خواهران و برادران عزیز:
ما امروز در اینجا جمع شده ایم تا سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس را تجلیل نمائیم . ما یاد جانباختگان راه آزادی و استقلال را گرامی میداریم و عهد می بندیم که راه آنان را ادامه دهیم و هیچگاه در مقابل متجاوزین و اشغالگران و دست نشاندگان شان از پا ننشینیم.
امروز افغانستان مورد تاخت و تاز متجاوزین و اشغالگران امپریالیست امریکائی و
متحدین شان قرار گرفته دارد .  آنها و دست نشاندگان شان برای فریب توده ها بصورت پیهم بازی های انتخاباتی نمایشی براه  می اندازند . اینک آنها در  آستانه برگزاری بازی فریبنده انتخابات پارلمانی رژیم دست نشاده قرار دارند . وظیفه و رسالت تاریخی ما و همه نیروهای انقلابی ، ملی و دموکرات است که بطور جدی این انتخابات فرمایشی ، نمایشی و فریبکارانه را تحریم نمائیم.
ما باید ماهیت طرحات فریبکارانه اشغالگران و نوکران شان را که از طریق لویه جرگه ها
و انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی برای رژیم دست نشانده پیش برده می شود برای توده ها افشا نمائیم . توده ها باید به ماهیت فریبکارانه و انقیاد طلبانه این طرحات پی ببرند و گول بازی های انتخاباتی سرکاری را نخورند . رها شدن از زنجیر اسارت و انقیاد و هر گونه ستم فقط با آگاهی سیاسی و بسیج همگانی توده های تحت ستم اعم از زنان و مردان امکان پذیر است . به آرزوی رسیدن به چنین روزی پروگرام امروزی خود را آغاز می کنیم.


*******************************************

جنگ سالاران مستخدم کمپنی ها
و
جنگ سالاران جهادی


همانطوریکه شکلدهی رژیم های دست نشانده قبلی توسط سوسیال  امپریالیست ها طراحی میشد و توسط نوکرانش به مرحله اجرا در می آمد ، شکلدهی رژیم دست نشانده فعلی نیز از زمان شروعش یعنی کنفرانس بن تا حال توسط امپریالیست ها طراحی گردیده و توسط نوکرانش به مرحله اجرا در آمده است . چنانچه دیده شد که نه تنها بودجه مالی لویه جرگه اضطراری ، لویه جرگه قانون اساسی و انتخابات ریاست جمهوری توسط امپریالیست ها تامین گردید ، بلکه به اصطلاح نظم و امنیت آنها نیز توسط قوای اشغالگر تامین گردید . انتخابات پارلمانی رژیم دست نشانده نیز چنین حالتی خواهد داشت .
زمانیکه امپریالیزم امریکا تشخیص نمود که دیگر طالبان به دردش نمی خورد و نمی تواند منافعش را در منطقه تامین نماید به فکر حضور نظامی در منطقه گردید . در زمان طالبان حامد کرزی و پدرش طالب بودند و در صفوف طالبان بخاطر تامین منافع امپریالیزم امریکا از دل و جان کار می کردند . چنانچه زمانی که سردار ولی به کویته آمد حامد کرزی و پدرش در حدود صد هزار نفر جمع نموده و به استقبالش شتافتند . آنها مشترکا طالبان را به تسخیر هرات تشویق نموده و در ظرف دو روز سه صد هزار دالر به دسترس طالبان قرار دادند . در درگیری ها ئیکه به وقوع پیوست هزاران نفر جان باختند .  حامد کرزی در مسئولیت قتل این هزاران نفر شریک می باشد .
حامد کرزی مشاور حقوقی کمپنی یونیکال امریکائی بود و بخاطر تامین منافع این کمپنی در افغانستان کار می کرد . این کمپنی می خواست پایپ لاین نفت و گاز آسیای میانه از طریق افغانستان به پاکستان انتقال یابد .  زمانی که اختلاف بین امریکا و طالبان بروز می کند ، کرزی و پدرش از طالبان دور میشوند و طالبان بیدرنگ پدر کرزی را به قتل میرسانند .
از جانب دیگر ، جنگ سالاران جهادی که همیشه در بین خود درگیر جنگ های ارتجاعی داخلی بودند ، از دست طالبان شکست های محکمی خوردند . آنها که آخرین نفس های شان را می کشیدند ، حمله امریکا بالای افغانستان را به عنوان " رحمت الهی " برای خود تلقی نموده و برای جنگیدن در رکاب آنها کمر خدمت بستند .  کنفرانس بن به ابتکار امپریالیست ها تحت رهبری امپریالیزم امریکا طراحی گردید . آنها در این کنفرانس حامد کرزی را جبرا بالای جنگ سالاران جهادی به عنوان رئیس جمهور موقت قبولاندند . اما رقابت بین جنگ سالان جهادی و مستخدمین کمپنی ها ، بخاطر گرفتن قدرت و چاکر منشی بیشتر به درگاه امپریالیزم ، در گرفت .  در جریان این رقابت مستخدمین کمپنی ها توانستند روز بروز پایه های قدرت خویش را محکم تر نمایند . آنها بعد از لویه جرگه قانون اساسی  موفق شدند که رهبران جهادی را با خود همراه نمایند و با حمایت قوای اشغالگر دو تن از قلدران جهادی ( دوستم و اسماعیل ) را گوشمالی نظامی دهند تا بیشتر از پیش مطیع و فرمانبردار باشند . علاوتا فهیم ، قانونی ، محقق و کاظمی را از کار بر کنار کردند وبجای انها افراد دیگری را آوردند .
از آن پس جنگ سالاران جهادی کنار گزاشته شده از قدرت ، می خواهند در بازی های انتخاباتی ، اشغالگران را بسوی خود جلب نمایند . آنها تلاش دارند برای اشغالگران امریکائی نشان دهند که  برای نوکری ، بهتر از کرزی و سائر مستخدمین کمپنی ها ، آماده خدمت اند . اما اشغالگران امریکائی انتخاب شان را نموده و جناح حامد کرزی را مورد حمایت خویش قرار داده اند . اما این بدان معنا نیست که آنها فردا در افغانستان ، بازهم بر اساس منافع شان ، از خائنین دیگری حمایت نخواهند کرد . آنها زمانی که نوکران شان نتوانند منافع شان تامین نماید ، آنها را سرنگون نموده و نوکران دیگر را بر مسند قدرت می نشانند . تاریخ بار بار این موضوع را ثابت ساخته است .
با اشغال افغانستان توسط امپریالیست های امریکائی و متحدین شان ، رویکار آمدن رژیم دست نشانده و تبدیل شدن جناح مستخدمین کمپنی ها به جناح غالب این رژیم  به افغانستان ، تسلیم طلبان برای جناح غالب رژیم کف زدند و به تبلیغ پرداختند که افغانستان در مرحله  گذار از خشونت به مسالمت قرار گرفته است . آنها شایع ساختند که  مرگ جنگ سالاران فرا رسیده و افغانستان بسوی مردم سالاری در حرکت است . آ  نها حامد کرزی را فرد دموکرات و خدمتگزار مردم معرفی نموده و تمام مشکلات جامعه را به گردن جنگ سالاران جهادی انداختند .
شرایط کنونی افغانستان به عنوان یک کشور تحت اشغال قدرت های مختلف امپریالیستی بسیار پیچیده است . واضح است که امپریالیزم امریکا اشغالگر اصلی است ، اما قدرت های دیگر نیز منافع خود شان را دارند .  حامد کرزی به عنوان مهره اصلی امریکا در صدد است تا جنگ سالارانی را که از پشتیبانی قدرت های کوچک تر بر خوردار اند کنار بزند یا لا اقل قدرت شان را کم نماید . او در حال حاضر بزرگترین جنگ سالار در افغانستان است  و تفاوت اساسی با دیگر جنگ سالاران ندارد .
حامد کرزی هیچگاه حمله های هوائی و قتل عام مردم توسط قوای اشغالگر امریکائی و شکنجه افغانستانی ها در زندان های خود ساخته امریکائی را محکوم نکرده و همیشه مورد تائید قرار داده و می دهد .
اگر حامد کرزی در گذشته یک فرد بدون ارتش بود اما حالا نیروهای نظامی امریکائی و ناتو او را مورد حمایت قرار داده اند . این نیروها به مراتب قوی تر از نیروهای جنگ سالاران جهادی اند و همین نیرو ها اند  که تصمیم می گیرند در افغانستان چه کسی باید قدرت را در دست داشته باشد .
مردم نباید دیگر گول این فریبکاران یعنی جنگ سالاران وابسته به کمپنی ها و جنگ سالاران جهادی و همچنان تسلیم طلبان را بخورند . آنها همه به ساز امریکا و متحدین امریکا می رقصند .  باید  صفوف توده های ستمدیده را هرچه بیشتر فشرده تر و متحد تر نمود ، زیرا بدون چنین اتحادی نمی توان نیروهای اشغالگر را از کشور بیرون نموده و به عمر رژیم دست نشانده پایان داد .

