افتاحیه
خانمها و آقایان سلام و درود بر شما
دسته هشت مارچ زنان افغانستان مانند سالهای گذشته امسال نیز هشت مارچ را تجلیل می نماید. تشریف آوری تمامی دوستان حاضر را در این محفل خوش آمدید می گوییم و آرزو مندیم تا ختم محفل ما را همراهی نمایید.
 محفل امروزی ما شامل: مقالات، اشعار و سرود می باشد که به سمع شما خواهد رسید. امید مورد توجه شما قرار گیرد. 

حضارنهایت گرامی تشریف اوری شمارا به محفل امروزی مان خوش آمدید گفته وهشت مارچ  روز جهانی زن رابه تمامی زنان جهان وبه خصوص زنان ستمدیده افغانستان و مران آزادیخواه این دیار تبریک میگویم.

هواپائیزی و بارانی ام من                 
درون خشم خود زندانی ام من
چه فردای خوشی را خواب دیدیم
تمام نقشه ها بر اب دیدیم
چه دورانی، چه رویایی عبوری
چه جستن ها به دنبال ظهوری
من وتو نسل بی پرواز بودیم
اسیر پنجه های باز بودیم
همان بازی که با تیغ سرانگشت
به پیش چشم های من ترا کشت
همان بازی که با تیغ سرانگشت
به پیش چشم های من تراکشت
تمام آرزوها را فنا کرد
دودست دوستی مان را جدا کرد
تو جام شوکران را سر کشیدی
به ناگه از کنارم پر کشیدی
به دانه، دانه اشک مادرانه
به ان اندیشه های جاودانه
به قطره،قطره خون عشق سوگند
به سوز سینه های مانده در بند
دلم صد پاره بر خاک افتاد
به قلبم از غمت صد چاک افتاد
بگو
بگوانجا که رفتی شاد هستی؟
درانسوی حیات آزاد هستی؟
هوای نوجوانی خاطرت هست؟
هنوز هم عشق میهن در سرت هست؟                                                
هوای نوجوانی خاطرت هست؟
هنوز هم عشق میهن در سرت هست؟
بگو،انجا که رفتی هرزه ای نیست؟
تبر تقدیرو سرو سبزه ای نیست؟
کسی دزد شعورت نیست انجا؟
تجاوز به غرورت نیست انجا؟
کسی دزد شعورت نیست انجا؟
تجاوز به غرورت نیست انجا؟
خبر از گورهای بی نشان هست؟
صدا ضجه های مادران هست؟
بخوان همدردمن هم نسل و همراه
بخوان شعر مرا با حسرت و آه
دوباره اول مهر است وپائیز
گلوی اسمان از بغض لبریز
من و میزی که خالی مانده ازتو(۲ بار)
و گلهای که پژمرده  سر میز

حالا ازخانم ويدي جان تقاضامندم که تاریخچه هشت مارچ را به سمع شما برساند.

تاريخچه هشتم مارچ روزجهاني زن
اگر به تاريخ مبارزات نظراندازيم مي بينيم كه در صفحات آن روزهاي بياد ماندني وجود دارند،
روزهاييكه به عنوان نشانه و مظهرهرمبارزه درتاريخ مبارزات ثبت شده و به مظهر و فراخوان
مبارزه تبديل ميشوند.هشتم مارچ نيز يكي ازهمين روزهاي تاريخي است كه بنام روزجهاني زن
درتاريخ مبارزات جهان ثبت گرديده است.سرآغاز تاريخي روزجهاني زن،هشتم مارچ1858ميباشد.دراين روز زنان كارگر پارچه باف درامريكا عليه شرايط سخت كار،ساعات طولاني
كار،دستمزد اندك،استثمار شديد ومحروميت ازهر گونه امكانات رفاهي برعلاوه وظيفه نگهداري
و بزرگ كردن فرزندان و كار بردگي خانگي درخدمت شوهران ومردان خانواده به جاده ها ريختند و خواهان حقوق برحق شان گرديدند.پوليس اين تظاهرات را به شكل بيرحمانه سركوب نمود.عده زيادي زنان كشته شدند و تعداد زياد نيز دستگير گرديدند.خاطره اين تظاهرات پنجاه سال بعد درسال1907بازهم با گردهمايي گسترده تر زنان آزاديخواه وروشنفكر دوباره زنده گشت
ديدگاه گزينش روزي به عنوان "روز زن"نخستين بار درجريان مبارزات زنان نيويارك با شعار"حق راي براي زنان"مطرح شد و توانست توده وسيع زنان را ازاقشاروطبقات گوناگون
گردهم آورد و زنان درپشت اين شعار درتلاش به رسميت شناساندن هويت اجتماعي وانساني خويش بودند واقعيتي كه در نظامهاي طبقاتي مردسالار قرن ها ناديده گرفته شده بود.دومين كنفرانس زنان سوسيالست درسال1910به مسله تعيين روزجهاني زن پرداخت و كنفرانس تاريخ برگزاري نخستين مراسم"روز زن"را19مارچ1911تعيين كرد.تمام سرك هاي آلمان،اتريش،سويس ودنمارك به مارش قدرتمند زنان به لرزه درآمد.درسال1913"دبيرخانه بين المللي زنان"
هشتم مارچ را به ياد مبارزه زنان كارگر نساجي درامريكا به عنوان"روزجهاني زن"برگزيد در
همان سال زنان زحمتكش،روشنفكر و انقلابي در روسيه تزاري و سراسر اروپا؛مراسم هشتم مارچ را به شكل تظاهرات و همايش هاي وسيع برگزار نمودند.درسال1921كنفرانس زنان انترناسيونال سوم درمسكو برگزار شد و روز هشتم مارچ را بنام روزجهاني زن به تصويب رساندند.از اوسط دهه1930برگزاري تظاهرات روزجهاني زن دركشورهاي كه تحت سلطه فاشيزم بودند غيرقانوني اعلان شد و باوجود آن در هشتم مارچ1936زنان دربرلين وشهر مادريد هسپانيا تظاهرات كردند وجهانيان را به دفاع ازحقوق زنان فراخواندند.در دهه1960دركشورهاي آسيايي،افريقايي وامريكاي لاتين جنبش هاي رهايي بحش بپا خاسته بودند دركشورهاي سرمايه داري پيشرفته نيز جنبش ها و مبارزات انقلابي و ترقي خواهانه بالا گرفته بود.انقلاب فرهنگي درچين گام هاي عميق وگسترده كه درتايخ بي مانند بود درمسير رهايي زنان برمي داشت.درامريكا و اروپا؛زنان عليه سنن و قيود و قوانين مردسالارانه و احكام اسارت بار كليسايي به مبارزه برخاستند و موضوعاتي چون حق طلاق،حق سقط جنين،تامين شغلي،منع آزارجنسي،ضديت با هرزه گردي و كاهش ساعات روزانه كار مطرح گرديد.
مبارزات زنان توانست در برخي كشورها دستاوردهايي را كسب كند و در برخي كشورها ماندگار گردد.جنبش رهايي زنان نمي توانست از جنبش عمومي انقلاب جدا بماند درهشتم مارچ1969زنان امريكا در دانشگاه بركلي گردهم آمدند و عليه جنگ تجاوزكارانه يانكي هاي امريكايي درويتنام تظاهرات نمودند و درچنين شرايط دولت هاي سرمايه داري مجبوربودند درمقابل جنبش رهايي زنان به تدابيرو حيله گري ها متوسل شوند ودر نتيجه سازمان ملل متحد درسال1975هشتم مارچ را به مثابه روزجهاني زن به رسميت شناخت.

