آنچه را که باید درمورد انتخابات دور دوم ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی رژیم بدانیم

انتخابات امپریالیستی – ارتجاعی ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی رژيم دست نشانده را با قدرت و توانمندی تحریم کنیم!

باید که تحریم نماییم

بیست هشتم اسد سالروز استرداد استقلال وطن را گرامی میداریم

گزارش کوتاهی از ولایت غزنی

تحلیل و ارزیابی کامره های امنیتی درسطح شهرکابل

دولت پوشالی تجاوز به زنان را قانونی می سازد!

خیزید تا که محشرسرخی بپا کنیم

ترجمه متن کامل اعلامیه مشترک روسیه و ایالات متحده امریکا درمورد افغانستان

گزارشی از تظاهرات محصلین دارالمعلمین ولایت بامیان

گزارشی از زندان پلچرخی کابل

سرنوشت معلم در گرو آزادی کشور

گرامی باد اول ماه می ( روزجهانی کارگر)

پیام  تبریکی به فعالین " هسته کارگری مبارزافغانستان"

كارگران افغانستان بايد مستقلانه متشكل شوند

هسته كارگري مبارز افغانستان

مبارزات مردم ايران را قاطعانه حمايت مي كنيم

نامه های رسیده

 

 

آنچه را که باید درمورد انتخابات دور دوم ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی رژیم بدانیم

آرزم
قدر مسلم است که انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی در کشور مستعمره – نیمه فئودال افغانستان که قوت های اشغالگر امپریالیستی سرنوشت کشور و مردمان کشور را دردست گرفته ، استقلال سیاسی ، آزادی و حق تعیین سرنوشت مردمان آنرا سلب نموده و مردم آنرا به بردگی کشانیده است ، یک خیمه شبازی عوامفریبانه و کاذبانه ائی بیش نیست. چنین انتخاباتی حتی پرده ساتری بر استبداد حاکم اشغالگران و رژیم مزدور نیز نمیتواند تلقی گردد، بلکه صریح و روشن یک مضحکه رسوا وفاقد حیثیت است.
یکی از جوانب مهم این رسوائی و بی حیثیتی ، تقلبات بی پرده و وسیعی است که د رجریان این انتخابات و قبل ازآن در جریان توزیع کارتهای انتخاباتی صورت گرفته است. جانب دیگرقضیه جنگ تجاوزکارانه اشغالگران امپریالیستی اضلاع متحده امریکا میباشد که درجریان بیش از هفت سال تحت حاکمیت رژیم پوشالی برمردمان این خطه تحمیل گشته است. ضمن آن مقاومت ارتجاعی طالبان درسطح کشور پروسه به اصطلاح انتخابات رژیم را توانست کم رنگ بسازد.
مصرف 244 میلیون دالر برای پروسه به اصطلاح انتخابات و تهیه وتدارک لوازم انتخاباتی توسط نیروهای اشغالگرامپریالیستی  درشرایط حضور 300 هزار نیروی نظامی مرکب از نیروی های امپریالیستی و نیروی های مزدور داخلی برای تامین به اصطلاح انتخابات آزاد، نمیتوانست چیزی جزء، از یک بازی فریبکارانه و قلدرمنشانه امپریالیستی – ارتجاعی به حساب رود.
از 5 ثور1388 که ثبت نام نامزدهای این بازی نمایشی و فریبکارانه آغازیافت، 44 تن خود را به عنوان نامزد ریاست جمهوری دور دوم و 3324 نفر خود را بعنوان نامزد شورای ولایتی ثبت نام نمودند که کمیسیون به اصطلاح مستقل انتخابات (IEC ) این مسئله را رسما اعلام نمود و بالاخره با گردهمائی روز دوشنبه مورخ 26 اسد 1388 پایان رسمی این پروسه را اعلام کرد. این کمیسیون که ساخته و پرداخته امپریالیستهای اشغالگر میباشد به تاریخ 19 جولای 2005 تشکیل گردید که 9 نفر عضو دارد. رئیس این کمیسیون عزیزالله لودین و معاون آن جنرال ایوب اصیل میباشند و یک نفرخارجی بنام " گرانت کپین" رئیس کمیسیون رسیدگی به شکایت هست که درارتباط تنگاتنگ با شکایات ارائه شده به کمیسیون کار میکند و نقش اصلی در پروسه انتخابات جاری را دارد. امپریالیستهای اشغالگر امریکایی بواسطه این کمیسیون انتخابات رژیم پوشالی را تحت کنترول خویش دارند و ازین طریق مطابق میل شان به آن سرو سامان میدهند.
وقتی به تاریخ 25 جوزای 1388 مبارزات کاندیداتوران به اصطلاح انتخاباتی درافغانستان علنا شروع گردید ، طشت رسوائی شان بصدا درآمد. اولین مسئله رسوائی شان ، ارائه 146 مورد اعتراض  در مورد تخطی های انتخاباتی نامزدان بود که کمیسیون رسیدگی به شکایات مبارزات "انتخاباتی" ازطریق رسانه ها به تاریخ 31 ثور 1388 رسما اعلام نمود و یاد آور شد که 110 مورد این تخطی ها توسط نامزدان شوراهای ولایتی به دلیل دست داشتن با گروپهای مسلح مخالف رژیم و 36 مورد دیگراین تخطی ها توسط نامزدان ریاست جمهوری دوردوم ، صورت گرفته است که بالاترین رقم تخطی مربوط به شخص کرزی میشود. طبق اسناد و شواهد کمیسیون ازمجموع 36 نمونه تخطی نامزدان ریاست جمهوری 19 مورد آن ازطرف باند انتخاباتی کرزی بوقوع پیوسته که این تخطی ها ثبت کمیسیون رسیدگی به شکایات نیزگردیده است.
"گرانت کپین " رئیس کمیسیون رسیدگی به شکایات به تعقیب اعلام داشت که برعلاوه 146 مورد تخطی که فوقا بیان گردید 302 مورد تخطی دیگر ازطرف مردم به این کمیسیون ارجاع داده شده که بیشترین تخطی و اعتراضات علیه حامد کرزی مطرح شده است.
موضوع بعدی که روی دست گرفته شد رد صلاحیت 57 تن نامزدان ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی رژیم بود که ازآن جمله سه نامزد ریاست جمهوری و 54 نامزد شورای ولایتی ازطرف کمیسیون به اصطلاح مستقل انتخابات رد صلاحیت گردیدند و تعداد نامزدان ریاست جمهوری از 44 به 41 تقلیل یافتند.
تعداد 7 تن از نامزدان ریاست جمهوری دیگر صحنه را ترک کردند واستعفای خود را به کمیسیون به اصطلاح مستقل انتخابات پیش نمودند.
بی بی سی درگزارش خبری خود به تاریخ 27 اسد، درست 2 روز قبل از انتخابات اعلام داشت که بیش از هزاران کارت رای دهی به معرض فروش گذاشته شده و برای خرید آرای مردم هزاران دالر به مصرف رسیده است.
آژانس خبری پژواک در گزارش خبری خود به تاریخ 4 جوزای 1388 یادآور شد که مردم بنام ختم قرآن درمحافل حمایت از نامزدهای ریاست جمهوری دعوت میشوند، درحالیکه هیچگونه انگیزه اشتراک درین محافل ازطرف مردم دیده نشده است؛ اما رسانه های جمعی به پخش تصاویر تلویزیونی پرداختند و آنرا حمایت مردم از نامزد مورد نظرشان اعلام داشتند. گزارش آژانس خبری پژواک حاکی ازآنست که به همین تاریخ در هوتل گلزاد شهر کابل مردم بنام اشتراک درختم قرآن خبر شده بودند، اما زمانیکه به آنجا رفتند با محفل حمایت از داکتر عبدالله روبرو گشتند.
آژانس خبری نوای افغانستان درگزارش خبری خود به تاریخ 10 سرطان 1388 اعلام داشت که درکمپاین های انتخاباتی کرزی مبلغ 500 افغانی پول نقد برای هریک از اشتراک کنندگان درکمپاین تادیه میشود و بدین اساس تلاش دارند، مردم را درکمپاین خود جمع نموده تا حضورخود را گسترده نشان دهند.
همچنان رسانه ها ازتوزیع کارت رای دهی به اطفال گزارش میدهند که این مسئله خود نیز سرو صدائی را ایجاد نموده است. پاک شدن رنگ ، کارت های تقلبی و جعلی (طوریکه درعکس مشاهده میکنید) ، بسته بودن بیش از 600 مرکز رای دهی و گزارشات رسیده مبنی بر تقلبات وسیع به نفع کرزی و دیگر کاندیدان همه و همه بیانگر عمق تقلبات جاری در پروسه انتخابات دور دوم است. طوریکه از ساحات مختلف در مناطق پشتون نشین جنوب و جنوب شرق کشور یعنی ولایات هلمند ، قندهار ، ارزگان ، زابل ، پکتیکا  ،  خوست  ،  پکتیا  ،  ننگرهار ، لغمان ، کنر ها و مناطق پشتون نشین ولایات کاپیسا ، وردگ ، غزنی و لوگر گزارش شده است ، میزان مشارکت مردم درین انتخابات کاملا کم رنگ تراز دوره اول ریاست جمهوری بوده ویا اینکه دربیشتر مناطق اصلا مردم درانتخابات شرکت نورزیده بودند. همچنان گزارشات نشان میدهد که در ولایت بغلان  70 مورد تخطی جدی بوقوع پیوسته است. به این اساس تمامی صندوق ها توسط DFC های مسئول درهرحوزه به نفع کرزی پرگردیده و به مراکز انتقال داده شده است. همچنان آتش زدن یک مرکز رای دهی توسط طالبان در یکی ازولسوالی های ولایت کنر، سوختاندن تمامی صندوق های رای و کشته شدن تعدادی از مسئولین حوزه انتخاباتی ، خود نشاندهنده عدم تامین امنیت انتخابات جاری میباشد. برعلاوه درمناطق پشتون نشین میزان مشارکت زنان در انتخابات را می توان غیر قابل محاسبه بر آورد کرد ؛ طوریکه درشهر" شرنه" اکثر مردان آرای زنان خود را نیز استعمال مینمودند.درین زمینه آژانس خبری پژواک چنین گزارش میدهد:" ازجمله اين افراد ، يکتن که آراى ١٠ تن از زنان فاميل خود را استعمال نموده ، به تاريخ ٢٩ اسد به آژانس خبرى پژواک   گفت که کميسيون مستقل ا نتخابات به آنها اجازه داده است ، تا آراى زنان را استعمال کنند . ". در اکثرمناطق خود کارکنان انتخابات ، گاهی به تنهائی و گاهی در همدستی با " دوستان " خارجی شان صندوق های رای گیری را پر نموده و به مراکز جمع آوری صندوق ها انتقال می دادند.  علاوه براین تهدید ، خریدن  رای از طریق پول و ترتیب دادن مهمانی های مجلل و رشوه دهی به ملاهای مساجد و تکیه خانه ها نیز عام بوده و در همه نقاط کشوربه شمول شهر کابل بدون هیچ پرده پوشی رواج داشته است .  
عکس کارت تقلبی که به دستمان رسیده، نمونه ای است از تقلبات انتخاباتی پروسه انتخابات امسال که میان صدها تن از اهالی کابل توزیع گردیده است. اگرکارت اصلی و جعلی را مقایسه نماییم ، دایره های شماره 1 وشماره 3 نشان دهنده استفاده از رنگ سفید مخصوصی است که درآن بکار رفته است و دربیرق افغانستان نیز دیده میشود.
نا امنی ها در روز انتخابات خود موضوع دیگری بود که توانست انتخابات را به چالش بکشاند، به این دلیل بود که دولت به توقیف وسایل خبرنگاران اقدام نمود و درروز انتخابات به دستگیری چندین گزارشگر خارجی وداخلی پرداخت. اصابت راکت به مراکز رای دهی ولایت هلمند ، سه انفجار پی درپی در شهر کابل ، درگیری پولیس در شاه شهید کابل با گروه های مسلح ، اصابت راکت ها در ولایت قندوز، اصابت راکت در ولایت قندهار ، دستگیری دو نفر انتحاری درولایت گردیز و مرکز ولایت پکتیا و غیره حوادثی که اجازه ثبت آن برای گزارشگران داده نشده بود، همه این حوادث تاثیرات خود را به نحوی ازانحاء روی انتخابات جاری قرار داد. چند روز بعد از انتخابات دریک نشست خبری که وزیر داخله ، وزیردفاع و رئیس امنیت ملی رژیم با خبرنگاران انجام دادند: مجموع خشونتها درسراسرافغانستان را به 139 مورد ابرازنمودند و همچنان آماری از تلفات را ارائه دادند که درروز انتخابات 27 تن کشته ( 18 نظامی و 9 غیرنظامی ) و 52 تن زخمی ( 29 نظامی و 13 ملکی) شدند.
همه این حکایات کافی است تا پروسه به اصطلاح انتخابات را زیر سوال برد.
فردای روز "انتخابات" ، کمیسیون رسیدگی به شکایات اعلام نمود که:" بیش از دو هزار ادعای تقلب و تخطی درجریان انتخابات و درجریان شمارش آراء ثبت شده است که ازین میان اگر 567 مورد آن ثابت شود میتواند نتیجه انتخابات را تحت تاثیرقرارداده و آنرا به دوردوم بکشاند. " (30 اسد 1388)
چند تن از کاندیدان ریاست جمهوری نیز این گزارش را تایید کرده اند. داکتر عبدالله  نامزدی که رقیب اصلی کرزی محسوب میشود به بی بی سی گفت: که صندوقهای رای از راه غیرقانونی با هزاران برگه رای دهی پرشده و به مراکزولایات انتقال داده شده است، وی این اتهام را به دولت نسبت داده و اضافه نمود که احتمال سازماندهی آن ازطریق خود دولت صورت گرفته باشد.  
اما حقیقتا میزان تقلبات آنچنان وسیع و گسترده میباشد که میتوان بیشتر از نصف آراء ریخته شده به صندوق ها را متقلبانه محاسبه نمود.
به هرحال این انتخابات  به روشنی و صراحت نشان داد که اکثریت قاطعی از مردمان افغانستان ، با بازی های فریبنده اشغالگران و دست نشاندگان شان فریب نمی خورند و این عکس العمل مردم جواب دندان شکنی برای امپریالیستهای اشغالگر و رژیم پوشالی بود. باید قاطعانه بپاخاست و برای بسیج توده ها کوشید و خود را هرچه پرتوان تر برای برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی آماده نمود.

 

انتخابات امپریالیستی – ارتجاعی ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی رژيم دست نشانده را با قدرت و توانمندی تحریم کنیم!