سرنگون باد رژیم دست نشانده !
مرگ بر نیروهای اشغالگر !
به پیش در راه اتحاد توده های تحت ستم !


********************************************
رسالت تاریخی جوانان


تاریخ شاهد است که مبارزات انقلابی ضد تجاوز و ضد ارتجاع با جنبش جوانان عجین بوده است .  یعنی نیروی عمده این مبارزات جوانا ن بوده و بار سنگین این مبارزات را جوانان به دوش کشیده اند . چنانچه مقاومت علیه استعمارانگلیس و مقاومت علیه تجاوز و اشغالگری سوسیال امپریالیزم شوروی دو نمونه برجسته از مبارزات و فداکاری جوانان در افغانستان است .
اما متاسفانه تا حال مبارزات پیگیر ، خستگی ناپذیر و مقاومت دلیرانه توده ها –در متن آنها مبارزات جوانان - علیه تجاوز و اشغالگری امپریالیست ها ، به فرجام نرسیده اند . عوامل گوناگونی در این امر ذیدخل بوده است . اما عامل عمده این بوده است که این مبارزات از رهبری انقلابی بی بهره بوده اند . بطور خاص در مورد جنگ مقاومت ضد سوسیال امپریالیستی از یک طرف ضعف جدی کیفی و کمی نیروهای انقلابی و نبود رهبری سالم در کشور و از طرف دیگر ضعف جنبش انقلابی خلق ها و عوامل عینی بین المللی و منطقوی دخیل بوده اند . این عوامل سبب گشت که نیروهای ارتجاعی جهادی با پشتیبانی و حمایت بیدریغ امپریالیست های غربی بر جنبش مقاومت ضد سوسیال امپریالیزم چیره شود و رهبری ناسالمش را بر آن تحمیل نماید .
بعد از خروج قوای اشغالگر سوسیال امپریالیزم شوروی و سقوط رژیم مزدورش و انتقال مسالمت آمیز قدرت به جهادی ها ، بیداد گری ، چور ، چپاول و ویرانگری ها به گونه دیگری ادامه یافت .  جنگ های ارتجاعی داخلی خانمان سوز بین جهادی ها و به تعقیب آن بین جهادی ها و طالبان شروع شد . همین جنگ های ارتجاعی داخلی زمینه را برای تجاوزگری امپریالیست ها به رهبری امپریالیزم امریکا مساعد ساخت .
اشغالگران امریکائی و متحدین شان امریکا برنامه شکلدهی یک رژیم دست نشانده را که تامین کننده منافع شان باشد رویدست گرفتند . این برنامه از کنفرانس بن عملا شروع شد و با پیاده شدن طرحات امپریالیست ها یکی بعد از دیگری ، پیش رفت . قرار است که با تشکیل پارلمان رژیم مزدور ، این برنامه تکمیل گردد .
در شرایط کنونی ، افغانستان کشوری است تحت اشغال قوت های نظامی امپریالیستی که مستقیما توسط امپریالیست های متجاوز و اشغالگر به سردگی امپریالیزم امریکا اداره و کنترل می گردد . این کار زرا ر تجاورکارانه و اشغالگرانه علیه خلق ها و ملل ستمدیده منطقه و بخصوص توده های زحمتکش افغانستان براه افتاده است . بخاطر غارت و چپاول معادن و بخصوص گاز و نفت منطقه ، نه بخاطر آزادی ، دموکراسی و گذار از خشونت به مسالمت که توسط مشاطه گران آرایش داده می شود . زمانی که امپریالیزم امریکا از " آزادی " کشور ها صحبت می کند منظورش " آزادی " ادغام هر چه بیشتر این کشور ها در سیستم امپریالیستی تحت سلطه امریکا است.
حالت مستعمراتی و تحت اشغال بودن افغانستان نقش عمده در شکلدهی کل اوضاع کشور بازی می کند . امپریالیست های اشغالگر و متجاوز برای شکلدهی اوضاع اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی افغانستان متناسب با منافع آزمندانه امپریالیستی شان به نیروهای نظامی تکیه می کنند و با توسل به قهر و خشونت عریان برنامه اش را تطبیق می نمایند .
امپریالیست ها به رهبری امپریالیزم امریکا با دیکتاتور های خوانخوار توافق دارند فقط به شرطی که این خوانخواران از امپریالیزم امریکا اطاعت کنند . مثال زنده اش سرکوب خونین مردم اندیجان در ازبکستان توسط ارتش ارتجاعی ازبکستان و حمایت جورج بوش از  کریموف می باشد .
واقعیت امر این است تمام کسانی که امروز در جهان و بخصوص در افغانستان مورد تائید و حمایت امریکا است از نظر فساد ، خیانت ، جنایت و سرکوبگری بسیار فراتر از باند های جهادی و طالبان است . امپریالیزم امریکا به نیروهای خشن و سرکوبگری نیاز دارد که تمام پلان هایش را مو به مو پیاده نموده و در جهت تامین منافعش حرکت کند .
در شرایط کنونی که افغانستان مورد تجاوزگری و اشغال قرار گرفته ، پروسه شکلدهی رژیم دست نشانده در حال تکمیل شدن می باشد . اینک یکبار دیگر تاریخ مسئولیت سنگینی پیش روی جوانان قرار داده است . در چنین شرایطی باید جوانان هرچه وسیع تر و سریع تر بسیج و متشکل شوند .  جوانان یکی از نیروهای حساس جامعه اند و درسیر تغییر و تحولات اجتماعی به سرعت به حرکت در می آیند . آنها حامل نیروی عظیم انقلابی اند که اگر با آگاهی تام با سائر قشر های تحتانی و زحمتکش جامعه در آمیزند تبدیل به نیروی عظیمی می شوند و خرمن هستی مرتجعین و امپریالیست ها را به آتش می کشند .  بسیج وسیع جوانان در انقلاب رهائیبخش مردمی و مقاومت ملی مردمی و انقلابی یکی از وظایف تخطی ناپذیر  مبارزاتی  به شمار می رود . اجرای اصولی این وظیفه  نظام ارتجاعی دست نشانده و تجاوزگران امپریالیستی را در معرض نابودی قرار می دهد . لذا جنبش انقلابی جوانان از تمامی جوانان کشور می خواهد که رسالت تاریخی خود را در مقابل تجاوزگری امپریالیست ها و رژیم دست نشانده ادا نمایند .