اما اجراي مراسم قلابي و فرمايشي"روز زن"وحركت هاي ديگري كه از آن پس،توسط ستمگران به اصطلاح درحمايت از زنان برگزار شده و مي شود هيچگاه نتوانسته و نخواهد توانست اهميت وجايگاه واقعي هشتم مارچ را بيان دارند.دركشور اشغال شده ما كه نيروهاي متجاوز خارجي با شعارهاي كاذب وفريبنده آزادي وحقوق زنان وغيره دولت دست نشانده
را تشكيل داده و هر روز برنامه هاي فريبنده درمورد مسايل زنان دارند جز فريب چيزي بيش نيست.دولت پوشالي موجود يكي از ضد زن ترين دولتي است كه از نگاه ماهيت اش هيچ فرقي با اسلاف اش چون امارت اسلامي طالبان ندارد.روزانه درگوشه و كنار كشور شاهد خشونت،قتل،خودسوزي،فراراز منزل،تجاوزجنسي وانواع شكنجه برزنان هستيم كه دولت پوشالي نه تنها
عاملين آنرا مجازات نميكنند بلكه قرباني اصلي زنان هستند.درچنين شرايط دولت مزدور دوزجهاني زن را نيز تجليل مي نمايد اما تجليل روزجهاني زن و نهادهاي وابسته به دولت جز
فريب وپوشانيدن ستم بر زن در كشورما چيزي بيش نيست.دولت در روزجهاني زن با اجراي نمايش هاي مضحك و دادن تحفه ها به چنب زن وابسته و مزدور ميخواهند نشان دهد كه زنان دراين كشور داراي حقوق و آزادي هستند.اما واقيعت به گونه ديگر هست.هشتم مارچ ومبارزه برحق زنان دركشورما در پرتو مبارزات برحق تمام توده هاي كشور براي بيرون راندن اشغالگران و رژيم پوشالي منعا و مفهوم واقعي خود را پيدا خواهد كرد.
                   "هر روز را هشت مارچ بسازيم و هشت مارچ را در هر روز سال زنده كنيم"

.

ازخانم ويدي جان جهان سپاس

شعر من ای گوهر آفتاده از چشم زمان
شعر من ای گلبن پرورده در بستان رنج
شعر من ای غنچه پژمرده در مرداب غم
شعر من ای اشک سیمین خفته بر مژگان رنج
شعر من ای اه خوننین بر لب خاموش من
بلبل دستان سرای آشیان بردوش من
نغمه شادی به بزم سوگواران تابه کی
زندگانی درپناه نابکاران تابه کی
بال زیبای تو با زنجیر زرین بسته اند
شعر من ای بلبل دستان گر عشق و امید
شعر من ای شعله لرزان شب های سیاه
شعر من ای مهر عالم تاب فردای سپید
ناله شو، فریاد شو، فریاد رزم انگیز شو
نغمه جان سوز شو، آهنگ رستاخیز شو
پرده بی داد و زنجیر ستم را پاره کن
از هراس زورمندان پرده پوشی تابه کی؟
موج شو، سیلاب شو، سیلاب پر جوش وخروش
لرزه دردل ها پدید آور خموشی تا به کی؟

دراین قسمت محفل خواهرمان فاطمه جان مقاله ای تهیه نموده به خوانش میگیرد.

روزهشتم مارچ راهرچه باشكوه ترتجليل كنيد
امروزهشتم مارچ سال2012ميلادي برابربا18حوت سال1390هجري شمسي است.
من اين روزرابه تمام زنان سلحشوروستمديده جهان وبخصوص زنان ستمديده افغانستان تبريك ميگويم،ويادجانباختگان اين روزرا گرامي ميدارم.وازتمام زنان ومردان آزاديخواه ايكه دراين محفل اشتراك نموده اظهارسپاس مي نمايم.نسل جديداززنان ومردان انقلابي امروزگردهم جمع ميشوند تا اين روزراگرامي داشته وازحقوق برابرميان زنان ومردان دفاع نمايند.درسرتاسردنيا زنان ومردان مبارزوآزاديخواه اين روز راجشن ميگيرندوبه خيابان ها ميريزند،تاازحقوق برابرميان زنان ومردان وهم چنان ازحقوق دموكراتيك همه مردم زحمتكش دفاع نمايند.ماهم امروزبه خاطردراينجا گرد
هم جمع شده ايم تا ازحقوق زنان ومردان ستمديده اين كشور دفاع نموده واين صدا را بلند نمائيم.
دشمن آتش به جان وباد پيما را بگو  خاك برسر كن كه آب رفته باز آمد به جو
زنان مبارز كشورما به اين نتيجه رسيده اند كه بدون اگاه نمودن توده زنان و بسيج نمودن آنها ومبارزه جدي و پيگير براي بيرون راندن نيروهاي اشغالگر نميتوان به آزادي دست يافت،زيرا اينها دشمنان زنان و كليه زحمتكشان اند.كه امروز درافغانستان ازخائنين،ميهن فروشان،قاتلان ومتجاوزين جنسي بطورجدي حمايت مينمايند.اينها اند كه ميخواهند زن ستيزان وقوانين و رسومي كه حقوق برابر ميان زنان و مردان را به رسميت نمي شناسند پا برجا نگهدارند.اينها اند كه از ستم برزن وستم بر مليت ها وخلاصه ستم بر توده هاي زحمتكش همه مليت ها سودهاي كلاني به جيب مي زنند.اينها اند كه ميخواهند با تمام توان و توش،توان و نيروي خلاق مبارزين راه آزادي را به تحليل برده و فاسد شان سازد و زنان را هرچه بيشتر فرودست سازند.بطور خلاصه تمام اينها ويژگي هاي جامعه طبقاتي است كه امپريالستها به شديد ترين وجهي از آن حمايت مي كنند.نابرابري جنسي درهمه جوامع طبقاتي وجود دارد،حتي دركشورهاي امپريالستي مردها دراقتصاد،سياست و زندگي روشنفكرانه برتراند و زنان نقش زيردست وفرمانبردار را بازي ميكنند.فقط چند سال است كه زنان دراين كشورها توانسته ان كه از آشپزخانه و كودكستان ها بيرون آيند،اما هنوز نابرابري اصلي پا برجاست.
اين نابرابري جنسي همانطوريكه درجامعه بردگي و فيودالي وجود داشت،درجامعه سرمايه داري نيزوجود دارد.درجامعه سرمايه داري فقط شكل آن تغيير كرده و زنان بخاطربهره كشي بيشتر وارد كارزار جامعه گرديده اند.اين شرايط را سرمايه داران براي زنان اعطا نكرده،بلكه زنان با تلفات و قرباني هاي بيشمار آنرا بدست آورده اند.اگر زنان سلحشور كشورما ميخواهند كه به اين وضيعت تاسف بار خاتمه داده شود و از حالت جنس درجه دوم بيرون شوند،بايد كه به مبارزه روي آورند و زنان را بسيج نموده و در جهت بيرون راندن نيروهاي اشغالگر و سرنگوني رژيم پوشالي همت گمارند.
زنان نه تنها بايد جرئت يابند،بلكه بايد با آمادگي و تجهيزات بيشتر درمبارزه براي بيرون راندن اشغالگران و نابودي سيستم كهنه و فرتوت كه آنها راجنس درجه دوم قلمداد نموده و فرودست نموده است به پا خيزند و براي ايجاد جامعه نوين وبهتر وارد ميدان شوند تا تمام توده هاي زحمتكش اعم از مرد و زن به آزادي رسيده و ازحقوق برابر برخوردار شوند.زيرا فرودست بودن زنان و تحميل ستم واستثمار بر توده هاي زحمتكش از سلطه و ستم امپريالستي و طبقاتي جدا نيست.به همين لحاظ بايد كه اين سيستم را واژگون ساخت وآنرا به يك جامعه كاملا نوين مبدل نمود.بنابراين زنان زماني ميتوانند كه ازحقوق برابر با مردان برخوردار شوند،حقوق كامل خود را بدست آورند و سرنوشت خود را از نو شكل دهند كه جز جدا نشدني انقلاب جهاني شوند.

