قطعنامه
اجتماع اعتراضی زنان مهاجر افغانستانی مقیم کویته
علیه
پایمالی حقوق زنان در افغانستان به ویژه توسط طالبان و
محاصرۀ اقتصادی هزاره جات توسط آنها
مورخ10/1/1998 برابر با 20/10/1376

 

اجتماع اعتراضی کنونی زنان مهاجر افغانستانی مقیم کویته، در نوع خود اولین اجتماع اعتراضی زنان افغانستان به شمار می رود. هرچند مدعیان حل مسایل افغانستان بیشمار اند و روز به روز بر تعداد شان افزایش نیز به عمل می آید، اما باید گفت که بدون شرکت فعال زنان در حل و فصل مسایل کشور و تامین نقش زنان در امور اجتماعی ، خارج شدن از بحران موجود در کشور امریست خیالی و به دور از واقعیت های عینی و تاریخی. مسئله زنان خود یک مسئلۀ اصلی جامعۀ ماست و بدون حل آن خروج از بحران موجود فعلی جامعۀ ما به صورت اصولی ناممکن می باشد.
دولت ها و حاکمیت های تاکنونی افغانستان، با عقب نگهداشتن جامعۀ ما از مسیر تکامل و پیشرفت زمان، مردمان ما را در فلاکت، بدبختی، جهالت، خرافات، مریضی و بیسوادی نگهداشته اند تا خر مراد شان چهار نعل در جادۀ هموار گام بر دارد و تامین مقاصد شوم شان به آسانی میسر باشد. رژیم ها و حاکمیت های تاکنونی افغانستان به جای شناساندن زنان جامعۀ ما به خود شان و به جهانیان، آنان را در قعر خرافات و جهالت و اسیر در چهار دیواری خانه نگهداشته اند. زنجیر اسارت زنان پس از برقراری حاکمیت طالبان در کابل محکمتر شده و دست  و پای زنان  بیشتر از پیش بسته گردیده است.  
مردمان کشور ما با از سرگذشتاندن بیشتر از یک دهه مقاومت مردمی علیه اشغالگران روسی و دم و دستگاه مزدور خلق و پرچم آنان، تلفات و قربانی هایی بی همتایی به پای تامین آزادی و استقلال شان نثار کردند. یک و نیم میلیون نفر شهید، صدها هزار معلول، معیوب، مهاجرت ثلث نفوس کشور و خرابی وسیع روستاها و شهرهای کشور، آن قربانی هایی بودند که مردمان ما در بسر رساندن موفقانۀ جنگ مقاومت متحمل گردیدند.قسمت مهمی از این قربانی ها را زنان جامعۀ ما به دوش کشیدند. اما از آنجاییکه متاسفانه موفقیت در جنگ مقاومت صرفاً در عرصۀ اخراج قوای اشغالگر و سرنگونی رژیم بازمانده از دوران اشغال مفهوم یافت و مسایل اساسی جامعه کماکان بحال خود باقی ماند، اسارت زنان نه تنها خاتمه نیافت، بلکه محکمتر نیز شد. ستره محکمه (دادگاه عالی) حکومت ربانی در زمان سلطۀ این حکومت بر کابل فتوا نامه ای صادر کرد و در آن بر بستن مکاتب دخترانه، اخراج زنان از ادارات دولتی، منع کار زنان در بیرون از خانه، منع روی لچی و خلاصه زندانی ساختن زنان در چهاردیواری خانه، حکم صادر نمود. حکومت ربانی به دلیل تشتت و پراگندگی ذاتی از تطبیق کامل احکام این فتوا نامه عاجز بود، اما تا جاییکه توانست در تطبیق احکام اسارت آور آن کوشید. بناًء تطبیق کامل آن فتوانامه بر دوش حکومت طالبان افتاد. آنان بعد از رویکار آمدن، زنان را حکم قاطع و صریح دادند که نباید از خانه هایشان بیرون گردند؛ در غیر آن مورد محاکمه و مجازات قرار خواهند گرفت. اکنون روزی نیست که درین یا آن گوشۀ شهر کابل زنان را در ملا عام شلاق نزنند. بدینترتیب تلاش می نمایند که پیکرنیم خفتۀ جامعۀ ما را بطور کامل در خواب غفلت فرو برند. طالبان دم زدن از احقاق حقوق زنان را مردود اعلام کرده اند، دروازه مکاتب و معارف را بر روی زنان و دختران بسته اند، بازارها را بر روی زنان بسته اند و حتا حمام های زنانه را از بین برده اند. آنان کار وفعالیت زنان در ادارات، فابریکه ها و موسسات را بطور کامل منع کرده اند و حتا انسانی ترین و شریفانه ترین پیشه یعنی طبابت را نیز به شدت تحت کنترل قرار داده اند.
از جانب دیگر بعد از خروج قوای اشغالگر و فروپاشی رژیم بازمانده از دوران اشغال، مسئلۀ ستم و تبعیض دیرپای ملیتی در کشور نیز نتوانست راه حل خود را پیدا نماید. رژیم ربانی نه تنها از حل و فصل این موضوع عاجز ماند، بلکه در زمان حاکمیت این رژیم بر کابل مسایل ملیتی به شدت دامن زده شد و تا سرحد دشمنی های خونین ملیتی انکشاف یافت. حاکمیت طالبان، این دشمنی های خونین دامن زده شده را تا سرحد تصفیه ملیتی مناطق و محاصرۀ اقتصادی ملیتی بالا برد. در میان این اقدامات تفرقه افگنانۀ ملی که به شدت برای حفظ موجودیت افغانستان به عنوان یک کشور، زیان آور است و آن را به مرز تجزیۀ رسمی کشانده است، محاصرۀ اقتصادی هزارجات برجسته ترین نمونه به حساب می آید . این اقدام جنایتکارانه و ضد بشری که چهار ملیون نفر ساکنین هزاره جات را به شدت تحت فشار طاقت فرسا قرار داده است، در اصل عملکردی علیه این یا آن حزب سیاسی نه، بلکه عملکردی علیه تمام ملیت هزاره است. این محاصرۀ اقتصادی که بعد از بمباران بامیان توسط طالبان نه تنها از زمین، بلکه از راه هوا نیز اعمال میگردد، در قدم اول قربانیان خود را از میان زنان، اطفال و پیرمردان می گیرد که خارج از میدان جنگ قرار دارند و تاثیر چندانی بر نیروها و قوتهای نظامی ایکه در مقابل طالبان قرار دارند بر جای نمی گذارد.
با توجه به مسایل مطروحۀ فوق، اجتماع اعتراضی زنان مهاجر افغانستانی مقیم کویته اعلام می نماید:

1:پایمالی حقوق فردی ، خانوادگی و اجتماعی زنان در افغانستان به ویژه توسط طالبان به شدت قابل محکومیت است. زنان به مثابۀ نیمی از پیکر جامعۀ ما باید دارای حقوق فردی، خانوادگی، سیاسی، اجتماعی و مدنی خویش باشند و این حقوق باید به آنان تفویض شده و مورد احترام قرار داشته باشد. زنان افغانستان برای تامین حقوق شان، بجزپیشبرد مبارزات فعال علیه وضع موجود راه دیگری ندارند.  ما از تمام عناصر و نیروهای مخالف ستم بر زن، هم در سطح کشوری و هم در سطح بین المللی می خواهیم که از امر ما حمایت به عمل آورند.

2:محاصرۀ اقتصادی هزاره جات توسط طالبان، یک عمل ضد انسانی است که هر وجدان با احساس را متاثر می سازد. این عمل، مخالف اعلامیۀ حقوق بشر و تمام کنوانسیون های پذیرفته شده بین المللی در مورد حقوق افراد غیر نظامی است. این عمل، مخالف تامین تمامیت ارضی افغانستان به عنوان یک کشور و به شدت تجزیه طلبانه و تفرقه افگنانه است. این عمل دشمنی و خصومت ضد انسانی علیه یک ملیت زحمتکش کشور است، ملیتی که در جنگ مقاومت ضد روسی پا به پای سایر ملیت ها شرکت کرده و قربانی های عظیمی را درین جنگ  پذیرا گردیده است. ما محاصرۀ اقتصادی هزاره جات توسط طالبان را به شدت محکوم  می نمایم و از تمام شخصیت ها و نیروهای علاقمند به امر تامین وحدت میان ملیت های کشور و تامین تمامیت ارضی افغانستان به عنوان یک کشور، به ویژه نیروها و شخصیت های منسوب به ملیت پشتون، می خواهیم که علیه محاصرۀ اقتصادی هزاره جات توسط طالبان و تمامی اقدامات شوونیستی دیگر آنان مبارزه نمایند. ما از تمامی افراد و تشکلات بشر دوست در سطح بین المللی می خواهیم که امر کمک رسانی به مردم هزاره جات را علیرغم محاصره زمینی و هوایی هزاره جات توسط طالبان به هر طریق ممکنی که می توانند جاری نگه دارند تا از یک فاجعۀ انسانی جلوگیری به عمل آید.