هموطنان عزیز!
طوری که اطلاع دارید رژیم دست نشانده میخواهد به تاریخ 29 اسد 1388، دومین دور انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی اش را برگزارنماید.
انتخابات در کشوره مستعمره و تحت اشغالي مانند افغانستان، بزرگترین فریب و نیرنگي است که برای اغوای توده های مردم بلا کشیده ما بکار گرفته میشود. کشور ما طی هفت سال حاکمیت رژیم دست نشانده هر چه بیشتر به مغاک فقر و فلاکت فرو رفته و مصائب بیشمار و بی مانند هر روز دامنگیر مردم آن می شود. فقر، گرسنگی، بی کاری، آواره گی، فحشاء و صدها مصائب دیگر بطور روزمره در کشور گسترش می يابند و بر وسعت جنایات مانند قتل، بی امنیتی، تجاوز و هتک حرمت هر روز افزوده می شود. با تمام این وضعیت اسفبار توده های مردم و عمق جنایات جاری در کشور، وطن فروشان و خائنین ملی سر گرم بازی هاي انتخاباتی شان هستند. برگزاری این خیمه شب بازی و صرف ملیون ها دالر در تبلیغات انتخاباتی در عین بی خانمانی مردمان کشور، چیز ديگري جز نمک پاشیدن بر زخم های دیرینه مردم نمی تواند باشد. ما نباید از عناصر خود فروخته و خائنین ملی انتظار بیشتر از این را داشته باشیم. انتخابات مضحکه آمیز 5 سال قبل که توسط اشغالگران امپریالیست به ویژه امریکا سر و سامان داده شد، ماهیت انتخابات نوع امریکایی را به ما نشان داد که چیزی نبود جز مشروعیت بخشیدن به رژیم دست نشانده و مردمی نشان دادن آن.
انتخابات دور دوم ریاست جمهوری رژیم دست نشانده و شوراهای ولایتی آن نیز برنامه ی است که در اصل توسط اشغالگران امپریالیست به سردمداری امپریالیزم اضلاع متحده امریکا رویدست گرفته شده است و در خدمت تحکیم موقعیت اشغالگرانه آنها قرار دارد و به بیان دیگر این انتخابات برای تداوم و تحکیم حالت مستعمراتی افغانستان برنامه ریزی شده است .
"جنبش انقلابی جوانان افغانستان" قویا باورمند است که باید انتخابات ریاست جمهوری و سایر اشکال انتخابات امپریالیستی - ارتجاعی را، هم از لحاظ استراتیژیک و هم ازلحاظ تاکتیکی تحریم نماید، چون هر گونه نظامی که تحت چنین شرایطی بوجود آید فقط و فقط میتواند چهره کریه استبداد امپریالیستی – ارتجاعی حاکم بر جامعه را بپوشاند و نظام سر و دم بریده ای بیش نباشد.
"جنبش انقلابی جوانان افغانستان" از تمامی مردم میهن دوست و ستمدیده کشور میطلبد که به پای صندوق های رای این بازی فریبکارانه و نمایشی امپریالیستی – ارتجاعی نروند و با قاطعیت تمام این روند به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی را تحریم کنند.
ما ازتمامی نیروها و شخصیت های انقلابی، ملی و دموکرات و توده های پیشرو کشور میخواهیم که فعالانه به کارزار تحریم این انتخابات امپریالیستی – ارتجاعی بپیوندند.
به پیش در راه تحریم هرچه قاطعانه تر دور دوم انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی رژيم پوشالي!
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی، مردمی و انقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و رژیم دست نشانده شان!


جنبش انقلابی جوانان افغانستان
23 اسد 1388

باید که تحریم نماییم

شاعر
22 اسد 1388

باید که به یک صدا بگوییم:
تحریم،
تحریم،
تحریم،
این دولت دست شانده چه میخواهد ازین کار؟
جزء فقر وفلاکت چه ثمر داد دگربار
مردم همه را بند اسارت کشانید
تسلیم طلبان را به زعامت دوانید
این توده مظلوم که ندارد پناهی
آسوده نباشد صباحی ، صباحی
قانون شکنی ، جبر و ظلمت شده حاکم !
برفرش وطن خیمه زده
حلقه زده
رخنه نموده جرایم؟
اشغالگری !
ظلم و فجیعت شده قایم!
میهن فروشی وخیانت شده حاکم!
درکشوراشغال شده ما، به حدی
ازهرطرفی رخنه نموده تعدی
اشغالگران هرچه بخواهند توانند!
مظلوم کشی ، ظلم و فجیعت نمایند!
دولت شده جابر، برین توده مظلوم
هرگز ندهد حق !
چون،
خود شده مظنون!
باید که تحریم نماییم
این بازی مهلک زده جاری و حاکم
باید که تحریم نماییم
این ظلم وتعدی که برما شده قایم
باید که تحریم نماییم
هر خائن ملی
هر چاکر دیرین
هر شکل و شمایل
هر تهفه ارسال شده لشکر یانکی
باید که تحریم نماییم
این بازی بی پرده یک مشت خوانین
 

 

بیست هشتم اسد سالروز استرداد استقلال وطن را گرامی میداریم

بیست و هشتم اسد 1388 خورشیدی مصادف است با نودمین سالروز استرداد استقلال افغانستان از دست استعمار پیر انگلیس، ازینرو باید به استقبال هرچه پرشکوه تر این روز مهم تاریخی برویم و یاد جانباختگان راه آزادی و استقلال را گرامی بداریم.
امسال 28 اسد در شرایطی فرا می رسد که از یک طرف  ادعاهای هفت ساله بازسازی کاذبانه امپریالیستی کدام  ثمره ائی  جز فقر ، بیچاره گی و بیکاری  برای توده های مردم نداشته و ادعاهای مبارزه با تروریسم چیزی جزء کشتاردسته جمعی و بمباران وحشیانه مردم اهالی بی گناه نبوده  و دموکراسی و آزادی امریکای چیز جزء استبداد امپریالیستی -ارتجاعی و اشاعه فرهنگ برده گی برای مردمان همراه نداشته است ؛ از طرف دیگرفردایش 29 اسد روز برگذاری انتخابات سرکاری رژیم میباشد که هدف آن جزء فریب و اغوای توده های مردم  نمی تواند باشد. امروز بعد از سپری شدن 90 سال از بازپس گیری استقلال کشور از دست متجاوزین انگلیسی باردیگر اخلاف امریکایی و انگلیسی ( مکناتن ولاردبرنس ) بعد از رانده شدن اسلاف شان ازین مرزوبوم ، مجددا برگشته اند تا از موقعیت اشغالگرانه ، برای تحکیم سلطه و پیش روی های بعدی استعمارگرانه و نو استعمار گرانه شان در افغانستان ، منطقه و جهان چه بصورت مستقیم و غیر مستقیم استفاده نمایند .
آنچه را که پیشینه تاریخی افغانستان نشان میدهد این است که در سراسر تاریخ کشور، مقاومت ها و دلاوری ها علیه اشغالگران و متجاوزین امپریالیستی پیوسته با جنبش جوانان عجین بوده است و نیروی عمده این مبارزات دلاورانه درخط مقدم جبهه و پیشروی به سوی تامین استقلال سیاسی کشور ازچنگال اشغالگران و دولت های دست نشانده شان را جوانان تشکیل داده است و بار سنگین این مبارزات را جوانان به دوش کشیده اند . چنانچه مقاومت علیه استعمار انگلیس و به تعقیب آن مقاومت جانانه علیه تجاوزو اشغالگری سوسیال امپریالیزم شوروی خود دو نمونه برجسته ازین فداکاری ها ومبارزات جوانان افغانستانی بوده است ، اما متاسفانه ضعف مفرط جنبش انقلابی خلقها و سائر عوامل عینی و ذهنی متعدد کشوری ، منطقوی و بین اللملی سبب گشت که درطول تاریخ مستعمره و نیمه مستعمره افغانستان ، دایما نیروهای مرتجع با پشتیبانی و حمایت بی دریغ امپریالیستهای غربی و قدرت های ارتجاعی منطقه وعرب وبا استفاده از سلطه فرهنگ مسلط مستعمره – نیمه فئودالی و نیمه مستعمره – نیمه فئودالی برجامعه ، برجنبش مقاومت ضد سوسیال امپریالیستی شوروی چیره شوند ، رهبری ارتجاعی را برآن تحمیل نمایند و خون میلیون ها شهیدان جانبخاتگان راه آزادی را به یغما بردند .
بعد ازخاتمه جنگ مقاومت ، جنگهای داخلی خانمانسوز بین جهادی ها و به تعقیب آن بین جهادی ها و طالبان شروع شد ، بزرگترین ثمره شوم این جنگها ، فراهم نمودن زمینه دیگری برای تجاوز امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا بود . اشغالگران امریکایی و متحدین شان برنامه های شکلدهی یک رژیم دست نشانده را که تامین کننده منافع شان باشد رویدست گرفتند و با صرف میلیاردها دالر جنگ تجاوزکارانه و وحشیانه خویش را به شامگاه هفتم اکتبر 2001 بالای افغانستان شروع نمودند و دولت دست نشانده خود را به تاریخ 22 دسامبر 2001 ( 1 جدی 1380 خورشیدی ) براریکه قدرت نشاندند ، بعد از سپری شدن حدودا هشت سال دور دوم انتخابات امپریالیستی – ارتجاعی خود رابرای ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی بار دیگر سردست گرفته اند و میخواهند توده های ستمدیده این دیار را برای باردیگر به پای صندوق های رای این بازی فریبکارانه امپریالیستی – ارتجاعی به تاریخ 29 اسد 1388 سمت وسو دهند تا بتوانند به دولت دست نشانده شان مشروعیت ببخشند و تجاوز نظامی شان را پوشش کاذبانه دهند .
 " جنبش انقلابی جوانان افغانستان " از طرفی سالروزاسترداد استقلال افغانستان را با افتخار تجلیل مینماید و یاد جانباختگان راه آزادی و استقلال را گرامی می دارد و از طرف دیگرتعهد خارائین خودرا برای بیرون راندن نیروهای اشغالگرامپریالیزم اضلاع متحده امریکا و سرنگونی رژیم دست نشانده اعلام میدارد ، از هیچگونه ایثار و فداکاری دریغ نخواهد کرد وبا عزم متین در مقابل متجاوزین و اشغالگران و دست نشاندگان شان به مبارزات خود ادامه خواهد داد و ضمن آن انتخابات امپریالیستی – ارتجاعی  رژیم پوشالی را که یک روز بعد از برگزاری مراسم بزرگداشت از 28 اسد آغاز میشود باردیگر قاطعانه تحریم می کند.
 ما ازتمامی اقشار ستمدیده مردم میطلبیم که به پای صندوق های رای این خائینین ملی و مرتجعین سفاک و وطن فروش نروند و فریب این بازی فریبکارانه امپریالیستی – ارتجاعی را نخورند .


به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی،  مردمی و انقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی !
جنبش انقلابی جوانان افغانستان
28 اسد 1388

گزارش کوتاهی از ولایت غزنی

جرئت
عدم اداره سالم ، رشوت ،  قاچاق مواد مخدر ، بی نظمی و صدها موارد دیگراز عمده ترین خصایص دولت دست نشانده به شمار میرود. همه موارد فوق حکایتی است از یک دولت دست نشانده و پوشالی ، بی قانونی و زورگویی دردرون این نظام یکی از چالشهای عمده ای است که خود رژیم بدان اعتراف میکند . 
آنچه را که ذیلا بدان اشاره میکنیم  گزارش کوتاهی از سیستم اداری ، بازسازی ، امنیت و اوضاع جاری ولایت غزنی میباشد. هرچند ولایت غزنی را هم نمیتوان از دایره این سیستم فاسد اداری  مجزاء خواند ولی جهت معلومات بیشتر خوب است تا یک ارزیابی مختصرازآن به عمل آوریم. این ولایت در طول چند سال اخیر شاهد بحرانهای شدیدی به گفته مقامات رژیم بوده است. ولایت غزنی در طول دوران حاکمیت رژیم پوشالی ، شاهد تغییرو تحولات که به نفع مردم ختم شود نبوده اما تبدیلی های پیاپی والیان را درپی داشته است  . درمدت هفت سال در این ولایت 7 والی تغییر و تبدیل شده اند . این تغییرات هیچ گاهی بنابر خواست و اراده مردم نبوده بلکه بنا به سلیقه های شخصی خود حامد کرزی و چاکران دربارش بالای مردم تحمیل گردیده است. درطول حاکمیت دولت دست نشانده کشمکش های شخصی ، منطقوی ، ملیتی و حزبی همیشه بین اراکین بلند پایه دولتی دیده شده وقربانیان آنرا توده های زحمتکش تشکیل داده اند. این کشمکش ها اکثرا شکل ملیتی و گاهی هم شکل منطقوی را بخود اختیارنموده است.
در طول عمر حاکمیت مزدوارن امپریالیستی ، تمامی والیان تبدیل شده بر اساس روابط و جهتگیریهای جدید وارد صحنه شده اند. انتخاب وکلای شوراها ، وکلای شورای ولایتی و دیگراشکال انتخابات یک مضحکه نمایشی بوده و همه بر اساس قومی و منطقوی صورت پذیرفته است.
مسئله ائی که مردم را به طرف خود جذب و دفع مینمود ، وعده و نوید های بیشمار والیان تبدیل شده درولایت غزنی بود. مردم درابتدای تغییر وتبدیلی توقعات خاصی نسبت به آنها داشتند اما هرچه ازعمر کوتاه  والیان این ولایت سپری میشد ، این توقعات آهسته آهسته کمرنگ میگردید ، زیرا مردم ماهیت اصلی دولت و همچنان والیان انتصابی آنرا درک می نمودند ، طوریکه امروزه هرگونه تبدیلی میان مقامات دولتی ؛ مانند: قل اردو، قومندانی امنیه و یا مقام ولایت غزنی و همچنان هرگونه تغییردرسیستم اداری موجوده برای مردم معنی خود را از دست داده است.
برای اینکه ماهیت اصلی سیستم اداری ولایت غزنی را بشناسیم ، ذکر چند نکته به صورت ذیل ضروری پنداشته میشود:

  1. سیستم اداری:

چهره کریه استبداد امپریالیستی برجامعه ماهیت اصلی ادارات دولتی را بخوبی به نمایش میگذارد. فساد اداری نه تنها درمرکز بلکه درتمامی ولایت، یکی از عمده ترین و متبارزترین مسئله درطول حیات 7 ساله رژیم بوده است که میتواند بخوبی ماهیت ادارات دولتی را تبارز دهد. سیستم اداری ولایت غزنی نیز آنقدر فاسد و فریبنده میباشد که هیچگاهی نمیتوان آنرا مجزاء از سیستم مرکزکشور به حساب آورد و روی آن بحث کرد.
رشوت خوری، ملیت گرائی ، واسطه بازی ، و ... درادارات دولتی ولایت غزنی به اوج خود رسیده است. هیچ اداره ائی را نمیتوان سراغ کرد که بتوان کار آنرا مثبت ارزیابی نمود. هیچ ریاستی را نمیتوان یافت که بهتر از ریاست دیگری باشد. هر رئیس با دادن رشوت های گزاف اقتصادی ازطریق وزارت توانسته است چوکی خود را حفظ کند. درطول هفت سال ، هفت تن از والیان این ولایت تبدیل گردیده اند اما ، هیچگونه تبدیلی در سیستم ریاستی ادارات دولتی به عمل نیامده و دلیل اصلی آنهم خریداری ریاست ها توسط روسای هر ریاست میباشد.