به پیش ر راه بسیج هرچه وسیع تر جوانان !
زنده باد آزادی !
مرگ بر اشغالگران امپریالیست !
مرگ بر رژیم دست نشانده !
*********************************************


به پیش در راه شگوفائی مبارزات بر حق زنان


بعد از تجاوز امپریالیست های امریکائی و متحدین شان به افغانستان و اشغال این کشور ، اشغالگران و رژیم دست نشانده شان ، این دوره را بنام دوره دموکراسی ، آزادی و تساوی حقوق زن و مرد اعلام نمود .  تمامی تسلیم طلبان با شور و شوق زیادی به دنبال این شعار های کاذب براه افتادند . آنها همگی این دوره را دوره  گذار از خشونت به مسالمت و مردمسالاری خواندند . امروز نیز این شعار ها ورد زبان تمامی تسلیم طلبان و خائنین ملی است .
آیا وضعیت کنونی افغانستان چنان است که تسلیم طلبان و خائنین ملی بیان می کنند ؟ خیر ، کشوری که استقلالش سلب گردیده و تمامیت ارضی آن مورد تاخت و تاز متجاوزین و اشغالگران قرار گرفته باشد هرگز آزاد نیست . دموکراسی و تساوی حقوق زن و مرد در چنین کشوری کاملا معنا و مفهوم حقیقی خود را از دست می دهد .  دموکراسی و تساوی حقوق زنان با مردان تحایفی نیستند که توسط امپریالیست ها و مزدوران شان به جامعه و مردمان آن هدیه گردد و فقط  در جریان مبارزات سخت و طولانی توده ها بدست می آید .
تصویب کنندگان قانون اساسی ارتجاعی امپریالیستی در این قانون همان حقی را به زنان قائل شده اند که در طول تاریخ طبقه حاکم و مرد سالار قائل بوده اند . اگر در جائی از این قانون اساسی ارتجاعی  تساوی حقوق میان زنان ومردان یاد شده باشد ، این یاد اوری صرفا یک امر ظاهری و برای فریب زنان است . از آن گذشته در طول تاریخ به اثبات رسیده که هرگاه قوانین ارتجاعی با یک دست چیزی را به مردم ارائه کرده  با دست دیگر انرا پس گرفته است .
بعد از تصویب قانون اساسی ارتجاعی علاوه بر اینکه وضعیت زنان اساسا بهبود نیافته بلکه از جهاتی بد تر نیز گردیده است . چنانچه از اوائل سال 1384 تا کنون سه واقعه قتل زنان توسط شوهران شان در هرات و پنج واقعه قتل زنان در سمت شمال صورت گرفته است . همچنان در طول سال گذشته بیش از 50 واقعه خود سوزی زنان و دختران جوان به وقوع پیوسته که بیشترین این واقعات خود سوزی در هرات بوده است . اما دولت دست نشانده هیچگاه به تحقیق جدی در این زمینه اقدام نکرده است ، زیرا که در واقع از نظر قانون و دولت ارتجاعی ، زن و دختر ملک مطلق مردان است و آنها بهر شکلی که بخواهند می توانند با ایشان رفتار کنند .  مرد ان می توانند دختران سیزده یا پانزده ساله شان را به مردان شصت ساله و هفتاد ساله در بدل مبلغ هنگفتی بفروشند . مردان می توانند تحت عنوان کاذب ناموس و شرف همسران خود را به قتل برسانند ( واقعه هرات و مزار ) اما مرتکبین چنین جنایاتی نه تنها مجازات نمی شوند ، بلکه از طرف حکام مرتجع مورد تقدیر نیز قرار می گیرند .
جای شک نیست که زنان افغانستان امروز در موقعیتی بسر می برند که از قرن ها پیش بسر می برده اند .  ستم بر زنان توسط ایدئولوژی ، فرهنگ و عنعنات ارتجاعی حاکم تقدیس و تعمیل می گردد . در جامعه مستعمره – نیمه فئودال افغانستان زنان علاوه بر اینکه از ستم امپریالیستی  ، نیمه فئودالی و بورژواکمپرادوری  در رنج اند ، از ستم مرد سالارانه حاکم در جامعه نیز رنج می برند . این ستم دارای خصلت سیاسی است ، حافظ و نگهبان چنین ستم هائی دولت ارتجاعی دست نشانده و حامیان امپریالیستی شان می باشد .
آیا خدمتگزاری قشر کوچکی از زنان برای اشغالگزان و رژیم دست نشانده به معنای تساوی حقوق زنان با مردان است ؟  تسلیم طلب این سوال را جواب مثبت می دهند . اما در حقیقت خدمتگزاری این قشر کوچک به دربار امپریالیزم و رژیم دست نشانده برای حفظ و بقای اشغالگری و تحکیم سلطه مرد سالاری است و هیچگاه نمی تواند نقش مفید و سازنده ای در بهبود زندگی زنان داشته باشد . جامعه کنونی در واقع عرصه فعالیت مردان است و زنان برده خانگی به حساب می آیند . زنان در اکثریت قریب به اتفاق از فعالیت اجتماعی محروم اند و در مواردی هم که فعالیت دارند نقش شان فرعی است . رهبریت تمام امور اجتماعی بطور انحصاری به مردان تعلق د ارد . بدین طریق زنان بطور کلی جنس درجه دوم به حساب می آیند .     برای درهم شکستن این زنجیر اسارت بار باید حلقه اصلی این زنجیر را درهم شکست . یعنی با مبارزات ملی ، مردمی و انقلابی تا سرحد بیرون راندن اشغالگران و سرنگونی تمام میهن فروشان که پشتیبان جامعه مرد سالاری است به پیش رفت .  در غیر اینصورت همان آش است و همان کاسه .

