متن کامل سخنرانی ها مقالات واطلاعیه که در محفل تجلیلیه هشت مارچ 2007 به خوانش گرفته شده بود

 

گزارش
شماره اول

 

هشت مارچ امسال 2007 به ابتکار  "  اعضاء و هوادران " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " اعضاء و هوادران " جنبش انقلابی جوانان افغانستان" در  ......... برگزار شد .
 برگزار گننده گان با شور و شویق  زاید الوصفی در این تجلیل شرکت جستند . آنها چندین روز برای تدارک محفل هشت مارچ ، به تبلیغ در میان زنان و دختران جوان مبادرت ورزیدند . محفل  ساعت 1 بعد از ظهر روز هشتم مارچ آغاز شد و تا ساعت پنج همان روز ادامه داشت . در این محفل بیشتر از صد نفر که نصف آن را دختران مکاتب و زنان تشکل میداد ، شرکت کرده بودند .
مقالات و سخنرانی ها در سامعین سخت تاثیر نموده  و آنها را به عکس العمل واداشت . از میان حاضرین ، دو زن و یک مرد به طور اعتراض آمیز جلسه را ترک گفتند . اما متباقی شرکت کنندگان با علاقمندی تمام تا ختم محفل نشستند و به مقالات و سنخرانی ها گوش دادند . در آخر محفل به سوالات سامعین جواب داد شد . محفل تجلیلیه در بعضی ها تاثیر فوق العاده نمود ، طوریکه  یکی از حاضرین در ختم مجلس چنین گفت: " ما فکر می کردم این محفل تجلیلیه هشت مارچ هم مانند سایر محافل  به تقلید از خارجی ها برای دریافت فند ازموسسات خارجی ترتیب داده شده است . اما حالا دیگر

فهمیدیم ." تعدادی هم در اخیر خواهان رابطه و همکاری خصوصا با " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " شدند .
 بعضی ها انتقاد نمودند که چرا ما  را زودتر از این در جریان  برگزاری محفل قرار نداده اید ، تا ما هم در برگزاری محفل سهم می گرفتیم .
استقبال حضار ازمحفل تجلیلیه هشت مارچ  باعث تقویت روحیه مبارزاتی تمامی منسوبین " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " و " جنبش انقلابی جوانان افغانستان " گردید و به اراده  و عزم شان قاطعیت بیشتری بخشید .
شعار های  محفل از این قرار بود.

ما زنان نظاره گر جهان نیستیم ، جهان باید به دست ما بچرخد !

زنان نیمی از آسمان را به دوش می کشند و باید آن را فتج کنند !

آزادی زنان افغانستان را نباید در بدل فروش و قربانی کردن وطن گدایی کرد !

" تاریخچه هشت مارچ " ، " اعلامیه جنبش انقلابی جوانان افغانستان " به مناسبت هشت مارچ و " اعلامیه  دسته هشت مارج زنان افغانستان "  به مناسبت هشت مارچ در میان شرکت کنندگان محفل توزیع گردید .

گزارش
شماره دوم


روز پنجشنبه هشتم مارچ 2007 ( 17 حوت 1385 ) به گرامیداشت از روز جهانی زن محفلی در ... بر گزار گردید . محفل به اشتراک بیست تن از زنان و دختران برگزار گردید . محفل با خواندن این شعر توسط انانسر آغاز شد :

زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
بندگی گرشرط باشد زندگی درکارنیست

با حقارت گر ببارد بر سرت باران در
آسمان را گو برو بارندگی درکارنیست

زندگی آزادی انسان و استقلال اوست
بهر آزادی جدل کن بندگی درکارنیست

بعدا انانسر از اشتراک کنندگان محفل تشکر و امتنان نموده و با شادی و سرور گفت : خوشوقتیم از اینکه امسال توانستیم حد  اقل در این منطقه هشتم مارچ را تجلیل نموده و روز جهانی زن را گرامی بداریم . امید وارم که در آینده بتوانیم از این روز تجلیل هر چه با شکوه تری به عمل بیاوریم .
محفل از ساعت 2 بعد از ظهر شروع شد و تا ساعت 4 بعد از ظهر ادامه داشت . در این محفل زنان و دختران با شور زائدالوصفی وعده سپردند که برای از بین بردن هرگونه ستم با جدیت مبارزه خواهند نمود . آنها این نکته را خاطر نشان ساختند که آزادی زنان تحفه ای نیست که از طرف امپریالیست های اشغالگر و دست نشاندگان شان برای زنان هدیه داده شود ، بلکه زنان می توانند – و باید – از طریق مبارزات پیگیر و جدی خود شان ، آزادی شان را بدست بیاورند . یقینا آنها در این مبارزه ، پشتیبانی و حمایت مردان آزادیخواه را با خود خواهند داشت .
در شرایط فعلی اولین گام برای آزادی ، منجمله آزادی زنان ، بیرون راندن  نیروهای اشغالگر و سرنگونی رژیم دست نشانده میباشد . اشتراک کنندگان محفل تعهد کردند که برای بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سرنگونی رژیم پوشالی و انقلاب دموکراتیک نوین با جدیت مبارزه نمایند و زنان مبارز و انقلابی را در این راه بسیج کنند .

زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست          بندگی گر شرط باشد زندگی در کار نیست
گر فشار دشمنان آبت کند مسکین مشو      شاد باش ای خسته دل شرمندگی درکارنیست
با حقارت گر ببارد بر سرت باران در              آسمان را گو برو بارندگی در کار نیست
گر که با وابستگی دارای این دنیا شوی      دورش افگن اینچنین دارندگی در کار نیست
گر به شرط پایبوسی سر بماند در تنت       جان ده و رد کن که سرافگندگی درکارنیست
زندگی آزادی یی انسان و استقلال اوست          بهر آزادی جدل کن بندگی در کار نیست

زنده باد هشتم مارچ روز جهانی زن


بار دیگر هشتم مارچ روز جهانی زن فرا رسید . " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " به استقبال از این روز تاریخی می شتابد . ما همانند سال های گذشته از روز جهانی زن تجلیل به عمل می آوریم . ما در این روز مصمم تر از پیش ، تعهد مان در پیشبرد مبارزه بر ضد شوونیزم مرد سالار را یکبار دیگر تازه می کنیم . ما اعلام می کنیم که مبارزه ما بخشی از یک مبارزه عمومی بخاطر جامعه و جهان عاری از هر نوع استثمار و ستم است .
مبارزه ما در قدم اول و بصورت عمده علیه امپریالیستهای اشغالگر و رژیم پوشالی دست نشانده شان است . اینها عاملین وحاملین عمده ستم برزنان هستند . ادعاهای آنها بخاطر تامین حقوق زنان ، ادعاهای فریبنده و میان تهی است .
یکی از بهانه های امپریالیست های اشغالگر امریکائی و متحدین شان در تجاوز به افغانستان و اشغال این کشور ، نجات زنان افغانستان از ستم و استبداد رژیم طالبان بود . آنها هنوز هم این ادعا را تکرار می کنند . اما ما فراموش نمی کنیم که ستم و استبداد رژیم طالبان در اثر حمایت های مستقیم و غیر مستقیم همین به اصطلاح ناجیان امروزی زنان افغانستان بر این کشور و مردمان آن تحمیل گردید .
بنابرین آنچه مطرح است تغییر سیاست خود آنان در مورد مسئله زنان در افغانستان است . در زمان حاکمیت طالبان ، منافع آنها ایجاب می کرد که با حمایت از آن رژیم مستبد و ستمگر ، در واقع از ستم خشن طالبی بر زنان حمایت کنند . اما امروز نفع شان را در این می بینند که نجات زنان افغانستان از استبداد و ستم طالبی را علم کنند و در مورد احقاق حقوق زنان به لاف و گزاف بپردازند . آنان بدینوسیله می خواهند مسئله زنان را همانند پرده فریب دیگری ، همانند دموکراسی خواهی ، ترقی خواهی و صلح طلبی دروغین ، بر روی تجاوز و اشغالگری امپریالیستی و حاکمیت پوشالی رژیم دست نشانده بکشند و چهره کریه سیاست استعماری را بپوشانند . درین راستا است که حرکت های نمایشی ای از قبیل شرکت زنان در رده های مختلف حاکمیت پوشالی براه می اندازند و تعدادی از زنان تسلیم طلب و یا متوهم را زینت آرای صحنه فریب و نیرنگ شان می سازند . 
رژیم دست نشانده به مثابه یک رژیم تئوکرات اساسا دارای ماهیت زن ستیزانه و ستمگرانه است و این امر در قانون اساسی این رژیم مسجل شده است . ترکیب این رژیم وسیعا زن ستیزان تئوکرات ، اعم از طالبی یا جهادی ، تسلیم شده به اشغالگران امپریالیست را در بر می گیرد . اینها دشمنان قسم خورده زنان و تا مغز استخوان شوونیست و زن ستیز هستند .
اینچنین ادعاهای رژیم و اربابان خارجی شان ، در مورد تامین حقوق زنان به نمایشات مضحکه آمیز و قابل تمسخر می ماند .
اینک مدت بیشتر از پنج سال از اشغال افغانستان توسط امپریالیست های امریکائی و متحدین شان و حاکمیت پوشالی رژیم دست نشانده می گذرد . در طول این مدت وضعیت زنان افغانستان اساسا رو به بهبود نبوده و روز بروز وخامت بیشتر و بیشتر یافته است . زنان همه روزه قربانی خشونت های خانوادگی و قبیلوی می گردند ، خرید و فروش دختران و زنان همچنان وسیعا جریان دارد ، محرومیت های وسیع و فرا گیر اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی زنان اساسا دست نخورده باقی مانده است و خون آنها بطور روزانه در پای هیولای " ناموس پرستی " ارتجاعی فئودالی به زمین ریختانده می شود . اگر از فیصدی کوچکی از زنان مربوط به رده های مختلف رژیم دست نشانده بگذریم ، وضعیت بیشتر از نود و پنج فیصد زنان افغانستان از لحاظ اقتصادی و امنیت شخصی ، حتی نسبت به زمان حاکمیت رژیم طالبان بد تر گردیده است . آنها فقیر تر و گرسنه تر از ان زمان هستند و منابع در آمد ناچیزی را که در درون اقتصاد کوچک خانوادگی داشتند ، وسیعا از دست داده اند ، در حالیکه هیچ منبع دیگری نیز جای آنرا نگرفته است . با حاکمیت داره های متجاوز وندی های جهادی بر مناطق مختلف افغانستان ، زنان این کشور حتی از امنیت شخصی سنتی کمتری نسبت به زمان طالبان برخوردار هستند .حرکت های نمایشی و فریبکارانه اشغالگران و دست نشاندگان شان در تجلیل از هشت مارچ روز جهانی زن ، ماهیت و چهره زن ستیزانه آنها را نمی تواند بپوشاند . آنها از این روز تجلیل می کنند تا نشان دهند که تجاوز به افغانستان و اشغال این کشور به نفع زنان افغانستان است . آنها از این روز تجلیل می کنند تا نشان دهند که یک رژیم دست نشانده می تواند تامین کننده حقوق زنان باشد . آنها از این روز تجلیل می کنند تا نشان دهند که  وطنفروشی و خیانت ملی برای تامین حقوق زنان لازمی و ضروری است . آنها از این روز تجلیل می کنند تا نشان دهند که زنان افغانستان حاضر اند در بدل تحفه های ناچیز و حقیری که بنام حقوق شان از سوی اشغالگران به آنها داده می شود ، بر سر استقلال و آزادی ملی شان سودا بازی کنند . آنها از این روز تجلیل می کنند تا در چهره فریبنده حامی زنان ، شوونیزم جنسی و ستمگری بر زنان را کماکان تداوم بخشند و نظام ستمگرانه شان را سر پا نگهدارند .
این فریبکاری ها را با تشدید مبارزات اصولی زنان میتوان – و باید – بیشتر از پیش افشا و رسوا نمود . " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " اینچنین افشاگری و کمک به تشدید مبارزات اصولی زنان را وظیفه و مسئولیت تخطی ناپذیر خود می داند و با تمام قوا در پیشبرد آن می کوشد .
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان " در عین حال وظیفه خود می داند که زن ستیزی جاهلانه و شوونیستی غلیظ طالبان را قویا محکوم نموده و مبارزاتش را علیه آن پیش ببرد . در شرایط اشغالگری امپریالیستی و حاکمیت پوشالی رژیم دست نشانده ، نظریات و عملکرد های غلیظ شوونیستی مرد سالارانه فئودالی طالبان شدیدا به نفع اشغالگران و خائنین ملی دست نشانده شان تمام می شود . به همین جهت این نظریات و عملکرد ها نه تنها ستمگرانه ، شوونیستی و ارتجاعی است ، بلکه در شرایط فعلی در ضدیت با منافع ملی مردمان افغانستان نیز قرار دارد .


