه اش بخوبی نمایان میشود. هر مردیکه تا کنون زن را مورد آزار و اذیت قرار داده برایش " معاذیرشرعی " ساخته است. همین "معاذیر شرعی " سبب برائت گرفتن مردانیکه به آزار و اذیت و حتی قتل زنان پرداخته اند از محاکم عدلی و قضائی گردیده است. تا حالا " شورای علما " چند نفر زن ستیز و متجاوز به زنان را محاکمه نموده است؟ وقتیکه یک مرد در برابر یک زن مرتکب جنایت می شود و موضوع به محاکم عدلی و قضائی میرسد فورا برایش " معاذیر شرعی " ساخته و برائتش می دهند.
از نظر " شورای علمای افغانستان " تجاوز به زنان به دو بخش تقسیم می شود: تجاوز برحق و تجاوز ناحق؟!! از
این دیدگاه متجاوزینی که تا کنون از محاکم برائت گرفته اند برحق بوده اند!! بهتر بود که " شورای علمای افغانستان " تجاوزات بر حق را توضیح می داد تا ما هم می فهمیدیم که تجاوزات برحق چیست؟
از نظر ما هر گونه تجاوز بالای زنان جنایت است و مرتکبین آن باید به سزای اعمال شان برسند. تجاوز بالای زنان را نمی توان به حق و ناحق تقسیم کرد. تجاوز، تجاوزاست و جنایت شمرده می شود.
همانطوریکه قبلا بیان نمودیم، " مصوبه شورای علما " هیچ ارزشی ندارد بلکه هدف اصلی اش منحرف کردن احساسات ضد امریکایی توده های مردم است تا آنها جنایات این اشغالگران را فراموش کرده و ذهنیت های شان به سوی مسایل دیگری منحرف گردد.