                به پيش در راه رهائي زنان و كليه زحمتكشان

.

تشکرازخواهرمان فاطمه جان.

بلی فرودست بودن زنان و تحمیل ستم و استثمار بر توده های زحمتکش از سلطه و ستم امپریالستی و طبقاتی جدا نیست.

سلام ای خواهرم ! ای نور چشمم
مرا شاید پس از امشب نفس نیست
بگیر این بیل و این داسم بدستت
که در دور و برت کم خار و خس نیست
به دستانت مبندی دست بندی
مگر آزادی ات هرگز هوس نیست؟
مبادا حلقه در گوشت نمایی
ترا محکوم بودن هیچ بس نیست؟
مگر ای دختر دهقان نژادم
ترا این خانه، این دنیا قفس نیست
پر پراونه خواهد شعله شمع
و آتشبازی در ذهن مګس نیست
خودت تصمیم تغیر جهان گیر
که جز دست خودت فریاد رس نیست
بپاشان بزر یک دنیای نو را
که در آنجا ستم بر هیچ کس نیست

اینک برادرمان سیرجان شعر را که آماده نموده به سمع شما میرساند

.

تشکرازخواهرمان فاطمه جان.

بلی فرودست بودن زنان و تحمیل ستم و استثمار بر توده های زحمتکش از سلطه و ستم امپریالستی و طبقاتی جدا نیست.

سلام ای خواهرم ! ای نور چشمم
مرا شاید پس از امشب نفس نیست
بگیر این بیل و این داسم بدستت
که در دور و برت کم خار و خس نیست
به دستانت مبندی دست بندی
مگر آزادی ات هرگز هوس نیست؟
مبادا حلقه در گوشت نمایی
ترا محکوم بودن هیچ بس نیست؟
مگر ای دختر دهقان نژادم
ترا این خانه، این دنیا قفس نیست
پر پراونه خواهد شعله شمع
و آتشبازی در ذهن مګس نیست
خودت تصمیم تغیر جهان گیر
که جز دست خودت فریاد رس نیست
بپاشان بزر یک دنیای نو را
که در آنجا ستم بر هیچ کس نیست

اینک برادرمان سیرجان شعر را که آماده نموده به سمع شما میرساند


با عرض سلام من هم به نوبه خود ۸مارچ روز جهانی زن را به تمامی زنان ستم دیده و مردان آزادی خواه تبریک میگویم.

 

دختر قالین باف                         
توبا این خوردسالی خواهرم قالین می بافی
وپشت هر نخ و رنگش چه الافی ؟                                 
اگر یک لحظه فرصت میشود دستت توقف ده
که میخواهم بگیرم از شما خواهر بیوگرافی
 چه میپرسی از احوالم؟ منم عصاره غمها
اگر تو نکته میدانی همین یک جمله ات کافی

تو یک دنیای مشکل پیشرو داری، اگر میشه
کمی با دستها و ذهن خود کن کاری صرافی!
تو حق زیستن داری به هر شکلی که میخواهی
فقط آزادی کم داری ، نه یک دنیای اشرافی
برای کسب آزادی کمی همت، کمی شورش
که تا آخر نمی ماند نه بن لادن، نه قذافی

ازبرادرمان سیرجان سپاسگزاریم.

صورت می خپل واک یی دبل دی           صورته خاوری شی چی نور دی واک کوینه
دپښتون والی درانه پته                  زماپه خوله دی لاس نیو گونگه دی کړمه
خلکو دی کونډو پناگر شی                    چی میراث خوریی په لیوانو ودوینه
په نیمه شپه سوی ناری شوی                مورله لورانو بیلوی کوکی وهینه

ده خپرونی په دی برخه کی له میرمن آرزو څخه هیله کوم چی خپله مقاله تاسو ته وراندی کری.