زنده باد هشت مارچ روز جهانی زن !
زنده باد مبارزات حق طلبانه زنان در افغانستان و سراسر جهان !
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان "
هشت مارچ 2007


سرودی که در یکی از محافل تجلیله هشت مارچ توسط منسوبین " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " و " جنبش انقلابی جوانان افغانستان " خوانده شد .

روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی را خوارو ابتر می کنیم
آسمانها را بگو، ما ستاره می شویم                  بیکرانها را بگو، ما شراره می شویم
روز هشت مارج را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی را خوار و ابتر می کنیم
بزم پیروزی منم ، شعر آزادی منم                  خشم زنده گی منم، عشق و دوستی منم
روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی را خوار و ابتر می کنیم
زنهای آزاده را قدرتمندش می کنیم                   زن های بیچاره را سربلندش می کنیم
روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی را خوار و ابتر می کنیم


روز جهاني زن گرامي باد


هشتم مارچ روز جهانی زن است . در این روز تمامی زنان مبارز و مردان حامی مبارزات آنان آماده ميشوند تا یکبار دیگر خواست رهائي و آزادی از ستم را فرياد كنند ، تجارب نوين ودست آورد های جديد مبارزاتي خود را مطرح کنند و رشته هاي پيوند و اتحاد محكمترخويش را به نمايش بگزارند. در اين روز تاريخي باید انديشه و عمل انقلابی درميان استثمار شدگان و تحت ستم قرار گرفتگان سراسر جهان ، بخصوص زنان زحمتکش و تحت ستم طنين انداز شود . هشتم مارچ روز مبارزه براي آزادي و رهائی زنان درسراسر جهان است .                
در کشور اشغال شده افغانستان ، اشغالگران امپریالیست و رژيم پوشالي حامد كرزي اين شاه شجاع سوم براي اينكه پرده فريبي بر روی اشغالگری و خیانت ملی شان کشیده باشند ، به پيشواز برگزاري روز جهاني زن ميروند ، این یک حرکت آگاهانه برای خنثی کردن و از محتوا تهی کردن این روز مبارزاتی ميباشد تا بتوانند آنرا مهار کنند و تحت کنترل خود بگیرند . بايد به تمامي مردمان آزاده اين سرزمين ، خصوصا زنان ستمدیده افغانستان واضح ساخت كه اين روز يك روز بياد ماندني درتاريخ مبارزات زنان جهان است  و آنطوري كه اشغالگران امپریالیست و رژيم پوشالي دست نشانده مطرح ميكنند و آنرا برگزارمينمايند نيست . هشت مارچ  روزي است كه بايد زنان با برگزاری آن ، به رسمیت شناساندن هویت اجتماعی و انسانی خویش را جستجو كنند، واقعیتی که در نظامهای طبقاتی مردسالار برای قرنها نادیده گرفته شده و کماکان نادیده گرفته می شود . رهائی و آزادی زنان تحفه ای نیست که اشغالگران و دست نشاندگان شان به زنان پیشکش کنند ، آنهم در بدل قربانی کردن استقلال و آزادی ملی کشور و مردمان کشور و به گردن نهادن زنجیر انقیاد ملی . رهائی و آزادی زنان با مبارزه طولانی و سخت خود زنان و حمایت مردان آزادیخواه از مبارزات آنان به کف می آید . در شرایط کنونی افغانستان ، مبارزه زنان بخاطر رهائی و آزادی عمدتا بخشی از کل مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و خائنین ملی دست نشانده شان بوده و تابع منافع عمومی آن است .
اعمال ستم بر زنان بخش لایتجزائی از کل نظام سمتگرانه حاکم بر جامعه بوده و در پیوند با استثمار طبقاتی و همچنان در یک رابطه تنگاتنگ با ستم ملی ( اعم از ستم ملی امپریالیستی و ستم ملی شوونیستی ) قرار دارد . از اینرو زنان مبارز نمی توانند مبارزات شان را محدود و منحصر به مبارزه و مقاومت علیه اشغالگران و رژیم دست نشانده – علیرغم عمده بودن آن در شرایط کنونی -  بنمایند . این مبارزات به مثابه مبارزات همه جانبه تمامی عرصه های جامعه ، از محیط کوچک خانواده تا سطوح وسیع جامعه ، را در بر می گیرد . در شرایط کنونی ، به ویژه مبارزه جدی و قاطع علیه آن بینش و خط ارتجاعی زن ستیز از اهمیت بزرگی برخوردار است که حق خواهی زنان و مبارزات بر حق آنان را " مارک امریکائی " می زند و مخالفت و مقاومت علیه اشغالگران را مترادف و مساوی با انکار حقوق زنان و نفی مبارزات حق طلبانه آنان می داند . اینچنین بینش و خط ارتجاعی که امروز عمدتا طالبان در حال جنگ با قوای خارجی و رژیم پوشالی عامل و حامل آن هستند ، صرفا بر خاسته از مواقف و منافع فئودالی بومی نمی باشد ، بلکه دو مرجع و منبع بین المللی و خارجی نیز دارد . روشن است که مرجع و منبع جهانی آن همانا امپریالیزم جهانی است . رژیم طالبان توسط امپریالیست های امریکائی و متحدین امپریالیست و دنباله روان ارتجاعی آنها ساخته و پرداخته شد و بر مردمان افغانستان تحمیل گردید . این موضوع را نباید در شرایط امروز ، و همچنان در شرایط آینده ، به فراموشی سپرد . مرجع و منبع خارجی دوم بینش و خط ارتجاعی طالبان ، پان اسلامیزم ارتجاعی تقویت کننده آنان است که مبارزه و مقاومت علیه کارزار بین المللی جنگی امپریالیست های امریکائی و متحدین شان را با ترجمه و تفسیر شدیدا ارتجاعی و واپسگرایانه می آلایند . این مرجع و منبع خارجی نیز به نوبه خود توسط قدرت های امپریالیستی سازماندهی و تقویت گردیده و صرفا برخاسته از شرایط درونی کشور های اسلامی نیست .    از لحاظ بین المللی با براه افتادن گلوبلازیسیون سرمایه داری و هجوم وسیع سرمایه از کشور های امپریالیستی به کشورهای عقب مانده، بخشهای بزرگی از زنان از خانه بیرون کشیده شده و درگیر کار و تحصیل گشته اند  . در عین حال ، زنان همچنان در سطح کل جامعه بشری موقعیت درجه دوم داشته و اسیر نظام مردسالاربوده وهستند. این تناقض، مسئله زن را درسراسر جهان حادتر كرده است . زنان جهان در چنگ نظام های پدرسالار- مردسالار (هم ارتجاعی و فئودالی و هم "مدرن" و امپریالیستی ) که از آنان تبعیت و خدمت می خواهند، در اسارت، جان می دهند . در جهان کنونی در مقابل زنان دو بدیل می گذارند : به اصطلاح رهائی امپریالیستی یا سنت خفقان آور فئودالی . آنان کدامیک را باید انتخاب کنند؟ هیچکدام را ، زيرا که هر دوی این بدیل ارتجاعی با رهائی زنان هیچ وجه اشتراکی ندارند ؛ اصلا با منافع اساسی اکثریت مردم جهان ، چه زن باشند و چه مرد ، وجه اشتراک ندارند .
جنبش انقلابي جوانان افغانستان با تعهد استواراين شعار را سر ميدهد كه ما عزم راسخ داريم تا یک جنبش مقاومت ملی مردمی و انقلابی قدرتمند علیه تجاوز، تهاجم و اشغال آمریکا بسازیم . تجاوز و اشغال آمریکا امروز شامل افغانستان و عراق است و آنها نقشه می کشند که ایران یا کشورهای دیگر ،  بخصوص در شرق میانه و آسیای میانه و آسیای جنوبی ،  را نیز مورد تجاوز و اشغال قرار دهند . امپریالیزم آمریکا بطور افسارگسیخته بدنبال کنترل تمام جهان است. میلیون ها نفر در آمریکا و در سائر کشور های جهان با این نقشه و برنامه های ارتجاعی که رژیم بوش می خواهد در جهان و در داخل آمریکا تحمیل کند مخالفت کرده اند. اما لازم است که سطح مخالفت و مقاومت بالا برده شود و ما مصممانه در حال انجام آن هستیم .
بايد به اين سطح از آگاهي رسيد كه تا دست اشغالگران امپریالیست و  رژيم دست نشانده كنوني از سرمردمان ما كوتاه نگردد ، آزادي زنان نيز ميسر نخواهد بود . در شرایط کنونی ، مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و خائنین ملی دست نشانده شان ، آن چوکات عمومی ای است که مبارزات حق طلبانه زنان علیه ستم مرد سالاری نیز عمدتا در داخل آن پیش برده می شود . برین مبنا است که روز جهانی زن را گرامی می داریم و مبارزات زنان رزمنده را بطور روز افزونی شگوفان تر و پر بار تر می خواهیم و دست آورد های عظیمی برای ان آرزو می نمائیم . 
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی و انقلابی !
زنجیرها را بگسلیم ! خشم زنان را به مثابه نیروی قدرتمندی برای انقلاب رها کنیم!
جنبش انقلابي جوانان افغانستان
هشت مارچ 2007


به سازمان ملی – دموکراتیک آوارگان افغانی !

 

دوستان همرزم !
با خوشوقتی اطلاع یافتیم که در پنجمین سالگرد تجاوز و اشغال افغانستان توسط امپریالیست های امریکائی و متحدین شان ، تدویر محفلی را رویدست گرفته اید .  " دسته هشت مارچ " از این اقدام تان حمایت به عمل می آورد و آرزومند است که این محفل با موفقیت برگذار گردد . طی روز های آینده ، اعلامیه دسته هشت مارچ به مناسبت پنجمین سالروز تجاوز به افغانستان و اشغال آن توسط امپریالیست های امریکائی و متحدین شان ، برای تان ارسال می گردد . این اعلامیه در داخل کشور و همچنان در ساحات مهاجر نشین در کشور های همسایه پخش خواهد شد . امید واریم تا آنجائیکه ممکن باشد این اعلامیه از طریق محفل شما نیز پخش گردد . 