  1. بازسازی:

گرچه ازیک حکومت دست نشانده که  ماهیت شان نه برمبنای خواست و همکاری  مردم بلکه برمبنای حمایت های بی دریغ امپریالیستهای متجاوز تضمین می شود نمیتوان توقع بازسازی را از چنین رژیمی نمود ولی بهتر است حرف های دروغین والیان متعدد غزنی را به شرح ذیل افشاء نماییم ، درینجا حرف و عمل شش تن از والیان ولایت غزنی را که هرکدام به نوبت خود برقدرت ولایت تکیه زدند را ازنظر میگذرانیم:

  1. حاجی اسد :

حاجی اسد یکی از بزرگترین قاچاقبران مواد مخدر میباشد که در دوران حکومتش در غزنی تامین کننده راه های مواصلاتی مواد مخدربود. از ولسوالی هایی که مواد مخدر ازآن عبور میکند اشخاص خویش را موظف به تامین امنیت راه مواصلاتی کرده بود و با استفاده از صلاحیت های قانونی شان مواد مخدر را انتقال مینمود.همچنان شرکتهای ساختمانی که وظیفه اعمار پل ها ، سرکها ، و پروژه های ساختمانی را برعهده گرفته بودند دریک زد و بند تنگاتنگ با والی سهم شان را گرفتند و به تمامی وعده های خود پشت پا زدند واین کارها چه توسط حاجی اسد وچه توسط دیگران تا حال به مرحله اجراء درنیامده است. ازآنجمله میتوان حرفی از اعمار چند پل ، سرکهای درون شهر ، سنگ تهداب پوهنتون غزنی ، آسفالت سرکهای ولسوالی ، و... را برشمرد. اعمار و بازسازی یک پل در درون شهر اجراء شد ولی بعد از مدتی دراثر سیلاب تخریب گردید درحالیکه دولت بدون اعتناء ازکنار آن گذشت. اعمار یک سرک به طول 3 کیلومتر در غزنی به بهره برداری سپرده شد که فعلا نیاز به ترمیم و بازسازی دارد درحالیکه ریاست فوائد عامه نسبت به حفظ ومراقبت سرکها بی تفاوت عمل میکند. سنگ تهداب پوهنتون غزنی گذاشته شد و افتتاحیه سنگ تهداب را جشن گرفتند و رسانه های هرکدام با بوق و کرنا تبلیغات وسیعی درین رابطه به عمل آوردند اما متاسفانه بعد از سنگ تهداب دیگر هیچگونه سنگی بالای آن کارنشد و کار پوهنتون به همان شکل سابق باقی ماند. آسفالت سرکهای ولسوالی ها اصلا عملی نشد درحالیکه قراردادهای گزاف به میان آمد ، نه ازپول پرداختی خبری است و نه هم از آسفالت سرکهای ولایت غزنی ! به عین ترتیب تمام مسائل بازسازی ولایت غزنی را وقتی درنظربگیریم به همین شکل به پیش رفته است یعنی دریک کلام میتوان خلاصه کرد که هیچگونه توجه ائی به بازسازی ولایت غزنی ازطرف اراکین بلند پایه دولتی به عمل نیامده است.

  1. شیر علم ابراهیمی:

شیر علم یکی از بزرگترین تجار مافیای زمین می باشد که در شهر کابل چندین شهرک و مارکیت شخصی دارد . در دوران ریاستش به عنوان والی در ولایت غزنی ، غصب و دیزاین سه شهرک شخصی با شرکای خویش ( شاروال ، مولانا (عضو مشرانوجرگه) ، حاجی الله یار معاون والی غزنی) و اعمار چند ساختمان بلند منزل در شهر کابل ازجمله مهمترین کارهای او به شمار میرود.
وی دردوره ریاستش وعده اعمار شهرک مهاجرین و شهرک رهایشی برای معلمین و مامورین و همچنان اعمار مکاتب را داد، اما چه شد؟ شهرک مهاجرین در اثر فشار مردم بنا شد اما نصفی از بلاک های رهایشی آنرا خود کارمندان ریاست مهاجرین ، مقامات ولایت و  وکلاء از آن خود نموده اند. شهرک های رهایشی برای معلمین و مامورین اصلا احداث نشد و اعمار یک باب مکتب با بودیجه PRT‌ در خود شهر به بهره برداری سپرده شد که آنهم از کیفیت پائینی برخورداراست . چند باب مکتب و کلینیک توسط موسسات خارجی و داخلی بنا شده است که  بعضی از آنها توسط طالبان یا حریق گردید و یا مسدود ساخته شد. 

  1. پتان :

آنچه را که " پتان" به مردم وعده داد اعمار 15 بند آب ، یک باب کتابخانه ، آسفالت سرکهای ولسوالی ها و... بود. اما چه کرد؟ اعمار 15 بند آب توسط خود مردم مناطق مختلف غزنی پیشنهاد گردید درحالیکه 2 یا 3 بند فقط سروی شد و به مرحله اجراء ساختمانی هم نرسید. ساختمانی به نام کتابخانه عامه غزنی با بودجه شاروالی در پارک "سنای" غزنی احداث شد اما مدتی از بی کتابی خالی ماند و اخیرا منحیث فاکولته ادبیات غزنی ازآن استفاده میشود ، البته ناگفته نماند که این کتابخانه دارای چند اتاق محدود است و برای فاکولته ادبیات نیز کوچک است. آسفالت سرکهای غزنی همانند قبل ، اصلا صورت نگرفت و عمده ترین بهانه عدم امنیت خوانده شد. ایجاد چند شرکت خصوصی درغزنی و خوست ، غصب عایدات گمرکی و حق العبور به صورت شخصی ، و حیف و میل پولهای نقدی چند صد هزار دالری و حیف ومیل دارائی های عامه ازجمله اتهاماتی است که تا حال به وی وارد آمده است.

    1. لونگ :

آنچه را که به مردم غزنی وعده داد عبارت بودند از: تامین امنیت کامل ، باز نمودن مکاتب که توسط طالبان مسدود شده بود ، باسازی و آسفالت سرکهای داخل شهر ، اعمارو بازسازی سرکهای ولسوالی ها علی الخصوص سرک ولسوالی جاغوری ، استخدام مجدد مجاهدین سابق که از وظایف شان تنقیض گردیده بودند.
 اما چه کرد؟ دوران ریاستش 3 ماه بیشتر طول نکشید و درجریان این سه ماه فقط تنها کاری که انجام داد اعمار یک باب ساختمان در وزیر اکبرخان کابل بود و همچنان توانست به قیمت 1600000 افغانی ( یک میلیون و ششصد هزار افغانی) زن سومش را عروسی کند.

    1. خوستی :

آنچه را که خوستی به مردم غزنی وعده داد عبارت بودند از: تغییرات در ادارات دولتی ، بازسازی شهر تاریخی غزنی ، اعمار پوهنتون و تامین امنیت کامل ولایت غزنی. وی به تخصص خود میبالید و دایما شعارهای عمل نه حرف را به میان می آورد. وی درمدت 3 ماه دوره ریاستش نتوانست امنیت غزنی را تامین نماید و برعکس وضع امنیتی شهر غزنی ازپیش نیزخرابترگردید. وعده های بازسازی و اعمار مکاتب و پوهنتون هم در حرف باقی ماند و اصلا به مرحله اجراء نرسید.
وی تنها کاری که انجام داد بازنمودن گیم خانه ( بازی های کامپیوتری ) در شهر غزنی بود و تنها مهارت داشت که درمکالمات روزمره اش لغات انگلیسی را مخلوط نموده و به خورد مردم بدهد ودرکنار آن ازعهده بازی های کامپیوتری IGI بخوبی بیرون شود.

    1. داکتر عثمان :

والی کنونی غزنی شخصی بنام داکتر عثمان " عثمانی" میباشد. این والی نیز طبق معمول در روزهای اول با وعده های سرخرمن بسیاری از مردم را فریب داد، این کار باعث گردید که هویت اصلی اش برای همگان افشاء شود و فعلا هرتبعه افغانستانی و کسانیکه درولایت غزنی بود وباش دارند بخوبی میدانند که وی بزرگترین قاچاقبرسرمایه ملی کشور شناخته شده است؛ زیرا ولایت غزنی دارنده با کیفیت ترین معدن سنگ گرانیت میباشد و این سنگ های با قیمت توسط قاچاقبران مخصوص با رشوت های گزاف به مقامات دولتی ازولایت غزنی خارج ساخته شده و به کشورهای دیگرانتقال می یابند. گرچه درزمان والیان سابقه این کارنیز وجود داشت اما درزمان ریاست والی فعلی ولایت غزنی این کار رونق بیشتریافته طوریکه خود شخص والی رسما به یک قاچاقبر سنگ گرانیت تبدیل شده است.
 

  1. امنیت :

در شرایط فعلی ، ولایت غزنی از لحاظ مسائل امنیتی ازجمله ولایات نا امن افغانستان به شمار میرود. در سال گذشته حدود 300 تن پولیس رژیم کشته یا زخمی شده اند. ارگانهای امنیتی در ولسوالی های پشتون نشین این ولایت فقط چهار دیواری ولسوالی را دراختیارخود داشته و ازآن محافظت میکنند درحالیکه درقراء و قصبات ولایت هیچگونه تسلط امنیتی ازطرف دولت موجود نمیباشد و هیچگونه حاکمیتی در آن مناطق را نمیتوانند اعمال کنند.
مرکزشهر غزنی را اگر ازنظر بگذرانیم نیز به عین ترتیب دیده میشود یعنی مخالفین مسلح دولتی از طرف شب آزادانه به گشت زنی و پیاده روی می پردازند درحالیکه نیروی های اضلاع متحده امریکا و اردوی رژیم با چند هزار نیرو و تجهیزات امنیتی درمرکز شهر مستقرهستند.

  1. اوضاع کنونی :

انتخابات سال 1388 تاثیرات خود را نیز برشهر و ولسوالی های غزنی گذاشته است. طوریکه همین اکنون والی برحال ولایت غزنی ، شاروال غزنی ، مولانا ( عضو مشرانوجرگه) به حمایت بی دریغ حامد کرزی برخواسته اند و برای انتخابات 29 اسد به نفع کرزی کمپاین میکنند. این کار به مخالفت شورای ولایتی غزنی مواجه شده است و شورای ولایتی غزنی شخص والی را یک فرصت طلب خطاب کرده و کارشان به ولسی جرگه کشانیده شده است. ولسی جرگه بعد از یک غوغا و سروصدایی که از طرف شورای ولایتی غزنی براه افتاد وظیفه والی غزنی را معطل قرارداده است ، والی غزنی با وجودیکه وظیفه اش ازطرف ولسی جرگه به حالت تعلیق درآمده اما عملا منحیث والی ایفای وظیفه میکند و شدیدا از کرزی به دفاع برخواسته است.
این کارها مخالفت های جدی تری بین مقامات بلند پایه دولتی و ارگانهای چند گانه ولایت غزنی بوجود آورده است، طوریکه شورای ولایتی کارش را فعلا به صورت اعتراض گونه معطل قرارداده و تمامی وکلا و روسای ریاست های چند گانه ارگانهای دولتی جهتگیری شان را مشخص ساخته اند.
یک احتمال قوی میرود که دامنه این اعتراضات تا زمان سپری شدن نتیجه نهائی شمارش آراء انتخابات سال جاری به طول بکشد و بعد از آن نیز اوضاع ازین هم وخیم ترگردد.