ښځه څه ډول دویم جنس شوه

که د بشري ټولنې تاریخي اړخ ته ځیر شو نو د تاریخ یوه ستره برخه د مورواکي یا مادرسالاري په نامه یادیږی چه په هغې دورې کې اقتصادي واګی تر ډیر حده د ښځو په لاس وه. یعنی دا چه د بزګري، معماري او ټولو کارونو فعالینې ښځې وې او هغې دورې ډیر کلونه دوام وکړ. تر څو چه د کار لومړنی طبیعی ویش یعنی هغه ویش چه د جنس او سن پر اساس په طبیعی توګه موجود وه له منځه ولاِړل او د کار دوهم ویش منځ ته راغی. دا ویش د طبقاتی نظام سریزه وه چه د هغه پر بنسټ ورو ورو ښځې له بزګري او داسې نور کارونه چه تر سره کول ګوښه کړل شوې او صرف د ماشومانو روزل او د کور کارونه هغوی ته وسپارل شوه. نو دلته وه چه ښځې نه اقتصادي خپلواکي واخیستل شوه او نرواکي نظام منځ ته راغی او ښځه په دوهمه جنس بدله شوه. په دغه اساس په ښځې باندې د کړاونو بنسټ دطبقاتي ټولنې پیل وه.
ترنن پورې ښځه نه یوازې زموږ په ټولنه کې دوهم جنس ګڼل کیږي بلکه په ټوله نړۍ کې دوهم جنس ده خو په ښځو باندې د کړاونو کچه په هر هیواد کې توپیرلري. که موږ خپلې ټولنې ته راشو زموږ د ټولنې جوړښت پوره مستعمره او نیمه فیوډالي جوړښت دی. په داسې ټولنو کې جنسي کړاو له امپریالستي کړاو سره ټینګې اړیکې لري نو د دغه جوړښت پر بنسټ کولی شو چه دښځو په ټولنیزو او تاریخي ستونزو خبرې وکړو.
لکه څنګه چه مومخکې یادونه وکړه له پخواه نه ترنن پورې د ښځو ګوښه کیدل له اقتصادي چارونه نن هم ترټولو ستره ستونزه ده چه زموږ په هیواد کې هغوی ورسره لاس او ګریوان دي. د اقتصادی خپلواکي نشتون دښځو په ژوندون خورا ډیره بده اغیزه کړې ده اند تردې حده پورې چه یوه ښځه نشي کولی چه خپل د ژوند پریکړې پخپله وکړی او د یوه آزاد او خپلواک انسان په څیر په ټولنه کې ژوند وکړی. دلته دښځې واکدار نارینه دی ولې چه ټولنه نرواکې ټولنه ده. نو پدې اساس بد ورکول، ولور اخیستل، کونډه میراث ګڼل او په زورزیاتي سره واده کول زموږ دټولنې یوه برخه ګرزیدلې.
په افغانستان کې دښځو داغمیزه او ناورین څو اړخونه لري. ښځې په دغه جغرافیاېي محدوده کې له راز راز ستونزو څخه کړیدلي په کلیو او بانډو کې د پلار، ورور او میړه له لاسه په کورونو کې بندیانې شوي دي او د هغوی په لاسونو او پښو کې د رسمونو ولچک او زولنې پرتې دي. په ښارونو کې که څه هم ځینې ښځې داقتصاد له پلوه یو څه خپلواکې دي خو بیا هم دخپلو خولود پایلې پوره واک نلري. حتی هغی ښځې چې د لاس پوڅي رژیم کې هم په لوړو پوړونو کښې دنده ترسره کوی خو بیا هم دنارینه ترسیوري او واکمني لاندې ژوند کوی.

له پورتنی کرښو څخه دا نتیجه اخلو چه نسبی اقتصادي خپلواکي او تحصیل او لوړ دولتی پوستونه نشي کولای چه ښځه په حقیقي ډول واکمنه او خپلواکه کړی. ترڅو چې دا نړیوال نظام اودا نړیوالې اړیکې چې ټولې د ښځې په ضد دی موجود وي دا کړاوونه هم دوام ولری. یوازنی لار د دغه نظام پر ضد په ملی او بین المللی هغه مبارزه ده چه دا نظام له منځه یوسی او یو انسانی نظام چه د آزادی او مساوات بر بنسټ ولاړ وی منځ ته راوړی.


له میرمن آرزو سخه مننه.

 هو په دغه جغرافیاېي محدوده کې ښځه له راز راز ستونزو څخه کړیدلي په کلیو او بانډو کې د پلار، ورور او میړه له لاسه په کورونو کې بندیانې شوي دي او د هغوی په لاسونو او پښو کې د رسمونو ولچک او زولنې پرتې دي.

مودايم تپ موشي ده جنگي ديگرو                سرمو ادد كده قت سنگ ديگرو
اگه غيرد بوده ده شير آبي                      وطن ره بور كني از چنگي ديگرو

دراین قسمت از محفل خواهرمان شایسته جان شعر را آماده نموده خدمت شما تقدیم مینمایند

.

آتنگ دیگرو
شایسته
مودایم ټب موشی یده جنگ دیگرو
سرمو عادت کده قد سنگ دیگرو
تاتیس ره آر قدر منده ده یاد مو
وضو قد خو کدی ده بنگ دیگرو
کجایه شوق و اوماغ و خوشی مو
سوجی مو بوره ده آتنگ دیگرو
وطن آر خیل که دشت بیگانه چور کد
مو غیرت تو موشی ده ننگ دیگرو
اگه روشن نشو نه منزل و و رای مو
ده دشت میله الاغ لنگ دیگرو
نمیتنی روش بدی خوبی خود خو
چیمای موکوره ده خگچنگی دیگرو
لبای رنگ سرخ شو لبید خود خو
ناقی مو ملی مونډی ایل رنگ دیگرو
ده رنگ خو خو آر گل خوشنمایه
بلی خو تید نکنید از رنگ دیگرو
اگه غیرت بوده ده شیری آبی
وطن ره بورکنی از چنگ دیگرو

تشکر از خواهر مان شایسته جان

.

درون صخره های سخت و پهنای بیابان،
ودر آغوش توفانهای درد آگین و یاس آور
ویادر بستر گلهای رنگارنگ فرحتزا
درین گیتی،
از آن کوزشت یا زیبابود
حتی میتوان انکارکرد اما نشاید کرد مادر را
ازان رومی ستایم من ترا مادر
توای، پروردگار اولین حماسه های زندگی سازم
توای، آموزگار قلب من هرگز
زلوح خاطرم احساس گرم اشک سوزانت نخواهدرفت
وروح سرکشم از پهنه عصیان
فرود آرد سراندرپیشگاه مهربی پایان تو تازنده ام مادر
ومادربیا....
بیا یک لحظه در معراج هستی بخش انسانها
وبشنواین پیام خلق را کزجمله مادرها
درین کشور ودرهرگوشه دنیا
نخواهد گواه جز فرزندهای انقلابی را
وای مادر
من اینرا خوب میدانم
که درآینده مادرها
به فرزندان شان آموزش پیکار خواهند داد
ولی ، آیا
توهم این کار را با جهد خواهی کرد؟
آری
من اینرا خوب میدا نم...

دراین قسمت ازگروه سرود خواهشمندیم تاروی ستیژ تشریف آورده سرودی را که آماده نموده برای شما حضار گرامی هدیه نمایند.

---  سرود اول ----
متن تایپ شده شعر بعدا نشر میشود.