دسته هشت مارچ زنان افغانستان

25سپتامبر 2006

تاریخچه هشتم مارچ ( روز جهانی زن )


اگر به تاريخ مبارزات نظر اندازیم می بینیم که در صفحات آن روزهاي بياد ماندني وجود دارند ، روز هاییکه بعنوان نشانه ومظهر هر مبارزه در تاريخ مبارزات ثبت شده و به مظهر و فراخوان مبارزه تبديل ميشوند . در اينچنين روزهاست كه هر سال آمال و اهداف مبارزه با صداي بلند اعلام شده  و به گوش تمام جهانيان رسانده ميشود و به این ترتیب بیان می گردد كه تضادهائي كه اين مبارزه را پا داده و قوت بخشیده است هنوزهم حل  نشده اند.
روز هشتم مارچ نيز يكي ازهمين روزهاي تاريخي است كه بنام روز جهاني زن در تاريخ مبارزات جهان ثبت گرديده است . سر آغاز تاریخی روز جهاني زن ، هشتم مارچ 1857ميباشد . در این روز زنان كارگر پارچه باف در امريكا به مبارزه برخاستند و دليل آن هم شرايط سخت كاري و زندگي مشقت بارآنها یعنی ساعات كار طولاني و خسته كن ، دستمزد اندك ، استثمار شديد و محروميت از هرگونه امكانات رفاهي و برعلاوه آن وظيفه نگهداري و بزرگ كردن فرزندان و كار بردگي خانگي در خدمت شوهران و مردان خانواده بود . آنها به جاده ها و سركها ريختند و خواهان افزايش دستمزد ، كاهش ساعات كار وبهبود شرايط كار خود شدند . 8 مارچ 1857 مقاومت زناني را انعکاس ميداد كه با حركت پرشتاب سرمايه داري به عرصه توليد و كارخارج از خانه كشيده شده بودند . پولیس این تظاهرات را بخاک و خون کشاند . عده زیادی از زنان تظاهر کننده کشته شدند و عده بیشتری دستگیر گردیدند . خاطره اين مبارزات پنجاه سال بعد در سال 1907 باز هم با گردهمائي گسترده تر زنان آزاديخواه و روشنفكر دوباره زنده گشت .
ايده انتخاب روزي بعنوان " روز زن " نخستين بار در جريان مبارزه زنان نيويارك با شعار " حق راي براي زنان " مطرح شد . این شعار خصلتی فراگیر داشت و توده وسیع زنان را از اقشار و طبقات مختلف در بر می گرفت. زنان در پشت این شعار، به رسمیت شناساندن هویت اجتماعی و انسانی خویش را جستجو می کردند ، واقعیتی که در نظامهای طبقاتی مردسالار برای قرنها نادیده گرفته می شد . دو هزار زن تظاهر کننده در 23 فبروری 1909 پیشنهاد کردند که هر سال در روز یکشنبه آخر فبروری ، یک تظاهرات سراسری در امریکا بمناسبت " روز زن " برگزار شود . دومين كنفرانس زنان سوسياليست در سال 1910 به مسئله تعيين روز جهانی زن پرداخت ، زنان اتريشي قبلا روز اول ماه مي را به عنوان روز جهانی زن پيشنهاد كرده بودند . اما اول ماه مي جايگاه ومفهوم خاص خود را داشت كه ميتوانست اهميت و جايگاه مبارزه مشخص برسر مسئله زن را تحت الشعاع قراردهد . بدين اساس ، كنفرانس ، تاريخ برگزاري نخستين مراسم " روززن " را 19 مارچ 1911 تعيين كرد . البته تصميم گيري قطعي براي تعيين روز جهاني زن به بعد موكول شد . درتاريخ مشخص شده ، تمامي سرك هاي آلمان ، اتريش ، سويس و دنمارك با مارش قدرتمند زنان به لرزه درآمد . تعداد زنان تظاهر كننده در مادرید به سی هزار تن می رسید . درسال 1913 " دبيرخانه بين المللي زنان " هشتم مارچ را به یاد مبارزه زنان كارگر نساج در آمريكا ، بعنوان " روز جهاني زن " انتخاب كرد . درهمان سال زنان زحمتكش آگاه و زنان روشنفكر انقلابي در روسيه تزاري ودرسراسر اروپا ، مراسم هشتم مارچ رابه شكل تظاهرات و گرد همائی های وسیع برگزار كردند . سال 1914 جنگ جهاني اول بالای جنبش زنان و مسائل و شعارهاي پيش پاي اين جنبش كاملا تاثير گزاشت . تظاهرات سال 1915 و1916 تحت شعار مركزي " عليه جنگ امپرياليستي" برگزارگرديد .
در سال 1917 در روسيه ، تظاهرات گسترده زنان كارگر در پتروگراد عليه گرسنگي و جنگ و تزاريزم بانگ آغازين انقلاب بود و به يك روز فراموش نشدني در تاريخ انقلاب روسيه بدل گشت. در سال 1921 " كنفرانس زنان انترناسيونال سوم " درمسكو برگزارشد وروز هشتم مارچ بعنوان " روز جهاني زن " به تصويب رسيد . اين كنفرانس زنان سراسر جهان را به گسترش مبارزه عليه نظام موجود و براي تحقق خواسته هاي زنان  فراخواند .
ازاواسط 1930 ، برگزاري تظاهرات " روز جهاني زن" دركشورهايي كه تحت سلطه فاشيزم بودند غير قانوني اعلام شد . اما عليرغم اين ممنوعيت درهشتم مارچ 1936 زنان دربرلين تظاهرات كردند . آنها از گرسنگي و فلاكت و بيكاري به تنگ آمده بودند . درهمان روزدراسپانيه تظاهرات گسترده سي هزارنفري در شهر مادريد به راه افتاد و تمامي جهانيان را به دفاع از حقوق زنان فرا خواند .
در دهه 1960 اوضاع سياسي درگوشه وكنار دنيا پرالتهاب وتوفاني بود . دركشورهاي آسيا و افريقا و امريكاي لاتين جنبش هاي رهايي بخش بپا خاسته بودند . دركشورهاي سرمايه داري پيشرفته نيز جنبشها و مبارزات انقلابي و ترقيخواهانه بالا گرفته بود .  انقلاب فرهنگی در چین گام های عمیق و گسترده ای که در تاریخ بینظیر بود در راه رهائی زنان بر می داشت . بر بستراين اوضاع ، جنبش رهايي زنان نيز اوج و گسترش چشمگير يافت. در امریکا و اروپا ، زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی بپا خاستند . در جنبش زنان موضوعاتی نظیر " حق طلاق " ، " حق سقط جنین " ، " تامین شغلی " ، " منع آزار جنسی " ، " ضدیت با هرزه گردی " ، " کاهش ساعات کار روزانه " و غیره مطرح شد . این جنبش موفق شد در برخی  از این زمینه ها پیشروی کند و دستاوردهای آن در برخی از کشورها ماندگار شد . در آن دوره نیز ، جنبش رهایی زنان به درستی از جنبش عمومی انقلابی در اروپا و امریکا جدا نماند و نمی توانست بماند . یک نمونه این امر، تظاهرات هشتم مارچ 1969 در امریکا بود . زنان انقلابی و مبارز در دانشگاه برکلی گرد آمدند و علیه جنگ تجاوزکارانه یانکی ها در ویتنام تظاهرات کردند .
در چنین شرایطی دولت های سرمایه داری مجبور بودند در مقابل جنبش رهایی زنان به تدابیر و حیله گری های  تازه متوسل شوند . همان بود كه "سازمان ملل متحد " پا پیش گذاشت و در سال 1975، هشتم مارچ را بعنوان " روز جهانی زن " برسمیت شناخت .
اما اجرای مراسم قلابی و فرمایشی " روز زن " و حرکت های دیگری که از آن پس، توسط ستمگران در " حمایت " از زنان برگزار شده و می شود ، هیچگاه نتوانسته ، و نمی تواند ، اهمیت و جایگاه واقعی " هشتم مار‌چ " را بيان نمايد . مثلا در كشور اشغال شده افغانستان  فعلي برگزاري روزجهاني زن ازطرف رژيم دست نشانده و پوشالي حامد كرزي ، بيانگراين مدعاست .