تحلیل و ارزیابی کامره های امنیتی

درسطح شهرکابل

بهناد
12 – اسد 1388

هرروزی که از عمر رژیم منحط میگذرد ، فشارهای اجتماعی جوانان افغانستانی را بیش ازپیش درتنگنا قرارمیدهد، انقیاد و اسارت همه روزه ازسرو روی دولت دست نشانده میبارد، هجوم نیروهای نظامی امپریالیستی  به افغانستان بیشتر وبیشترمیگردد. نیروی کارفوق العاده بی اشتغال شده و بورژوازی ملی روبه سقوط گام نهاده است ، دهقانان متوسط بی زمین شده و دهقانان فقیربه قهقرا سوق داده میشوند، دختران جوان دایما از دست قلدرمنشان حاکمی که ازحمایت بی دریغ خائینین ملی برخوردارند مورد آزار واذیت و مورد تجاوزات جنسی قرارمیگیرند، و آنها را مانند کالا درمعرض خرید و فروش قرارمیدهند ، ازدواج های اجباری ، خودسوزی ها ، خود کشی ها ، عمباق داری و هزاران فلاکت و بدبختی دیگر دامن گیر زنان و دختران جوان کشور گردیده است.  گدایان دیگربصورت انفرادی دست به گدایی نمیزنند بلکه بصورت فامیلی همراه همسرو فرزندانشان به کوچه ها سرازیرگشته اند.
شرایط زندگی آنقدر خفقان آور و دهشت انگیزگشته است که مردم را نسبت به یکدیگربی اعتماد و بی باورساخته است، هرکسی را ببینید کوشش به این دارد که حداقل گلیم خودش را ازآب بیرون بکشد ، هرکس سردرگریبان خود دارد ، هرکس به فکرتامین معیشت فرزند وعیال خویش است، کارگران بیکار دایما درسرگذر نشسته ومنتظرالاحضرتی اند که نیروی کارشان را به پایین ترین مزد خریداری نماید که حداقل بتوانند لقمه بخور ونمیرشان را مهیا سازند.
محصلین و متعلمین ازشرایط تحصیلی شکایت دارند ، سکتورهای خصوصی رو به رشد است کسانیکه که سرمایه ائی دارند و میتوانند حداقل سرمایه گذاری داشته باشند دست به کار شده اند ، سکتورهای دولتی انگار ازکار افتاده است ، رشوت و اختلاس به منتهی درجه رشد کرده است ، رشد مواد مخدر درکشور فکتوردیگری را جلوی پای توده های ستمدیده قرار داده  است ، بی خانمانی و آوارگی ، کشتاردسته جمعی زحمتکشان توسط نیروهای 37 کشور امپریالیستی دیگرطاقت فرسا گشته است ، تبلیغات وسیع ایدئولوژی دولت دست نشانده شب و روز ازطریق رسانه ها و مطبوعات گوش مردم را کر نموده است ، برنامه های تلویزیونی ماهیت ندارد و هیچگونه برنامه آموزشی جهت رشد فکری دیده نمیشود، همه چیزفقط مصروف نگه داشتن مردم درتنگنا ، درتاریکی ، درجهالت ، درفقر، درانزوا و هزاران هزار فلاکت و رنج ومشقت دیگر است.
اینها چه نشان میدهد اینکه جامعه ستمدیده افغانستان بسوی نابودی و انهدام رهبری میشود، و این همان استراتیژی عمده امپریالیستهای اشغالگراست که ازروز اولی که افغانستان را مورد تهاجم قرارداده اند غیراز فلاکت وبدبختی چیز دیگری برای مردم ستمدیده به ارمغان نداشته اند.
این گوشه ائی از انقیاد واسارت توده های ستمدیده افغانستان است ، جوانان نمیتوانند ازخواست ها و حقوق صنفی خود دفاع نمایند زیرا درصورت دفاعیه ازآن به جرم سیاسی ازمکاتب و دانشگاه ها اخراج میشوند که نمونه متبارز آنرا میتوان در گزارش دیگری درهمین شماره تحت نام " تظاهرات محصلین دارالمعلمین ولایت بامیان" دید.
دولت دست نشانده تبلیغات وسیعی را ازهمان اویل قدرت گیری براه انداخته است که آزادی بیان موجود است اما کجاست این آزادی؟ آیا آزادی درقفس مستعمراتی معنی میدهد؟ هرگز! امپریالیستهای اشغالگرامریکایی آنچنان درین سرزمین رخنه نموده اند که حتی وارد زندگی خصوصی مردم نیز شده اند ، کنترول و قیودات بیش ازحد، فکتوردیگری است که جامعه افغانستان را سلب آزادی مینماید. دیگرجوانان آزادی خود را نمیتوانند احساس کنند ، دیگردختران و زنان نمی توانند مطابق خواست های صنفی خود حرکت کنند زیرا دایما تحت کنترول اند ، به تازگی دولت دست نشانده به دستور اربابان امپریالیستی اش و به بودجه نظامی امپریالیستهای امریکایی نصب دوربین های مخفی و به اصطلاح کمره های امنیتی درسطح شهرها را روی دست گرفته است نصب این کمره های استخباراتی ازشهر کابل شروع شده است.این خبر توسط دولت دست نشانده ونیروهای امریکایی درشهر کابل درماه جون 2009 ازطریق رادیوی نشراتی نیروهای آیساف و همچنان ازطریق خبرنامه نیروهای آیساف به دست نشرسپرده شد. برای اینکه بتوانیم ماهیت این کمره های مخفی را درسطح شهر درک نماییم بیایید به متنی که در شماره 186 روزنامه نیروهای آیساف "صدای آزادی" به چاپ رسیده است مروری داشته باشیم:
" لوی پاسوال عبدالرحمن رحمان فرمانده زون 101 آسمائی کابل گفت که آنها 46 کمره پیشرفته امنیتی را درنقاط کلیدی شهر کابل نصب کرده اند. سرک کابل جلال آباد ، سرای شمالی ، کوچه مرغ فروشی و پل محمود خان ازمحلات مزدحم اند که این کمره ها درآنها نصب شده است. بلند ترین کمره بر فراز کوه تلویزیون نصب شده است . لوی پاسوال رحمان دریک مصاحبه خصوصی با رادیوی صدای "آزادی" توزیع داد که : "کمره 360 درجه میچرخد و میتواند 3 کیلومتر تمام ساحه را تحت نظرخود داشته باشد" همه چیز از مرکز جائیکه مونیتورها کمره میباشند نظارت میشوند، لوی پاسوال گفت:" پرسونل ما مرکز زون 101 آسمائی شهر کابل را دراداره و کنترول خود دارند. " ازین گونه کمره های امنیتی دربسیاری از کشورهای جهان کارگرفته میشوندآنها میتوانند امنیت را بهترتامین کنند .
محمد حنیف اتمر وزیرامور داخله گفت :" همه چیز ضبط وآرشیو میشود ، این ریکارد درکشف و تحلیل جرایم به پولیس کمک میکند." فیلم ها روزمره نگه داری میشود به این معنی که هرگونه رویداد امنیتی که رخ میدهد به آنها توسط متخصص ها رسیدگی میشود خصیصه دیگر اینگونه نرم افزارهای شناسائی چهره ،  این خواهد بود که دشمنان افغانستان خیلی زود بازداشت خواهند شد. " روزنامه صدای "آزادی" نشرات نیروهای آیساف – شماره 186 – صفحه 2  - کابل- افغانستان"
البته تنها نمیتوان به این گزارش اکتفاء نمود ، به تعقیب این مسئله دیده شد که تعداد کامره های امنیتی درسطح شهر کابل نه تنها 46 عدد نیست بلکه حدود 100 کامره امنیتی دراطراف و اکناف کابل نصب گردیده است. این خبر درحالی به دست نشرسپرده شد که چند روز به تاریخ انتخابات سال 1388 باقی مانده بود که دولت بالن فضائی را نیز به فضای کابل به آسمان بلند نمود و این بالن درقسمت نزدیک منطقه ائی بنام " پل خشتی" موقعیت دارد و میتواند 360 تمامی ساحه کابل را تحت نظارت داشته باشد.
این هم گوشه دیگری ازانقیاد ! با دادن چنین گزارشات چه میخواهند به مردم بگویند؟ اینرا که نیروهای اشغالگرامپریالیستی کنترول شدید امنیتی را درقبضه دارد ! میخواهند به مردم بگویند که دولت ثبات سیاسی خود را یافته است! میخواهند به مردم بگویند که آزادی کامل به مردم داده شده است! میخواهند مردم را در تنگنای جهل وخرافات کماکان نگه دارند.
اما توده های ستمدیده این دیاردیگرفریب اشغالگران را نخواهند خورد، توده های ستمدیده اینرا هم به خوبی میدانند که موجودیت این کمره ها زندگی شخصی شان را نه تنها تامین نمیکند بلکه آنرا صد مراتبه بیشترتهدید میکند. طوریکه حنیف اتمر گفته است همه چیز ضبط وآرشیو میشود ، همه روزه فیلم های ازسراسرشهر کابل ضبط میشود ، همه چیزرا تحت نظارت دارند و ازطریق مرکز کنترول و شبکه جاسوسی اضلاع متحده امریکا توسط متخصصین یانکی مورد ارزیابی قرارمیگیرد. این بدین مفهوم است که نیروهای نظامی امپریالیستی نه تنها درمسائل سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی بلکه درهرزمینه ائی که خود بخواهند درین کشور دست بازدارند ، ازهرگونه شیوه جاسوسی به نفع خود بهره کشی میکنند ، اینکه توده های ستمدیده این دیار درچه وضعیتی به سرمیبرند چندان مهم نیست مهم استقرار هرچه وسیعتر نیرویهای اشغالگرشان و کنترول شدید منطقه درسطح جهان میباشد.
مردمان ستمدیده این دیار باید نهایت سعی و تلاش خود را برای نسج ونظم گرفتن هرچه بیشترمقاومت ملی ، مردمی وانقلابی پی ریزی نمایند . باید دست در دست هم دهند ، باید به بسیج فشرده خویش ایمان بیاورند زیرا بدون یکپارچه بودن و بدون اتحاد و وحدت مبارزاتی ملی ، مردمی وانقلابی هیچگونه انقلابی به پیروزی نخواهد رسید.

دولت پوشالی تجاوز به زنان را قانونی می سازد!

منصور

قانون به اصطلاح، احوال شخصیه تشیع در ماه دلو سال گذشته در مجلس نماینده گان افغانستان  تصویب و درمشرانو جرگه مهر تایید می  خورد و آخرالامر به توشیح کرزی می رسد.توشیح این قانون ارتجاعی به واسطه کرزی اعتراضات و عکس العمل های متفاوت را  در سطح داخل و خارج کشور در پی داشت. این قانون که  در ماده 131 قانون اساسی رژیم پوشالی  در سال 82 پیش بینی شده بود، بیانگر ارتجاعترین و فاسدترین قانون ضد زن میباشد.
در این قانون تجاوز به زنان به صورت قانون رسمی درآمده که درآن گفته شده است در صورت تمایل مرد به مقاربت جنسی ، زن حق مخالفت را ندارد، مگر اینکه مریض باشد(ماده 132). در سراسر این به اصطلاح "قانون" ماده ها و مطالب توهین و تحقیرآمیز بسیاری که دور از شان انسانیت است، پیدا می شود:
ازدواج اطفال را با تعین حق مهر  قانونی می سازد.( ماده 122)
زنان را از کار در خارج از منزل ، رفتن به مکتب ، دسترسی داشتن به پرستاری طبی و غیره و حتا خارج شدن بدون اجازه شوهر، منع می کند.
در هنگام وقوع طلاق ، اطفال را به پدر و پدرکلان تحویل می دهد.(ماده 47)
پیشرفت محکمه طلاق را در موجودیت دو شاهد مرد قانونی می سازد.(ماده161)
به مردان اجازه می دهد که میراث قابل انتقال و غیر انتقال هر دو را که از همسرش باقی مانده بدست بیاورند ، در حالیکه زنان فقط حق دارند میراث قابل انتقال شوهران خود را بدست بیاورند(ماده 226)
طوریکه در بالا گفته شد توشیح این قانون به واسط کرزی اعتراضات و موضعگیری های متفاوت را در سطح داخل و خارج کشور به همراه داشت. این اعتراضات طیف  وسیع از افراد جامعه را در بر می گرفت. توده های وسیع از زنان و گروه ها و افراد دموکراتیک تصویب چنین قانونی را  سراپا ارتجاعی ، واپسگرا و ضد زن خواندند و علیه آن به مخالفت بر خواستند، گر چند تظاهرات توده های زنان به دست عمال و مزدوران رژیم  مورد بهره برداری قرار گرفتند و به هدف نهایی که همانا لغو این قانون ضد بشری بود، نرسید؛ اما این اعتراضات ضربه سخت کاری به تمام ادعاهای کاذبانه و عوام فریبانه اشغالگران و مزدوران داخلی شان مبنی بر آزادی و دفاع از حقوق زنان و حقوق بشر زدند ونقاب از چهره های شان دریدند. در داخل کشور بعد از اعتراضات توده های مردم  احزاب و نهادهای سیاسی حاکم و مرتجع  فرصت را مغتنم شمرده و خواستند از قبل زنان کشور استفاده نموده و هم در میان دمکرات گرایی و دفاع از زنان ، در نزد اربابان از رقیبان کم نیاورند و  مهمتراز آن عنان اعتراضات توده ها( به خصوص زنان) را به دست گیرند و مبارزات بر حق زنان را  ازهدف اصلی آن منحرف نمایند.  به رغم تمام این سنگ اندازی ها و خیانت پیشگی این گروه و عناصر خود باخته ،چهار شنبه 26 حمل 1388 مصادف با 15 اپریل 2009 تعداد زیادی اززنان دست به تظاهرات زدند و برعلیه این قانون شعار دادند و خواهان تعدیل در این قانون شدند. اوباشان و اراذل تحریک شده بر ضد زنان معترض شعار می دادند و با سنگ و چوب دست داشته شان بر آنها حمله می نموند و حرفهای رکیک و پوچ به زنان می زدند. می گفتند: فاحشه ها می خواهید برهنه بگردید؟!  صحنه درگیریها میان موافقین و مخالفین به درگیریهائی در کوچه ها و مکاتب  نیز کشیده شدند.
این اعتراضات صرفا به داخل کشور محدود باقی نماند ، بلکه در سطح بین اللملی نیز مخالفت های  متفاوت را بر انگیخت. عناصر ، گروه ها، سازمان ها و احزاب سیاسی مستقل و مترقی این قانون را به شدت محکوم نمودند و آنرا شدیداً یک قانون قرون وسطی خواندند. اما نهادها و گروهای وابسته به امپریالیست ها بعد از اعتراضات مردم عکس العمل نشان دادند. اوباما در میان اعتراضات بین اللملی بر سر این قانون ، آنرا متنفر خواند. نهاد توسعه  سازمان زنان ملل نیز دولت افغانستان را هشدار داد که " تجاوز در چهار چوب زناشویی را مشروعیت می بخشد."
 جالب اینجاست که تا زمان توشیح این قانون به واسطه کرزی هیچ عکس العمل جدی را در نهادهای  درون رژیم و حامیان شان مشاهده نمی کنیم، اما چرا به یکباره گی سر و صدای به راه افتاد و این قانون سرا پا ضد زن و ضد بشر از آب درآمد؟ مگر این مدافعین حقوق زن و حقوق بشر،قبل از توشیح این قانون  نمی فهمیدند و از مطالب  آن بی خبر بودند. چرا این قانون زمانیکه  به عکس العمل شدید مردم مواجه می شود، آن وقت کشورهای امپریالیستی و نهادها مربوط شان به موضعگیری و محکوم کردن این قانون می پردازند. کاملا روشن است ،زیرا دولت های امپریالیستی و در راس آن امریکا دفاع از آزادی زنان افغانستان را  وسیله و روپوش برای تجاوز و اشغال این کشور قرار داده بودند. چگونه ممکن است که حامیان حقوق زن به یک بار سند و قانون برده گی زنان را تایید کنند ، آن هم در صورتیکه همه بدانند و  تشت رسوای آن از بام بیافتد. نه دیگر ممکن نبود که مدافعین به اصطلاح حقوق زن بیشتر از این سکوت کنند و آن وقت است که در صدد محکومیت این قانون می برآید  و آنرا ضد زن میشمارند. مگر برای آنها شرم آور نیست که در تحت اداره حکومت دست نشانده آنها همچون قوانین ضد زن به تصویب برسد. پس در آن صورت این همه گلو پاره کردن و سرو صدا راه انداختن برای آزادی زنان چه می شود. در آن صورت همین فرق ظاهری هم که میان طالبان و دولت کنونی وجود دارد از بین نخواهد رفت. چهره های در نقاب شده و دست های خون آلود متجاوزین از آستین بیرون نخواهد شد به یقین که می شود و خواهد شد.
طرح و تصویب چنین قوانین تئوکراتیک و زن ستیزانه  یکبار دیگر مشی تدوین شدهء پلاتفورم " جنبش انقلابی جوانان افغانستان " را صحه گذاشت و بیشتر از بیش  اهمیت " شعار جدایی دین از دولت" و بر قراری حاکمیت غیر مذهبی مردمی را نشان داد. نشان داد که "شعار جدایی دین از دولت " درست ترین و اصولی ترین راه خلاصی  از هر گونه قوانین ستم گرانه و زن ستیزانه میباشد.
"جنبش انقلابی جوانان افغانستان" به عنوان یگانه تشکل ملی ، مردمی و انقلابی آشکارا اعلام می دارد ، فقط با تکیه بر مقاومت ملی ، مردمی و انقلابی  توده ها برای تامین و کسب استقلال و آزادی کشور و مردم آن کشور و پیشروی مداوم در مسیر انقلاب است  که از هر گونه قوانین ضد انسانی رهایی خواهیم یافت و فردای مان شگوفان و پر بار ، بری از سلطه امپریالیستها و مرتجعین و سرشار از آزادی و بهروزی خواهد بود.