زنده باد مبارزات بر حق زنان
مرگ بر اشغالگران و خائنین ملی !
به پیش در راه تساوی حقوق میان زنان و مردان !
*********************************************
انتخابات پارلمانی آخرین حلقه" شکلدهی" رژیم دست نشانده


بعد از حادثه یازده سپتامبر 2001 تهاجم امپریالیست ها به رهبری امپریالیزم امریکا بر افغانستان شروع شد ، این تهاجم امپریالیست ها از طرف جنگ سالاران جهادی شکست خورده و رانده شده به مثابه " مائده آسمانی " و " رحمت الهی " مورد استقبال قرار  گرفت .
همه نیروهای ارتجاعی شکست خورده برای جنگیدن در رکاب ارباب امریکائی شان و برای مستعمره ساختن افغانستان  ابراز آمادگی نموده و با شور و شعف زائد الوصفی از ان استقبال کردند .  بعد از تسلط امپریالیست ها بر سرنوشت کشور نه تنها نیروهای مرتجع جهادی بلکه روشنفکران تسلیم طلب نیز شروع به رقص و پایکوبی نمودند . آنها این تجاوزگری را مرحمی بر زخم های ملت داغدیده پنداشتند و برای حفظ و بقای رژیم دست نشانده به تبلیغات زهر آگین پرداختند . این تسلیم طلبان نه تنها لویه جرگه اضطراری و لویه جرگه قانون اساسی را تائید نمودند بلکه برای  اعزام  نماینده به ان کمر خدمت  بستند . آنها انتخابات ریاست جمهوری رژیم دست نشانده را یگانه مظهر اراده ملت گفتند و آنرا  یگانه راه رسیدن به دموکراسی اعلام کردند . این تسلیم طلبان ، امروز برای حضور و شرفیابی در پارلمان و شورا های ولایتی رژیم دست نشانده به بهترین وجهی حاضر به خدمت هستند . همانطوری که نیروهای انقلابی از همان ابتدا به توده ها گفتند و نوشتند ، این انتخابات های پیهم در راستنای تامین استقلال افغانستان و تامین حاکمیت ملی مردمان آن قرار ندارند ، بلکه  در خدمت دوام اشغال کشور ، در خدمت دوام پایمالی حاکمیت ملی مردمان کشور و در خدمت دوام حضور قوای اشغالگر امپریالیستی در افغانستان هستند . امروز بطور واضح و روشن آشکار گردیده که هدف اصلی این انتخابات ها ابقا و تحکیم رژیم دست نشانده اشغالگران است  و نه تحقق دموکراسی در افغانستان . این هدف در خدمت نقشه های دراز مدت اشغالگران امپریالیست امریکائی و متحدان شان قرار دارد . آنها از این طریق می خواهند حضور دائمی نظامی شان در افغانستان را شکل به اصطلاح قانونی بدهند. آنها با سفر کرزی به واشنگتن تا حدی این ظاهر سازی و فر یبکاری قانونی را شکل داده اند . هم اکنون اشغالگران و رژیم دست نشانده برای برگزاری انتخابات پارلمانی و شورا های ولایتی آمادگی می گیرند تا از این طریق پروسه شکلدهی رژیم دست نشانده را " کامل " نموده و به اشغالگری و حضور نظامی شان مشروعیت قانونی بخشند . وظیفه اصلی این " نمایندگان " در پارلمان تائید تمامی قرار داد های اسارت باری که میان امریکا و انگلیس و مزدور درجه یک شان ( حامد کرزی ) بسته شده اند ، می باشد.
در یک کشور اشغال شده که استقلال آن ، حاکمیت ملی مردمان آن ، تمامیت ارضی و حق تعیین سرنوشت مردمان آن زیر سوال رفته و پایمال گردیده است ، چنین انتخاباتی به هیچ دردی نمی خورد ، جز برای حفظ و بقای رژیم دست نشانده و چاکر منشی به درگاه اشغالگران. امپریالیست های اشغالگر که استقلال کشور و حاکمیت ملی مردمان ما را پایمال کرده اند و اساس حق تعیین سرنوشت مردمان ما را مورد تعدی و تجاوز قرار داده اند ، برای شان اصلا ممکن نیست که بتوانند حاکمیت مردم در افغانستان را تامین نمایند . دموکراسی بدون استقلال کشور و بدون حاکمیت ملی مردمان کشور ، اساسا نمی تواند قابل تامین باشد . اساس مسئله این است که امپریالیست ها به دنبال منافع استراتژیک ، اقتصادی و سیاسی خود شان هستند ، نه به دنبال اوردن دموکراسی در افغانستان . شعار آوردن دموکراسی در افغانستان توسط امپریالیست های اشغالگر یک شعار فریبنده و اغواگرانه است که امروز توسط مزدوران رژیم و تسلیم طلبان تبلیغ می گردد . جای شکی نیست که امپریالیست ها در حال آوردن نوعی به اصطلاح دموکراسی سر و دم بریده به این کشور هستند . اما این " دموکراسی " در اساس مبتنی بر حق حاکمیت مردم ، حتی در شکل   بورژوائی کهنه آن نیست بلکه فقط و فقط پوشش نازک استتاری است بر چهره کریه استبداد مستعمراتی – نیمه فئودالی . بدین صورت کل روند انتخابات پارلمانی برای تحکیم بیشتر و توسعه پایه های اجتماعی رژیم دست نشانده رویدست گرفته شده است و حلقه ای از مجموع تمام اقداماتی است که از سوی امپریالیست های اشغالگر امریکائی و متحدین شان از چهار سال به اینطرف برای شکلدهی رژیم پوشالی پیش برده شده است . همانطوری که انتخابات ریاست جمهوری را رویدست گرفتند  تا به رژیم دست نشانده و بی حیثیت ، حیثیت قانونی   ببخشد ، به همان قسم انتخابات پارلمانی و  شوراهای ولایتی را رویدست گرفته اند تا شکلدهی رژیم دست نشانده را " کامل تر" و " قانونی تر "  جلوه دهند بنا براین شرکت در انتخابات در هر سطحی که باشد ، شرکت در بازی های سیاسی ای است که از سوی اشغالگران امپریالیست ، در راس امپریالیست های امریکائی طرحریزی شده و به    پیش برده می شود تا رژیم دست نشانده شان را حیثیت قانونی و منتخب بدهند .
ما دامی که سلطه اشغالگران امپریالیست بر کشور باقی بماند ، چه فرق اساسی میان رئیس جمهور غیر منتخب رژیم دست نشانده و رئیس جمهور به اصطلاح منتخب توسط مردم می تواند وجود داشته باشد ؟  چه فرقی میان پارلمان به اصطلاح انتخابی و یا انتصابی وجود دارد ؟ آنهم در به اصطلاح انتخاباتی که بر اساس طرح و نقشه اشغالگران و با تکیه بر قوت های مسلح و امکانات پولی و مالی آن ها رویدست گرفته شده است.