خیز از جای وطلب کن حق خویش
خواهر من ز چه رو خاموشی

خیز از جای که باید ز ین پس
خون مردان ستمگر ریزی

خیز از جای و طلب کن حق خویش
از کسانی که ضعیفت خوانند

از کسانی که به صد حیله و فن
گوشه ی خانه ترا بنشانند

تا به کی در حرم شهوت مرد
مایه عشرت و لذت بودن

تا به کی همچو کنیز بدبخت
سر مغرور به پایش سودن

تا به کی در پی یک لقمه نان
صیغه ی حاجی صد ساله شدن

خیز از جای و بکن ریشه ظلم
راحتی بخش دل پر خون را

جهد کن ، جهد که تغییر دهی
بهر آزادی خود قانون را


گرامی باد هشتم مارچ روز جهانی زن

بیش از پنج سال از تجاوز نظامی امپریالیست ها به رهبری امریکا بر افغانستان می گذرد و رژیم دست نشانده به زودی شش ساله می شود . از زمانیکه رژیم دست نشانده تحت رهبری اربابش بر مسند قدرت تکیه زده ، عدم امنیت زنان بصورت فاحشی افزایش یافته است ، تجاوزات جنسی به زنان و دختران جوان و قتل های ناموسی ابعاد وسیع و وحشتناکی را بخود گرفته است .
کشور های اشغالگر امپریالیستی به رهبری امریکا به بهانه " آزادی زنان " به این سر زمین تجاوز نمودند و میخواهند با شعار های فریبنده " آزادی زنان " و " مبارزه علیه تروریزم " ماهیت تجاوزکارانه خویش را پنهان سازند . وظیفه تمام نیروهای انقلابی و مبارز است تا ماهیت تجاوزکارانه امپریالیست ها و چهره کریه رژیم دست نشانده را افشا نمایند و به توده ها تفهیم نمایند که امپریالیست ها نه بخاطر آزادی زنان بلکه بخاطر غارت و چپاول کشور های آسیای میانه ، جنوب آسیا و خاور میانه به این سر زمین لشکر کشی نموده اند . در طول مدت پنج سالی که از عمر رژیم دست نشانده می گذرد آشکارا دیده می شود که روز به روز شرایط زندگی برای تمامی زحمتکشان و بخصوص زنان مشکل تر گردیده است . چنانچه از اوائل سال جاری تا کنون بیش از صد ها حادثه خشونت علیه زنان به شمول قتل های ناموسی به
وقوع پیوسته است .
امروز بصورت صریح و روشن مردم با چشمان خود می بینند که رژیم دست نشانده تا مغز استخوان کثیف است ، حاکمیت مردسالارانه در کشور در حال تقویت شدن است و وضعیت زنان رو به وخامت گرائیده است .
درینجا بطور مثال به چند واقعه دردناک قتل زنان و دختران اشاره می کنیم :
به تاریخ دهم اسد 1385 راضیه دختر جوان بجرم اینکه جوانی را دوست داشت و تن به ازدواج اجباری نمی داد توسط شورای قومی زیر کوه شیندند ولایت هرات به مرگ محکوم گردید و بعد از اینکه سینه هایش توسط برادرش بریده شد به قتل رسید .
به تاریخ 3 میزان 1385 یک دختر پنج ساله در کابل به حدی مورد تجاوز جنسی قرار گرفت که کاملا بیهوش گردیده و به شفاخانه انتقال یافت .
به تاریخ 16 عقرب 1385 یک زن در تخار توسط صاحبمنصب پولیس مورد تجاوز جنسی قرار گرفت .
به تاریخ 20 قوس 1385 در ناحیه پنجم ولایت کابل یک زن به دست شوهرش به قتل رسید .
به تاریخ 21 قوس 1385 دو زن در لامان ولایت بادغیس به شکل فجیع بدست شوهران شان کشته شدند .
به تاریخ 4 جدی 1385 شخصی زنش را در منطقه بی بی مهروی کابل به قتل رساند .
به تاریخ 10 جدی 1385 جنرال عظیم هاشمی قومندان امنیه ولایت بغلان از طرف شب یک دختر را از خانه اش اختطاف نموده و برایش نکاح کرد . اعتصابات و تظاهرات مردم بغلان علیه جنایت عظیم هاشمی هیچ نتیجه ای در پی نداشت .
در درب خوش ولایت هرات پسر جوانی مادرش را به بهانه روابط نا مشروع به قتل رساند .  پسر جوانی می خواهد خواهرش را مطابق میل خودش به شوهر دهد  ، اما خواهر این خواست برادرش را رد می کند و جوانی را که دوست دارد به او معرفی می کند . برادر جوان خونش " بجوش "  می آید ، با کارد به خواهرش حمله می کند و با زدن چندین ضربه کارد او را زخمی می سازد . مادر به کمک دخترش می شتابد اما او هم مورد حمله پسرش قرار می گیرد . در این حمله وحشیانه مادر جانش را از دست می دهد و دختر چند ماه زیر تداوی قرار می گیرد ولی تا هنوز از ضربات کارد در رنج است .
به تاریخ 15 دلو 1385 زلیخا دختر جوان در مسلخ ولایت هرات به جرم اینکه جوانی را دوست دارد توسط پدرش بنام نصرالله سر بریده می شود .
به تاریخ 20 دلو 1385 یک نفر بنام رضا فرزند بسم الله مسکونه غور درواز ولایت هرات به اثر شکوه و شکایتی که مادرش از عروس خود می نماید زنش را چنان مورد لت و کوب قرار می دهد که از دهانش خون می آید و بعد از چند ساعت فوت می کند .
تمام جنایاتی که در بالا ذکر شان رفت در واقع از طرف رژِیم جموری اسلامی افغانستان مورد حمایت قرار گرفته است . به این معنی که هیچ یک ااز قاتلین و مجرمین محاکمه نگردیده و مجازات نشده اند . تمام جنایتکاران یا پا در میانی متفذین و مقامات بالای رژیم دست نشانده و با دادن رشوه به مقامات " امنیتی " و " غیر امنیتی " رژیم آزاد شده و جنایات شان نادیده گرفته شده است . 
در افغانستان زنان یکی از بزرگترین قربانیان خشونت های ناموسی هستند و در هر اتفاق کوچک یا بزرگ ، برای پاک کردن " لکه ننگ " از دامان قبیله و خانواده باید خون شان ریخته شود . رژیم پوشالی عملا حامی چنین قتل هائی است و با تبرئه نمودن قاتل بنام " ناموسداری " ، در حقیقت خشونت علیه زنان را تشویق و تقویت می نماید . به این ترتیب ، تمام جنایاتی که تا کنون مردان به عنوان ناموسداری مرتکب شده اند ، مورد حمایت رژیم دست نشانده قرار گرفته ، قاتلین و مجرمین یا تبرئه شده اند و یا اینکه به زودی از حبس رها گردیده اند . در نتیجه مردان با جرئت بیشتری به  خشونت علیه زنان دست می زنند . این چنین عملکرد های رژیم پوشالی هر نوع آزادی را از زنان سلب می کند .
اشغالگران امپریالیست تمامی این جنایات را تحت نام " نسبیت فرهنگی " توجیه می کنند و نظاره گر باقی می مانند . به این ترتیب عملا مشوق جنایات ضد زن بوده و نشان می دهند که شعار های شان در مورد آزادی زنان میان تهی ، غیر واقعی و فریبنده است .
یگانه راه برای آزادی زنان از قید ستم و استثمار جنسی مبارزه برای بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سر نگونی رژیم دست نشانده می باشد . هیچ شکلی از مبارزه ،  آزادی زنان را تضمین نخواهد کرد مگر آن شکلی از مبارزه که خواهان تغییر بنیادی در شیوه تولید باشد و قدرت اقتصادی سیاسی را از رژیم پوشالی و استعمارگران که زن را جزء تملکات خصوصی خود می دانند گرفته و طبقات تحت استثمار و ستم را به قدرت برساند  .
وظیفه تک تک مبارزین مردمی و  انقلابیون تبدیل سیاست به مقوله ای است که هر زن زحمتکش بتواند در آن سهمی داشته باشد ، بر این اساس است که " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " وظیفه خود می داند که از تمامی مبارزات آزادیخواهانه در جهان و بخصوص مبارزات آزادیبخش زنان پشتیبانی و دفاع نماید و در این راستا روز جهانی زن ( هشتم مارچ ) را همه ساله  گرامی ب
دارد .


مرگ بر اشغالگران !
مرگ بر رژیم دست نشانده !
مرگ بر سیستم مردسالارانه !

********************************
ای زن ای زن من سلامت میکنم
بار بار من احترامت میکنم

ای زن ای زن ای رفیق راه من
جان و دل را من نثارت میکنم

ای زن ای زن  ای شکوه زندگی
زنده گیم را فدایت میکنم

ای زن ای زن ای تو محکوم زمان
آرزویم را به پایت میکنم

ای زن ای زن ای دلت پر داغها
 دست و پای توست در زنجیر ها

ای زن ای زن نام تو شد عاجزه
هر چه مهر است در حقت بی عاطفه

ای ضعیفه سیاه سر ای زن مادرم
 نام خود را من به نامت میکنم

پرده پوشی جنایت با رشوه

گرچه آزار و اذیت زنان در افغانستان رکن اساسی سیستم مرد سالاری این جامعه است ، اما از زمان تجاوز نظامی امپریالیست ها به رهبری امریکا آمار خشونت از قبیل قتل ، تجاوز ، خود سوزی و سوزاندن زنان توسط مردان روز به روزافزایش یافته است . علت بلند رفتن این آمار حمایت جمهوری اسلامی افغانستان از این جنایات است . روزی نیست که این جنایات در نقاط مختلف کشور اتفاق نیفتد . اما مسبب اصلی این جنایات محاکمه نمی شود . چنانچه تا حال هیچ یک از مسببین این جنایات محاکمه نشده اند . به همین خاطر هم هست که مردان با جرئت بیشتری هر روزه دست به این جنایات زده و آمارش قوس صعودی خود را می پیماید که حتی نهاد ها و سازمان های ارتجاعی نمی توانند که از بالا رفتن این ارقام چشم پوشی کنند . چنانچه " کمسیون مستقل حقوق بشر " افغانستان در گزارش تازه اش اعلام نموده است که : " ظرف سال روان خورشیدی بیش از صد مورد خود سوزی در میان زنان ، تنها در حوزه جنوب غربی کشور ثبت گردیده است . این کمسیون پس از یک بررسی در شش ماه اخیر خاطر نشان میکند : ازدواج های اجباری ، اختلافات خانوادگی ، نگرش های مرد سالارانه و فقر ، از عوامل اصلی خود سوزی زنان بوده است . مسئولان مستقل حقوق بشر افغانستان گفته اند : این بررسی همچنان نشان داده که ظرف امسال حدود پنجاه نفر از زنان در این مناطق به قتل رسیده اند و در چهارده مورد دیگر نیز زنان دست به خود کشی زده اند ." ( اتفاق اسلام ، 20 حوت 1385 ، صفحه 4 )
پنجاه قتل و چهارده مورد خود کشی مجموعا 64 فقره جنایات مردان در ظرف یکسال در یک حوزه است . " کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان " ثبت گردیده که در هر ماه حدودا شش فقره جنایت می شود . اما کمسیون به اصطلاح حقوق بشر افغانستان در باره به محاکمه کشیدن این جنایتکاران لب به سخن نمی گشاید و نمیخواهد که حامیان این جنایات هولناک را به مردم معرفی کند .
آمار اصلی این جنایات بیش از این ها است . که در " کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان " ثبت گردیده است . یک نمونه آن را درینجا ذکر می کنیم .
به تاریخ 20 / 11 / 1385 زمانی که شب رضا فرزند بسم الله از خبازی اش به خانه می آید و خانمش به او چای می آورد مادر رضا از عروس خود به پسرش گله و شکایت می نماید . رضا از حرف های مادرش خشمگین شده بدون تامل و بررسی قضیه با پیاله چای به شدت به عقب گوش زنش می کوبد و بعد با مشت و لگد به جان او می افتد تا اینکه بی هوش و نقش بر زمین می شود و از دهنش خون می آید . آنزمان رضا آنرا نزد داکتر برده و داکتر مقداری دوا برایش تجویز می کند و بخانه بر می گردد . هنگامیگه صبح رضا از خواب بیدار می شود و می بیند
که زن جوانش دیگر زنده نیست فورا به موضوع کفن و دفن آن می پردازد . در این اسنا کسی به ماموران جنائی قوماندانی امنیه ولایت هرات اطلاع می دهد . ماموران جنائی به محل حادثه می آیند ، هنگامیکه آنها به محل حادثه می آیند جنازه را در حال انتقال به گورستان می یابند . ماموران خواهان انتقال جنازه به طب عدلی می شوند . قضیه با وساطت بعضی اشخاص متنفذ محلی و فرمانده سابقه جهادی قاری احمد ( مشهور به قاری یکدست ) که از اقوام قاتل می باشد و همچنین با پرداخت رشوه به ماموران جنائی حل و فصل میگردد و موضوع مانند سائر موضوعات جنائی ( قتل های ناموسی ) مسکوت گزاشته می شود . این واقعه در سرپل غور درواز ناحیه پنجم امنیتی ولایت هرات یعنی محل سکونت جنگ سالار جهادی قاری احمد اتفاق افتاده است .
این قضیه در شهر هرات افغانستان اتفاق افتاده است و در کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ثبت نگردیده است . اما در قریه جات دور دست هرات حتی می توان گفت که نود در صد اینچین قضایا به ادارات دولتی و یا شفاخانه نمی روذ ، همانجا از طریق جرگه های قومی حل و فصل می شود .
 گزارش رسیده دیگر از.ولسوالی کشک کهنه ولایت هرات حاکی از آن است که یک دختر و پسر جوان که یکدیگر را دوست دارند و می خواهند که با یکدیگر ازدواج کنند . چون مانع بر سر راه ازدواج شان وجود دارد ، هر دو به محکمه ولسوالی کشک کهنه میروند و از قاضی تقاضا می نمایند تا ایشان را نکاح کند اما قاضی محکمه نسبت به نبود ولی دختر معذرت می خواهد و میگوید که شرعا خواندن نگاح بدون ولی دختر جائز نیست . . هر دوی شان نزد آقای حقجو ولسوال کشک کهنه میروند و آقای حقجو که رشوت را خوب می شناسد و از اعضای برجسته حزب جمعیت اسلامی میباشد و در زمان جهاد رئیس دفتر جمعیت اسلامی در تهران بود ، با گرفتن رشوه از پسر چند نفر از آخوند های محلی را جمع نموده و هر دوی شان را با هم نکاح می کند و به ایشان می گوید که از منطقه بیرون شوند تا مورد آزار واذیت پدر دختر قرار نگیرند
دختر و پسر منطقه را ترک می کنند . پدر دختر کوچی است و از قومان امان الله گی می باشد از قضیه با خبر شده و فورا خود را به زیر کوه شیندند میرساند . از آنجا نامه ای عنوانی سید حسین انوری والی هرات می آورد . والی هرات به جستجوی دختر و پسر می شود و باالاخره آنها را پیدا نموده ، دختر و پسر مورد تهدید تا سرحد مرگ قرار می گیرد . باالاخره با پا در میانی آقای انوری والی هرات جرگه قومی از هر دو طرف ( پدر دختر و پدر پسر ) دایر می گردد ، جرگه قومی دو طرفه فیصله به عمل می آورد که پدر پسر باید دو دخترش را به نکاح دو برادر دختر در آورد . پدر بچه دو دخترش که یکی هشت سال و دیگری سه سال دارد بنکاح دو برادر دختر در می آورد قضیه بدین شکل حل می شود .
به وضوح دیده می شود علاوه بر اینکه رژیم دست نشانده بفکر جلوگیری از این جنایات هولناک نیست بلکه از آن کاملا پشتیبانی می نماید . چنانچه دو طفلی که فقط پدر و مادر شان را می شناسند اصلا همه چیز برای آنها نا مفهوم است جز اسباب وسایل بازی شان با وساطت والی هرات به نکاح در می آید . و خانم صبحرنگ با خوش خیالی و فریب مردم می گوید که : " ایجاد محاکمه قضائی به منظور رسیدگی به مشکلات خانوادگی در سطح ولسوالی ها ، ثبت رسمی ازدواج ها و سر انجام برخورد جدی محکمه ها با ناقضان حقوق زن از دیگر برنامه هایی است که باید عملی شود . " ( اتفاق اسلام یکشنبه 20 حوت 1385 ، صفحه 4 )
طوریکه به وضاحت دیده میشود زمانیکه در کشک کهنه دختر و پسر به محکمه حاضر می شوند و با میل خویش می خواهند که با هم ازدواج نمایند ، قاضی محکمه بدون حضور ولی دختر معذرت می خواهد و آنرا خلاف شرع قلمداد می کند . اما اختطاف دختر جوان از خانه اش در شهر بغلان توسط قوماندان امنیه و فرارش به کابل هیچگاه مسئله ولی مطرح نیست و نکاحش نیز خلاف شرع نمیباشد .
در جامعه مرد سالار افغانستان این زن است که در هر حادثه کوچک و یا بزرگ قربانی می شود . هر زمانی که بین دو قوم جنجال بروز می کند ، برای فرو نشاندن جنجال دختر قربانی است . هر قوم و طایفه به یکدیگر دختر میدهند یعنی دختر بدل می شود و در بعضی مواقع خانواده ای که آسیب دیده از طرف مقابلش در بدل آسیب دختر می گیرد و جنجال را به این شکل حل و فصل می کنند . در پشت این صحنه دست جمهوری اسلامی افغانستان برای حمایت جرگه قومی در کار است . گرچه برای اغفال و فریب توده ها اتفاق اسلام در شماره بیست حوت 1385 خود تحت عنوان برنامه ستره محکمه برای ثبت ازدواج ها می نویسد : " مسئولان ستره محکمه گفته اند که با اجرای طرح ثبت ازدواج ها موفق خواهند شد از ازدواج های اجباری و یا قبل از وقت و نیز بد ( بدل ) { دختر خون } دادن دختر ها جلوگیری کنند . " اینها حرف هائی است که برای فریب مردم بکار برده می شود و هیچگاه جامه عمل نخواهد پوشید . همانطوریکه فرمان شماره هفتم رژیم دست نشانده روسها روی کاغذ باقیماند و هیچپگاه جامه عمل نپوشید .
امروز تمامی مرتجعین از حقوق زن دم میزنند ، اما نه میتوانند و نه میخواهند که در آن راه گامی بردارند . حقوق زنان هیچگاه نمیتواند به شکل تحایفی از طرف امپریالیستها و مرتجعین به زنان اهدا گردد ، بلکه این حق میتواند از طریق مبارزات خستگی ناپذیر خود زنان بدست آید .
زنان افغانستان امروز دریافته اند که موقعیت امروزی شان در مقایسه سی سال قبل یعنی قبل از قدرتگیری مزدوران روسی بد تر شده حق و حقوق شان بطور غیر باوری پامال می شود . و این نکته را باید درک نمایند که امپریالیست های اشغالگر در افغانستان فقط به فکر منافع استعماری خود هستند و لاف و گزاف آنها در مورد آزادی زنان فریبی بیش نیست . زنان باید بدانند که اشغالگران امپریالیست که با تجاوز و اشغالگری شان وعده " رهائی " را به زنان پیشکش نمود و رژیم جمهوری اسلامی نیز وعده بهشت برین را برای زنان داد ، عملا ثابت ساختند که حامی قاتلین و خشونت علیه زنان بوده و تحایف شان برای زنان همین موقعیت بد و تحمل جنایات مردان است و ب
س .