شعری از: شهید داوود " سرمد"
گزینش شعراز: مشعل

خیزید تا که محشرسرخی بپا کنیم

خیزید تا که محشرسرخی بپا کنیم                                                      عهدی سپرده ایم به مردم, به جا کنیم
با دست خشم خلق وشمشیرانقلاب                                                     سرهای دشمنان زتن شان جدا کنیم
جاری شود چو سیل خروشندۀ زخون                                                  درموج آن , چو ماهی مستی شنا کنیم
درافتخارمرگ پراز ننگ دشمنان                                                       بروی نعش مرتجعین رقص ها کنیم
پشت هرآنکه پشت به مردم نموده است                                              با طعم تازیانه ای خود آشنا کنیم
خطی کشیم بین ترقی و ارتجاع                                                         با مرزسرخ سنگرخود را جدا کنیم
بندیم دست غارت بیداد سخت سخت                                                    یعنی گره زکار ستمدیده واکنیم
روشن کنیم دیده زخورشید معرفت                                                   دامان جهل و وحشت و ظلمت رها کنیم
همچون طبیب حاذق دمی شویم ما                                                     زخم درون سینه مردم دوا کنیم
ما را به اشک وخون جگرپروریده اند                                                دَین کبیرخلق زگردن اداء  کنیم
خلقی به صد امید به ما بسته اند دل                                                    "سرمد" بیا که کام دل شان روا کنیم

ترجمه متن کامل اعلامیه مشترک روسیه و ایالات متحده امریکا

درمورد افغانستان

فرشید
دوشنبه 15 سرطان 1388
روز دوشنبه 15 سرطان 1388 مصادف با 6 جولای 2009 اعلامیه مشترکی میان روسیه و ایالات متحده امریکا (  دیمتری میدیمیدوف از روسیه و بارک اوباما ازامریکا ) بمنظورتحکیم هرچه بیشتر فعالیتهایشان درافغانستان به شرح ذیل به امضاء رسید:
" ما در حالیکه در مورد منازعه دامنه دار در افغانستان و اهمیت تقویه مساعی بین المللی جهت کمک در راه ثبات بخشیدن به کشور و تعمیم عملیه دموکراتیک و رشد اقتصادی در آنجا ابراز نگرانی میکنیم، تعهد خود را به اهدافمان در جنگ مشترک علیه تهدید دهشت افگنی، افراطیون مسلح و قاچاق مواد مخدر غیر قانونی در افغانستان یکبار دیگر تائید مینمائیم.
ما به انکشاف همکاری بمنظور تقویه قابلیت های حکومت افغانستان برای بدست آوردن اهداف اجتماعی و اقتصادی، برای بلند بردن سطح حیات و تضمین امنیت برای مردم آن کشور، ادامه خواهیم داد.
ما یکبار دیگر اراده محکم خود را برای توسعه همکاری در داخل چهار چوب گروه عمل ضد دهشت افگنی روسیه و ایالات متحده تائید کرده و اراده داریم که از طرزالعمل انسجام کار عملی مشترک در همه وجوه مرتبط به مساعی ثبات بخشیدن به افغانستان استفاده مؤثر نمائیم.
ما آماده هستیم تا کمکی را که به جمهوریت اسلامی افغانستان در تقویه و انکشاف قابلیت های اردوی ملی و پولیس ملی افغانستان و تربیه منسوبین ضد مواد مخدر فراهم میگردد، افزایش دهیم.
بهمین رابطه، ما به تطبیق بیشتر پروژه ضد دهشت افگنی تحت حمایت شورای روسیه و ناتو، با استفاده از مرکز بین المللی و اشتراک در اجرای پروژه های مربوط به افغانستان سازمان امنیت و همکاری اروپا باساس فیصله 4/07 که توسط وزرای خارجه کشورهای عضو سازمان در مادرید بتصویب رسید، مصمم هستیم.
ما اراده داریم که در تطبیق قطعنامه شماره 1386 شورای امنیت ملل متحد و سایر قطعنامه های ضمیمه آن از راه های ترانزیتی از قلمرو فدراسیون روسیه برای انتقال اموال و آلات مورد ضرورت قوای بین المللی که در افغانستان فعالیت میکنند، استفاده فعالانه نموده و از کمک و اشتراک سایر کشورها برای ثبات بخشیدن به افغانستان استقبال محکم مینمائیم.
ما باساس قطعنامه شماره 1817 شورای امنیت ملل متحد، تقویه مبارزه علیه قاچاق مواد مخدر را در داخل و خارج افغانستان، بشمول مساعی از طریق انکشاف معیشت بدیل و بازداشت قاچاق بران مواد مخدر بشمول جلوگیری از ارسال مواد لازمه تولید مواد مخدر را مهم میپنداریم.
بمنظور تقویه قابلیت های حکومت افغانستان در جنگ علیه قاچاق مواد مخدر، فساد اداری و سایر انواع جرایم و تهدیدها، بشمول آنهائی که از ماورای سرحدات میاید، تشویق و کمک مساعی کشور برای تطبیق میثاق ملل متحد علیه فساد اداری و میثاق ملل متحد علیه جرایم سازمان یافته چندین کشوری را مهم تلقی میکنیم.
ایالات متحده و فدراسیون روسیه بمنظور کمک بیشتر به اهداف مشترک کشورهای مان در ساحات ضد دهشت افگنی، ضد جرایم و ضد مواد مخدر در افغانستان، فیصله کرده اند تا یک ابتکار دو جانبه را برای افزایش قابل ملاحظه استفاده از افزار استخبارات مالی و تطبیق قانون بمنظور متوقف ساختن جریان غیر قانونی منابع مالی با رابطه به قاچاق مواد مخدر در افغانستان، بشمول طالبان و جرایم سازمان داده شده، انکشاف بدهیم. 
 این ابتکار شامل یک عنصر عملیاتی جهت هدف قرار دادن قاچاق مواد مخدر و شبکه غیر قانونی میباشد که به آن کمک میکند.
ما تمایل خود را برای جستجوی موضوعات مربوط به همکاری روسیه و ایالات متحده در اعاده حمل و نقل، انرژی و زیربنای افغانستان ابراز میداریم.
ما معتقدیم که تضمین امنیت لازم برای انتخابات سراسری ریاست جمهوری و شورای ولایتی که برای مردم باور کردنی و شفاف باشد و صحنه مهمی برای انکشاف کشور منحیث یک دولت دموکراتیک خودکفا بوده و بقای نظام سیاسی آنرا تبارز دهد، مهم میباشد.
بهمین رابطه ما از ازدیاد کمک بین المللی برای انتخابات افغانستان استقبال کرده و خواستار کمک علاوگی برای افغانستان بعد از انتخابات میشویم.
ما طرفدار تقویه تقرب های منطقوی به موضوعات مربوط به ثبات و بازسازی افغانستان میباشیم که دران ملل متحد یک نقش عمده انسجام دهنده را بازی کند.بهمین رابطه، هردو کشور در داخل شورای امنیت ملل متحد، مجمع عمومی ملل متحد و عملیه پیمان پاریس همکاری نزدیک خواهند کرد.
ما ملتفت اهمیت بخصوص کنفرانس خاص تاریخ 27 ماه مارچ سال 2009 تحت سرپرستی سازمان همکاری شانگهای در ماسکو، کنفرانس بین المللی تاریخی 31 مارچ سال 2009 هاگ و جلسات وزرای خارجه کشورهای موسوم به جی هشت در تریست بارابطه به افغانستان هستیم.
ما فکر میکنیم که تشدید و تقویه همکاری بین افغانستان و پاکستان در عقب زدن تهدید مشترک دهشت افگنی، افراطیت و قاچاق مواد مخدر ضررویست.
ما آماده هستیم تا در قسمت افزایش مؤثریت چنین همکاری ها، بشمول همکاری ها از طریق سازمان دهی ملاقات سران دول افغانستان و پاکستان تحت سرپرستی دو کشور ما، چنانیکه در یکترینبرگ و واشنگتن رخ داد، کمک کنیم. 
 ما به تطبیق تعزیراتی که قطعنامه شماره 1267 شورای امنیت ملل متحد علیه القاعده و طالبان وضع کرد، و تقویه تعزیرات موجوده بمنظور انزوای کسانی که به صلح و امنیت بین المللی تهدیدی را متوجه میسازند، متعهد هستیم.
ما از شرایطی که توسط حکومت جمهوری اسلامی افغانستان برای مساعی جذب مجدد تعیین شده پشتیبانی میکنیم.این شرایط شامل شناسائی قانون اساسی افغانستان، خلع سلاح و قطع هرنوع ارتباطات دهشت افگنی با القاعده و سایر سازمان های مرتبط به آن میباشد. "

گزارشی از تظاهرات محصلین دارالمعلمین

ولایت بامیان

آرمین
10 سرطان 1388
محصلین دارالمعلمین ولایت بامیان صبح روز دوشنبه مورخ 8 سرطان 1388 مصادف با 29 جون 2009 به علت اینکه 5 تن ازاستادان شان به جرم مسائل سیاسی و تحریک محصلین برعلیه دولت دست نشانده و اربابان اشغالگرامریکایی ازدانشگاه اخراج شده اند دست به مظاهره زدند.
تعداد مظاهره کنندگان حول وهوش 300 نفربود که درین تظاهرات اشتراک نموده بودند و زمانیکه میخواستند از دارالمعلمین به طرف دفتر شورای ولایتی بامیان راهپیمائی کنند توسط پولیس مانع شده ومورد لت و کوب قرارگرفتند.
خواستی که محصلین داشتند تقرر دوباره استادان شان بود و هشدار دادند که اگر این کار نشود دارالمعلمین را ترک خواهند گفت.
عبدالله مخلص به نمایندگی از مظاهره کنندگان به رسانه خبری پژواک گفته بود که استادان برطرف شده ، ستون فقرات دارالمعلمین بوده اند ، اما به علت خصومت شخصی رئیس معارف سبکدوش شده اند. وی ادعا نمود که پولیس در برابر آنها از خشونت کارگرفته و برخی محصلین را لت و کوب کرده است اما سمنوال عبدالرزاق آمر حوزه شهری ولایت بامیان لت و کوب محصلین را رد کرده گفت که پولیس بخاطری مانع مظاهره چیان شد که اگربه سوی دفتر والی میرفتند، امکان داشت خشونت برپا کنند. وی افزود که مقام ولایت و شورای ولایت به خواسته های محصلین پاسخ نداده اند.

ازجانب دیگر محمد رضاء اداء رئیس معارف بامیان میگوید که این پنج تن استادان همواره میخواستند محصلین را بر علیه دولت تحریک نموده و شورش ایجاد نمایند.
اداء شماره مجموعی محصلین دارالمعلمین را 361 تن خوانده مدعی شد که د رمظاهره تمام محصلین نه ، بلکه تعدادی از آنها شرکت داشتند و مظاهره شان بیجا بود.
رئیس معارف گفت: " من حق تقرر و برطرفی استادان را ندارم ، این کار مربوط برنامه وزارت معارف بوده ، هیئت وزارت بما مکتوب داده و بجای این پنج استاد ، دیگران را معرفی نموده است. "
همچنان ازپایان اعتصاب معلمین مکاتب ولسوالی یکاولنگ بامیان خبرداده شده است. رئیس معارف بامیان به آژانس پژواک گفت که تخصیص مکاتب یکاولنگ امروز از سوی وزارت معارف به آنها رسیده و معلمین به اعتصاب کاری خود خاتمه داده اند. نامبرده افزود که قرار است معاشات معلمین تا 25 سرطان اجراء شود.
این اعتصاب به تاریخ 31 جوزا بخاطر عدم تادیه معاشات شش ماهه براه افتاد و به گفته عوض خان عضو نظارت ریاست معارف ولایت بامیان ، در مجموع 56 باب مکتب با داشتن 800 معلم به علت اعتصاب تعطیل شده و هزاران شاگرد از درس بازمانده بودند.
سخنگوی وزارت معارف در روز اول اعتصاب گفته بود که قرار است معاشات معلمین به زودی به بامیان ارسال و توزیع گردد.
این اولین باری نیست که دولت دست نشانده وعده ازدیاد و ارتقاء معاشات استادان و رسیدگی کامل به محصلان را مینماید ، درطول عمر رژیم پوشالی به تمامی خواست های برحق محصلان به نحوی از انحاء یا جواب سرکوب داده شده ویا اینکه با وعده های سر خرمن آنها را ساکت نموده است. محصلین دارلمعلمین ولایت بامیان 29 ثور پارسال نیز دست به تظاهرات  زدند که تظاهرات شان به خشونت گرائید ، دختران لیلیه کابل همچنان طی تظاهراتی که به 8 سرطان 1384 به راه انداخته بودند خود نیز گوشه ائی دیگراز سرکوب قهر آمیز محصلان توسط مزدوران امپریالیستی است، سرکوب اعتصاب غذائی محصلان پوهنتون هرات نیز درسال 1384 میتواند گوشه دیگری ازین اعتراضات روبه گسترش باشد و به عین ترتیب صدها موضوع دیگری که درطول عمر رژیم پوشالی برمردمان ستمدیده و محصلان افغانستانی تحمیل گردیده است.
رژیم دست نشانده همه دار و ندارش را مرهون قوت های متجاوز و اشغالگر امپریالیستی میداند. اما مقامات چنین رژیمی حرف های بیهوده علیه محصلان سرداده و میگویند که ازطرف بیگانگان تحریک میشوند. 
برخورد های غیر انسانی حاکمیت دست نشانده با تود های مردم و خصوصا با محصلین همه را از دولت ناراضی ساخته است ، اما قابل ذکر است که مبارزه بخاطر بدست آوردن حقوق ایثار و خودگذری میخواهد. بدون ایثار و فداکاری هیچ حق وحقوقی بدست نیامده و نمی آید. اگر قرارباشد که ازهیاهوی دولت و یا دوشب زندانی شدن ها ترسید نباید مبارزه کرد و صحبتی از گرفتن حقوق خود داشت !
چیزی که حقیقت دارد این است که رژیم به اصطلاح حاکم کنونی یک رژیم دست نشانده اشغالگران است ، به ساز اربابان امپریالیستی اش میرقصد و کوچکترین توجهی به خواست های برحق مردمان کشور ندارد، مگر اینکه برآورده ساختن این خواست ها در اثرمبارزات توده ها بالایش تحمیل گردد.
موضوع دیگری را که باید خاطرنشان ساخت این است که طرح خواست های صنفی و پیشبرد مبارزات صنفی در صورت برخورداری از حمایت های سیاسی ، باعث تقویت اینگونه مبارزات میگردد و نه باعث تضعیف آنها. وظیفه ورسالت تاریخی مان ایجاب میکند که باید به تمامی شاگردان و محصلان آگاهی سیاسی داده شود تا نسلی که مسئولیت فردای این کشور برعهده اش می افتد یک نسل تسلیم طلب ، انقیاد پذیر و ستم پذیرنباشد ، بلکه یک نسل مبارز، آزادیخواه و سربلند باشد. اگر این کارها صورت نگیرد ، طرح هرگونه خواست صنفی در واقع حکم گدائی از رژیم است و رژیم گدا صفت ذاتا نمیتواند طلب گدائی را لبیک گوید.