تحلیل يك مناظره تلويزيوني

پلوشه :
به تاريخ 5 سنبله سال 1390 مناظره با همكاري يكي از تلويزيون ها در تالار ليسه رابعه بلخي به راه انداخته شده بود و موضوع بحث نقش احزاب سياسي در افغانستان بود.مهمانان كه دعوت شده بودند وحيد مژده كارشناس مسايل سياسي ،غفورلیوال نویسنده و شينكي کروخيل نماينده مردم در پارلمان و يك هيت از وزارت عدليه گرداننده برنامه هارون دهزاده رييس راديو نوا.
بحث طوري اغاز شد كه در ابتدا چون موضوع نقش احزاب بود تعريف كوتاه حزب از طرف وحيد مژده صورت گرفت و به همين ترتيب تمام مهمانان روي نقش احزاب و فعاليت هاي سياسي صحبت كردند و در اخير گرداننده برنامه ازخانم شينكي پرسيد كه شما در اين موردچه مي گوييد؟ خانم شينكي گفت در شرايط فعلي كه اكثر افراد و اشخاصي كه در پارلمان امده اند از طرف بعضي احزاب بوده و يا هم رهبر يك حزب هستند كه متاسفانه زنان در اين جريانات شامل نبوده و من خيلي آرزو دارم كه در آينده نزديك زنان هم به رهبري احزاب وارد پارلمان شوند. بعداً به سوالها وقت دادند و تعداد زيادي از حاضرين سوالهاي شان را با مهمانان مطرح كردند .در بين اشتراك كننده گان يك خانم از شينكي پرسيد كه شما به حيث وكيل پارلمان و نماينده زنان افغانستان كه خيلي ها آرزو داريد كه زنان به حيث رهبر وارد صحنه شوند تا به حال شما چقدر براي بلند بردن سطح آگاهي سياسي زنان كار كرده ايد؟ شينكي گفت من به بسياري ولايت ها افغانستان سفر كرده ام و با زنان زيادي از نزديك صحبت كرديم . و باز هم از خانم كروخيل پرسيده شد كه ملاقات شما با زنان فقط در زمان كمپاين بوده تا انها راي شان را به نفع شما استعمال كنند يا به خاطر بلند بردن آگاهي سياسي انها؟خانم كروخيل گفت زنان كشور ما خود نميخواهند كه سياسي باشند در قدم اول انها بايد اهميت راي را بفهمند . در همين جريان سوال ديگري از خانم كروخيل پرسيده شد .وقتي شما مي گوييد كه زنان كشور ما خودشان نميخواهند سياسي باشند اما فراموش ميكنيد كه تا وقتيكه به زنان آگاهي سياسي داده نشود انها چطور ميتوانند كه راي خود را به طريق درست استعمال كنند ؟ خانم كروخيل در جواب گفت براي فعاليت سياسي در قدم نخست نياز به ايجاد يك حزب است و براي ايجاد حزب نياز به پول است تا در تمام ولايات افغانستان نمايند گي داشته باشم و ثانيآ نظر به بافت سنتي جامعه نميتوانم كه در تمام كشور فعاليت داشته باشم اما باز هم كوشش ميكنم كه اين وضيعت را تغيير بدهم .در ختم بحث تمام كارشناسان به اين نتيجه رسيدند كه در طول تقريبا40 سال احزاب كه در افغانستان فعاليت كردند همه و همه بخاطر كسب قدرت بوده و نكته مهم اينكه ما همه انها را احزاب گفته نميتوانيم براي اينكه تعريفي كه قبلا از حزب صورت گرفت چنين بود كه حزب يك تركيب ايدئولوژيك- سياسي است كه در خدمت يك طبقه خاص قرار ميگيرد و اما اكثر اينها گروه هاي بودند كه تركيب مليتي و مذهبي داشتند و فقط براي كسب قدرت تلاش ميكردند. و بلاخره بحث در همينجا به اتمام رسيد اما در واقع مسله اساسي اينست كه اين همه برنامه هاي عوام فريبانه اند كه از طرف كارشناسان سياسي و اعضاي پارلمان به همكاري رسانه ها براه انداخته ميشوند تا اذهان مردم ستمديده ما را مشوش سازند و اين احزاب كه در تحت چتر اشغالگران فعاليت ميكنند و قانون اساسي ساخته و پرداخته اربابان شان را قبول كرده پس چطور ميتوانند براي مردم ما خدمت كنند و همچنان زنان خايين پيشه يي كه در پارلمان عضويت دارند در اصل براي زنان هيچ كاري كرده نميتوانند چون اينها منافع اربابان شان را تامين ميكنند نه از مردم عام اين ديار را .
درینجا باید از خانم شینکی پرسید که شما چطور سیاسی شدید؟ آیا شما مافوق همه زنان افغانستان قرار دارید و نابغه هستید؟ شاید خانم شینکی جواب بگوید که من هم سیاسی نیستم! اگر چنین سخنی نماید خنده آور است. زیرا ازیکطرف عضو قوه مقننه است که یک رکن از سه رکن رژیم پوشالی است، و ثانیا خانم شینکی کروخیل حالا فهمیده که حزب سازی چه مزیتی دارد و چقدر میتواند مورد اعتماد اربابان امپریالیستی اش واقع شود. به همین اساس خانم کروخیل برای ایجاد حزب به  دنبال پول سرگردان است، تا کدام یک از اربابان امپریالیستی برایش پولی بدهند و وی را کمک کنند تا زنان ستمدیده را با عوام فریبی به دام انداخته ، منافع خود و اربابان خویش را تامین نماید. زنان ستمدیده باید آگاه باشند که چنین زنانی هرگز نمیتوانند که پیش کسوتان زنان ستمدیده افغانستان گردند.
زنان مبارز و انقلابی کشور باید با جدیت هرچه تمام تر چهره چنین زنان خیانت پیشه را افشاء نمایند. زیرا اینها بهترین تکیه گاه امپریالیزم در داخل افغانستان هستند. چنین زنانی بهترین نیروی سازشکار و سازش ده زنان با امپریالیزم جهانی است و باید آگاه بود هیچ وقت زنانی که به چوکی های بلند دولتی کشیده شده اند نمیتوانند در جهت رهائی زنان از قید اسارت و ستم جنسی مبارزه نمایند زیرا آنها از جمله کسانی اند که سر به  آستان امپریالیزم و رژیم پوشالی خم نموده و از جمله کسانی اند که با مردان در یک صف ایستاده و بر بقیه زنان ستم اعمال میکنند.  مگر رئیس شورای امور زنان ولایت بغلان عروس اش را به قتل نرساند؟ هرگاه از خانم شینکی سوال شود درین مدتی که شما در پارلمان حضور داشته و دارید چه کاری را توانستید به زنان انجام دهید، آنرا بیان کنید. دقیقا که هیچ چیز برای ارائه کردن ندارد.