 

متن ذیل ، سخنرانی یکی از منسوبین " جنبش انقلابی جوانان افغانستان " است که در آخر یکی از محافل تجلیلیه هشت مارچ ( روز جهانی زن ) ایراد گردید .

لاله این چمن آلوده رنگ است هنوز        سپر از دست  مینداز که جنگ است هنوز
های آسوده نشین لب ساحل برخیز            که ترا کار به گرداب نهنگ است هنوز

با تشکر از دوستان که در اینجا تشریف آروده اند و در تجلیل و گرامی داشت از روز جهانی زن سهم گرفته اند .
من هم به نوبه خویش این روز را به تمام زنان جهان و به ویژه زنان در بند افغانستان و مردان حامی مبارزات زنان تبریک می گویم و امیدوارم  روز فرا رسد که تمام زنان کشور آزادانه و مستقلانه در سراسر کشور این روز مبارزاتی را جشن بگیرند
آری ! در شرایط اوج ابتذال و توهم خفقان آور که فضای کشور را مسموم وآلوده نموده و انسان های مبتذل ، بی فرهنگ وخود فروخته را کر و کور نموده  است ؛ آنانکه جز آستان بوسی ارباب و چاپلوسی برده وار نزد آنها  و آرزوی رسیدن به موقف و مقام و پر نمودن کیسه های شان  کار و هدف دیگری ندارند . در شرایطی که آزادی زنان افغانستان و تامین حقوق آنها رو پوش  و پرده فریب برای استتارجنایات  اشغالگران و خاینین  و وطنفروشان گردید است . در چنین شرایطی  برگزاری  تجلیل از هشت مارچ از طرف رژیم چیزی نیست  جز ترفند و حیله برای فریباندن اذهان مردمان جهان  وافغانستان و بویژه زنان کشور شما می توانید عمق تجلیل کلیشه ای و فریبنده  هشت مارچ را از طرف رژیم در این امرمتوجه شوید که در ادارات رژیم ، هشت مارچ فقظ با جمع شدن مامورین دولتی زن و مرد خلاصه می شود که  جز کلچه خوری کاری انجام نمی دهند و در این محافل جز خنده های تمسخرآمیز و توهین آمیز چیز دیگری  نصیب زنان  نمی گردد . مردان و زنانی که هیچ گونه شناخت و آگاهی از ماهیت واقعی این روز و چگونگی شکلگیری آن ندارند ، چگونه می توانند کاربهتر از این انجام دهند . در اینگونه محافل ، تجلیل به گونه قلابی و فرمایشی برگزار می گردد . سخنرانی ها جز سر همبندی کردن اراجیف و حرف های کلیشه ای چیزی دیگری نیست . یقینا محافل دولتی امسال هم همانند محافل سال های قبل خواهد بود ونمی تواند بهتر از آن ها باشد . این است آن چه زنان افغانستان از تجلیل فرمایشی دولتی روز هشت مارچ نصیب شان می گردد . بطور خلاصه می خواهم  بگویم که رژیم در تجلیل فرمایشی از هشت مارچ دو منفعت و هدف دارد
هدف اول همان طوریکه قبلا هم گفتم فریب اذهان توده های مردم جهان ، افغانستان و بویژه زنان است ، چرا که یکی از روپوش های  تجاوز بالای افغانستان همین آزادی زنان افغانستان بود و برگزاری از هشت مارچ توجیه بسیار خوبی برای این پرده پوشی  فریبکارانه و غارتگرانه است
هدف دوم این است که اشغالگران ،   رژیم دست نشانده و سایر گماشتگان مزدور شان از این طریق برای میان تهی کردن این روز مبارزاتی و انقلابی تلاش می کنند .      من واقعا خرسندم از اینکه محفل ما ، و لو با تعداد افراد اندک  از خواهران و برادران و خصوصا  با حضور جوانان در این محفل ، یک بدیل و الترناتیف است که در پیش پای زنان قرار دارد .  برگزاری محفل ما کاملا در تقابل و تضاد با آنچه رژیم انجام می دهد ، هست و باید هم باشد . ما تلاش خواهیم کرد برگزاری محفل ما سر آغاز حرکت جدی و قاطعی باشد برای ادامه  فعالیت های مبارزاتی مان در جهت رشد و ارتقای هر چه بیشتر جنبش زنان در کشور . محفل ما و سایر محافل برگزاری هشت مارچ  که از طرف " جنبش انقلایی جوانان افغانستان  " و " دسته هشت مارچ زنان افغانستان  " در سایر نقاط  کشور برگزار می شود و یا در آینده  برگزارخواهد شد در واقع ترسیم  کننده آن حرکت نوین مبارزاتی و انقلابی در کشور است که  باید برایش راه باز کند و هوادارانش را در میان زنان افغانستان بیابد . این است آرزوی ما که ما  مصممانه برای تحقق عملی آن میارزه  می نماییم موضوعاتی را که دوستان در مقالات
خواندند ، مسایل بسیار مهم است و طرح این گونه مسایل برای تفهیم مردم ما بویژه زنان از اهمیت  خاصی برخوردار می باشد .  این گونه مسایل بنیادی که به طرز درست و اصولی ترتیب و تدوین گردیده و در خدمت مبارزه انقلابی واقع شود، نیاز مبرم جامعه ماست . ما باید خط فاصل میان آنچه رژیم  انجام می دهد و آنچه ما در راه آن مبارزه جدی می نماییم ، بکشیم . ما باید  زنان و دختران جوان را به مبارزه بنیادی و انقلابی آشنا سازیم و خط مان را  پیش پای آنها قرار دهیم . ما باید به آنها اعتماد کنیم و به آنها صریح و رک برخورد نماییم . ما  فکر نمی کنیم که مواضع ما برای اکثریت زنان و دختران جوان  قابل تفهیم نباشد و آنها جرئت اتخاذ مواضع اصولی صریح را نداشته باشند .  در همین سال جاری استقبال زنان و خصوصا دختران جوان از نشریه های " هشت مارس " ، " نبرد زن" و " پیکار جوانان " بسیار عالی و امید وار کننده بود و نشان داد که زنان و دختران جوان به دلیل موقعیت آجتماعی ایکه دارند به این گونه مسایل انقلابی و بنیادی بیشتر  از مردان و جدی تر از آنها برخورد می کنند . این را ما در تجربه دیدیم . از طرف دیگر این مسایل به ما امیدواری بیشتری می دهد که مردم و به خصوص زنان از لاف و گزاف های هوایی و اراجیفی  که رژیم تلاش داشته و باز هم   تلاش می نماید که با طرح آنها و باغ سرخ وسبز نشان دادن به زنان و مردم ما  ، آنها را فریب دهد و در مدت پنج سال گذشته به دلایل مختلف از جمله توهم مردم در مقابل رژیم ، بالای تعدادی از آنها تا حدی کاربرد داشت ، دیگر خسته شده اند . اثبات ناکار آمدی رژیم و ترکیدن پوقانه باز سازی و آزادی زنان و اثبات دروغ بودن لاف وگزاف ها در این موارد توهمات را تا حد زیادی از  میان برده است . در این گونه موارد نقش نیروی انقلابی  ارائه  خط بنیادی و انقلابی در  مقابل خط و  موضع ارتجاعی و مزدوران برده صفت  است که باید جرئت مندانه آن را در میان  مردم برد و  به بحث و جدل جدی و منطقی  به افشای رژیم دست  زد . اگر ما دیرتر حرکت نماییم ممکن است اشغالگران و رژیم پوشالی  برای به دام کشیدن مردم ما، تغییر چهره داده و باز باعث تشدید توهم در میان مردم ما بویژه زنان  گردد
مطلبی که می خواستیم امروز بیشتر در مورد آن بپیچیم و مورد تعمق بیشتری قرار دهیم ، همانطوری که از مجموعه مقالات استنباط می شود ، این است که ستم بر زن تنها مربوط به آفغانستان نیست و تنها مربوط به قرن بیست یکم نیست ، بلکه یک پدیده فرا ملیتی و کشوری هست که  از زمانه های خیلی قدیم تا به امروز ادامه دارد . گرچه با این موضوع نمی توان در مدت زمانی به این کوتاهی  و بصورت سرسری برخورد لازم به عمل آورد . این موضوع ، مبحث بسیار مهمی است که باید از زوایای مختلف مورد مداقه  قرار گرفته و موشگافی گردد .      من بطور خلص می خواهم فقط به یک نقطه اشاره کنم و آ ن این است که ستم بر زن از آن سبب عمومیت دارد که این ستم از زمان به میان آدن جامعه طبقاتی آغاز گردیده و فقط  توام با نابودی جامعه طبقاتی بصورت کامل از میان خواهد رفت . ستم جنسی ناشی ازسرشت  ذاتی نظام ناعاد لا نه جوامع طبقاتی میباشد .  در اولین نظام طبقاتی یعنی جامعه برده داری که ستم بالای زن آغاز می گردد زنان  به جنس درجه دوم و فرودست تبدیل می شود . در همان جامعه ، زن بصورت  برده قابل خریده و فروش در می آید که از هر گونه مزایای حقوقی و انسانی  محروم بوده  جزئی از ابزار و و سایل به شمار می رود . در سراسر دوره نظام برده داری کارهای فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی قلمروفعالیت مردان است . در نظام فیودالی زنان شخصیت مستقل و انسان آزاد محسوب نمی شوند ، بلکه جزئی از " آبرو و حیثت " مردان به حساب می روند و اما در دوران نظام سرمایه داری حاکم بر جهان ، هما نطوری که همه چیز  بر مبنای سود و سود آوری چرخ می زند . زنان نیز به عنوان  کالا و  وسیله ی در جهت سود آوری استفاده می شود .
بنا براین ستم بر زن ریشه در نظام ناعادلانه حاکم بر جهان دارد و تا زمانیکه این نظام ناعادلانه در جهان حاکم  و قانون جنگل مسلط باشد ، ستم بر زنان کماکان  ادامه خواهد یافت و نمیتوان بدون مبارزه علیه ستم استعماری و استثمار طبقاتی به رهایی زنان دست یافت . این است  اصل مطلب که باید به آن توجه داشت . هرگونه مبارزه ریفورمیستی و فمینیستی محض نمیتواند ستم بالای زن را بر چیند.  زنان و دختران جوان باید به این مسئله سخت توجه نمایند. من صحبت هایم را در همین جا ختم میکنم و ا میدوارم ادامه جر و بحث ها برای حل و شفافیت موضوع ادامه پیدا کند .تشکر از توجه تان .