پس با یک صدا باید گفت :
مرگ بر انتخابات سرکاری !
مرگ بر امپریالیست ها !
مرگ بر رژیم دست نشانده!
*********************************************
رقابت خائنین ملی بر سر نوکر منشی به درگاه امپریالیزم امریکا


بعد از سقوط رژیم طالبان و شکلگیری رژیم دست نشانده ، رقابت بر سر چاکر منشی به بارگاه امپریالیزم امریکا بین جناح کمپنی ها یعنی حامد کرزی و شرکاء از یکطرف و جهادی ها از طرف دیگر ، بروز کرد . بعد از لویه جرگه قانون اساسی رهبران جهادی مانند سیاف ، ربانی ، مجددی ، گیلانی ، خلیلی و محسنی منافع خود را در سایه جناح کمپنی ها دیدند و با حامد کرزی متحد شدند . عده ای همچون اسماعیل و دوستم میخواستند که در مناطق شان همان شکل ملوک الطوایفی را حفظ نمایند . جناح کمپنی ها آنها را چنان گوشمالی نظامی داد که فعلا خادم فرمانبردار امریکائی ها شده اند .  یک عده در رقابت های سیاسی به مخالفت با کرزی برخاستند ، مانند قانونی ، محقق ، احمد شاه احمد زی و غیره . مخالفت اینها با کرزی از این سبب نبود و نیست که کرزی دست نشانده است و یا اینکه افغانستان تحت اشغال است و باید نیروهای اشغالگر از افغانستان بیرون شوند . بلکه بخاطر این بود و هست که به امریکائی ها نشان بدهند که برای نوکری بهتر از کرزی هستند . به همین خاطر در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نمودند و فعلا هم دست اندر کار انتخابات پارلمانی اند .
اشغالگران امریکائی نیز خواهان چنین رقابت هائی هستند تا دموکراسی کاذب خود را برای مردم نمایش دهند و طوری وانمود کنند که حکومت دست نشانده یک حکومت انتخابی و نماینده مردم است . آنها از این طریق میخواهند تجاوز و اشغالگری و حضور دائمی نیروهای شان در افغانستان را مشروعیت ببخشند . این رقیبان کرزی مشاطه گرانی اند که دموکراسی کاذب اشغالگران را زیب و زینت می دهند . تمامی این نیروها به هر شکل و شمائلی که در آیند در جمله خائنین ملی و نوکر امپریایزم امریکا بحساب می آیند . اما با تمام این مشاطه گری های رقیبان کرزی ، امپریالیزم امریکا بازهم به کرزی متکی شده است . همان طوری که از اول مشخص بود اورا بیشتر از پیش قدرت داد و به رقبایش پشت پا زد . این بدان معنا نیست که اشغالگران امریکائی در آینده از خائن دیگری حمایت نخواهند کرد . تاریخ ثابت نموده که چاکری به دربار امپریالیزم عاقبت خوشی ندارد تا زمانی که نوکر بتواند منافع اربابش را حفظ کند از وی حمایت می کند . همینکه تاریخ استعمالش سر رسید و نتوانست منافع اربابش را حفظ کند او را  به زیر می کشد و از خائن دیگری حمایت می کند . تمامی رژیم هائی که از کودتای هفت ثور به اینطرف رویکار آمده و رفته اند ، چنین سرنوشتی داشته اند .
رقابت میان مرتجعین بر سر خدمتگزاری به اربابان امپریالیست شان سبب گردیده که فساد اداری بصورت وسیع و عمیقی  در دستگاه حاکمه رشد نماید . امروز فساد اداری آنقدر دامنگیر رژیم دست نشانده گردیده که حتی خود رژیم دست نشانده و رادیو های امپریالیستی نمی توانند منکر آن گردند . چنانچه در روز پنجشنبه 20 اسد 1384 ، میز گردی که رادیو بی بی سی با رئیس کمیسیون مبارزه با مواد مخدر و صفیه صدیقی و یک تن دیگر داشت ، آنها به وجود این فساد اداری وسیع و عمیق در دستگاه اداری دولت صریحا اعتراف کردند.
در این مصاحبه خبرنگار بی بی سی از رئیس کمیسیون مبارزه با مواد  مخدرپرسید:
وزیر داخله بار ها گفته که مقامات عالی دولتی  به فساد اداری آلوده اند و دست به قاچاق مواد مخدر می زنند . آیا تا حال شما و محاکم در این زمینه اقداماتی نموده اید ؟
رئیس کمیسیون مبارزه با مواد مخدر در جواب گفت :
اکثر دوسیه ها مراحل محاکم ثلاثه را طی نموده و حکم هر سه محکمه در مورد آنها گرفته شده است ، اما باز تمام پرونده های آنها مسترد و حفظ گردیده و حکم محاکم اجرا نگردیده است .
خبرنگار دوباره پرسان نمود که :
آیا شما تا حال از وزیر صاحب داخله پرسان نموده اید که این مقامات عالی دولتی که به  فساد ادری و قاچاق مواد مخدر آلوده اند کیانند؟
رئیس کمیسیون مبارزه با مواد مخدر گفت :
 زمانی که به وزارت داخله می رویم تا روی مشکلات خویش صحبت  نمائیم قبل از اینکه وزیر صاحب را ببینیم سکرترش برای ما می گوید که امروز وقت نداریم  این مصاحبه بخوبی بیانگر آن است که رژیم دست نشانده تا مفز استخوان فاسد است . در واقع تمام آنهائیکه بر مسند قدرت تکیه زده اند و تمام آنهائیکه اپوزیسیون رژیم دست نشانده را تشکیل می دهند ، با مافیاهای مواد مخدر ، فساد اداری و غیره  در ارتباط اند .
رقابت بین خائنین ملی بر سر این است که کدام یکی از سفره پر نان امپریالیست ها سهم بیشتری بگیرند و یا اینکه آنرا کاملا در اختیار داشته باشند . یعنی رقابت بر سر تصاحب امکانات مالی از بودجه های دولتی گرفته تا منافع مالی تیم های باز سازی ولایتی و غیره است . این رقابت ها علت اصلی بی بند و باری و فساد اداری رژیم دست نشانده را تشکیل می دهد.
وقتی که خبرنگار بی بی سی راه حل را از شاملین میز گرد پرسان می کند ، همه  راه حل را در اصلاح دولت می بینند . اما واقعیت این است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ، کمیسیون به اصطلاح مبارزه با فساد اداری به وجود آمده است . اما از زمان رویکار آمدن این کمیسیون ببعد نه تنها فساد اداری کم نگردیده بلکه روز بروز وسیعتر و عمیقتر گردیده است .
یگانه راه از بین بردن این رقابت ها وفساد اداری فقط و فقط بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سرنگونی رژیم دست نشانده می باشد . این هدفی است که از طریق مبارزه پیگیر و بی امان تمامی ملیت ها و مردمان تحت ستم افغانستان و بسیج همگانی شان بر محور یک خط ملی مردمی و انقلابی می تواند قابل حصول می باشد .


