آقای انانسر:


"همین جریاناتی که امروز به نام " تروریزم "  مورد خطاب قرار گرفته، دیروز مورد حمایت امریکا قرار داشته اند. "
با تشکر از خانم رفعت !

کاخ استثمار را به خاک یکسان می کنیم
ما بنای برده گی از بیخ ویران می کنیم
ما به نام قهرمانان ، عهد و پیمان می کنیم
ما به نام خلق میهن ، ما به نام این وطن

در این قسمت از خانم بهرامی خواشمندیم که مقاله ی را که تهیه دیده به سمع شما برساند. تا آمدن شان تشویق بفرمایید.

حصار خویشتن و سنگر و نبرد شویم
بیا بیا که بهم همچو جان بیامیزیم
به بردگی و ستم بی دریغ بستیزیم
به خلق های ستم کش نوید فتح دهیم


با تشکر از خواهر عزیز ما " فاطمه" جان!

مگو ای زندگی دیگر اسیرم
به زندانی که لرزد از سفیرم
شرارم، شعله ام ، شورم، نفیرم
برافروزم به کاخ دشمن آتش
کمان خصلت نیم ، کوبنده تیرم
سر سازش ندارم با تو ای خصم
چنین فریاد میدارد ضمیرم
به مزدوران ارباب زرو زور
جزء ننگ است گر راهی پذیرم
چه خونین است راه رستن خلق

درین قسمت از محفل از دوست عزیز خود " نوراحمد جان " تقاضا میکنم تا سخنان شان را ایراد نمایند. تا آمدن شان تشویق بفرمایید.


****


با تشکر از گروه ترانه 28 اسد که سروده زیبایشان روشنائی بخش محفل ما گردید !

بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید همان رویایی شود که بود
بگذارید پیشاهنگ دشت شود
و درآنجا که آزاد است منزلگاهی بجوید
( این وطن هرگز برای من وطن نبود)
بگذارید این وطن رویائی باشد که رویا پروران در رویای خویش داشته اند –
بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود
سرزمینی که در آن ، نه شاهان بتوانند بی اعتنائی نشان دهند ، نه ستمگران اسباب چینی کنند
تا هر انسانی را ، آن که برتر ازوست ازپا درآورد
( این وطن هرگز برای من وطن نبود)


درین قسمت از محفل از دوست عزیز خود " دانشجو" تقاضا میکنم که مقاله ای را که تهیه نموده است خدمت شما به خوانش بگیرد. تا آمدن شان تشویق بفرمایید.


****

بر مردگان اثر نکند ناله و فغان
از خفتگان اگر چه بود دور، کاروان
با ما بیا به معرکه جنگ دشمنان
لیکن برای خاطر این خلق ناتوان

تا آتش مبارزه را ، گرمتر کنیم


با تشکر از خواهر عزیز ما آزاده افغان !


آه ، بگذارید این وطن بار دگر وطن شود
سرزمینی که هنوز آنچه میبایست بشود ، نشده است
و باید بشود!
سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد
سرزمینی که از آن من است ، از آن بینوایان ، ..... که این وطن را وطن کردند
که خون و عرق جبین شان ، درد و ایمانشان
در ریخته گری های دست هایشان ، و در زیر باران خیش هایشان
بار دیگر باید رویای پرتوان ما را باز گرداند.
آری ، هر ناسزائی را که به دل دارید نثار من کنید
پولاد آزادی ، زنگار ندارد.
از آان کسان که زالووار به حیات مردم چسبیده اند
ما می باید سرزمین مان را .... بار دیگر بازپس بستانیم

درین قسمت از محفل از خواهر عزیز خود فهیمه جان احمدی تقاضام میکنیم تا مقاله ای را که تهیه دیده است تقدیم تان نماید. تا آمدن شان تشویق بفرمایید.

****


بله ، "اگر نصف پیکر جامعه فقط عناصر خانگی باشند و نیم دیگرجامعه در تلاش آزادی باشند ، هیچ جامعه ای نمیتواند به  آزادی برسد"
با تشکر فراوان از خواهر عزیز ما " لطیف زاده " !


هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگرچه دستان اش از ابتذال شکننده تر بود
هراس من – باری – همه ازمردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد.
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
با رویی پی افکندن –
اگر مرگ را ازاین همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.
درین قسمت از محفل از خواهر عزیز خود – سارا پناه - تقاضا میکنم که به جایگاه تشریف آورده و مقاله ای را که تهیه نموده اند به خوانش بگیرند. تا آمدن شان تشویق بفرمایید.

*******
با غیر نمی جوشم ، با خصم نه پیوندم                           پیمان وفاداری ، با مردم خود بندم


با تشکر از گروه ترانه 28 اسد !

جهانی دیگر از نو آفریدن

    چه جانبخش است ، در عشقی تپیدن
به بال زحمت انسان پریدن
به سوی کهکشان ها پیش رفتن
درین وادی به پرواز آوریدن
شهاب تیزگام رزم پیکار     
گیاه هرزه گی را پاک چیدن
زباغ آرزوی رادمردان       
جهانی دیگر از نو آفریدن
خوشا در پرتو خورشید زحمت

درین قسمت از محفل ، توجه شما عزیزان را به متن قطعنامه محفل تجلیلیه 28 اسد 1389 جلب میدارم و از دوست عزیز خود منصور جان تقاضا میکنم تا به جایگاه تشریف آورده و قطعنامه را به خوانش بگیرند. تا آمدن شان تشویق فرمایید.

****