 

از گروه سرود جهانی سپاس

دربطن ستم عمری بسر بردم و اینک
با مشت گره کرده و با عزم شکستن
دنیای پر از جبر و پر از ظلم کهن را
بنیاد ستم را
بر میکنم از ریشه که عمرش بسر آید
دیگر نبراید
بافکر نو و طرح نو، اندیشه عالی
دنیای نوین برجایش کنم ایجاد
دهقان ستمکش شود از بندگی آزاد
تا خنده  شود باردیگر مونس مردم
باموج ترنم
هر سفره پر از نان شود و فقر شود گم
با خوشه گندم
دنیای ستم گم شود از ریشه و بنیاد
دهقان شود آزاد
میهن شود آباد

حالا ازخواهرمان فروغ جان تقاضامندم مقاله ای راکه تهیه نموده به سمع شما عزیزان برساند.

فروغ
چرا زنان جنس درجه دوم محسوب میشوند؟
امروز همه و به خصوص مردم افغانستان بخوبی میدانند که ما در یک دوره پر از تنش و نا آرامی های فزاینده زندگی می کنیم. این تنش ها و نا آرامی های فزاینده مربوط به اشغالگری و تجاوز امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا در کشور ما می باشد. این تنش و نا آرامی در شرایط کنونی نه تنها دامنگیر افغانستان بوده و هست، بلکه این تنش ها و نا آرامی ها در اثر تجاوزات و مداخلات مستقیم امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا دامنگیر کشور های عربی نیز شده است.
و حتی کشور پاکستان بهترین یاور امپریالیزم یانکی نیز از این گزند بی نصیب نمانده است که نفرت و انزجار توده های مردم روز به روز نسبت به امپریالیستهای یانکی و رژیم های پوشالی دست نشانده مثل رژیم حامد کرزی شدید و شدید تر می گردد. این موج ناخشنودی در کشور ما در قالب تظاهرات، اعتصابات و تحریم انتخابات مضحکه به خوبیخود را نشان داده است. به همراه این موج نا خوشنودی و ستیزه جویی روحیه آزادیبخش زنان کشور ما نیز دوباره رو به غلیان است. پیشتازان جنبش های آزادیبخش زنان جوانی اند که سنت های دست و پاگیر خانه و خانواد که زندگی زناشویی را طبق احکام و قوانین رژیم های پوشالی محدود نموده زیر سوال می برند. این زنان با صدای رسا اعلام مینمایند که زنان از جنس درجه نبوده، بلکه سیستم رژیم های فرتوت مردسالاری است که زنان را به جنس درجه دوم تبدیل نموده است. زنان آزادیخواه می گویند زنان نیز مانند مردان دارای مغز و استعداد های خلاق اند. این سیستم منحوس است که زنان را از همه چیز عرصه های زندگی محروم نموده است. امروز زنان از روی غریزی حس می کنند که به اشکال و انواع گوناگون و با حیله و نیرنگ از سوی نیروهای ارتجاعی و سیستم منحط شان دچار قید و بند گردیده اند و به وضعیت پست تر رانده شده و جنس درجه دوم قلمداد می شوند. این زنان باید دقیقا درک نمایند که این وضعیت چه قسم بوجود آمده و به چه شکلی میتوان آنرا از میان برداشت. اکثریت عظیم زنان کشور ما نمی دانند که قبل از پیدایش طبقات این وضعیت اسفناک برای زنان وجود نداشت. زنان و مردان از حقوق مساوی برخوردار بودند، زمانیکه جامعه طبقاتی ظهور می کند زنجیر بردگی بر دست و پای زنان پیچیده می شود و زنان به برده مردان تبدیل می گردد. زنان باید این نکنته را به خوبی درک کنند که زیر دست بودن زنان به استقمار کشیدن گارگران و توده های زحمتکش و تبعضات نژادی، جنسی و ملیتی که امروز از طرف عده قلیل مشت خاین و میهن فروش اعمال میگردد همه وابسته به طبقات ستم طبقاتی و ستم امپریالیستی است. در شرایط کنونی هستند زنانی که اشغالگران امریکایی و رژیم پوشالی حامد کرزی را به دوران حکروایی جهادی ها و طالبان مقایسه می کنند و به این نتیجه غلط می رسند که رژیم حامد کرزی و امپریالیستهای اشغالگر آزادی را برای زنان به ارمغان آورده است! این ها زنانی اند که در میان بد و بد تر گیر کرده و از میان بد و بدتر یکی را انتخاب می کنند. هرگاه دو شی ناپاک رابا هم مقایسه کنید، حتما یکی از آنها ظاهرا یک ذره پاکتر به نظر می رسد. چنین نظرات م مقایساتی کاملا از ریشه غلز است. و حلاب مشکلات نیست. بحث های نابرابری جنسی را نمی توان بصورت مقایسوی رژیم های فرتوت و پوسیده به میان کشید، باید ریشه های تاریخی و اقتصادی آنرا نمایان ساخت. همانطوریکه گفته شد قبل از برقراری سیستم کنونی جامعه ایکه ما در آن قرار داریم، جامعه ای به گونه کاملا متفاوتی وجود داشت. آن جامعه (جامعه بدوی و بدون طبقه) بر اصل دمکراسی درست و برابری کامل از جمله برابری مرد و زن استوار بوده است. در آن جامعه نه ستم جنسی وجود داست و نه هم ستم طبقاتی. منشا کلیه ستم ها طبقات است، تا زمانیکه جامعه بر چنین سیستمی استوار باشد، امکان برقراری حقوق کامل و به خصوص برابری میان زن و مرد غیر ممکن است. هرگاه خواسته باشیم که دمکراسی اصیل و برابری حقوق میان زن و مرد برقرار کنیم باید به طور جدی و پیگیر علیه ستم طبقاتی مبارزه نماییم. مبارزه با ستم طبقاتی بدون مبارزه با ستم امپریالیستی چیزی به معنا است. زیرا در جامعه طبقاتی کلیه اشکال ستم به ستم طبقاتی گره خورده است و به همان ترتیب ستم طبقاتی با ستم امپریالستی پیوند تنگاتنگ دارد. امپریالستها در سطح جهانی حامی منافع طبقات حاکم ارتجاعی و قلدرمنشان حمایت نموده و جوامع را به شکل طبقاتی آن سرپا نگهدارند. لذا کلیه اشکال ستم به ستم امپریالستی گره خورده است. بدون بیرون راندن اشغالگران و سرنگونی رژیم پوشالی نه برابری درکار است و نه هم دموکراسی به معنی واقعی آن. زنان رفرمیست، تسلیم طلب که در کنار رژیم پوشالی و امپریالستهای اشغالگر استاده اند وعظه می کنند که اشغالگران و رژیم پوشالی حامد کرزی میتواند "آزادی" را برای زنان به ارمغان آورند! اما زنان آزاده و آزادیخواه می گویند که اشغالگران و رژیم حامد کرزی یه میخواهند و نه میتوانند که حامی آزادی زنان بوده و آنها را از قید اسارت و بندگی برهانند، بلکه بیشتر زنجیر های ستم را بردست و پای شان محکم می نمایند و قوانین ساخته وپرداخته شان بیانگر این مدعاست. اسن زنان تسلیم طلب به خوبی آگاهند که در پارلمان رژیم پوشالی اصلا نظرات زنان به هیچ گرفته می شود و هیچکس به نظرات شان ارزشی قای نیستند، چخ رسد به دیگر زنان جامعه ما. موغظه های زنان رفرمیست فقط به خاطر اغفال زنان ستمدیده و خوش خدمتی به درگاه رژیم پوشالی است. باید این پهره ها را افشا نمود در شرایط کنونی که کشور در تسلط اشغالگران قرار دارد، آمار خودسوزی و سورانده زنان توسط شوهرو یا پدر در افغانستان بالاترین ارقام در جهان را نشان می دهد. به همین ترتیب بالاترین آمار در جهان تجاوزات جنسی در افغانستان است. از ازدواج های بالاترین آمار در جهان تجاوزات جنسی در افغانستان است. از ازدواج های اجباری و شوهردادن دختران با مردان بزرگسال میگذریم. طبق گذارش کمسیون "مستقل حقوق بشر" افغانستان در ظرف شش ماه امسال 2439 قضیه خشونت علیه زنان ثبت شده است. طبق اعتراف این کمیسون اکثریت خشونت ها علیه زنان به آنها گزارش داده نشده و نمی شود و به همین ترتیب این کمسیون معترف است که خشونت علیه زنان امسال نسبت به سال گذشته دو برابر شده است، تا زمانیکه این سیستم وجود داشته باشد و افغانستان در تسلط امپریالستها باشدَ، علاوه بر اینکه برابری حقوق میان زنان و مردان امکان پذیر نیستَ، بلکه روز به روز به شدت وحدت آن می افزاید. برای برقراری حقوق برابر میان زنان و مردان فقط و فقط یک راه دارد، آنهم بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سرنگونی رژیم دست نشانده شان و استقرار حکومت دمکراتیک نوین. برای این کار زنان باید دست به دست هم داده، متشکل شوند و به صورت یک گروه فشرده دوشادوش مردان مبارز و انقلابی به حرکت درآیند و با پشتکار این مبارزه را ادامه دهند.