 

گزارشی از زندان پلچرخی کابل

گزارشگر پیکار جوانان
"زندان پلچرخی کابل در حومه شرقی شهر کابل موقعیت دارد و دردهه 1970 میلادی ساخته شده است. نقشه این زندان در واقع کاپی از یک زندان معروف و بدنام هندی و اعمار آن نیز توسط هندی ها صورت گرفته است. ساختمان این زندان در زمان به اصطلاح جمهوریت داود خانی شروع شد، اما برای اولین بار کودتاچیان هفت ثوری از آن کارگرفتند. یکی ازاولین زندانیان این زندان ، اراکین دولتی داودخانی بودند که توسط کودتاچیان هفت ثوری دستگیر گردیده بودند. مزدوران سوسیال امپریالیزم شوروی زندان پلچرخی را به معروف ترین زندان سیاسی افغانستان مبدل نمودند. آنها ده ها هزار تن از مخالفین شان را دراین زندان به بند کشیدند و اکثریت شان را از میان بردند. دخمه های این زندان ، معروف ترین شکنجه گاه های اشغالگران سوسیال امپریالیست و مزدوران شان بود. هزاران تن از رزمندگان سازمانهای مختلف جریان چپ و منفردین این جریانات در دخمه های این زندان انداخته شدند. هزاران تن آنها ازین زندان بسوی میدان اعدام برده شدند و هزاران تن دیگرشان سالهای سال عمرشان را دردرون دیوارهای بسته این زندان خاک نمودند." ازآن سالها بسیار میگذرد ، و من هرگز موفق نشده بودم که به داخل زندان پلچرخی بروم و ازنزدیک به تحلیل قضایا بنشینم تا اینکه درین اواخریکی از دوستان فامیلی ام به جرم قتل درین زندان به حبس محکوم شد. من و یکتعداد از اقارب بصورت دسته جمعی برای ملاقات زندانی خود به این زندان رفتیم. گزارشی را که اینک میخوانید چکیده ائی از وضعیت زندانیان ، زندان پلچرخی کابل میباشد که توانستم ازچشم داشت خود تهیه نمایم. قضیه ازین قراراست:
قرار شد با جمعی از اقارب و دوستان برای دیدن دوست فامیلی ام که به جرم قتل بندی جنائی میباشد به زندان پلچرخی برویم.  
از منطقه مراد خانی سوار بر یک موتر سراچه شدیم . موتر حامل ما، بیش از 4 نفر گنجایش نداشت ، اما دریور 9 نفر را سوار نمود. بعد از مدت 45 دقیقه به "اده" (ایستگاه) زندان پلچرخی رسیدیم . هنگامیکه  از موتر پیاده شدیم ، زندان را ندیدم ، از رفیقم سوال کردم ما در کجا پایین شده ایم ؟ او برایم گفت :"اینجا ایستگاه آخراست که قبلا  نزدیک  زندان بود، اما بعد از حمله انتحاری ، آنرا نقل مکان داده اند."
 طوریکه مشاهده کردم ، ایستگاه فعلی تا قسمت دروازه ورودی زندان حدود 15 دقیقه پیاده روی داشت. هنگامیکه از ایستگاه خارج شدیم و به طرف زندان حرکت نمودیم ، حدود هشت طفل خورد سال با کراچی هایشان (فرغون های دستی) اطراف ما را محاصره کردند. یکی  صدا می زد :" کاکاجان! سودایته بته مه به 15 روپیه می برم" ، دیگری می گفت:" مه به 10 روپیه می برم" . به همین ترتیب با هم جروبحث می کردند . به هر صورت سودای کمی که باخود داشتیم در یکی از همین کراچی ها که آنرا یک طفل خورد سال حمل می کرد انداختیم و پسرک با کراچی اش با سرعت از ما دور شد . ده دقیقه بعد در محلی رسیدیم که کاملا دشت بود . پسرک کراچی وان از ما تقریبا به فاصله 200 متر به انتظار ایستاده بود. از رفیقم پرسیدم آنجا چه گپ است؟ چرا مردم ایستاده است. او برایم گفت:" نمی بینی پولیس است ، تلاشی می کند ". برایم جای تعجب بود . تلاشی ! آن هم در یک دشت خشک و خالی ! بالاخره بعد از چند دقیقه ما به آن همان محل رسیدیم . از رفیقم پرسیدم که جدی تلاشی می کند؟ گفت:" نه ،احتمالا قوطی سیگار برای خودشان جستجو میکنند." گفتم با نسوار هم کاردارد. رفیقم خندید و گفت:" ندیدی که من چند پاکت نسوار خریدم؟" و ادامه داد که :" نه با نسوارکاری ندارند".  پولیس سودای ما را سرسری تلاشی نمود ، به ما گفت بروید. به فاصله کمی دورتر، دومین منطقه تلاشی دیده میشد که از یک اطاق نیمه ویرانه متشکل بود. وقتیکه آنجا رسیدیم چنان تلاشی جدی به چشم نمیخورد و درکنارپولیس همانطوری که رفیقم تشریح داد چند قوطی سیگار که ازمیان سودای پایوازها (ملاقاتی ها) گرفته بود مشاهده میشد. وقتیکه ازین تلاشی نیز عبورنمودیم .
 رفیقم گفت:" بدو ده لین ایستاد شو!"
گفتم :" کدام لین ‍؟"
گفت:" صف مردها را نمی بینی ؟ زودتر برو "
گفتم :" شما چه می کنید ؟"
گفت :" ما در صف زنها ایستاد میشویم، احتمالا لین زنها تمام شده باشد و ما میتوانیم بعد از چند تلاشی داخل زندان شویم."
گفتم:" سودا راچه کار کنیم."
گفت:" من با دخترها سودا را می برم , تو برو که ناوقت می شه"
کمی پیش تر رفتم ، راه مشخص نبود؛ یک راه باریکی را انتخاب نمودم و به همان جهت حرکت کردم، پولیسی پیش رویم پیدا شد و گفت: " کجا می رویی ؟"
 گفتم :" زندان ".
 گفت:" پایواز هستی ؟"
 گفتم :" بلی ".
گفت:" از پشت اطاق پیش تر برو پایوازهای دیگر را هم می بینی ".
راهی را انتخاب نموده کمی پیشتر رفتم دیدم که تقریبا هزار نفر یک صف 300 متری  را تشکیل داده اند وتقریبا صد نفر دیگر به صورت پراکنده دورتر از صف بالای خاکها نشسته اند و چند پولیس بین  صفوف افراد پراکنده به نظر می رسد. بدون کدام تاخیر از کنار مردم رد شدم و در آخر صف پشت سر دیگران ایستادم .
نفر پیش رویم پرسید:" بیادر تو را چطور ماند در صف ایستاد شوی ؟"
پرسیدم : "چرا ؟"
گفت :" باید اول آنجا نیم ساعت یا  یک ساعت بنشینی تا نوبت ات برسد ".
گفتم :" پولیس مانع من نشد ؛ من نا بلد بودم مستقیم اینجا آمدم ".
گفت :" شاید ازینکه سودایی همرایت نبوده توره چیزی نگفته".
هنگامیکه که وارد صف شدم، دیدم که مردم در دو صف جداگانه بین دو راه آهنین باریک در پهلوی هم ایستاده اند. من از جمله کسانی بودم  که هنوز درصف قرار داشتم و داخل راه آهنین نشده بودم. بعد از 20 دقیقه انتظار چند نفر پیش رفتند و من با صد مشکل توانستم دستم را از قفسه راه آهنین بگیرم.  راه آهنین شبیه یک فارم گاودارای است که تقریبا  سه صد متر طول دارد و با سقف آهنی پوشانده شده است. هرگاه داخل این سالن تنگ و طولانی شوی خود را درست یک زندانی حس می کنی، زیرا برای بیرون رفتن راه دیگری وجود ندارد. هر انسانی که در داخل این زندان طویل وباریک قرار گیرد آرزو می کند هر چه زودتر ازداخل این قفس تنگ بیرون شود. درست مثل کسانیکه در زندان هستند و آرزو  بیرون شدن از زندان را کنند . تمام کسانیکه داخل این سالن آهنی قرار می گیرند، باید حد اقل برای مدت دوساعت زندانی باشند، تا بتوانند به ملاقات اقارب و دوستان موفق شوند. ملاقات زندانیان فقط نیم ساعت است و کسی نمیتواند بیشتر ازآن با زندانیان خودش ملاقات داشته باشد.
در انتهای این راه باریک درهر دو سمت چهار نفر پولیس به فاصله دو متری ازهم طوری قرارگرفته بودند که دو نفر اول  اقارب زندانیان (ملاقاتی ها) را تلاشی می کردند و دو نفر دیگر بعد ازمرحله اول تلاشی دوباره به تلاشی بدنی مشغول می شدند. در این موقع چهار نفر پولیس اجناس و سودایی که توسط ملاقات کننده گان برای زندانی ها آورده شده، به صورت غیر انسانی تلاشی می گردد. تمام اجناس (ساکها یا بوجی ها) روی میز کهنه انداخته شده و به ترتیب تلاشی می گردند و اجناس مورد علاقه و ضرورت خویش را غیر قانونی خوانده در محل جداگانه می گذارند.  سه متر دورتر بازهم دو نفر پولیس در دو سمت ایستاده بودند و کسانیکه قبلا تلاشی شده بودند مجددا تلاشی می نمودند و آنها را در یک صف دیگر در پیش دروازه اصلی زندان برای عکس برداری کمپیوتری رهنمایی می کردند. بعد از نیم ساعت توقف درآن محل ، نوبت عکس گرفتن رسید. نام و نام پدر ملاقاتی را به همراه اسم زندانی از نزد شخص می پرسیدند و در یک کتابچه درج مینمودند و توسط یک کامره دیجیتالی عکس شخص ملاقاتی را میگرفتند. در بیرون از اتاق، یک نفر پولیس با قلم مارکر (Permanent Marker) آستین دست راست ملاقاتی را بالا میزد و یک امضاء جانانه با طول و عرض 20 سانتی در 10 سانتی می نمود. البته رنگ این مارکر از نوعی است که به زودی پاک نمی شود. دو متر دورتر پولیس دیگری دست ملاقاتی را مهر می کرد. محل مهر درست روی امضائی که قبلا شده بود ، قرارمیگرفت. در کنار این پولیس ، پولیس دیگری باز هم مهری دیگری را به دست ملاقاتی می زد. بازهم دو متر دورتر پولیس دیگری با خودکار امضای دیگری را در جمع مهرها و امضاها اضافه می کرد ، طوریکه دیگر روی ساقه دست جائی برای امضاء باقی نمی ماند. بعد ازین اقدامات ، نوبت آن میرسید که از دروازه عمومی داخل صحن زندان شویم.
 جالب اینجاست که در دروازه پائینی که می گفتند در آنجا زندانیانی که از گونتانامو آورده اند ، زندانی می باشند، نه پولیسی وجود داشت و نه تلاشی در کاربود و تنها فرقی که درینجا دیده می شد، رفت و آمد خارجی ها دراین منطقه بود. زندانی های جنائی در بلاک های نمبر1، نمبر 2 ونمبر 3 که در کنار هم قرار دارند ،زندانی بودند. این بلاک ها از دروازه اصلی تقریبا دوصد متر فاصله داشت. صد متر پیش تر در سمت بلاکها دو نفر پولیس باز هم ملاقات کننده گان و وسایل آنها را تلاشی می نمودند. درآن محل نسبتا می توانستیم نفس راحت تری بکشیم؛ زیرا دیگر پولیسی به چشم نمی خورد. در سمت راست حدود صد عراده موتر به رنگ سفید که احتمالا آمبولانس بود دیده میشد. هر سه بلاک یک دروازه عمومی داشت و برای رفتن به هرکدام از بلاکها باید از این دروازه عبور میکردیم، ولی خوشبختانه در این دروازه نه پولیسی دیده می شد و نه هم تلاشی صورت داشت.هنگامیکه پیش روی دروازه بلاک رسیدیم، دو پولیس دیگر مردم را تلاشی مینمود و یک پولیس دیگری برای بار دیگر بروی دست ملاقاتی ها مهر میزد بعد ازآن اجازه میدادند که به آنجا داخل شویم.
به هرحال میتوان مجموع کل مهر و امضاءها را چنین جمع بندی نمود: سه امضاء، دو مهر و یک خط و تا رسیدن به این مرحله حد اقل 3 ساعت وقت را باید مد نظرگرفت. به این ترتیب بعد از وقت سپری شده ملاقات کننده گان داخل صحن عمومی بلاکها می شوند و در هر بلاک سه ساختمان که هر ساختمان توسط دیوارهای جداگانه احاطه شده است، قرار میگیرند. دیگر پولیس جرائت ندارد داخل این چهار دیواریها شود. اینجا کاملا قدرت زندانی های حکم فرماست و ملاقات کننده گان میتوانند با زندانیان خود فقط مدت نیم ساعت را به گفتگو بپردازند.  
ساعت دو بعد از ظهر وقت ملاقات تمام می شود و باید تمامی ملاقات کننده گان برای بیرون شدن از بلاک، پشت دروازه عمومی حدود یک الی دو ساعت معطل باشند، درین هنگام تمامی زندانی ها در اتاق های شان راهنمائی میشوند بعد از آن اجازه خروج از زندان برای ملاقاتی ها داده میشود. 
بعد از اینکه زندانیان دوباره به سلول هایشان برده شدند ؛ دروازه بلاک باز شد. یک نفر پولیس با قلم خودکار دستهای تمامی ملاقات کننده گانی را که درصف ایستاده بودند تک به تک یک خط تیره کشید. بعد از این مرحله  برای رسیدن به عقب دروازه عمومی چند صف ده  نفری به فاصله های پنجاه متری از هم توسط پولیس ردیف شد. ملاقاتی ها زمان سپری شدن در این صف را نیز باید تحمل میکردند. این صفوف بالاخره در پشت دروازه عمومی یکجا گردید و به یک  صف چند صد نفری مبدل شد. درست در کنار دروازه عمومی کامپیوترکار و عکاس در یک فضای باز عکسها را یکی یکی بررسی نمودند. ازینجا عبور نمودیم. ملاقاتی ها باید هریک بصورت جداگانه دست خود را به پولیسی که دم دروازه ایستاده بود نشان میداند، تا تمامی مهر وامضاء ها را خط زند و بعدا اجازه خروج از زندان پلچرخی کابل برای ملاقاتی ها داده میشد. به این ترتیب یک پای واز( ملاقاتی)  باید حد اقل پنج الی هفت ساعت پرمشقت را از وقت تلف کند، تا بتواند با زندانی خود برای نیم ساعت ملاقات داشته باشد. طبق قواعد ومقررات زندان پلچرخی ، مدت زمان ملاقات ماهوار دو مرتبه صورت میگیرد.
این است نظم و دیسیپلین دولت پوشالی در زندان پلچرخی کابل.
ازآنجائيكه امپرياليستهاي متجاوزواشغالگرامريكائي و متحدين شان طبق يك طرح و نقشه استراتژيك جهاني و منطقوي همه جانبه ودرازمدت به افغانستان تجاوز كرده و آنرااشغال كرده اند,بدلخواه خودشان بزودي ازكشور نخواهند رفت وميخواهندبصورت درازمدت دراينجا بمانند . ازاين جهت آنها حاكميت دست نشانده شان را به قسمي شكل داده و میدهند كه ازهرلحاظ موجوديت وقدرتش وابسته به موجوديت قواي اشغالگرامپرياليستي باشد, به ويژه از لحاظ دفاعي و امنيتي؛ بدین اساس رفتارپولیس رژیم پوشالی با اقارب زندانیان نیزنمیتواند غیرازطرح وپلانی باشد که امپریالیزم خواهان آن است. من فقط آنچه را با چشمانم دیدم به عنوان گزارشی به پیکارجوانان ارائه میدارم و از بررسی و تحلیل قضایا پیرامون مسئله خودداری میکنم و این قضاوت را به خوانندگان ( پیکار جوانان – نشریه عمومی جنبش انقلابی جوانان افغانستان ) واگذار مینمایم.

