متن ذیل ، سخنرانی یکی از منسوبین " جنبش انقلابی جوانان افغانستان " است که در آخر یکی از محافل تجلیلیه هشت مارچ ( روز جهانی زن ) ایراد گردید .

لاله این چمن آلوده رنگ است هنوز        سپر از دست  مینداز که جنگ است هنوز
های آسوده نشین لب ساحل برخیز            که ترا کار به گرداب نهنگ است هنوز

با تشکر از دوستان که در اینجا تشریف آروده اند و در تجلیل و گرامی داشت از روز جهانی زن سهم گرفته اند .
من هم به نوبه خویش این روز را به تمام زنان جهان و به ویژه زنان در بند افغانستان و مردان حامی مبارزات زنان تبریک می گویم و امیدوارم  روز فرا رسد که تمام زنان کشور آزادانه و مستقلانه در سراسر کشور این روز مبارزاتی را جشن بگیرند
آری ! در شرایط اوج ابتذال و توهم خفقان آور که فضای کشور را مسموم وآلوده نموده و انسان های مبتذل ، بی فرهنگ وخود فروخته را کر و کور نموده  است ؛ آنانکه جز آستان بوسی ارباب و چاپلوسی برده وار نزد آنها  و آرزوی رسیدن به موقف و مقام و پر نمودن کیسه های شان  کار و هدف دیگری ندارند . در شرایطی که آزادی زنان افغانستان و تامین حقوق آنها رو پوش  و پرده فریب برای استتارجنایات  اشغالگران و خاینین  و وطنفروشان گردید است . در چنین شرایطی  برگزاری  تجلیل از هشت مارچ از طرف رژیم چیزی نیست  جز ترفند و حیله برای فریباندن اذهان مردمان جهان  وافغانستان و بویژه زنان کشور شما می توانید عمق تجلیل کلیشه ای و فریبنده  هشت مارچ را از طرف رژیم در این امرمتوجه شوید که در ادارات رژیم ، هشت مارچ فقظ با جمع شدن مامورین دولتی زن و مرد خلاصه می شود که  جز کلچه خوری کاری انجام نمی دهند و در این محافل جز خنده های تمسخرآمیز و توهین آمیز چیز دیگری  نصیب زنان  نمی گردد . مردان و زنانی که هیچ گونه شناخت و آگاهی از ماهیت واقعی این روز و چگونگی شکلگیری آن ندارند ، چگونه می توانند کاربهتر از این انجام دهند . در اینگونه محافل ، تجلیل به گونه قلابی و فرمایشی برگزار می گردد . سخنرانی ها جز سر همبندی کردن اراجیف و حرف های کلیشه ای چیزی دیگری نیست . یقینا محافل دولتی امسال هم همانند محافل سال های قبل خواهد بود ونمی تواند بهتر از آن ها باشد . این است آن چه زنان افغانستان از تجلیل فرمایشی دولتی روز هشت مارچ نصیب شان می گردد . بطور خلاصه می خواهم  بگویم که رژیم در تجلیل فرمایشی از هشت مارچ دو منفعت و هدف دارد
هدف اول همان طوریکه قبلا هم گفتم فریب اذهان توده های مردم جهان ، افغانستان و بویژه زنان است ، چرا که یکی از روپوش های  تجاوز بالای افغانستان همین آزادی زنان افغانستان بود و برگزاری از هشت مارچ توجیه بسیار خوبی برای این پرده پوشی  فریبکارانه و غارتگرانه است
هدف دوم این است که اشغالگران ،   رژیم دست نشانده و سایر گماشتگان مزدور شان از این طریق برای میان تهی کردن این روز مبارزاتی و انقلابی تلاش می کنند .      من واقعا خرسندم از اینکه محفل ما ، و لو با تعداد افراد اندک  از خواهران و برادران و خصوصا  با حضور جوانان در این محفل ، یک بدیل و الترناتیف است که در پیش پای زنان قرار دارد .  برگزاری محفل ما کاملا در تقابل و تضاد با آنچه رژیم انجام می دهد ، هست و باید هم باشد . ما تلاش خواهیم کرد برگزاری محفل ما سر آغاز حرکت جدی و قاطعی باشد برای ادامه  فعالیت های مبارزاتی مان در جهت رشد و ارتقای هر چه بیشتر جنبش زنان در کشور . محفل ما و سایر محافل برگزاری هشت مارچ  که از طرف " جنبش انقلایی جوانان افغانستان  " و " دسته هشت مارچ زنان افغانستان  " در سایر نقاط  کشور برگزار می شود و یا در آینده  برگزارخواهد شد در واقع ترسیم  کننده آن حرکت نوین مبارزاتی و انقلابی در کشور است که  باید برایش راه باز کند و هوادارانش را در میان زنان افغانستان بیابد . این است آرزوی ما که ما  مصممانه برای تحقق عملی آن میارزه  می نماییم موضوعاتی را که دوستان در مقالات