اعلامیه مشترک " جنبش انقلابی جوانان افغانستان " و " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " به مناسبت تقبیح پنجمین سالروز تجاوز امپریالیست های امریکایی و متحدین شان بر افغانستان

به پیش در راه
شکلدهی و شگوفایی هر چه بیشتر و وسیع تر
مقاومت ملی مردمی و انقلابی

با فرارسیدن هفت اکتوبر 2006 ، پنج سال از آغاز تجاوزگری و اشغالگری امپریالیست های امریکائی و متحدین شان بر افغانستان می گذرد . آنها واقعه 11 سپتامبر 2001  در امریکا را به مثابه روکش و بهانه ای برای حمله بر افغانستان و آغاز کارزار زورگویانه امپریالیستی شان برای اشغال و کنترل مستقیم کل منطقه ، مورد استفاده قرار داده و شام هفتم اکتوبر 2001  افغانستان را مورد حمله قرار دادند . هدف این حمله و تجاوز ، از میان بردن پایگاه های القاعده در افغانستان و کشتن و یا دستگیری اسامه بن لادن و همچنان سرنگونی رژیم طالبان بمثابه رژیم حامی القاعده اعلام گردید . اما هدف اساسی این یورش سبعانه ، اشغال افغانستان و لگد مال کردن کامل استقلال و آزادی این کشور و مردمان آن و تبدیل کردن آنها به یک کشور مستعمره و مردمان تحت انقیاد مستقیم بود .
با گذشت پنج سال از هفتم اکتوبر 2001 ، دیگر به روشنی هویدا گردیده است که سردمداران هیئت حاکمه امریکا ، مدت ها قبل از وقوع حادثه یازده سپتامبر 2001 ، برای تجاوز و لشکر کشی به افغانستان نقشه کشیده و تدارک می دیده اند . امروزه تقریبا نیمی از نفوس خود امریکا و جمع کثیری از مردمان سائر کشور ها ، با توجه به دلایل و شواهد روشن ، به این عقیده رسیده اند که حادثه یازده سپتامبر صحنه سازی ای بوده است که مقامات کشوری و لشکری امریکایی در نمایش دادن آن سهیم بوده اند تا از آن به عنوان یک " پرل هاربر جدید " استفاده نمایند . در جریان جنگ جهانی دوم ، حاکمان امریکائی عمدا اجازه دادند که قوای جاپانی به آسانی پایگاه نظامی امریکا در " پرل هاربر " را مورد حمله قرار داده و قوای چند هزار نفری امریکایی مستقر در پایگاه مذکور را قتل عام نمایند ، تا جو و فضای مناسب برای اعلان جنگ علیه جاپان به وجود بیاید . اینک که مدت پنج سال از آغار کارزار تجاوز گرانه و اشغالگرانه امپریالیست های امریکایی و متحدین شان ، که نام " جنگ ضد تروریزم " بر آن نهاده اند ، می گذرد ، دیگر به روشنی ثابت گردیده است که جنگ بعد از " پرل هاربر دوم " به مراتب طولانی تر از جنگ بعد از " پرل هاربر اول " خواهد بود . گرچه سومین جبهه این جنگ ، پس از افغانستان و عراق ، همین چندی قبل در لبنان گشوده شد ، اما هنوز جبهات زیادی ناگشوده باقی مانده است . این در حالی است که در جبهات افغانستان و عراق نیز جنگ خاتمه نیافته ، بلکه بیشتر از پیش تشدید گردیده است . امپریالیست های امریکایی و متحدین شان برای کل منطقه نقشه های جدیدی در سر می پرورانند که پیاده کردن عملی آن ها تمامی مردمان و کشور های منطقه را بخاک و خون می کشاند .
ولی اکنون دیگر عملا ثابت شده است که متجاوزین و اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان شان شکست ناپذیر نیستند . در طول پنج سال گذشته بطلان افسانه شکست ناپذیری آنها ثابت گردیده است . دیگر به خوبی روشن گردیده که مشکل مردمان منطقه و منجمله مشکل مردمان افغانستان این نیست که آنها قادر به مقاومت در مقابل قوت های مهاجم مدرن و مجهز و خونریز نیستند . این مقاومت در افغانستان ، عراق و لبنان همچنان ادامه دارد . اما مشکل این هست که این مقاومت ، یک مقاومت شدیدا ارتجاعی و واپسگرایانه است . چنین مقاومتی گرچه ممکن است سال های سال ادامه یابد و تحقق نقشه های اشغالگران را با مشکل مواجه سازد ، اما دورنمای پیروز مندی برای ان نمی توان متصور گردید . اولا چنین مقاومتی قادر نیست اشغالگران را از کشور های منطقه و افغانستان اخراج نماید . ثانیا چنانچه به فرض محال چنین سرانجامی نیز پیدا نماید ، در نهایت شکل مستعراتی سلطه امپریالیستی به شکل نیمه مستعمراتی یا نو مستعمراتی تبدیل می گردد و بازهم مشکل اساسی مردمان افغانستان و منطقه بحال خود باقی میماند .
هم اکنون نیاز عمده مردمان افغانستان و مردمان منطقه ، مقاومت علیه اشغالگران و دست نشاندگان شان است . اما این مقاومت باید یک مقاومت ملی مردمی و انقلابی باشد تا خونبهای مبارزات حماسی توده ها ، مثل مقاومت های ضد انگلیسی و ضد سوسیال امپریالیستی مردمان ما ، به هدر نرفته و به پای استثمارگران و ستمگران بومی و باز هم در نهایت به پای امپریالیست ها نریزد و توده های مردم بازهم چیزی جز محرومیت ، فقر و در یک کلام تحمل استثمار و ستم نصیب دیگری نبرند .
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان " و " دسته زنان هشت مارچ " یکبار دیگر اعلام می نمایند که مقاومت علیه اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان آنها ، حق و مسئولیت وطنی  و ملی مردمان افغانستان است . ما اعلام می کنیم که مبارزات مان را در مسیر مقاومت ملی با بنیاد مردمی و جهتگیری انقلابی به پیش خواهیم برد و یکجا با سائر نیروهای مردمی و انقلابی افغانستان به پیش خواهیم رفت . یقین کامل د اریم که چنین مقاومتی قادر خواهد بود نه تنها اشغالگران را ار کشور اخراج کرده و دست نشاندگان شان را سرنگون نماید ، بلکه به مثابه مرحله ای از مبارزات توده ها در جهت سرنگونی نهایی استثمار و ستم  و به مثابه گامی در جهت سرنگونی نظام حاکم نیز عمل خواهد کرد . چنین مقاومتی قادر است حمایت توده های مردمان جهان ، منجمله مردمان امریکا و سائر کشور های امپریالیستی اشغالگر ، را نیز جلب نموده و ضربات کاری ای بر کل نظام امپریالیستی حاکم بر جهان وارد نماید . 
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان " و " دسته زنان هشت مارچ " تمامی نیروها و شخصیت های ملی ، دموکرات و انقلابی را به شکلدهی هر چه بیشتر و شگوفایی هرچه روز افزون تر مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه اشغالگران و خائنین ملی فرا میخوانند و حاضر اند در راستای سازماندهی وسیع وسرتاسری این مقاومت با تمام قوت و توان کوشش نمایند


مرگ بر اشغالگران امپریالیست امریکایی و متحدین شان !
مرگ بر خائنین ملی دست نشانده و وطنفروش !
به پیش در مسیر مقاومت ملی مردمی و انقلابی !
زنده باد استقلال ، آزادی و انقلاب !

جنبش انقلابی جوانان افغانستان ------- دسته هشت مارچ زنان افغانستان
هفتم اکتوبر 2006  ---  هفدهم میزان 1385

خشمگین خواهرانم!
در خود
فرو نریزید
بغض تان
که می سوزاند
جگر را
که می سوزد
روحتان .

خشمگین خواهرانم!
ترحمی نیست برای درماندگان
نیست بهشتی
برای ضعیفان
پس نشکنید
به شکست
نشکنید .

خشمگینم خواهرانم !
بشویید
تحقیرلحظه ها
تحقیر روز ها
تحقیر سالیان

خشمگین خواهرانم!
آتشفشان شویم
گل های خشم شگوفا کنید
گلهای و حشی باخارهای خشم که بشکافد

      دست  ستمگران
گل های سرخ گدازان      

  خونین
به یاد  آنهمه
خون ها که
ریختند اینان .
خشمگین خواهرانم!
از نیش درد  

  نیزه بسازید

     به پرواز
سوی شان
از خشم
و از خروش  

چشم          

بسازید
چشمه جوشان
انقلاب
ازرنج سالیان.

خشمگین خواهرانم!
برده ایم ما
برده
برده برده گان
حق است خشم ما
پس بشکنید
بشکنید
زنجیرهایتان .