امروز  در افغانستان اکثریت عظیمی از زنان قربانی خشونت اند. تمامی خشونت ها در خانواده اتفاق می افتد. این عمل ناشایست یا از طرف برادر ، یا پدر و یا از طرف شوهر به وقوع می پیوندد. یکی دیگری از خشونت ها علیه زنان ازدواج های اجباری است که به زنان تحمیل می شود. امروز در افغانستان یک دختر را جبرا به مردی میدهند که سه و یا چهار برابرش سن دارد و  در بعضی مواقع داماد از پدر دختر مسن تر است. قتل های ناموسی و تجاوزات جنسی توسط قلدرمنشان باری است که بر شانه های زنان سنگینی می کند.
طوریکه از مناظره تلویزیونی مشخص میشود که خانم شینکی کروخیل با زنان زیادی دیدن نموده است. اما این دیدنش نه بخاطر همکاری و همنوائی با زنان یا اینکه بسیج زنان علیه ستم مردسالاری بوده باشد بلکه بخاطر بدست آوردن چوکی ومقام و خدمت و چاکری به درگاه امپریالیزم امریکا بوده و میباشد. چنین زنانی هرگز نمیتوانند که از حقوق زنان ستمدیده افغانستان دفاع نمایند زیرا اینها قبل از همه به چاکران امپریالیزم وارتجاع مبدل گردیده اند.
ستم بر زن نه ازلی و ابدی است و نه هم مافوق طبقات . ریشه های اصلی ستم بر زن  طبقاتی بودن آن است . در جوامع طبقاتی طبقه حاکم حسب منافع شان قوانین را طرح میکنند تا کلیه ستم کشان و بخصوص زنان را آرام نگه  دارند. تاثیر مواضع طبقات حاکمه بر روی ازدواج نیز اثرات خود را به  جا میگذارد. این قواعد روبنائی از پایه های اقتصادی متاثر است. طوریکه دیده میشود این قواعد دراز مدت صورت تقدیس را به خود گرفته که عدول از آن جرم محسوب میشود و گردن نهادن به  آن نیک بختی است! طبقه حاکمه نیز حامی این قانون است. زمانی میتوانیم از حقوق زنان ستمدیده  به دفاع برخیزیم که علیه این قوانین ظالمانه ایستاده و قدسیت آنرا بشکنیم. این کار اصلا از زنان پارلمان نشین و دیگر زنانی که در رژیم پوشالی به چوکی های بلند دولتی کشیده شده اند ساخته نیست و توقع از ایشان انکار نادرست و حتی احمقانه است.
زنان مبارز برای اینکه بتوانند زنان را در جهت اصولی برای نجات شان  از بدبختی بسیج نمایند ، باید که در قدم اول مبارزه جدی وپیگیر علیه چنین زنانی به منظور منفرد ساختن شان و جدا نمودن  زنان ستمدیده از ایشان کوشا باشند. یعنی عمده ترین تیرها را باید به خاطر منفرد ساختن متوجه  ایشان سازند ، در غیر این صورت همانطوری که تا کنون توانسته اند که یک عده از زنان را فریب دهند و در محور اشغالگران جمع نمایند ، این فعالیت شان دو چندان خواهد شد.
زنان مبارز انقلابی این توانمندی را باید در خود ایجاد کنند که علیه تمام دشواری ها ، مشکلات ، و پرابلم های که مانع کارشان میشود مبارزه نموده و آنها را از سر راه خود بر دارند و باید به تمامی زنان این ایده را تزریق نمایند که تمامی وعده های امپریالیست ها و رزیم پوشالی برای آزادی زنان یک دروغی بیش نبوده و نیست. آنها نه خواستار رهائی و نه هم قادر به رهائی زنان اند ، زیرا که منافع شان در ادامه وبرقراری مناسباتی است که  چنین ستمی را اعمال می نماید. طوریکه اعمال ده ساله ا شغالگران نشان داده که آنها بهترین متحد طبقاتی نیروهای مرتجع و عقب گرا اند، این طبقات مرتجع ، خائن ، میهن فروش و متجاوزین جنسی مورد حمایت شدید امپریالیست ها به رهبری امپریالیزم آمریکا قرار دارند.
کسانیکه درین مناظره تلویزیونی مانند وحید مژده، غفور لیوال ، خانم شینکی کروخیل و هیات وزارت عدلیه ... گرد هم جمع شده و نقش احزاب را به بحث گرفتند و در اخیر به این نتیجه رسیده که " در طول چهل سال احزابی که در افغانستان فعالیت کرده اند همه و همه بخاطر کسب قدرت " گرد هم جمع شده درست است. اما سوال این جاست که این آقایون مانند داکتر عبدالله ، اتمر، امرالله صالح ، و حید مژده ، غفور لیوال ... که خواهان ایجاد احزاب جدید غیر ازین احزاب می باشند چه چیز در مخیله شان دور میزند به نظر من که هیچ، فقط زمزمه همان نغمه به ساز دیگر است. همه اینها نیز به دنبال قدرت اند. همانطوری که داکتر عبدالله ، اتمر، امرالله صالح ،علومی .... فرکسیون مخالف رژیم پوشالی دست به تشکیلات جدید زده اند و در انتخابات شرکت نمودند ، اشغال کشور را با نمایش مضحکه انتخابات به اصطلاح مشروعیت قانونی دادند تا به بادار ثابت سازند که برای نوکری از کرزی بهتراند . این آقایون ( وحید مژده ، غفور لیوال ، خانم شینکی ... ) نیز میخواهند که با ایجاد حزب جدید بهتر به خدمت اشغالگران در آیند و چند روزی عمر امپریالیست ها را در داخل کشور دراز تر نمایند.