تشکر از خواهرمان فروغ جان.

من اي دخت دليرو قهرمان خلق ميدانم 
  كه زنجير اسيران ستم مردانه بشكستي
وبا آهنگ رقص، آتش اندر كاخ دد خويان اين مأمن
بپاس رنج مردم- اخگر افگن
دي

در اين قسمت محفل خواهر مان معصومه جان شعري را كه آماده نموده خدمت شما تقديم مينمايد

تشكر از خواهرمان معصومه جان

خواهرم بیدار شو تقدیر دنیا دست توست
دفن کن دیروز را آغاز فردا دست توست
گرچه تا امروز هم بستست دست و پای تو
موج طوفان خیز مردم مثل دریا دست توست
دشمن خونخوار ما ترفند ها دارد مگر
صخره سنگ مرگ دشمن کوه بابا دست توست
 داده نا مردان به دشمن خاک میهن را اگر
سنگر هر کوه و دره، دشت وصحرا دست توست
زندگی را در اسارت سر نمودن ذلت است
پاره کن زنجیر را دست توانا دست توست

اینک خواهرمان خوشي جان شعر در رابطه به زن تهيه نموده خدمت شما تقديم مينمايد.

تشکراز خواهرمان خوشي جان.

آفرین برراد مردی که آفت بیداد بود
پادشاهان را زقید بندگی آزادبود
دادمردی داد، پیکار با ارباب جور
زانکه بردوشش لوای اعتلای دادبود
بوسه بردست شه خود سرنزد لیکن به رزم          
باشهامت بوسه زن بر خنجر پولاد بود
آبروی خصم آتشخوی را بر خاک ریخت
آنکه عزمش همچوکوهی در مسیرباد بود

حالا ازبرادر مان نصیر  جان  تقاضامندم تا مقاله خویش را به سمع شما عزیزان برساند

چگونه زنان فرودست شدند
(نصير)