خيزش بيست هزار نفري سرچشمه روز جهاني زن

آزادیخواهان و مبارزین  سراسر دنيا، هشتم مارچ ( روز جهانی زن ) را جشن مي گيرند . اين يك جشن مبارزاتي است و از نبرد زنان سرچشمه گرفته است. بطور مشخص مبارزه كارگران مهاجر خياط در عمق محلات شرقي نيويارك، الهامبخش انتخاب يك روز ويژه براي بزرگداشت مبارزات زنان شد . روحيه زنان مهاجري كه از كارخانه ها بيرون آمده، در خيابانهاي آمريكا راهپيمائي كرده و با عزم راسخ خود همگان را به شگفتي واداشتند، بر سراسر قرن بيستم حكمفرما بوده و كماكان زنده است. آن کارگر مهاجر، امروز نيز ، الهامبخش ما در مبارزه براي رهائي كل نوع بشرند.
حول و حوش آغاز قرن بيستم ، هزاران زن در منطقه پر جوش و خروش نيويارك كار مي كردند. اغلب آنان از روسيه، ايتاليا و لهستان مهاجرت كرده بودند. هر روز تا 15 ساعت كار مي كردند و به شكل قطعه كاري مزد مي گرفتند. پول نخ و سوزن، برق و حتي صندوق چوبي كه بايد روي آن مي نشستند را از آنان مي گرفتند. جريمه هاي سختي براي تاخير، ضايعات كاري و طولاني شدن وقت مستراح تعيين شده بود. كودكان نيز ساعات طولاني كار مي كردند. كنج كارگاه ها جمع مي شدند و لباس هاي توليد شده را نخ كشي مي كردند. يكي از كارگران دوزنده در شرح خاطرات خود چنين گفته است: “ما لباس ارزان مي پوشيديم، در سرپناه هاي ارزان زندگي مي كرديم، و خوراك ارزان مي خورديم. هيچ پيشرفتي در كار نبود. در انتظار روزي كه وضع بهتر از اين شود نبوديم.”
در سال 1908، زنان در كارخانه هاي مختلف نساجي، شروع به راهپيمائي و اعتصاب كردند. بعضي اوقات، شركتها حاضر مي شدند بخشي از مطالبات كارگران اعتصابي مرد را تامين كنند تا اعتصاب پايان گيرد. اما اين نكته در توافقنامه قيد مي شد كه: “هيچ بخش اين توافقات مربوط به زنان نيست و در مورد آنان به اجراء در نخواهد آمد.” زنان كه بسياري از آنان نوجوان بودند، عليرغم دستگيري هاي گسترده، جريمه هاي سنگين، و ضرب و شتم توسط پليس و اوباش مزدور، به تظاهرات ادامه دادند. زناني از طبقات مياني و بالائي جامعه نيز از اعتصاب كنندگان الهام گرفتند، براي اعلام پشتيباني به محل تحصن آنان آمدند و دستگير هم شدند. و زماني كه روزنامه ها گزارشاتي در مورد اين دستگيري هاي غير عادي منتشر كردند، عامه مردم رفته رفته به شرايط وحشيانه و بردگي مزدي زنان اعتصابي پي بردند.
بعد از چند ماه مبارزات محدود در هر كارگاه، زنان تصميم گرفتند با دعوت به اعتصاب عمومي گسترده صنف خياط، سطح مبارزه را ارتقاء دهند. اما سران “اتحاديه بين المللي كارگران لباس دوزي هاي زنانه” در اين مورد هشدار دادند. رهبران اتحاديه از اين بحث كردند كه شما كوچك و ضعيفيد و براي تداوم اعتصاب، پول كافي  نداريد. رهبران اتحاديه كوشيدند زنان را دلسرد كنند؛ كارگران را دعوت به “اقدام سنجيده” كردند. آنان از عواقب براه انداختن حركتي به عظمت يك اعتصاب عمومي هراس داشتند؛ شك داشتند كه زنان جوان و بي تجربه خياط بتوانند از عهده اين كار برآيند.
اين جلسه ساعتها به درازا كشيد، تا ناگهان يك دخترجوان بنام “كلارا لمليش” برخاست و شروع به صحبت كرد. او گفت: “من يك كارگرم. يكي ازكسانيكه عليه شرايط غير قابل تحمل اعتصاب كرده ام. ديگراز شنيدن حرفهاي سخنرانان عامگو خسته شده ام. ما اينجا آمده ايم تا در مورد اعتصاب كردن يا نكردن تصميم بگيريم. قطعنامه اي كه من جلو ميگذارم اينست كه اعتصاب عمومي همين حالا اعلام شود!” سالن جلسه با ابرازاحساسات تاييد آميز حضار به لرزه درآمد و“خيزش بيست هزار نفري” آغاز شد.
 يكي از كارگران شركت پيراهن دوزي “تريانگل”، واقعه را چنين تعريف كرد: “هزاران هزار نفر از هر گوشه، كارخانه ها را ترك گفتند. همه آنان بسوي “ميدان اتحاد” روان شدند. ماه نوامبر بود و زمستان سرد به در مي كوفت. هيچيك از ما کت به تن نداشت. اما روحيه خوبي داشتيم كه به ما اجازه داد به راهپيمائي ادامه دهيم و خود را به سالن ها برسانيم. در آنجا موقتا از گزند سرما و باد در امان بوديم. جواناني را بياد مي آورم كه اكثرشان زن بودند و بي اعتنا به حوادث احتمالي همچنان به پيش مي رفتند. روح پيروزي، تسخيرشان كرده بود. به اينكه چه در انتظارشان است فكر نمي كردند. آنان واقعا به فكر گرسنگي، سرما، تنهائي و معضلات ديگري كه مي توانست برايشان پيش بيايد نبودند. در آن روز خاص، آنان به هيچ چيز اعتنا نداشتند. اين روز متعلق به آنان بود.”
يك قاضي به هنگام اعلام حكم دادگاه در مورد چند نفر از زنان دستگير شده، چنين گفت: “شما عليه خداوند و طبيعت اعتصاب كرده ايد كه قانون پايه اي آن اينست كه انسان بايد نان خود را با عرق جبين بدست آورد.” وقتي كه برنارد شاو نويسنده ايرلندي اين خبر را شنيد، چنين نوشت: “محشر است! آمريكاي قرون وسطائي همواره اعتماد صميمانه شخصي خود را به قدرت باريتعالي اعلام ميدارد.”
اعتصاب ماه ها به طول انجاميد و محرك اعتصابات در نواحي ديگر شد. هر چند اين اعتصاب در زمينه تغيير شرايط كار فقط به موفقيت هاي قسمي دست يافت، اما “خيزش بيست هزار نفري” برخي امور مهم را دگرگون ساخت. اين خيزش به مصاف طرز تفكري رفت كه زنان مهاجر بيسواد را ناتوان مي انگاشت. اين خيزش، منطقه شرق نيويورك و بسياري از زنان و مهاجران و مردم ستمديده رااز احساس سربلندي و قدرت انباشته ساخت. در سال 1910، به هنگام سالگرد اين مبارزات، هشتم مارچ از سوي كنفرانس بين المللي سوسياليستها بعنوان روز بين المللي زنان اعلام شد . لنين، رهبر حزب بلشويك و انقلاب روسيه، در زمره كساني بود كه به تثبيت اين سنت مبارزاتي راي دادند. از آن پس، كارگران آگاه و كساني كه براي رهائي زنان و پايان بخشيدن به كل نظام استثمارگر و ستمكار سرمايه داري نبرد مي كنند، روز هشتم مارچ را در سراسر دنيا جشن مي گيرند

.
پیام حمایت از راهپیمائی هشت مارچ

به همرزمان شرکت کننده در کارزار مبارزه زنان ...  !
دوستان عزیز !
خوشوقتیم از اینکه یکبار دیگر همرزمان عزیز ما روز جهانی زن را با برگزاری تظاهرات اعتراضی در شهر لاهه هالند تجلیل می نمایند . امید واریم که راهپیمائی امسال نیز همانند راهپیمائی پارسال موفقانه و با شکوه برگزار گردد و نقش سازنده ای در رشد و شگوفائی مبارزات حق طلبانه زنان بازی نماید .
همسنگران رزمنده !
درینجا ، در افغانستان اشغال شده توسط امپریالیست های امریکائی و متحدین شان و پامال شده توسط دست نشاندگان رنگارنگ شان ، اشغالگران و خائنین ملی مسئله زنان را به نحو فریبنده ای ملعبه سیاست های امپریالیستی و خائنانه شان قرار داده اند . آنان از زنان افغانستان انتظار دارند که در بدل " آزاد سازی امپریالیستی " و " تامین حقوق زنان " در یک کشور اشغال شده و تحت حاکمیت قوت های امپریالیستی متجاوز و رژیم دست نشانده ، به انقیاد ملی تن در دهند و استقلال و آزادی ملی شان را بفروشند . یکتعداد از زنان خیانت پیشه ، تسلیم طلب و یا متوهم و فریب خو.رده ، در رده های مختلف رژیم دست نشانده و بیرون از آن ، برای آرائش این فریبکاری ، روی صحنه های نمایش آورده شده اند تا دام فریب تکمیل گردد .
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان "
آشکارا اعلام می نماید که علیرغم تمامی فریبکاری ها و ادعاهای میان تهی اشغالگران و دست نشاندگان شان در مورد تامین حقوق زنان ، اشغالگران امپریالیست و رژِیم دست نشانده که دشمنان عمده تمامی مردمان افغانستان اند بصورت طبیعی و الزامی دشمنان عمده زنان افغانستان نیز محسوب میگردند . در افغانستان امروز هر زن و مردی و هر تشکل و نیروئی آزاد است که در مورد مسئله زنان به نفع اشغالگران و دست نشاندگان شان هر چه میتواند بگوید و هر چه می خواهد انجام دهد . اما یک چیز مجاز نیست : برقراری پیوند میان مبارزه زنان و مبارزه علیه اشغالگران و رژیم دست نشانده ، توجه به تضاد عمده در جامعه و پیشبرد مبارزه در عرصه تضاد های بزرگ و مهم دیگر ، در پیوند و در تابعیت از پیشبرد مبارزه در عرصه تضاد عمده . از آنجائیکه " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " اینچنین توجه و پیوندی را در راس وظایف مبارزاتی خود قرار داده و حاضر نیست از آن بگذرد و این مرزبندی را کمرنگ سازد ، ناگزیر است در افغانستانی که پیوسته یکی از دلائل تجاوز و اشغالگری امپریالیستی بالای آن ، " تامین حقوق زنان " اعلام می گردد ، مخفیانه و زیر زمینی فعالیت نماید .
در شرایطی که اشغالگران امپریالیست ، رژیم دست نشانده و گروپ ها و دسته های خیانت پیشه ، تسلیم طلب و متوهم مربوط و نزدیک به آنان برای برگزاری های پر طمطراق نمایشی روز جهانی زن آمادگی می گیرند ، " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " برای برگزاری مخفیانه هشت مارچ در نقاط مختلف افغانستان برنامه ریزی کرده است . در این محافل تجلیلیه ، استقلال و آزادی ملی افغانستان و مردمان آن ، در بدل " حقوق زنان " به معامله گزاشته نمی شود . " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " تعهد سپرده است که به مثابه بخشی از مقاومت ملی مردمی و انقلابی و مبارزات تدارکی برای برپائی و پیشبرد چنین مقاومتی ، مبارزاتش را در راه تامین حقوق زنان به پیش برد . ما هر سطحی از بی توجهی به مقاومت ملی مردمی و انقلابی و مبارزه تدارکی برای برپائی و پیشبرد آن به مثابه وظیفه مبارزاتی عمده کنونی و عمده قرار دادن وظایف مبارزاتی دیگری به جای آن را ، درجه ای از تسلیم طلبی ملی در قبال اشغالگران امپریالیست و خائنین ملی و یا حد اقل گرایش به چنین سمتی می انگاریم و وظیفه خود می دانیم که علیه آن مبارزه کنیم .
در شرایط کنونی افغانستان به وضوح دیده می شود که نیروهای زن ستیز بومی عمدتا در رژیم دست نشانده گرد هم آمده اند و اینان همه در رکاب امپریالیست های اشغالگر می جنگند . اما از چنین واقعیتی نباید نتیجه گرفت که زن ستیزی محدود و منحصر به آنها است . زن ستیزی طالبان معارض حتی غلیظ تر و خشن تر از زن ستیزی رژیم پوشالی است و بدون پیشبرد مبارزه علیه آن ، نمی توان از مبارزه علیه شوونیزم مرد سالار دم زد . یکی از جنبه های بسیار خطرناک زن ستیزی شوونیستی غلیظ طالبان این است که آنرا به مثابه یکی از ضرورت های مقاومت علیه قوت های اشغالگر خارجی و رژیم پوشالی مطرح می نمایند . این چنین بینش و کنشی که ستم بر زنان را به مثابه بخشی از ضرورت مقاومت علیه قوای اشغالگر خارجی و دست نشاندگان شان تقدیس می نماید ، نه تنها یک بینش و کنش ستمگرانه ارتجاعی است بلکه در قدم اول یک بینش ضد ملی است و در مخالفت با ضرورت انصراف نا پذیر بسیج سرتاسری تمامی مردمان افغانستان در مقاومت علیه اشغالگران و خائنین ملی قرار دارد .
احصائیه های تقریبی نشان می دهند که هم اکنون زنان و دختران در حدود 54% نفوس افغانستان را تشکیل می دهند . بدون بسیج این نیمه بزرگتر نفوس کشور ، مقاومت علیه اشغالگران و دست نشاندگان شان به هیچ وجهی نمی تواند یک مقاومت سرتاسری و فراگیر باشد . ستم بر زنان و مخالفت با مبارزات حق طلبانه آنان ، در شرایط کنونی افغانستان ، قبل از هر چیزی به مفهوم جلوگیری از سرتاسری شدن و فراگیر شدن مقاومت علیه اشغالگران و خائنین ملی است و چنین کاری یک جفای بزرگ ملی محسوب می گردد . " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " نه تنها بخاطر پاسخگوئی مناسب و اصولی به ضرورت های کلی مبارزات حق طلبانه زنان بلکه در قدم اول بخاطر پاسخگوئی مناسب به ضرورت های مقاومت عمومی تمامی مردمان افغانستان علیه اشغالگران و رژیم پوشالی ، وظیفه خود می داند که علیه زن ستیزی ضد ملی و ارتجاعی طالبان بصورت جدی و قاطعانه مبارزه نماید .
دوستان رزمنده !
ما مبارزات زنان ایران علیه رژیم ارتجاعی زن ستیز جمهوری اسلامی را با دیده قدر می نگریم . جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی دشمن عمده مردمان ایران و طبعا دشمن عمده زنان ایران است و باید مبارزات زنان ایران علیه آن متمرکز گردد و عمدتا علیه آن پیش برده شود . اما در عین حال تجاوز امپریالیزم امریکا بر ایران خطری است که هم اکنون در چشمرس دیده می شود . بنابرین زنان رزمنده ایرانی در عین پیشبرد وظیفه مبارزاتی عمده یعنی مبارزه علیه جمهوری اسلامی وظیفه دارند که علیه خطر تجاوز و اشغالگری امپریالیستی بر ایران نیز دست به مبارزه بزنند . " دسته هشت مارچ زنان افغانستان " خوشوقت است که می بیند در راهپیمائی اعتراضی شما ، هر دو وظیفه مبارزاتی توام و در پیوند با هم در نظر گرفته می شود .
یکبار دیگر دست های تان را می فشاریم و آرزو می نمائیم پیشروی های مداوم در مبارزات تان داشته باشید .