سرنوشت معلم در گرو آزادی کشور

 

 روز معلم ، روز تبارز اندیشه ها ، روز ارائه خواستها و روزی که باید معلمان لب به سخن گشایند، فرارسیده است. در این روز سخن از ستم باید گفت و جلوه های گوناگونش را افشاء باید کرد. سخن از ستمگران باید گفت و نقاب از چهره هایشان باید درید. سخن از ستمدیدگان باید گفت و آنان را از ستم و ستمگران و ستم رسیدگی خود شان واقف ساخت. "جنبش انقلابی جوانان افغانستان" در خدمت این افشاگری و نقاب دری بر محور مقاومت ملی ، مردمی و انقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و دولت دست نشانده قرار دارد.
برهمگان هویداست که دولت دست نشانده - این خادم امپریالیزم - دایما درتلاش است که به تمامی خواستهای صنفی وسیاسی معلمان کشور جواب سرکوب داده و بعداً با تجلیل روز معلم آنرا مرحم نماید.
مگرميتوان، اعتصاب صنفي معلمان ولايت فراه ، اعتصاب گسترده معلمان لیسه های متعدد ولایت هرات که با پشتیبانی ولایات فاریاب ، جوزجان و بلخ همراه بود  و همچنان اعتصاب معلمان لیسه ذکور لشکرگاه در سال 1384 که بصورت پیهم و گسترده صورت گرفت، را به فراموشی سپرد؟ اعتصاب هائی كه بخاطر حقوق حقه معلمان براه افتاد و بعد از هر اعتصاب بي نتيجه باقي مانده و با وعده هاي سرخرمن از طرف رژیم ، یا خاموش شدند و یا به شدت سرکوب گشتند!
معلمان زحمتکش کشور هیچگاه فراموش نخواهند کرد که رژیم چگونه و با چه نیرنگی ، به سرکوب و زندانی کردن استادان مکاتب شهر کابل، اعتراضات حق طلبانه شان را در سال گذشته خاموش ساخت.
آیا مقامات رژیم دست نشانده بارها وعده ازدياد و ارتقاء معاشهای استادان ومعلمان كشور را از پنجاه دالر الی صد دالر و از صد دالر الی هشت صد دالر ندادند؟
تمام اين واقعیت ها نشان می دهند كه در كشور مستعمره - نيمه فئودال افغانستان، نه تنها براي بيان خواستهاي  سياسي آزادي وجود ندارد؛ بلكه درمقابل خواست هاي صنفي واقتصادي نيز با سر نیزه جواب  گفته می شود!
چه دلایل وجود دارند که اعتصابات معلمان کشور به شکست مواجه میشود؟ اولا، برای اکثریت معلمان کشور درک روشنی از ماهیت رژیم دست نشانده وجود ندارد. ثانیاً، تمامی معلمان فاقد موضعگیری سیاسی روشن و قاطع در مقابل رژیم و حامیان اشغالگرش، میباشند. ثالثاً، هرگونه اعتصاب معلمان از پشتیبانی شاگردان برخوردار نبوده و درین راستا هیچگونه فعالیتی هم از طرف معلمان در داخل مکاتب صورت نگرفته است.
 معلمان باید به این سطح از درک برسند که حق گرفتنی است،نه دادنی. معلمان بدون داشتن موضعگیری روشن و قاطع سیاسی، درحقیقت امر زمینه شکست اعتصابات شان را با اندک فشار ، از سوی رژیم پوشالی مساعد ساخته اند. معلمان  باید به این سطح از درک برسند که هیچوقت نباید به وعده های دروغین امپریالیستها و رژیم دست نشانده اش فریفته شده و منتظر رحم وشفقت آنها باشند. رژیم دست نشانده تحت اوامر نیروهای اشغالگرامپریالیستی است و هیچگونه توجه ی به خواستهای برحق مردمان ستمدیده این دیار ندارد؛ مگر اینکه بر اثر مبارزات توده های رنج دیده، بالای شان تحمیل شود. مهمترین مسئله این است که طرح خواست های صنفی و پیشبرد مبارزات صنفی درصورت برخورداری ازحمایت های سیاسی ملی ، مردمی و انقلابی ، سبب تقویت این مبارزات میگردد. علاوه بر این پشتیبانی شاگردان از آنها درهر حرکتی بسیار حیاتی است. بر مبنای همین دلایل باید به شاگردان آگاهی سیاسی داده شود ؛ زیرا فقط نسل آگاه و روشن بین می تواند، در هر حالت و اوضاع، موضعگیری درست و اصولی اختیار کنند. اگر موضعگیری روشن و آشکار اتخاذ نشود و روشنگری و آگاهی دهی صورت نگیرد، هرگونه خواست حق طلبانه معلمان در واقع حکم گدائی از رژیم را دارد و رژیم گدا صفت ذاتا نمیتواند، طلب گدائی را لبیک گوید.  
 دفاع از حقوق غصب شده معلم امريست كه بايد توسط یک كانون غير وابسته و مستقل از رژیم بنام اتحاديه واقعي معلمان مطرح  گردد و تا رسيدن  بحقوق  پامال شده  تا پاي جان بي دریغ مبارزه نمايد.
معلمان شرافتمند کشور!
آگاه باشید!  تحت این نظام هیچ دردی، مداوا نخواهد شد. برای مداوای درد باید حرکت  آگاهانه و قدم های استوار در جهت رفع کلیه نابرابری ها ، ستم واستثمار برداشته شود. باید دسیسه ها و چهره های خائنانه تمام خائنین ملی را افشاء نمود، باید به شاگردان درس ایثار و فداکاری آموخت، باید منسجم و منظم شد و برای تنظیم و وحدت توده ها جدیت به خرج داد، دوست ودشمن رابه خوبی از همدیگر تمیز کرد، با دوستان متحد گردید و به نابودی دشمنان کوشید. یگانه راه حل دردهای معلمان و سایر زحمتکشان کشور فقط و فقط بیرون راندن نیروهای اشغالگر و نابودی رژیم دست نشانده  و ایجاد حکومت ملی ، مردمی و انقلابی میباشد و بس!
تجارب به اثبات رسانده است که اين ر‍ژيم با خواست ها و نیازمندیهای معلمان وقعی نمی نهد. این رژیم نقشه مندانه و حساب شده برای رشد و ارتقای علمی تلاش نمی کند و آگاهانه  سطح سواد را پایین نگه می دارد.
آگاهي دادن به جوانان وبلند بردن شعور سياسي در جهت نجات از اسارت و بنده گی  کشور و مردمان کشور وظیفه مقدس همه ماست . 

 بريده باد دستي كه به معلم ستم ميكند !
 جاويدان باد همبستگي معلمان سراسر کشور !
جنبش انقلابی جوانان افغانستان
3 جوزای 1388

 

گرامی باد اول ماه می ( روزجهانی کارگر)

اول ماه می 2009 مصادف با 11 ثور1388 خورشیدی، روزجهانی کارگر، روز همبستگی مبارزاتی کارگران سراسرجهان است.
دراین روز ، میلیون ها تن از کارگران در سراسر جهان به جاده ها رو می آورند و با خواست نابودی استثمار و بهره کشی ، جنگ و سرکوب ، تبعیض نژادی و جنسی، تبعیض ملی و مذهبی و بطور کلی بر علیه همه جلوه های ستم در جوامع طبقاتی ، درفش انقلابی یک دنیای نوین انسانی ، دنیای فارغ از استثمار وستم ، فارغ از غل و زنجیر و نابرابری را برمی افرازند.
طبقه کارگر در سراسر جهان ، در شرایطی به استقبال اول ماه می میرود که امپریالیزم لجام گسیخته به مثابه آخرین و بالاترین مرحله نظام گندیده سرمایه داری، دریک بحران عمیق اقتصادی دست و پا میزند و درست به همین دلیل است که نه تنها بر دامنه و شدت تهاجم عنان گسیخته و غارتگرانه خود به حیات و معاش کارگران و خلق های ستمدیده در سراسر دنیا با وحشیگری هرچه تمامتر افزوده اند، بلکه برای کسب سهم بیشتری از منافع حاصل از غارت توده های ستمدیده درجوامع تحت سلطه علی الخصوص افغانستان وعراق و گسترش بازارهای نفوذ و دستیابی به ثروت های طبیعی و منابع انرژی ، به اشکال مختلف، جدالهای سیاسی ، اقتصادی  و تجاوزات نظامی را تشدید بخشیده اند.
به موازات این روند، گرایش فزاینده نظام سرمایه داری امپرياليستي به اعمال قهر و سرکوب و توسل به نظامیگری و جنگ و ارتجاع ، در مواجهه با بحران و مبارزات طبقه کارگر و خلق های ستمدیده، ماهیت ارتجاعی این نظام و ضرورت تغییر بنیادی آن را بیش از هر زمان دیگری در مقابل توده های ستمدیده علی الخصوص توده های ستمدیده افغانستان قرار داده است.
در کشور مستعمره – نيمه فئودال افغانستان که استقلال، آزادی، تمامیت ارضی و مردمان آن زیر چکمه های ارتش متجاوز 40  کشور امپریالیستی و ارتجاعی خارجی به رهبری امپریالیزم لجام گسیخته امریکا خورد و خمیر و حاكميت پوشالي رژيم دست نشانده بر مردمان آن تحميل گرديده است. بیکاری، بیماری ، فقر، گرسنگی و اخراج مداوم کارگران از کار، نبود حداقل حقوق و مزایای اجتماعی، دستمزد بخور و نمیري که پرداخت آن ماه ها به تعويق مي افتد، فقدان هرگونه حقوق صنفی و سیاسی و بالاخره سرکوب بی وقفه و بیرحمانه کوچکترین اعتراضات و مبارزات کارگران هر روز بیشتر از پیش تشدید میگردد.
در موجوديت اينچنین فضای وحشتبار است که طبقه کارگر بیش از هر زمان دیگر نیاز به ایدئولوژی و سیاست انقلابی دارد. بیش از هر زمان دیگر نیاز به پرورش صدها رهبر سیاسی زبده و هوشیار دارد. بیش از هر زمان دیگر نیاز به یک جنبش انقلابی با پلاتفرم صریح و روشن دارد. اگر ما کارگران را مجهز به یک دیدگاه روشن از جو سیاسی پیچیده کنونی افغانستان و تفکیک درست نیرو های دوست و دشمن نکنیم، اگر روند اخراج قواي اشغالگر وسرنگونی رژیم دست نشانده را بدست خود مردم تشدید نکنیم، اگر ما آماده مبارزه ملی ، مردمی وانقلابی درسطح کل کشور نشویم و اگر از فرصت ها استفاده اعظمي به عمل نیاوریم ؛ طبيعي است كه چالش ها به خطرات بالفعل تبديل خواهند شد.
پس با توجه به رسالت تاريخي نيروي انقلابي آگاه و با توجه به تعهد خارائين به منافع علياي توده ها و كشور با تمام قوت و توان به پيش!

زنده باد روز همبستگي بين المللي كارگران جهان!
به پیش در راه برپائی و پیشبرد
مقاومت ملی مردمی و انقلابی
علیه اشغالگران امپریالیست و رژیم پوشالی
جنبش انقلابي جوانان افغانستان
و
دسته هشت مارچ زنان افغانستان
10 ثور 1388 خورشيدي

پیام  تبریکی به فعالین " هسته کارگری مبارزافغانستان"

 

 دوستان و رفقای عزیز! درودهای گرم ما را پذیرا شوید!
ازصمیم قلب و با آرزوی های بزرگ برای انقلاب افغانستان ، تشکیل " هسته کارگری مبارز افغانستان " را به شما تبریک میگوییم.
ما تشکیل " هسته کارگری مبارز افغانستان" را نه تنها دستاوردی برای کارگران افغانستان، بلکه برای سایر اقشار و توده های زحمتکش کشور نیز محسوب مینماییم. امروز کشور ما یکی از سکوهای پرش امپریالیستهای اشغالگر برای پیاده کردن طرحهای شان درمنطقه و جهان است. به این دلیل فعالیت های انقلابی تان برای "جنبش انقلابی جوانان افغانستان" دارای اهمیت ویژه ی است؛ زیرا پیشروی های کارگران مبارزافغانستانی گامی است درجهت تامین حقوق کارگران و سایرزحمتکشان کشورکه میتواند تاثیرات مستقیمی درجهت کسب استقلال و آزادی افغانستان  ایفاء نماید. به یقین کامل باور داریم که وجود " هسته کارگری مبارز افغانستان " برای " جنبش انقلابی جوانان افغانستان " مایه دلگرمی و قوت قلب است و بدون شک موجب تقویت ما خواهد بود.
باشد تا پیشروی های شما ، روحیه کارگران افغانستان را بیشتر از پیش تقویت نماید.
حرکت جسورانه شما ، هدف و آرمانی را بیان میدارد که منافع طبقه کارگر ستمدیده افغانستانی را نمایندگی کرده ومیتواند افغانستانی خالی از ارتجاع و امپریالیزم را برای آنان به ارمغان آورد.
اکنون که کارگران افغانستانی دارای یک تشکل مستقل کارگری گردیده است، بیشتر از هرزمان دیگر میتوانند، انسجام وتشکل خود را به دست آورده و از انزوا و پراکندگی نجات یابند.
"جنبش انقلابی جوانان افغانستان" ازهرگونه همکاری با " هسته کارگری مبارز افغانستان" در جهت اعتلای جنبش کارگری افغانستان دریغ نمیکند.
به امید موفقیت روز افزون همه آزادیخواهان و کارگران مبارز افغانستان

کمیته مسئول جنبش انقلابی جوانان افغانستان
15 سنبله 1388

 

كارگران افغانستان بايد مستقلانه متشكل شوند

كارگران افغانستان در وضعيت بسيار ناگواري بسر مي برند. اكثريت آنها از بيكاري رنج مي برند. عده كمي از آنها كه كار پيدا مي نمايند، يا كار هاي شان موقتي و فصلي است و يا مزد كار شان آنقدر ناچيز است كه حتي تكافوي مصرف متوسط يك فرد مجرد را هم كرده نمي تواند، چه رسد به مصرف يك خانواده. برنامه باز سازي رژيم مزدور و اربابان خارجي اش، باعث بيكاري و در بدري روز افزون كارگران افغانستان شده است. در چنين شرايطي از يكجانب هر گونه اعتراضات كارگري از طريق سركوب و يا فريب خوابانده مي شوند و از جانب ديگر عرصه هاي كاري در كشور هاي همسايه نيز بصورت پيهم بالاي كارگران بيكار افغانستاني تنگ تر و تنگ تر مي گردد.
بنا برين كارگران افغانستاني بيشتر از هر زمان ديگري نياز دارند كه مستقلانه خود را سازماندهي نمايند و بصورت متشكل براي تامين حقوق شان مبارزه نمايند.
اتحاديه هاي كارگري فرمايشي، تشكل مبارزاتي مستقل كارگران نيستند. آنها نه مي توانند و نه مي خواهند كارگران را بخاطر مبارزه براي تامين حقوق شان سازماندهي نمايند. كارگران افغانستان نياز دارند مستقلانه خود را سازماندهي نمايند. تشكيل هسته كارگري مبارز افغانستان اولين گام درين راستا محسوب مي گردد.
هدف ما از تشكيل هسته كارگري مبارز افغانستان عبارت اند از:
1 -  يك صداي مستقل براي بيان وضعيت وخيم آنها و اعتراضات بر حق شان به وجود بيايد. اين هسته در نظر دارد يك مجله كارگري بنام " كارگران سخن مي گويند " را منتشر نمايد.
2 -  تشويق كارگران در سائر نقاط كشور براي تشكيل هسته هاي كارگري مبارز.
3 – تلاش براي پيوند دادن مبارزاتي اين هسته هاي كارگري و ايجاد يك تشكيلات كارگري مبارز وسيع در سطح كل كشور.
كارگران براي پيشبرد مبارزات حق طلبانه شان و براي مبارزه در راه ايجاد يك جامعه كاملا انساني بايد مستقلانه متشكل شوند. تشكيل هسته كارگري مبارز افغانستان، اولين گام مبارزاتي مستقل كارگران افغانستان در اين مسير طولاني مبارزاتي است. يقين كامل داريم كه اين گام كوچك و ابتدايي مبارزاتي ما نه تنها مورد حمايت شخصيت ها و نيروهاي مبارز افغانستاني، بلكه مورد حمايت شخصيت ها و نيروهاي مبارز سائر كشور ها، بخصوص تشكلات كارگري مبارز، قرار خواهد گرفت.