هرگاه بخواهيم اين موضوع را از لحاظ تاريخي -اقتصادي بررسي كنيم،اين نتيجه بدست مي آيد كه قبل از جامعه ايكه ما فعلآ در آن زندگي ميكنيم،جامعه اي وجود داشت كه درآن هيچگونه تمايز واختيلافات جنسي وجود نداشت.در آن جامعه زن نقش تعيين كننده داشت و رهبري فرهنگي و توليدي جامعه در دستش قرارداشت.درآن جامعه هيچگونه محدوديتي از طرف مردان به آنها ايجاد نميگرديد.آن جامعه برپايه حقوق مساوي ميان زنان و مردان كه يكي ازآنها برابري جنسي بود بنا شده بود .در آن جامعه ازدواج به معني همزيستي زوجي يا خانواده   دونفره وجود داشت نه تك همسري .درآن جامعه چون زن عضو توليد كننده اقتصادي بود،نيازي به نقش ابزار حمايتي شوهرش نداشت.آن جامعه مادر سالاري بود.با آغاز جامعه طبقاتي و مالكيت خصوصي اين آزادي از ميان رفت و زنان به بردگان و اطاعت كنندگان مردان تبديل شدند.هم پاي آغازجامعه طبقاتي زنان به اندرون خانه كشيده شدند و از كار توليد در جامعه بركنار ماندند و استقلاليت خويش را در حوزه اقتصادي از دست داده ومحتاج نقش شوهر به عنوان ابزارحمايتي گرديدند.ازدواج هاي امروزي نيز همين معني و مفهوم را ميرساند. باايجاد طبقات و مالكيت خصوصي زن ديگر جزمايملك مرد به حساب آمد ومجبورگرديد كه تمام تن و روان خود را در اختيار مرد گذارد.زنان با اين ازدواج كنترول خويش را بربدن وذهن از دست داد،زيرا ديگر او جزمايملك شوهري بود كه تصميم اصلي را او ميگرفت و زن مجبور بودتا تصاميم شوهر را عملي سازد.اين ويژه گي ها نشان ميدهد كه عقل و هوش او ديگر پرورش نيافت واز نظرفرهنگي نيز صدمه ديد. به اين ترتيب زنان كنترول سرنوشت خود را از دست دادند و حتي از كامروايي جنسي و زندگي پرمهر شوهرنيز محروم شدند،زيرا با آغاز ازدواج تك همسري زنان با قانون سختگيرانه اي روبرو شدند با كوچكترين حركت مخالق خواست شوهر به تنبيه بدني روبرو مي شدند.اين تك همسري فقط براي زنان بود و براي مردان هيچگونه محدوديتي را در برنداشته و ندارد.مردان آزادانه ميتوانستند و مي توانند با ديگرزنان معاشرت نمايند و حتي همزمان داراي چندين زن"قانوني" باشند.در جامعه ايكه ما در ان زندگي مي كنيم به خوبي ديده مي شود كه زنان اعم از طبقات بالا و پايين در رنج اند.مردانيكه داراي توانمندي اقتصادي اند به مباشرت به ديگر زنان رجوع مينمايند و به انواع واشكال مختلف از ديگر زنان كامجويي ميكنند.باآغاز سرمايه داري و پيدايش طبقه كارگر،سرمايه داران بخاطر سود بيشتر زنان را وارد كار اجتماعي نمودند.در اين زمان بهره كشي از زنان دو ويا حتي سه برابرمردان بوده و هست.امروز كه شمار زيادي از زنان  بيرون از خانه كار ميكنند.هنوز بارسنگين كارهاي خانه و مسوليت ها را بردوش مي كشند.اين زنان در چنين شرايطي از دو ستم رنج ميبرند،يكي ستم كارفرما و ديگر ستم مرد سالاري.
امروز اشغالگران امپريالست داد و فرياد راه انداخته اند كه به افغانستان بخاطر"آزادي" زنان آمده اند.اين يك دروغ محض و عوام فريبانه است،زيرا آزادي تحفه اي نيست كه از طرف اشغالگران و رژيم پوشالي به زنان هديه گردد،اين آزادي از طريق مبارزه جدي وپيگيرزنان به منظور راندن نيروهاي اشغالگروسرنگوني رژيم دست نشانده و ايجاد جامعه دموكراتيك نوين بدست مي آيد
.تا زمانيكه جامعه به طبقات ستمگر و ستمكش تقسيم شده باشد،آزادي معني و مفهوم طبقاتي دارد،همانطوريكه دموكراسي اين مفهوم را با خود حمل ميكند.در چنين جامعه اي اشغالگران نه حامي آزادي زنان اند ونه ميتوانند و نه ميخواهند كه زنان را از قيد اسارت برهانند،بلكه حامي طبقات و نيروهاي مرتجعي اند كه ستم بر زنان را برسميت مي شناسند واين ستم را به شكل قانوني ان در اورده اند.زنان مبارز و انقلابي كه پيش تازان جنبش آزادي زنان اند به خوبي درك نموده اند كه زنان هيچگاهي به آزادي نميرسند،مگر اينكه ستم طبقاتي از ميان برداشته شود.در شرايط كنوني جامعه ما از بين بردن ستم طبقاتي بدون بيرون راندن نيروهاي اشغالگروسرنگوني رژيم پوشالي امكان پزير نيست. براي اين كار از همه اولتر بردن آگاهي ميان زنان و بسيج شان الزامي است.آنگاه زنان مبارز دوشادوش مردان انقلابي ميتوانند كه از طريق مبارزات جدي و پيگير يعني از طريق مقاومت ملي مردمي وانقلابي اشغالگران را از كشوربيرون رانده و رژيم پوشالي زن ستيز را بزير كشيده و جامعه ايكه حقوق برابر ميان زنان و مردان را به رسميت ميشناسد مستقر نمايند.
                                                          به پيش در راه بسيج زنان   
                                                                زنده باد آزادي 

زبرادر مان نصیر  جان تشکر

بلی تا زمانيكه جامعه به طبقات ستمگر و ستمكش تقسيم شده باشد،آزادي معني و مفهوم طبقاتي دارد،همانطوريكه دموكراسي اين مفهوم را با خود حمل ميكند.

دلم انگه شود آرام گيرد
زسبكم نسل نو الهام گيرد
گروهي با هنر در سير تاريخ
زمن با نيك نامي نام گيرد

حالا خواهرمان نادره جان اختياري شعري را كه آماده نموده به سمع شما ميرساند.

تشكر از خواهرمان نادره جان.

هرگزدل مازخصم در بیم نشد
دربیم زصاحبان دیهیم نشد
ای جان به فدای آنکه پیش دشمن
تسلیم نمود جان و تسلیم نشد

بازهم از گروه سرود تقاضامندم که روی ستیژ تشریف آورده وسرود تهیه خویش را به شما تقدیم نماید.

با تشکراز گروه سرود

پیام بهار
عروس صبح می خیزید
نسیمی از فراز دره های دور
بسان رهروی سرمست می آمد
وبا خود
 هدیه کهسار-عطرتازه گلهای وحشی را
برای نو عروس صبح می آورد
ودست صبحگاهان
چهره زنگارشب را با لعاب روشنی می شست
درانجا ، درمیان کشتزاران
دل برزیگران بیتاب و نخل آرزوشان پرگل امید
وچشم و جان براه نوبهارانی که می آمد
 ورعد پرطنینش شعله- فرمان رستاخیز می آورد

عروس صبح می خیزید
نسیمی از فراز دره های دور
بسان رهروی سرمست می آمد
وباخود
هدیه کهسار-عطرتازه گلهای وحشی را
برای نوعروس صبح می آورد
پیام نوبهار رزم در گوش جهان میگفت
که پیکار نوین خلق آهنگ طرب دارد

دراین قسمت از محفل از خواهرمان زحل جان تقاضامندم تا شعر تهیه شده اش را خدمت شما تقدیم نماید.

.خانم ها واقایان سلام، من هم به نوبه خود 8 مارچ روزجهانی زن را به تمامی زنان تبریک میگویم.

زندگی چیست؟
زندگی چیست شادکامی وعیش
بهر غارت گران وبدگهران
زندگی چیست ناتوانی ودرد
بهر زحمت کشان ورنج بران

زندگی جلوه دیگر گیرد
گرستم دیدگان به پاخیزند
برستم پیشه گان نبخشایند
بافرومایه گان درآویزند
صبح فردا كه موج جنبش خلق
بشكند تخته پاره هاي كهن
زندگی گلشن امید شود
چون فرو ریزد این بنای کهن

تشکراز زحل جان

به بستر جوانی اندوهبارمن
عمری غبار تیره حرمان نشسته بود


مرغ شکسته بال و روان فسرده ام
از شاخسارخرمی الفت گسسته بود
*
امید روشنی ده اندیشه های من
راهی بسوی روشنی روزها نداشت
دردشت سارهای عطشناک خاطرم
چیزی به جز سراب فریبنده جانداشت
*
یک شب که ابر ظلمت وافسون ناکسان
پوشیده بود پهنه این کوهسار را
آن شب سپهر غمکده ام بی ستاره بود
می سوخت آتش، این دل اندوهبار را
*
ناگه برون شد از دل ویران روستا
موج غریوجنبش زدر آزمای خلق
درآسمان روح من آنگه، دمیده بود
خورشید سرخ واختر مهر آشنای خلق
*
اینک من و امید فروزان زندگی
رزم وستیز وجنبش وتوفان انقلاب
اینک من وامید به فردای توده ها
فردای سرخ و عصر شگوفان انقلاب

دراین قسمت ازمحفل خواهرمان عاطفه جان قطعه نامه دسته هشت مارچ زنان افغانستان رابه خوانش میگیرد.