خواندند ، مسایل بسیار مهم است و طرح این گونه مسایل برای تفهیم مردم ما بویژه زنان از اهمیت  خاصی برخوردار می باشد .  این گونه مسایل بنیادی که به طرز درست و اصولی ترتیب و تدوین گردیده و در خدمت مبارزه انقلابی واقع شود، نیاز مبرم جامعه ماست . ما باید خط فاصل میان آنچه رژیم  انجام می دهد و آنچه ما در راه آن مبارزه جدی می نماییم ، بکشیم . ما باید  زنان و دختران جوان را به مبارزه بنیادی و انقلابی آشنا سازیم و خط مان را  پیش پای آنها قرار دهیم . ما باید به آنها اعتماد کنیم و به آنها صریح و رک برخورد نماییم . ما  فکر نمی کنیم که مواضع ما برای اکثریت زنان و دختران جوان  قابل تفهیم نباشد و آنها جرئت اتخاذ مواضع اصولی صریح را نداشته باشند .  در همین سال جاری استقبال زنان و خصوصا دختران جوان از نشریه های " هشت مارس " ، " نبرد زن" و " پیکار جوانان " بسیار عالی و امید وار کننده بود و نشان داد که زنان و دختران جوان به دلیل موقعیت آجتماعی ایکه دارند به این گونه مسایل انقلابی و بنیادی بیشتر  از مردان و جدی تر از آنها برخورد می کنند . این را ما در تجربه دیدیم . از طرف دیگر این مسایل به ما امیدواری بیشتری می دهد که مردم و به خصوص زنان از لاف و گزاف های هوایی و اراجیفی  که رژیم تلاش داشته و باز هم   تلاش می نماید که با طرح آنها و باغ سرخ وسبز نشان دادن به زنان و مردم ما  ، آنها را فریب دهد و در مدت پنج سال گذشته به دلایل مختلف از جمله توهم مردم در مقابل رژیم ، بالای تعدادی از آنها تا حدی کاربرد داشت ، دیگر خسته شده اند . اثبات ناکار آمدی رژیم و ترکیدن پوقانه باز سازی و آزادی زنان و اثبات دروغ بودن لاف وگزاف ها در این موارد توهمات را تا حد زیادی از  میان برده است . در این گونه موارد نقش نیروی انقلابی  ارائه  خط بنیادی و انقلابی در  مقابل خط و  موضع ارتجاعی و مزدوران برده صفت  است که باید جرئت مندانه آن را در میان  مردم برد و  به بحث و جدل جدی و منطقی  به افشای رژیم دست  زد . اگر ما دیرتر حرکت نماییم ممکن است اشغالگران و رژیم پوشالی  برای به دام کشیدن مردم ما، تغییر چهره داده و باز باعث تشدید توهم در میان مردم ما بویژه زنان  گردد
مطلبی که می خواستیم امروز بیشتر در مورد آن بپیچیم و مورد تعمق بیشتری قرار دهیم ، همانطوری که از مجموعه مقالات استنباط می شود ، این است که ستم بر زن تنها مربوط به آفغانستان نیست و تنها مربوط به قرن بیست یکم نیست ، بلکه یک پدیده فرا ملیتی و کشوری هست که  از زمانه های خیلی قدیم تا به امروز ادامه دارد . گرچه با این موضوع نمی توان در مدت زمانی به این کوتاهی  و بصورت سرسری برخورد لازم به عمل آورد . این موضوع ، مبحث بسیار مهمی است که باید از زوایای مختلف مورد مداقه  قرار گرفته و موشگافی گردد .      من بطور خلص می خواهم فقط به یک نقطه اشاره کنم و آ ن این است که ستم بر زن از آن سبب عمومیت دارد که این ستم از زمان به میان آدن جامعه طبقاتی آغاز گردیده و فقط  توام با نابودی جامعه طبقاتی بصورت کامل از میان خواهد رفت . ستم جنسی ناشی ازسرشت  ذاتی نظام ناعاد لا نه جوامع طبقاتی میباشد .  در اولین نظام طبقاتی یعنی جامعه برده داری که ستم بالای زن آغاز می گردد زنان  به جنس درجه دوم و فرودست تبدیل می شود . در همان جامعه ، زن بصورت  برده قابل خریده و فروش در می آید که از هر گونه مزایای حقوقی و انسانی  محروم بوده  جزئی از ابزار و و سایل به شمار می رود . در سراسر دوره نظام برده داری کارهای فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی قلمروفعالیت مردان است . در نظام فیودالی زنان شخصیت مستقل و انسان آزاد محسوب نمی شوند ، بلکه جزئی از " آبرو و حیثت " مردان به حساب می روند و اما در دوران نظام سرمایه داری حاکم بر جهان ، هما نطوری که همه چیز  بر مبنای سود و سود آوری چرخ می زند . زنان نیز به عنوان  کالا و  وسیله ی در جهت سود آوری استفاده می شود .
بنا براین ستم بر زن ریشه در نظام ناعادلانه حاکم بر جهان دارد و تا زمانیکه این نظام ناعادلانه در جهان حاکم  و قانون جنگل مسلط باشد ، ستم بر زنان کماکان  ادامه خواهد یافت و نمیتوان بدون مبارزه علیه ستم استعماری و استثمار طبقاتی به رهایی زنان دست یافت . این است  اصل مطلب که باید به آن توجه داشت . هرگونه مبارزه ریفورمیستی و فمینیستی محض نمیتواند ستم بالای زن را بر چیند.  زنان و دختران جوان باید به این مسئله سخت توجه نمایند. من صحبت هایم را در همین جا ختم میکنم و ا میدوارم ادامه جر و بحث ها برای حل و شفافیت موضوع ادامه پیدا کند .تشکر از توجه تان .