هسته كارگري مبارز افغانستان

يازدهم ثور 1388 ( اول مي 2009 )
مطالبات بر حق كارگران كود و برق مزار را حمايت مي نمائيم

به سلسله حق تلفي هاي پيهم كارگران افغانستان توسط رژيم مزدور و ضد كارگري، در حدود دو هزار وهفتصد خانواده كارگري ساكن در خانه هاي كارگري كود و برق مزار با خطر بيكاري و اخراج از منازل شان قرار گرفته اند. مقامات عاليرتبه رژيم قصد دارند كارخانه هاي كود و برق مزار و همچنان خانه مسكوني مربوط به آنها را، همانند سائر تاسيسات دولتي، از طريق خصوصي سازي به ملكيت شخصي و خانوادگي شان مبدل سازند. براي اجراي اين كار در قدم اول تصميم گرفته اند كه كارگران را تحت فشار قرار دهند تا آنها وادار به ترك خانه هاي شان و رها كردن كار شوند. چندي قبل بنا به دستور رئيس كود و برق، جريان برق خانه هاي كارگران قطع شده و خانواده هاي ساكن در اين خانه ها شب ها در تاريكي و روز ها در گرماي شديد تابستاني بسر مي برند. به اين ترتيب كارگراني كه تمام روز را براي توليد برق كار مي نمايند، خود از برق توليد شده شان محروم ساخته شده اند.
روز سوم سرطان كارگران و خانواده هاي شان در اعتراض عليه اين وضعيت دست به اعتراض زدند. اما پوليس رژيم مزدور به بهانه اينكه بعضي از كارگران معترض مي خواسته اند بالاي خانه رئيس كود و برق حمله نمايند، عليه كارگران دست به خشونت زده و به زد و كوب و دستگيري آنها پرداخت و حركت اعتراضي كارگران را سركوب نمود.
ما در عين حاليكه از خواست بر حق كارگران كود و برق مزار قاطعانه دفاع مي نمائيم، اقدام سركوبگرانه پوليس رژيم را نيز به شدت محكوم مي كنيم. ما خواهان پايان يافتن هر چه زود تر وضعيت ناگوار كارگران كود و برق و خانواده هاي شان هستيم.

هسته كارگري مبارز افغانستان
پنجم سرطان 1388

مبارزات مردم ايران را قاطعانه حمايت مي كنيم

و

جنايات جمهوري اسلامي را به شدت محكوم مي نمائيم

 

با سلام و درود به ملت آزاديخواه و مبارز ايران!
ما آزاديخواهان افغانستان، بخصوص كارگران مبارز افغانستان، با تمام توان از مبارزه شما ملت آزاديخواه ايران عليه جمهوري اسلامي و جناياتش حمايت مي نمائيم. ما در همسايگي شما و در كنار شما عزيزان مبارز، بخصوص كارگران و ديگر زحمتكشان ايران، تا رسيدن به جامعه كاملا انساني مبارزه مي نمائيم. ما دوشادوش شما عزيزان براي نابودي همه ستمگري هاي موجود ايستاده ايم. ما جنايات جمهوري اسلامي ايران، بخصوص جنايات اخير اين نظام ستمگرانه را در سركوبي اعتراضات بر حق مردمي به شدت محكوم مي نمائيم. يقين كامل داريم كه سر انجام مردم مبارز ايران قادر خواهند شد اين نظام ستمگرانه را سرنگون نموده و يكجا با سائر مردمان مبارز جهان بطرف ايجاد يك جامعه جهاني كاملا انساني حركت نمايند.

هسته كارگري مبارز افغانستان
ششم سرطان 1388

نامه های رسیده

 

دوستان عزیز سلام برشما
مشکلی دارم که میخواستم با شما درمیان بگذارم ، جریان انتخابات است ، به هرجا که صحبت ازانتخابات بالا می آید نمیتوانم ساکت بنشینم زیرا به این اعتقاد رسیده ام که کشور ما اشغال شده و دولت آن دست نشانده هست هرکسی که روی کارآید نمیتواند منافع ملی کشوررا به غیراز منافع اربابان اشغالگررا تامین کند به این ارتباط باید به صراحت لهجه این انتخابات را تحریم کنیم.
به پای تحریم آن برویم ، و مردم را دعوت کنیم تا این تحریم انتخابات را هرچه وسیعتردامن زنند. اما یک مشکل :
مشکل من این است که هرجا بحث از تحریم انتخابات میشود به هرکسی که میگویم باید آنرا تحریم کنیم درجواب به من میگوید تحریم کنیم که چه شود؟ میگویم بخاطری که شریک وطن فروشی این خائینین نشویم ؟ میگوید خوب ، این تحریم بعد از آن چه کنیم ؟ به کی اعتماد کنیم؟ درین کشور ایا کسی دیگرهم پیدا خواهد شد که بتوان به او باورداشت؟ میگویم بله ، میگوید به کی ؟ میگویم به خود و اراده خود؟ میگوید برو بابا به خود اگرما میتوانستیم این کشور تاحال آباد شده بود ؟ ما هیچ چیزی نداریم که بتوان به آن تکیه کرد؟ میگویم مثلا چی ؟ میگوید اول رهبری خوب؟ میگویم داریم و هست؟ میگوید کجاست؟ نکنه تو هم دنباله رو کدام جریان سیاسی شدی؟ هرجریان سیاسی را که تاریخچه اش را ازنظربگذرانیم چیزی نداشته به غیرازینکه مردم را فریب داده و خود را به قدرت و مقام و چوکی رسانیده و آنگاهی که به قدرت رسیده کل مردم را پشت پا زده! میگویم این تعبیرتعبیرغلطی است که به خورد مردم داده اند باید این مفکوره رااز ذهن خود پاک کرد. میگوید غلط به چه خاطر؟ میگویم به این خاطر که ما خیلی کسانی داریم که بخاطر این وطن واین مردم رنجدیده شب وروز درتلاش است؟ میگوید خوب بسم الله ! نشانم بده ، کجاست و چه میکند؟ اینجاست که بند میمانم ودو راه پیش پایم گذاشته میشود:

  1. اولین راه این است که دایما پلاتفورم جنبش با من باشد و همینکه گفت کجاست به او بدهم وبگویم بسم الله تو هم بگیربخوان و آستین را بالا زن و بیا و کار خود را اگر راست میگی شروع کن!
  2. راه دوم این است که خاموش بمانم و بگویم هست ولی هیچی گفته نتوانم و اصلا راهی نداشته باشم که برایشان نشان دهم؟

اینجاست که به مشکل جدی برخورد نمودم نیازمند همکاری شما هستم.
پیروزباشید
14 سرطان 1388

 

دوست عزیزسلام های متقابل ما را بپذیرید
نامه پربارشما را خواندیم، حقیقتا ازیک طرف درجه اعتقادتان نسبت به تحریم انتخابات سال جاری و از طرف دیگر احساس مسئولیت شما و احساس رسالت شما در قبال وطن و مردمان وطن حائز اهمیت و قابل قدر است ، ازآنجائیکه نامه شما توسط روابط شما به دست ما رسیده است و ازآنجائیکه خودتان عضویت جنبش انقلابی جوانان افغانستان را دارید باید روی چند موضوعی که خودتان در نامه تذکرداده اید مکث نماییم:

  1. علت بی باوری اکثریت جوانان نسبت به خود و اراده شان
  2. برداشت دیگران نسبت به دنباله روی از جریانات سیاسی
  3. پخش گسترده یا عدم گسترده پلاتفرم جنبش انقلابی جوانان یا سکوت محض؟ در مقابل دیگران !

بدین اساس اجازه دهید از جواب به موضوع اول شروع نماییم:
همانطوری که خود بهتر میدانید هر پدیده دارای علت و معلول مشخص خود است. درارتباط به اینکه حرف شما چرا درهمان محدوده ائی که خود قرار گرفته اید و نه فراتر از آن شنونده ندارد برمیگردد به بی باوری جوانان نسبت به خود و اراده خود. جوانان کشور ما درطی تاریخ 169 ساله ( از آغاز حمله انگلیس به افغانستان واشغال این سرزمین تا حال) از اوضاع سیاسی – فرهنگی – اجتماعی بطور اخص سیاسی عقب نگه داشته شده اند. این عقب ماندگی خواسته و ناخواسته تاثیرات منفی خود را بالای تمامی اقشار جامعه گذاشته است که قشروسیع جوانان نیز شامل آنست. درمیان جوانان گاهی دیده میشود که این بی باوری ها حتی به سرحد جنگ و منازعه نیز کشیده میشود و نه تنها به نتیجه ائی نیز منجر نمیگردد بلکه آنرا بیشتر خراب میسازد. اگر ما بخواهیم بر تمامی مشکلات جامعه مستعمره – نیمه فئودال افغانستان فایق آییم باید که سطح بینش خود و اطرافیان خود را ارتقاء دهیم زیرا بدون یک دیدگاه انقلابی و آگاهی سیاسی ما نه تنها قادرنیستیم بعنوان يك نیروی آگاه و مبارز دراين اوضاعي كه مقابل ماقرارگرفته است ، قد علم نماييم بلکه ازطرف دیگر نخواهیم توانست اعتماد به نفس جوانان را دوباره زنده کنیم. زنده نمودن اتکاء به نفس برای تمامی جوانان ازمهمترین موضوعاتی است که باید مورد توجه قرار داشته باشد. جوانان ما باید به خود و نیروی خود اعتقاد راسخ پیدا کنند ، باید تمامی جویبار های نارضایتی و خشم آنان به حرکت در آیند و به سمت و سوی واحدی رهنمون شود ، تا قوت عظیم مبارزاتی شان در پیوند با کل مقاومت ملی ، مردمی و انقلابی خلق های زحمتکش کشور و به مثابه بخشی از این سیلاب سهمگین ، به حرکت در آید و بر دژ های اشغالگران و دست نشاندگان شان ، یورش برد و ویران شان سازد" ، بدین اساس توصیه ما به شما این خواهد بود که اگر در صورت امکان با اشخاصی که فوقا بدان اشاره کرده اید روبروی میشوید کوشش کنید از زندگی شخصی شان آغاز نمایید، چرا که هرشخص نیازمند ضرورت های حداقل اولیه زندگی خویش است. باید به آنها تفاوت های کیفی میان رژیم دست نشانده و یک دولت مردمی که متکی به اراده مردم باشد را نمایان سازیم. باید چشمان بسته را دوباره باز نمود باید به همه جوانب به دقت نظرانداخت و نباید کورکورانه همه چیز را پذیرفت و نباید فریب و نیرنگ مرتجعین رنگارنگ را خورد.  اگر این کارها صورت نگیرد خواسته یا ناخواسته زندگی تمام انسانها به بازی گرفته خواهد شد همانطوری که فعلا به بازی گرفته شده است.

راجع به موضوع دوم: این که چرا دیگران چنین بردداشتی دارند که دنباله روی از یک جریان سیاسی را آغاز کرده اید؟ باید یادآورشویم که ما درشرایط فعلی افغانستان با مشکلات فراوانی روبرو هستیم که این مشکلات و بن بست ها ، هرج ومرج فکری را نه تنها درمیان مردم بلکه درمیان روشنفکران ما بوجود آورده است و اعتقادات رنگارنگی را در وجودشان مجسم نموده است. ما باید بتوانیم توانائی تبلیغ، ترویج و سازماندهی را درخود تقویت نماییم وبعنوان کسانیکه راهنمای عمل مبارزاتی درمیدان مبارزه هستند گام های استوار و آهنین برداریم ، صفوف تشکیلاتی مان را مستحکم سازیم طوریکه حرف و عمل مان باید با هم خوانائی داشته باشد نباید ادعای مان صرف در حرف باقی بماند. اگر حرف ما درعمل پیاده نشود نه تنها موفق نخواهیم بود بلکه مردم نیز حق دارند برایمان بگویند دنباله روی فلانه جریان سیاسی.
خلاصه کنیم مبارزه سياسي در يك جامعه طبقاتي امري ميكانيكي نيست و بطور عمده يك امرارادي و آگاهانه محسوب ميگردد. آن كسانيكه درمبارزه سياسي متزلزل ومردد باشند ويا اينكه منافع شخصي اش برمنافع اجتماعي ارجحيت داشته باشد،  ديريا زود در مقابل موج مشكلات و سختي ها و يادربرابر طولاني شدن مدت مبارزه خسته شده و صحنه را خالي ميكنند.
وفاداري به مبارزه سياسي نياز به خصلت هايي دارد كه كسب و حفظ آنها آسان نيست و نيازمند آگاهي ، كارفكري ، هوشياري و مراقبت است. خصلت هائي كه يك انسان مبارز بعنوان گنجينه گرانبها از آن مواظبت كرده و نميگذارد كه رفاه و لذت زندگي عادي ومنافع شخصي آنرا دستخوش قلب ماهیت كند.
بدين اساس پايداربودن درميدان مبارزه سياسي درافغانستان كه بهاي این اعتراض ما بسيار سنگين است نيازبه انگيزه هايي دارد كه بايد مورد توجه و تقويت هرچه بيشتر نيروي انقلابي كشور قرار بگيرد. مهمترين این انگيزه ها همدردي باديگران است و اينجاست كه تفاوت كيفي ميان يك انسان مبارز و يك انسان غيرمبارز بوجود مي آيد. زيرا يك انسان مبارز به واسطه درك خويش درد ديگران را احساس نموده و آنرا درد خود ميداند و رنج ديگران را رنج خويش ميابد. اما عادي شدن رنج ومحنت و بدبختي ديگران گام اصلي تبديل شدن به انساني غيرمبارزاست.

و راجع به جواب موضوع آخر، پلاتفرم جنبش انقلابی جوانان افغانستان بیان فشرده تمامی جوانان درد دیده و رنج کشیده افغانستان است که باید به دسترس تمامی اقشار جامعه قراربگیرد اینکه ترس و وهم ما را فراگیرد کارخوب نخواهد بود. زیرا " جنبش انقلابی جوانان " عمیقا باور دارد که جنبش انقلابی خلق های افغانستان ، منجمله جوانان ، بخش تفکیک ناپذیری از جنبش انقلابی خلق های جهان ، به شمول جنبش انقلابی جوانان در جهان است و برین پایه به اصل همبستگی بین المللی جنبش انقلابی جوانان در جهان ، به مثابه یک اصل مهم مبارزاتی می نگرد و برای تحکیم و تقویت هر چه بیشتر آن مبارزه می نماید . یکی از قوانین نافذ بر طبیعت این است که درپروسه تاريخي معين يك نيروي كوچك ميتواند سريعا نيروانباشت كند ، جهش واربزرگ شود ، به شرط آنكه استراتيژي ، آرمان ، و دورنمايش را رها نكند درغيرآن اگريك جنبش انقلابي آرمان و دورنمايش را به اسم تغييرشرايط رها كند ، اگراستراتيژي اش را كناربگذارد و بنام آنكه امروزبايستي با مردم همراهي كرد درحاليكه اوضاع چيزديگررا طلب كند ، آنوقت حتي اگرنيرويش بيشترشود ، هرچند جهش كمي نمايد و هرچند بزرگ گردد ديگرآن جنبش انقلابي اوليه نيست ونخواهد بود بلكه تبديل به چيز ديگري ميشود.
تنها با باورآگاهانه ، شجاعانه و عمل گرا به آرماني عميق و اصيل ازين دست است كه ميتوان درجهان امروز يك مبارز واقعي به شمار رفت.
پیروز باشید