سرنگون باد رژیم دست نشانده !
مرگ بر خائنین ملی !
مرگ بر تسلیم طلبان !
به پیش در راه بسیج جوانان ، زنان و سائر اقشار تحت ستم !
*********************************************
روز 28 اسد
سالروز استرداد استقلال کشور از استعمار انگلیس
را گرامی میداریم


مروز 28 سال 1384 مصادف است با هشتاد و ششمین سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس . در 28 سال 1298 استعمار کهنه کار انگلیس ، پس از پیروزی نسبی جنگ استقلال افغانستان ، مجبور شد استقلال سیاسی افغانستان را به رسمیت بشناسد  .  ما این روز را بخاطر قهرمانی ها و جان نثاری های جانباختگان بخون خفته راه استقلال و آزادی این مرز و بوم تجلیل می کنیم و در اینجا جمع شده ایم تا یاد این عزیزان را گرامی داریم ..
در طول تقریبا  9  دهه سلطه استعمار انگلیس بر افغانستان ، مردمان این خطه آرام ننشسته و جنگ ها و قیام های خونینی را علیه قوای متجاوز و اشغالگر انگلیس بر پا داشتند و هر بار موفق شدند این نیرو ها را از کشور بیرون برانند . اما بر اثر سازشکاری های امیران مرتجع و نیروهای وطن فروش و خائن  به نتایج سیاسی ملموسی منجر نمی شد و امیران خود فروخته مجددا بر سرنوشت کشور حاکم می شدند . سر انجام بعد از کشته شدن امیر حبیب الله امیر امان الله به قدرت سیاسی دست یافت و با تکیه بر زمینه های مساعد عینی و ذهنی ، استقلال سیاسی کشور را اعلام نمود . استعمار انگلیس که هیچگاه حاضر نبود استقلال افغانستان را به رسمیت بشناسد در 5 می 1919 قشون بزرگی را بسیج نموده و از زمین و هوا بالای مردمان این کشور حمله نمود . این تهاجم استعمارگرانه با ضد حمله جانانه نیروهای دولتی افغانستان و مبارزین مردمی روبرو گشت  . باالاخره تلاش انگلیس ها به شکست مفتضحانه ای انجامید و آنها مجبور شدند استقلال سیاسی افغانستان را در 28 اسد 1298 به رسمیت بشناسند .  ما به قهرمانان راه آزادی چون ملالی ها ، عبدالله اچکزی ها ، ملا مشک عالم ها ، میر مسجدی ها و دیگر قهرمانان جانباخته این راه درود میفرستیم و این روز را بخاطر قهرمانی های شان گرامی میداریم .
گرچه در روز 28 اسد 1298 استقلال سیاسی کشور بدست آمد ، اما این استقلال ناقص ونیم کاره بود و به استقلال کامل کشور از سلطه امپریالیزم نینجامید ، بلکه صرفا کشور از حالت مستعمره به حالت نیمه مستعمره در آمد . به عبارت دیگر سلطه اقتصادی و سیاسی غیر مستقیم امپریالیزم بر سر نوشت این کشور و مردمان ان ادامه یافت . امپراطوری انگلیس همین استقلال نسبی افغانستان را نیز نمی توانست تحمل نماید . توطئه ها از هر طرف شکل گرفت و باالاخره به مسلط شدن نادر خان غدار بر سرنوشت کشور و مردمان کشور منجر شد . ادامه وابستگی های بیش از حد خاندان نادری زمینه ساز تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی به افغانستان گردید و کشور و مردمان کشور تحت  ساطه مستقیم سوسیال امپریالیزم شوروی و نوکران حلقه بگوش آن قرار گرفت .  مردمان این مرز و بوم در مقابل تجاوزگران و میهن فروشان عکس العمل نشان داده و دست به مقاومت زدند .
در طول دوران اشغال کشور توسط سوسیال امپریالیست ها و حاکمیت پوشالی مزدوران شان ، مردمان تمامی ملیت های کشور مورد تاخت و تاز غارتگرانه و سرکوب وحشیانه قرار گرفتند . حاکمیت اشغالگرانه و خائنانه آنان باعث هزاران فجایع اسفبار شده و میلیون ها انسان را از هستی ساقط ساخت و ویرانی های گسترده ای را بر کشور تحمیل نمود .
سوسیال امپریالیزم شوروی دونمونه برجسته این مبارزات  به شمار می رود .  اما این مبارزات به علت نبود و یا ضعف جدی کیفی و کمی نیروهای انقلابی رهبری کننده ، به فرجام نرسیده و ساطه ارتجاع و امپریالیزم بر کشور و مردمان آن تداوم یافته است . بطور مشخص جنگ مقاومت ضد سوسیال امپریالیزم شوروی علیرغم تحمل قربانی های بی همتا از سوی توده های مردم در مواجهه با تجاوزگری سوسیال امپریالیزم و سلطه نوکر منشانه و ضد مردمی مزدوران آن ، بخاطر ضعف جنبش انقلابی  و نبود نیروی پیشاهنگ رهبری کننده در آن وقت و عوامل عینی و ذهنی بین المللی ، منطقوی و کشوری متعدد نتوانست به مثابه مرحله ای از انقلاب ضد ارتجاعی و ضد امپریالیستی مردمان کشور به پیش رود .  رهبری جنگ مقاومت از سوی نوکران امپریالیزم غرب غصب گردید و سرنوشت این مقاومت حماسی بازیچه قدرت های امپریالیستی رقیب سوسیال امپریالیستی شوروی مبدل شد .  مادامی که قوای متجاوز سوسیال امپریالیستی  ناگزیر شد از کشور خارج گردد جنگ داخلی میان نیروهای وابسته به سوسیال امپریالیزم شوروی و امپریالیست های غربی ادامه یافت . اما پس از آنکه شوروی سوسیال امپریالیستی فروپاشید ، رژیم بازمانده دوران اشغال نیز مدت زیادی دوام نیاورد و سریعا از هستی ساقط گردید . قدرت سیاسی به آرامی و مسالمت از بازماندگان رژیم ساقط شده به نیروهای ارتجاعی اسلامی انتقال یافت . در فرجام مسائل اساسی و اصلی انقلاب کشور کماکان لاینحل ماند و سلطه نظام ارتجاعی و وابسته به امپریالیزم همچنان ادامه یافت
حاکمیت ارتجاعی تئوکراتیک با جنگ های ارتجاعی خانمانسوز داخلی میان جناح های مختلف تئوکرات رقم خورد . این نیروها بخاطر تامین منافع خود و اربابان خویش کشور را به میدان تاخت و تاز جنگ های ارتجاعی مبدل نموده و بی خانمانی و آوارگی مردمان ما را تداوم بخشیدند . ویرانگری و قتل و غارت دوران حاکمیت سرتاسری باند های جهادی با ظهور " طالبان " و برقراری سلطه شان بر کشور نه تنها پایان نیافت بلکه ابعاد گسترده تر و عمیق تری پیدا کرد .
باند های مرتجع جهادی و طالبی زمینه ساز تجاوز سبعانه امپریالیست ها به رهبری امپریالیزم امریکا بر افغانستان گردید . و یکبار دیگر کشور حالت مستعمراتی  بخود گرفت .
این تجاوز و اشغالگری سبعانه تحت شعار مبارزه علیه تروریزم براه افتاده و پیش برده می شود . اما این شعار یک شعار کاذبانه و فریب دهنده است . " تروریست " هائی که جنگ با آنها بهانه این تجاوز و اشغالگری قرار گرفته است ، دست پروردگان دیروزی خود امپریالیست های امریکائی و متحدین شان هستند و سال های سال سیاست های این " تروریست " ها مورد حمایت و پشتیبانی آنان بوده است . هدف اصلی این تجاوز و اشغالگری توده های مردمان افغانستان ، کشور های آسیای میانه ، آسیای جنوبی و شرق میانه و منابع زیر زمینی این مناطق است که در راس همه آنها منابع نفت و گاز آسیای میانه و منطقه خلیج قرار دارد .
که در آنها رژیم های دست نشانده شان را بمثابه روکش تجاوز و اشغالگری شان بپرورانند . در افغانستان در طول تقریبا چهار سالی که از تجاوز امپریالیست ها می گذرد ، آنها روی شکلدهی رژیم دست نشانده شان کار نموده اند . آنها در " تجمع خائنین ملی در بن " شکلدهی رژیم دست نشانده شان را آغاز کردند . بدنبال آن " لویه جرگه اضطراری " و " لویه جرگه قانون اساسی " براه انداختند و برای رژیم دست نشانده شان قانون اساسی نوشتند و انرا توسط مزدوران شان تصویب کردند . بر مبنای این قانون اساسی خود ساخته ، انتخابات تقلبی ریاست جمهوری براه انداختند و "  رئیس جمهور دست نشانده را با کابینه مزدور آن بر مسند قدرت نمایشی نصب کردند . اشغالگران و خائنین ملی  فعلا در تلاش اند تا برای رژیم دست نشانده انتخابات پارلمانی براه بیندازند و نمایش شکلدهی رژیم دست نشانده را تکمیل نمایند .
یقینا در اثر این انتخابات تقلبی و نمایشی ، خائنین ملی و تسلیم طلبان اجیر و وفادار به متجاوزین و اشغالگران بر چوکی های " پارلمان "  تکیه خواهند نمود.
اما اشغالگران امریکائی و متحدین شان باید آرزوی دسترسی به این اهداف را به گور ببرند  .   مقاومت ملی مردمی و انقلابی ما باید ضربات کوبنده ای بر اشغالگران و دست نشاندگان شان وارد نموده و نقشه های شوم شان را به ناکامی بکشاند.
این بار باید نیروهای انقلابی تحت رهبری پیشاهنگش در راس این مقاومت قرار بگیرند تاعوامل عینی ذهنی ملی و بین المللی  را به نفع انقلاب و توده های زحمتکش متحول سازند.
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی و انقلابی برای بیرون راندن نیروهای اشغالگر و