مرگ بر امپریالیزم
مرگ بر میهن فروشان
زنده باد  آزادی

اي ستمگر بند و زولانه بس است             ماتم اين مام ويرانه بس است
دزدي وغارت،چپاول بعد ازين                ازدرو ديوار اين خانه بس است
ظلم بي حد بيش ازين اي بي خبر              برمن واين طفل يكدانه بس است
نونهالان برده دستان تو                         آه شب هاي غريبانه بس است
مادرم گريان وطفلش بي پناه                   ناله مرغان بي لانه بس است
تا يكي همسنگر آن اجنبي                      پيروي ازامربيگانه بس است
نو عروسان بيوه وطفلان يتيم                 كشتن شمع شب خانه بس است
سرنگون بادا مقام وتخت تو                   پادشاهي پليدانه بس است
بعد ازاين اينست شعارما همه                 جنگ وظلم وحكم بيگانه بس است

" فريبا فروغ"

فقط با اتکاء به نیروی مردم است که میتوان انقلاب کرد!

اشغالگران امپریالیست بار دیگر ، احساسات توده های ستمدیده این دیار را جریحه دار کرده اند و بار دیگر ستمگری امپریالیستی شان را به توده ها نشان دادند. آنها میخواهند ازین طریق توده های ستمدیده این دیار را وارد جنگ تمدن ها نموده و آنها را مصروف بازی سیاسی که طرح و تطبیق آن از طرف خود اشغالگران برنامه ریزی میگردد ، نمایند.
مردمان ستمدیده این دیار، خصوصا زنان بیدار و با شهامت این خطه به خوبی آگاهند که چنین طرحاتی نمیتواند جلوی رشد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی توده های ستمدیده این دیار را بگیرد. زنان نیمی از پیکر جامعه را تشکیل میدهند و تنها با اتکاء به نیروی مردم است که میتوان انقلاب را رهبری نمود و به پیش سوق داد. اشغالگران آگاهانه میخواهند زنان و مردان غیور این خطه را مصروف جنگ تمدنی نمایندکه در آن صرفا از احساسات مذهبی شان سوء استفاده صورت بگیرد. آنها هرگز این را نخواهند پذیرفت که مردم نیاز به انقلابات ملی دارند، آنها هرگز این را نخواهند پذیرفت که مردم نیاز به انقلابات طبقاتی دارند. مردم باید با اتکاء به نیروی هموطنان شان حرکت کنند و دوشادوش زنان به مبارزات انقلابی برای رهایی از یوغ اسارت و استثمار و ستم امپریالیستی – ارتجاعی حرکت نمایند.
تظاهراتی که چند روز قبل در اکثر ولایات افغانستان به راه افتاد، گرچه تعداد زیادی از هموطنان ما را معیوب و مجروح نمود و عده ای نیز به قتل رسیدند، نمیتواند و نخواهد توانست جلوی رشد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی را بگیرد. حتی نمیتواند با وجود شروع پروسه صلح با طالبان ، از خشم و انزجار مردم نسبت به حکومت دست نشانده و دست پرورده امپریالیستها ، بکاهد!
بله ، زنان این خطه ، به خوبی میدانند که در کنار تمام اشکال ستم جنسی ، ملیتی ، لسانی ، .... ، ستم مذهبی نیز دامن آنها را میگیرد. و اگر مردمان این خطه به خوبی و با درایت کامل متوجه مسئولیت های خطیر اجتماعی شان نگردند به یقین کامل مورد سوء استفاده اشغالگران امپریالیست واقع خواهند شد.
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان " ضمن تقبیح عملکرد جنایتکارانه امپریالیستهای اشغالگر و نوکران حلقه بگوش بومی شان که باعث قتل و کشتار وحشیانه هموطنان ما گردید، توده های ستمدیده و زنان مبارز را به گسترش هرچه بیشتر مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی فرا میخواند.
ما نباید در شرایطی که تعداد کثیری از مخالفین مسلح دولتی ، سلاح شانرا به زمین گذارده اند ، عقب نشینی داشته باشیم بلکه بیشتر و بهتر به سازماندهی چنین مقاومتی تکیه کنیم و آنرا سوق واداره نماییم.

زنده و جاودان باد مبارزات برحق زنان !
مرگ بر اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی دست نشانده شان !
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی علیه اشغالگران و خائینین ملی دست نشانده شان!
" دسته 8 مارچ زنان افغانستان "
5 حوت 1390