زنده باد مبارزات بر حق زنان ایران ، افغانستان و سراسر جهان !
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان "
اول مارچ 2007

روشنائی پیش می آید
و مرا در بر می گیرد
دنیا زیباست
اسارت مسئله نیست
ببین !
مسئله اینست که تسلیم نشوی

هر راه می توان رفت           هر کار می توان کرد
با رنج می توان گنج                از کام شیر آورد
از آسمان هفتم                    باید ربود ماه
یا صید لاک پشتان                 از قعر پنج دریا
دشوار نیست هرگز               پیچیده کار دنیا
جرات کن و خطر کن              بین فتح قله ها را

 

قلب مرا بردارید
این قلب
این ستاره خونین را
این خون خشمگین را
این ارغوان کوهی را
که میچرخد در طوفان
و نعره می کشد از آتش جگر در باد.
بهاران
بهاران آزادی
بخوانید
آزادی بخوانید
آزادی بشنوید
************************************************
همه سر بسر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
چو کشور نباشد تن من مباد
تن من مباد و سر من مباد
نباید که میهن بود جای خصم


به دشمن نشاید بجز قهر و خشم

غصه در نغمه خون
غلغله زد
تندر شد
شد زمين رنگ دگر
رنگ زمان ديگر شد
آن دلاور
كه قفس با گل خون مي آراست
لبش آتشزنه آمد

 سخنش آذر شد


مرگ بر منشور خیانت ملی


یکبار دیگر رژیم پوشالی ماهیت ضد مردمی و خائنانه ملی خود را نشان داد و ثابت ساخت که حاکمیت دست نشانده کنونی درکل مجمعی از خائنین ملی و دشمنان کشور و مردمان کشور است . سندی که بنام " منشور مصالحه و آشتی ملی " توسط هر دو بخش قوه مقننه و با توافق رئیس جمهور رژیم به تصویب رسید ، در واقعیت امر منشور خیانت ملی است . این سند تمامی جنایات گذشته نوکران سوسیال امپریالیزم شوروی ، جهادی ها و طالبان را مورد عفو قرار داده و جانیان را از تعقیب عدلی و قضائی معاف اعلام کرده است .
دسته هشت مارچ زنان افغانستان این عمل خائنانه ملی را به شدت محکوم نموده و اعلام می نماید :
1 – رژیم تحت رهبری حامد کرزی ، این شاه شجاع سوم ، رژیمی است که توسط متجاوزین و اشغالگران امپریالیست و به زورقوت های مسلح و پول آنان بر مردمان افغانستان تحمیل گردیده و توسط اراده آزاد آنان رویکار نیامده است . این رژیم در هیچ موضوعی ، منجمله در معافیت جنایتکاران از تعقیب عدلی و قضائی ، صلاحیت نمایندگی از مردمان ما را ندارد .
2 -  رژِیم دست نشانده که تمامی ارگان های قدرت آن مملو از خائنین ملی و جنایتکاران قابل تعقیب عدلی ومحاکمه است ، اصولا حق عفو جنایتکاران گذشته را ندارد و نمی تواند آنان را از تعقیب عدلی و قضائی معاف اعلام نماید .
3 -  حق تعقیب عدلی و به محاکمه کشاندن جنایتکاران صرفا به مردمان زجر کشیده و بلا دیده این مرز و بوم تعلق دارد . آنها فقط  پس از اخراج قوت های متجاوز و اشغالگر از کشور ، سرنگونی رژیم دست نشانده کنونی و برقراری حاکمیت ملی و مردمی خود شان ، خواهند توانست از این حق استفاده کنند .
4 -  هم اکنون کشور در اشغال قوت های متجاوز امپریالیست های امریکایی و متحدین شان است و رژیم دست نشانده آنها بر مسند حاکمیت پوشالی تکیه زده است . به همین جهت ، خیانت ملی و جنایات جنگی موضوعی نیست که صرفا به گذشته تعلق داشته باشد ، بلکه هم اکنون نیز در کشور جاری و ساری است . مردمان ما نه تنها حق دارند جنایتکاران گذشته را به پای میز محاکمه کشانده و به جزای اعمال شان برسانند ، بلکه جنایتکاران حاکم کنونی را نیز می توانند – و باید – مورد تعقیب عدلی و قضائی و حقوقی قرار دهند و مطابق به جنایات شان جزا دهند .
5 -  یکبار دیگر توهمات و تسلیم طلبی های پارلمانتاریستی ماهیت و جوهر خود را نشان داد ودر عمل ثابت شد که متوهمین و تسلیم طلبانی که ادعای پیشبرد مبارزه مردمی از طریق پارلمان پوشالی را دارند ، صرفا آرایشگر دموکراسی کاذب این رژیم هستند و هیچ کاری به نفع کشور و مردمان کشور انجام داده نمی توانند . ما اینها را به خروج اصولی و شجاعانه از پارلمان پوشالی دعوت می کنیم ، در غیر آن در آینده جزء جنایتکاران به جساب خواهند آمد
.


" دسته هشت مارچ زنان افغانستان "
هشت مارچ 2007 ( 17 حوت 1385)

شیر زن قهرمان
قرن ها بر بستر سرد زمین
باد زهر آگین مغرب ، سرکش و مغرور
هر زمان
با هزاران حیله و نیرنگ و افسون پلید
تا پسین شوم بیخود همرهی می کرد .
از دعای جیره خواران فرنگ
پیکر رنجور دهقان
زیر بار ناکسان فتنه جو
در میان تیره قبرستان نابودی فرو .
بس جوانان
روی نطع آدمیخواران بخون خفتند
خاک را با خون پاک خویش آغشتند
تا به کوهستان خاورآتش پیکار بالا شد .
تا خروشان باد شرق
بر دژ بیداد دد خویان مغرب
حمله پیرا شد .
در نخستین جرقه رزم و ستیز
کز محیط این وطن
- زین کهن ویرانه ای که امروز
عرصه بیداد دزدان است –
چابک و سوزنده در پرواز
شعله ها در کاخ جور برده سازان کرد .
عاقبت در صبحگاه روشن و رخشان
لشکر آزادگان در پهنه میوند
هر کجا آماده پیکار
سینه ها از کین دشمن سخت مالامال
دست ها در کار
تا کشد از روزگار دشمن میهن دمار
با طلوع آتش پیکار خونین مادران
از عقبگاه جوانان کوزه ها بر دوش
سینه ها پر جوش

سوی سنگر آب می بردند .
ناگهان از کید دشمن
رخنه اندر لشکر آزادگان افتاد
آه پرچمدار افغان کشته شد
پرچم رزم دلیران هم بخاک افتاد
خاطر جنگاوران ناشاد
دشمن آتش بجان خرسند .
اندرین هنگامه از اقصای لشکر دختری
قهرمانی ، شیر زن ، نام آوری
آذرخشی ، تند گامی
شعله آسا همچو برق
با سرود رزم بر لب
سوی پرچم در شتاب
ساغر چشمان او از باده آزادگی بیتاب .
او ملالی دخت با ایمان شرق
دختر زحمتکش دهقان شرق
پرچم افغانیان بر دوش کرد
گفتگوی ناکسان خاموش کرد .
دیده ها یک لحظه شد حیران و او
نعره رزمنده بر لشکر کشید
کز نهیبش خاطر دشمن پریشان شد .
او بسوی رزمجویان اینچنین فریاد کرد :
" که په میوند کی شهید نه سوی
خدایزو لالیه بی ننگی ته دی ساتینه "
این ندا در لشکر آزادگان پیچید
رزمجویان همچو شیران در نبرد
دشمن افتان و خیزان در گریز .
بعد از آن در دفتر تاریخ خلق
با خطی زرین
در کنار نام آن دخت دلیر
" قهرمان " بنوشته اند .