سرنگونی رژیم دست نشانده 
مرگ بر رژیم دست نشانده !
مرگ بر اشغالگران !
*********************************************
انتخابات پارلمانی رژیم دست نشانده را باید تحریم نمود


ما در محفل تجلیل از هشتاد و پنجمین سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس ( 28  اسد سال 1383 ) انتخابات ریاست جمهوری رژیم دست نشانده را تحریم نمودیم . ما در این اقدام تنها نبودیم زیرا که بخش بزرگی از توده های مردم  این انتخابات را تحریم  کردند . اینک انتخابات  پارلمانی رژیم دست نشانده رویدست است . این انتخابات که مطابق به قانون اساسی رژیم باید همزمان با انتخابات ریاست جمهوری بر گزار می شد قرار است که تقریبا یکسال بعد از آن بر گزار گردد . اما این موعد تعیین شده نیز ممکن است باز هم به تعویق بیفتد چرا که  از جمله مجموع مصارف سنجیده شده برای این انتخابات (  یکصد و پنجاه میلیون ) دالر ، هنوز سی و یک میلیون  دالر آن کمبود است و هنوز هیچ دولت خارجی برای تهیه آن آمادگی نشان نداده است .  این حالت یعنی وابستگی صد در صد مالی به منابع خارجی امپریالیستی  به روشنی نشان دهنده ماهیت این انتخابات است . برای مردمان کشور چه فرقی خواهد کرد که چنین انتخاباتی به وقت و زمانش برگزار گردد یا باز هم به تعویق بیفتد ، چون در هر حال این منابع تمویل کننده اند که نفع  آنرا می برند و آن عبارت است از آ رایش بیشتر رژیم دست نشانده با سرخاب و سفیداب تقلبی دموکراسی امریکائی .
اما اگر کشور تحت اشغال قوای متجاوز امپریالیستی نیزقرارنداشته باشد ولی فاقد استقلال واقعی با شد ومردمانش آزادی حقیقی نداشته باشند ، یعنی حالت نیمه فئودالی و نیمه مستعمراتی وجود داشته باشد ، باز هم انتخابات و بازی های انتخاباتی پوچ و بی معنی است . در چنین حالتی نیز دموکراسی بازی های ظاهری صرفا رو پوشی برای استبداد حاکم بر جامعه است و نه چیز دیگری.
اما حتی درکشور های سرمایه داری پیشرفته که گویا دموکراسی و انتخابات سرمایه دارانه معنی و مفهومی پیدا می نماید ، ماهیت انتخابات مردمی و به نفع توده ها نیست . واقعیت این است که حتی در چنین دموکراسی هائی استثمار شوندگان هر چند سال یکبار اجازه می یابند که از میان استثمارگران خود یکی را برای تامین حاکمیت طبقه حاکم بر جامعه انتخاب کنند.
حال در کشوری که تحت اشغال قوت های خارجی امپریالیستی قرار دارد ، انتخابات ارتجاعی امپریالیستی فقط و فقط می تواند یک مضحکه تمام عیار باشد . در واقع اشغالگران و دست نشاندگان شان تلاش دارند که از طریق براه انداختن بازی های پیهم انتخاباتی   توده ها را منفعل نمایند  و آنها را به دام این توهم بیندازند که گویا در امور دولتی دخالت دارند و بر برنامه ها و عملکرد های دولت اثر می گزارند . ولی از آنجائیکه این انتخابات ها ، انتخابات های توده ها نبوده بلکه انتخابات های اشغالگران و دست نشاندگان شان است ، بر گزاری آنها اساسا نمی تواند تاثیری بر سر نوشت توده ها داشته باشد و قدرتی به آنها عطا نماید.
چنانچه لویه جرگه ها و انتخابات ریاست جمهوری رژیم دست نشانده نتوانست ذره ای تغییر اساسی در سر نوشت توده ها بوجود بیاورد ، انتخابات پارلمانی رژیم نیز چنین خواهد بود.
آزار و اذیت و شکنجه زندانیان در زندان های خود ساخته امریکائی در افغانستان ، مهر سکوت بر لب نهاده و هیچ چیز نمی گوید . حتی زمانی  که خبر کشته شدن دو زندانی توسط امریکائی ها در زندان میدان هوائی بگرام به بیرون درز نمود حامد کرزی در تلویزیون گفت : " متاسفم . از امریکائی ها می خواهم که دیگر این کار را نکنند . " ولی هر گاه یک امریکائی کشته یا مجروح می گردد باد به غبغب انداخته این عمل  را جنایتکارانه و تروریستی اعلام می کند و عاملین آنرا به جزای سنگین تهدید می نماید . این فقط مشت نمونه خروار است . تمام عملکرد های رژیم دست نشانده  طبق منافع ستمگرانه اشغالگران  به پیش می رود و طبق فیصله های آنها مورد اجرا قرار می گیرد .  چنانچه زمانی که بوش حامد کرزی را به قصرسفید دعوت نمود ، فیصله نامه از قبل تهیه شده را پیش رویش گزاشت و از او خواست تا آن را امضا نماید . حامد کرزی بدون چون و چرا آن را امضا نمود و موجودیت پایگاه های نظامی امریکا در افغانستان را برای مدت طولانی پذیرفت و به این ترتیب کشور را به امریکا فروخت .
پارلمان رژیم دست نشانده نیز همین نقش را در خدمت منافع امپریالیزم امریکا بازی خواهد کرد و حضور نظامی امریکا در افغانستان را ،  برای مدتی که کرزی پذیرفته ،   تائید خواهد نمود .
همان طوری که در انتخابات ریاست جمهوری دیدیم که کاندیدا ها نه بخاطر منافع مردم و نه بخاطر بهبود وضع اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی کشور و نه بخاطر کوتاه کردن دست متجاوزین از کشور خود را کاندید نموده بودند، بلکه بخاطر آن بود که هر کدام کوشش داشتند تا به اشغالگران وانمود کنند که برای خدمت و نوکری بهتر آماده اند . کاندیدا های انتخابات پارلمانی  نیز از همین قماش اند و هرکدام سعی می کنند تا اثبات کنند که برای خدمت به اربابان اشغالگر امپریالیست و وطن فروشی دست کمی از هم دیگر ندارند.