قطعنامه دسته هشت مارچ زنان افغانستان

بیش از ده سال از حمله امپریالست ها به رهبری امپریالیزم امریکا و سر نگونی امارت اسلامی طالبان  می گذرد. این یکدهه گذشته کوته بینی کسانی را به نمایش می گذارد که پایان" امارت اسلامی طالبان" را آغاز دموکراسی، آزادی و بخصوص آزادی زنان از قید اسارت طالبان می پنداشته و می پندارند. امپریالیستهای اشغالگر شعارهای کاذبانه مبارزه "علیه توروریزم" "وآزادی زنان" از اقید اسارت طالبان را رو پوشی برای تهاجم و تجاوز به افغانستان ساختند یک عده ازعناصر میهن فروش و تسلیم طلب زیر این بیرق خزیده وتجاوز امپریالستها را به فال نیک گرفته وآنرا (بارقه امید در چشمان اشک بار ملت) افغانستان خواندند بخاطر منافع اشغالگران و رژیم پوشالی شعارهای کاذبانه امپریالیستها را به اشکال گوناگون به توده های زحمتکش و بخصوص زنان ستمدیده افغانستان توجیه نموده و می نمایند درحالیکه امپریالیستهای اشغالگر و رژیم پوشالی اش نه خواهان آزادی زنان اند و نه میتوانند زنان را از قید اسارت آزاد سازند، زیرا آزادی  زنان در گیرولغومالکیت  خصوصی است.
 محققین و علما در اثار متعددی که به جا گذاشته اند، اثبات نموده اند که پایه برد گی زن علل اقتصادی- اجتماعی دارد، وزیر دست بودن زن از روزی بوجود آمد که مالکیت خصوصی پا به عرصه وجود گذاشت . این پیش آمد از یکسو زن را وابسته به پدر وشوهر نمود، و از طرف دیگرصحه  به بردگی اجتماعی او گذاشت. زن برده ، دهقان، قابل خرید و فروش و بعد پرولتر شد تا زمانیکه این علل اقتصادی-اجتماعی که زن را فرو دست نموده از بین نرود، آزادی زنان امکان پذیر نیست.
 هرگاه با دید بصیرت به تاریخ نگاه کنیم به خوبی دیده میشود که امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا با زن ستیزان هیچ مشکلی به سر آزادی زنان نداشته و ندارند. چنانچه بعد از سقوط شاه ایران از رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی ایران پشتیبانی نمود وبه همین ترتیب جمهوری اسلامی عراق و جمهوری اسلامی افغانستان نشانه  بارزی از زن ستیزانی است که دست نشانده ومورد حمایت امپریالیزم امریکا و متحدینش قرار دارند.روابط امریکا با طالبان زمانی به تیرگی گرائید که طالبان دیگر نتواسته درراستای منافع امریکا گام بردارد.در شرایط کنونی امپریالیزم امریکا و متحدینش تا زمانی ازحامدکرزی حمایت می کند که بتواند منافع شانرا تامین کند،درغیر این صورت مهره را تغییر داده و زن ستزی را برچوکی دست نشاندگی خواهد نشاند که صدمرتبه ازحامدکرزی زن ستیز تر باشد.
امپریالیزم امریکا خواهان یک رژیم کاملا اسلامی گوش به فرمان ومطیع درافغانستان است،تا بهتر بتواند جنبش های آزادیبخش و بخصوص جنبش زنان را سرکوب نماید و زنان که نیمی از جامعه را تشکیل میدهد مطیع و فرمانبردار ساخته وازخشم ونفرت شان جلوگیری بمعل آورد.
همانطوریکه ستم بر زن منشأ طبقاتی دارد،این ستم به شدیدترین وجهی با ستم امپریالستی گره خورده است،بدون از بین بردن ستم امپریالستی نمیتوان به دیگرستم ها و بخصوص ستم برزن پایان داد.پس یگانه راه بیرون رفت زنان از قیداسارت و بردگی بیرون راندن نیروهای اشغالگروسرنگونی میهن فروشان و زن ستیزانی است که در خدمت امپریالستها درآمده اند.
زنان دسته هشت مارچ زنان افغانستان برای بهبود وضع زندگی زنان ودیگر اقشار زحمتکش خواهان آنست تا موارد ذیل که از جمله خواست های فوری و دموکراتیک زنان است عملی گردد.
1-اخراج بدون قید و شرط قوای اشغالگر.
2-لغو ازدواج های اجباری.
3- لغو نکاح صغیره.
4- تامین حقوق و آزادی سیاسی و مدنی افراد،هرفرد باید حق داشته باشد تا در هرمورد ابراز عقیده نماید.
5- مساعد ساختن زمینه های گوناگون عودت آبرومندانه آورگان به کشور.
6- ایجاد زمینه اشتغال به کارگران.تا مردم زحمتکش کشورما مجبور نگردند برای بدست آوردن لقمه نانی رهسپار کشورهای خارج شوند.
7- ایجاد زمینه اشتغال به محصلینی که از پوهنتون ها فارغ گردیده و میگردند.
8- تداوی مجانی مریضان درشفاخانه های دولتی.
9- ایجاد شرایط مساعد تحصیلی برای تمامی فارغان صنوف دوازدهم،تحت هیچ شرایط دولت نباید مانع ادامه تحصیل شان گردد.
10- ایجاد کودکستان های دولتی که بودجه آن از طرف دولت پرداخته شود.
11- مزد برابر درمقابل کار برابر.
12- فرصت شغلی و تحصیلی برای زنان و مردان.
13- اشد مجازات برای کسانیکه مرتکب تجاوزات جنسی می شوند،انهم بصورت محاکمه علنی.
14- محاکمه علنی آنعده کسانیکه به خشونت علیه زنان مبادرت می ورزند.
15--تساوی حقوق زن و مرد درهمه عرصه های اقتصادی،سیاسی و فرهنگی.
16-روز هشتم مارچ باید به عنوان يك روز قانوني به رسميت شناخته شود و رخصتي عمومي اعلان شود.

شانزده ماده فوق از جمله مطالب عاجل ودموکراتیک ما است.تا زمانیکه این خواست ها تحقق نیابد ما به مبارزات خود ادامه میدهیم.
خشم زنان را به مثابه نیروی قدرتمندی در امرانقلاب رها کنید.
زنده باد آزادی
دسته هشت مارچ زنان افغانستان
18حوت1390
محفل مانیز با قرائت قطعه نامه دسته هشت مادرچ زنان افغانستان به پایان میرسد واز شما حضار گرامی که تا این لحظه مارا همراهی نمودید جهانی سپاس.

 

.

 

" دسته هشت مارچ زنان افغانستان "
Email: nabardezan@gmail.com