روشنفکران تسلیم طلب نیز بخاطر امتیاز گرفتن سر به آستان اشغالگران می سایند و با تبلیغات عوام فریبانه خویش توده ها را وارد بازی انتخاباتی ای می کنند که نه تنها نفعی بحال شان ندارد بلکه به شدت برای کشور و مردمان کشور مضر و بلکه خطرناک است . این تسلیم طلبان همصدا با رسانه های گروهی اشغالگران و رژیم دست نشانده ، مردم را در دام بازی های انتخاباتی ضد ملی و ضد مردمی می اندازند . آنها بر بخش های متزلزل و آماده فریب خوردن در جامعه تاثیر می گزارند و مردم را به تغییر و اصلاح شرایط امید وار میسازند . چون اینها به قدرت توده های مردم برای تغییر شرایط و توان آنها برای تعیین سرنوشت خود شان باور ندارند ، تنها نقش و امکان خود را در همنوائی با اشغالگران و خوشخدمتی برای رژیم دست نشانده جستجو می کنند .
وظیفه نیروهای ملی ، دموکرات و انقلابی هم اکنون این است که چهره ضد ملی و ضد مردمی انتخابات پارلمانی رژیم دست نشانده را برای توده ها افشا نمایند . اگر توده ها ماهیت این انتخابات را دقیقا درک نکنند و آگاهی سیاسی در مورد ماهیت و کارکرد رژیم دست نشانده پیدا نکنند ممکن است کم و بیش به دام فریب این بازی انتخاباتی بیفتند تا زمانی که توده ها تحت رهبری نیروی انقلابی پیشاهنگ چشم انداز تغییر و تحول را در سر نگونی این رژیم دست نشانده و بیرون راندن نیروهای اشغالگر جستجو نکنند ، همواره اشغالگران و رژیم دست نشانده می توانند کم و بیش آنها را در درون بازی ها و نمایشات شان بکشانند .
بازی انتخاباتی ای که رژیم دست نشانده رویدست گرفته و تسلیم طلبان برای آن کف می زنند و در جهت پیروزی آن کمر خدمت بسته اند ، تلاشی است برای مشروعیت بخشیدن به تجاوز و اشغالگری امپریالیست ها و رژیم دست نشانده شان در افغانستان . باید این نقشه شوم را افشا و رسوا نموده و این بازی نمایشی را نیز همانند بازی نمایشی انتخابات ریاست جمهوری رژیم دست نشانده به ناکامی کشاند.
انتخابات پارلمانی رژیم دست نشانده باید قاطعانه تحریم گردد
مرگ بر اشغالگران !
مرگ بر رژیم دست نشانده !
مرده باد انتخابات سرکاری !
زنده باد آزادی !
*********************************************
قطعنامه محفل تجلیلیه هشتادو ششمین سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس
امروز هشتاد و ششمین سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس است . ما در اینجا جمع شدیم که از این روز تجلیل نمائیم . تجلیل از این روز به معنای تجدید پیمان با جانباختگان راه آزادی و استقلال  کشور است . تجلیل از این روز به معنای گرامیداشت از جانبازیهای این عزیزان است . تجلیل از این روز به معنای ادامه راه آنها در شرایط کنونی است .  
مردمان افغانستان نه تنها استعمارگران انگلیس را مجبور ساختند که استقلال افغانستان را به رسمیت بشناسند ، بلکه اشغالگران سوسیال امپریالیست شوروی را نیز وادار به خروج از این کشور نمودند . ما یقین داریم که اشغالگران امریکائی و متحدین شان نیز نمی توانند برای مدت مدید در این کشور باقی بمانند . آنها نیز مانند روس ها و انگلیس ها ناچار خواهند شد از این کشور پا پس بکشند . مبارزات و مقاومت های مردمان این مرز و بوم این امر را بر آنها تحمیل خواهد کرد .    محفل امروزی به ابتکار " جنبش انقلابی جوانان " ،  بمثابه اعلام تعهد برای مبارزه و مقاومت علیه اشغالگران کنونی و دست نشاندگان شان  دائر گردید . ما در این محفل اعلام می نمائیم که در راه عملی ساختن این تعهد مان حاضر به هر گونه جان نثاری و فداکاری هستیم.
ما اعلام می نمائیم که مبارزه و مقاومت علیه اشغالگران و دست نشاندگان شان را یک مبارزه و مقاومت ملی مردمی و انقلابی می دانیم . ما به صراحت می گوئیم که مقاومت مردمان افغانستان نباید به عنوان یک مقاومت مذهبی توجیه و تفسیر گردد . ما اعلام می کنیم که یک مقاومت حقیقی علیه اشغالگران و دست نشاندگان شان نمی تواند در چوکات    سیاست های ضد مردمی و ضد انقلابی پیش برده شود.
اشغالگران و نوکران شان نیز همه ساله از سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس تجلیل بعمل می آورند . این تجلیل یک تجلیل دروغین و فریبکارانه است.  آنها بدین وسیله میخواهند ماهیت اشغالگرانه و وطنفروشانه شان را مخفی نمایند . ما وظیفه داریم این نیرنگبازی و فریبکاری را افشا و رسوا نمائیم . پیشبرد این وظیفه مبارزاتی بخشی از مقاومت رزمجویانه مردمان ما برای حصول استقلال و آزادی ملی است .   یکی از عرصه های مبارزاتی مهم علیه اشغالگران و نوکران بومی شان ، مبارزه علیه بازی های انتخاباتی فریبکارانه آنها است . ما  اعلام می نمائیم که همانند انتخابات ریاست جمهوری رژیم دست نشانده ، انتخابات پارلمانی رژیم را نیز تحریم کرده ایم . ما به صراحت و بصورت مکرر گفته ایم که شرکت در این بازی های انتخاباتی ، جفای بزرگی در حق وطن و جانباختگان راه استقلال و آزادی است . ما از همه هموطنان مان می خواهیم که چنین جفائی را مرتکب نشوند.


زنده باد استقلال !
زنده باد آزادی !
مرگ بر اشغالگران !
مرگ بر رژیم دست نشانده !
"جنبش انقلابی جوانان افغانستان "
28 اسد1384